کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل


آخرین مطالب



جستجو


 



 

تعیین هدف های سالانه، تدوین سیاست ها، تخصیص منابع، تغییر ساختار کنونی سازمان، تجدید ساختار و مهندسی مجدد، تجدید نظر در پاداش و برنامه های انگیزشی، کاهش دادن مقاومت هایی که در برابر تغییرات ایجاد می شود، وفق دادن مدیران با استراتژی، تقویت فرهنگی که پشتیبان استراتژی می‌باشد، تطبیق فرآیندهای تولید (عملیاتی) با استراتژی؛ تشکیل یک واحد منابع انسانی اثربخش و در صورت لزوم کاهش دادن نیروی انسانی، در اجرای استراتژی به کارایی تأکید می شود. در مرحله ارزیابی کنترل های لازم ‌در مورد اجرای درست استراتژی و تحقق اهداف استراتژی انجام می شود.

 

اگر هدف ها تحقق بایند و منابع به صورت مطلوب به کار گرفته شوند بهره وری حاصل شده است. در این صورت استراتژی درست انتخاب شده و درست اجرا شده است. استراتژی اثربخش بوده و کارا اجرا شده است.

 

اگر هدف ها تحقق بایند ولی فدری اتلاف منابع داشته باشیم و در این صورت استراتژی اثربخش بوده ولی به صورت ناکارا اجرا شده است لذا اقدام اصلاحی در نحوه (اجرای) استراتژی باید اعمال شود. اگر هدف ها تحقق نیابند آنگاه استراتژی درست انتخاب نشده است و استراتژی نا مؤثر می‌باشد و به دنبال تدوین و اجرای استراتژی اثربخش می رویم. لذا نقش اثربخشی روی استراتژی این است که استراتژی درست انتخاب شود نقش کارایی روی استراتژی این است که از منابع به صورت کارا استفاده شود. (رضائیان، ۱۳۸۶).

 

۲-۷- تعاریفی‌‌ از اثربخشی

 

اثربخشی‌ سازمان‌ عبارت‌ است‌ از درجه‌ یا میزانی‌ که‌ سازمان‌ به‌ هدف های‌ موردنظر خود نائل‌ می‌آید. اثربخشی‌ یک‌ مفهوم‌ کلی‌ دارد. به‌بیان‌ ساده‌تر اثربخشی‌ را می‌توان‌ “انجام‌ کارهای‌ درست” نامید. اثر بخشی عبارت است از، درجه و میزان نیل به اهداف تعیین شده است.

 

به بیان دیگر اثربخشی نشان می‌دهد که با چه میزان از تلاش انجام شده، نتایج مورد نظر حاصل شده است. در حالی که نحوه استفاده و بهره برداری از منابع برای نیل به نتایج، مربوط به کارایی می شود. پیتر دراکر معتقد است اثربخشی یعنی انجام دادن کارهای درست. از نگاه دراکر اثربخشی کلید موفقیت سازمان محسوب می شود.

 

بهره وری= کارایی+ اثربخشی

 

بهره وری (اثربخشی+ کارایی) چیست؟

 

در ادبیات مدیریت، اثربخشی را انجام کارهای درست و کارایی را انجام درست کارها تعریف کرده‌اند. مفهوم اثربخشی در درون مفهوم کارایی جا دارد. کارایی جنبه کمی و اثربخشی جنبه کیفی دارد. (طاهری، ۱۳۸۵).

 

۲-۸- تفاوت بین کارایی و اثربخشی

 

کارایی و اثربخشی[۱۰۲] از اصطلاحات معمول مدیریت می‌باشد. با اینکه هر دو با صدا و حرف یکسان شروع می‌شوند اما معانی متفاوتی دارند.

 

کارایی اشاره به انجام کار به شیوه درست دارد. به طور علمی، از آن به عنوان خروجی نسبت به ورودی تعریف شده و برگرفتن حداکثر خروجی با حداقل منابع از سوی دیگر اثربخشی اشاره به انجام کارهای صحیح دارد. به طور معمول خروجی واقعی در مقابل خروجی مورد نظر می‌باشد.

 

از آنجایی که در کارایی همه چیز ‌در مورد تمرکز بر روی فرایند مورد اهمیت است که به معنای انجام کارها است در حالی که رسیدن به پایان هدف تعیین شده است. کارایی نگران وضعیت کنونی و یا وضع موجود است. فکر کردن درباره آینده و اضافه کردن و یا حذف منابع جریان کارایی را بر هم می زند. اثربخشی از سوی دیگر معتقد است هدف در پایان هر جلسه باید مورد توجه قرار گیرد. و هر متغیر دیگری در آینده ممکن است تغییر کند. بدین منظور گاه در کارایی نظم و دقت زیاد مورد نیاز است. این می‌تواند باعث انعطاف ناپذیری در سیستم شود اثربخشی از سوی دیگر استراتژی بلند مدت را در ذهن نگه می‌دارد ‌بنابرین‏ بیشتر با تغییرات محیط مطابقت می‌کند.

 

کارایی بر فرایند تمرکز می‌کند در حالی که اثربخشی بر پایان کار تمرکز می‌کند. کارایی محدود می شود به زمان حال، در حالی که اثربخشی شامل فکر کردن به زمان‌های طولانی می شود. سازمان ها باید هر دوی اثربخشی و کارایی را برای رسیدن به موفقیت تنظیم کنند.( طاهری، ۱۳۸۵).

 

۲-۹- پیشینه پژوهشی تحقیق

 

۲-۹-۱- پیشینه پژوهش در داخل کشور

 

– بابائیان، سامانی، کرمی(۱۳۹۳)، در پژوهشی تحت عنوان بررسی رابطه ی ویژگی های شخصیتی با عملکرد شغلی کارکنان رسته های ماموریتی ناجا، این گونه گزارش نمودند: هدف از انجام این تحقیق بررسی رابطه ی بین ویژگی های شخصیتی با عملکرد شغلی کارکنان رسته های ماموریتی( آگاهی، راهور، انتظامی) فرماندهی انتظامی تهران بزرگ می‌باشد.تحقیق حاظر از لحاظ روش تحقیق، توصیفی- پیمایشی و از نظر هدف کاربردی می‌باشد.به منظور گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استاندارد فرم کوتاه NEFاستفاده شده است.اندازه نمونه ۳۷۰ نفرو آزمون های همبستگی پیرسون و اسپرمن و رتبه ای فریدمن استفاده شده است.نتایج نشان دا بین ویژگی های شخصیتی برون گرایی، ثبات عاطفی، انعطاف پذیری و دلپذیربودن رابطه معنا داری وجود ندارد و تنها بین ویژگی مسئولیت پذیری و عملکرد شغلی کارکنان این ارتباط معنا دار می‌باشد.

 

– عبودی، لطفی زنگنه درویش، کاظمیان(۱۳۹۳)، در پژوهشی تحت عنوان رابطه فرهنگ سازمانی با توانمند سازی کارکنان این گونه گزارش نمودند: هدف از این پژوهش شناخت رابطه ی فرهنگ سازمانی با توانمند سازی کارکنان سازمان تامین اجتماعی خوزستان است. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ ماهیت و روش از نوع همبستگی است.جامعه آماری در این پژوهش حدود ۸۰۰ نفر و حجم نمونه ۲۰۴ نفر بوده است. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه و برای تجزیه و تحلیل از spss استفاده شد.یافته های تحلیل همبستگی و رگرسیون ، نشان می‌دهد که بین فرهنگ سازمانی و توانمندسازی کارکنان در سازمان تامین اجتماعی خوزستان رابطه ی مثبت و معنا دار وجود دارد.

 

– محمدی، هنری، کشکر(۱۳۹۳)، در پژوهشی تحت عنوان بررسی رابطه زیر سیستم های مدیریت دانش در سازمان یادگیرنده و بهره وری منابع انسانی در فدراسیون ورزشی منتخب، این گونه گزارش نمودند: به منظور گردآوری اطلاعات از سه پرسشنامه ی جمعیت شناختی، مدیریت دانش و بهره وری منابع انسانی استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق را کارکنان ۱۰ فدراسیون ورزشی منتخب تشکیل می‌دهند که از بین آن ها ۱۶۵ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند.در نهایت، نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داده است که از بین مؤلفه‌ های مدیریت دانش، دانش آفرینی قادر به پیش‌بینی معنادار بهره وری منابع انسانی است و تفاوتی در رابطه ی زیر سیستم های مدیریت دانش و بهره وری منابع انسانی در فدراسیون های ورزشی گروهی و انفرادی وجود ندارد.

 

آقایی(۱۳۹۲)، در پژوهشی تحت عنوان بررسی تاثیر اجرای ۵s ‌بر کارایی واثربخشی کارکنان کلانتری ها، این گونه گزارش نمودند: امروزه کارایی و اثربخشی به عنوان یکی از اهداف اساسی مدیریتی هرسازمانی در راستای دستیابی مؤثر چشم انداز و مأموریت‌ های سازمان ها محسوب می شود. ۵S فلسفه ای مدیریتی در برگیرنده مجموعه سازمان که به ارتقای کارایی و اثربخشی سازمان می پردازد. به عبارت دیگر با به کارگیری ۵S قدرت اثربخشی سازمان هایی که محیط کاری آن ها از نظم زیادی برخوردار نبوده می‌تواند موقعیت و وضعیت موجود سازمان را جهت ارتقای بهره وری به وسیله سامان دهی محیط کار فراهم آورد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[سه شنبه 1401-09-22] [ 02:13:00 ق.ظ ]




 

۲-۲-۲-تجهیز و تخصیص منابع مالی :

 

عملکرد بازارهای مالی، مکانیسم‌ها و شرایط تخصیص پس اندازهای اجتماعی اثرات مهمی در فرایند توسعه و آهنگ رشد اقتصادی یک کشور دارد. بر اساس نظریات و الگوهای متعارف سنتی اقتصاد افزایش نرخ پس انداز و نرخ سرمایه گذاری اجتماعی برای دستیابی به سطح بالاتر از درآمد سرانه الزامی است بدین لحاظ ادبیات رشد و توسعه در دهه گذشته تأکید زیادی بر اهمیت و فرایند رشد و توسعه پس انداز و سرمایه گذاری در روند رشد اقتصادی دراز مدت داشته است.

 

وجود انگیزه های اقتصادی برای جذب پس اندازها (و جایگزینی مصرف آینده به جای مصرف حال) ایجاد و توسعه نهادهایی که بتواند پس اندازهای جذب شده را به طور منطقی و کارا به فعالیت های مولد سوق دهند و اهمیت نقش نهادهای مالی در فرایند تخصیص سرمایه و بهره وری سرمایه اجتماعی از زمره مسائلی است که در دهه گذشته مورد توجه اقتصاد دانان توسعه بوده است. در ایران نیز سعی بر این بوده که ضمن رعایت قوانین بانکداری بدون ربا سرمایه ها به بهترین شیوه به کار گرفته شود.

در این رابطه نظرات مختلف از جمله اثر قیمت گذاری اعتبارات و سرمایه بر فرایند جذب و تخصیص پس اندازهای اجتماعی، درجه کارایی مکانیسم بازار در تخصیص سرمایه، شکست بازار در فرایند تخصیص سرمایه و زمینه‌های مناسب برای دخالت نیز مد نظر بوده است (جلالی نائینی،۱۳۷۵:.۲۲۶-۲۲۷).

 

۲-۲-۲-۱-تأمین مالی:

 

به طور کلی واحدهای مختلف اقتصادی برای تأمین نیازهای مالی و سرمایه گذاری جدید یا منابع داخلی مانند سودهای توزیع نشده، استهلاک و سایر ذخایر را به کار می‌گیرند و یا منابع خارجی مانند فروش سهام به مردم و انواع وام گیری از مؤسسه‌های واسطه مالی (مانند بانک‌ها، مؤسسه‌های بیمه، صندوق‌های بازنشستگی و …)روی می‌آورند. مؤسسات و بازارهای مالی هدایت پول از واحدهایی که دارای مازاد هستند (پس انداز کنندگان) به واحدهایی که دارای کسری می‌باشند (آن واحدهایی که درآمد سالیانه آن ها برای تأمین مالی مخارجشان کافی نیست) را فراهم می‌کنند که دقیقاً در اجرای “سیاست اعطای تسهیلات اشتغالزایی”چنین هدفی مد نظر قرار گرفته است (فرجی،۱۳۷۰:.۱۲۰-۱۳۲).

 

۲-۲-۲-۲-کارایی و نا کار آمدی بازار سرمایه.

 

بازار کار آمد پول و سرمایه به بازاری اطلاق می‌شود که مکانیزم عمل آن به نحو مناسب موجبات استفاده بهینه از منابع کمیاب پولی و مالی را فراهم آورده و حصول به رشد اقتصادی مطلوب را ممکن سازد. به عبارت دیگر، در این بازار به دلیل امکان دسترسی همگان به منابع پولی و مالی تحت شرایط مشابه که به خاطر وجود رقابت سالم و کامل، منابع پس انداز جامعه در بهترین یا مطلوبترین امکانات موجود سرمایه گذاری شود تا هم در یافت کنندگان وهم پس انداز کننده ها از منافع آن بهره مند شوند. بدین ترتیب، با بهره گرفتن از مکانیزم عمل این بازار ضمن دستیابی به رشد مطلوب اقتصادی، منافع فردی و رفاه بیشتر اجتماعی نیز فراهم خواهد شد.

 

در بازارهای کار آمد حتی اشخاصی که امکانات سرمایه گذاری دارند به دلیل مکانیزم صحیح بازار و وجود بازده بالاتر از بازده سرمایه گذاریهای خود آن ها، با اراده خود از سرمایه گذاری منابع خود در آن امکانات صرف نظر می‌کنند و در واقع با صرف نظر کردن از سرمایه گذاری در این امور منابع خود را برای سرمایه گذاری در امکانات کارآمدتر تخصیص خواهند داد.

 

به طور خلاصه، رسیدن به کارایی میسر نیست مگر محیط، عوامل و ابزارهای موجود در بازار به نحوی عمل کنند که قیمت مساوی برای کالاها و خدمات مشابه پرداخت شود. در حالی که بررسی‌های گذشته و حال نشان می‌دهد که بازارهای پول و سرمایه ایران با احتمال بسیار زیاد از کارایی لازم برخوردار نبوده و با اشکالات و نارسائیهای متعددی مواجه می‌باشد. از جمله این نارسائیها می‌توان به مواردی همچون کمبود مؤسسات مالی واسطه که البته این مورد نسبت به سال‌های قبل کمی حل شده (با ورود مؤسسات مالی و اعتباری) و مورد بعدی کمبود ابزارهای مالی برای پس انداز کننده و دخالت مستقیم دولت در بسیاری از امور مالی و پولی من جمله سهمیه بندی اداری منابع، تعیین نرخ‌های اداری برای تجهیز منابع مالی و اعطای تسهیلات اعتباری و تعیین میزان تسهیلات بدون توجه به منابع موجود بانکی و عدم تضمین کافی برای بازپرداخت تسهیلات اعطا شده‌ای که وام گیرنده (دریافت کننده تسهیلات) قادر به پرداخت آن نمی‌باشد. (با وجود اینکه دولت برگشت تسهیلات را تضمین کرده و به عهده گرفته).که این عوامل باعث کاهش سود بانک می‌شود و به طور کلی این عوامل بازارهای مالی را از رسیدن به کارایی مطلوب باز می‌دارد.

 

اما مسأله بعد مربوط به هزینه تا مین منابع مالی است. یعنی کاهش نرخ سود تسهیلات شاید از یک دیدگاه باعث افزایش تولید و رشد اقتصادی می‌شود اما به دلیل نظارت ضعیف مراکز مربوطه تأمین ارزان منابع مالی به زیان همگان خواهد بود. زیرا پس انداز کننده زیان ارزانی قیمت منابع مالی خود را می‌برد و تولید کننده نیز به دلیل ارزانی قیمت، منابع را در طرح‌های نامطلوب به کار برده و کوشش لازم را برای افزایش کارایی و کسب درآمد بیشتر نخواهد کردکه در نهایت نفع جامعه تحت این شرایط نمی‌تواند به نحو مطلوب تأمین شود؛ و این امر می‌تواند به گسترش بازارهای مالی غیر متشکل، بورس بازی، احتکار و نهایتاً سوء مدیریت مالی منجر شود؛ ‌بنابرین‏ بحث کاهش نرخ سود تسهیلات زمانی می‌تواند در تولید و افزایش آن مؤثر واقع شود که به موازات آن نظارت مستمر و قوی توسط وزارت صنایع و ادارات مربوطه انجام شود (مهدوی نجم آبادی،۱۳۷۷:.۱۰۹-۱۱۲).

 

۲-۲-۲-۳-تجهیز و تخصیص منابع مالی توسط بانک‌ها:

 

در کشورهایی که بازار سرمایه گستردگی و عمق کافی ندارد، سیستم بانکی کانال اصلی جذب پس اندازها و تخصیص اعتبارات بانکی، جهت تأمین مالی هزینه های سرمایه گذاری است. به عبارت دیگر، سیستم بانکی محور اصلی فعالیت‌های بازار مالی است. در این محیط یک سیستم بانکی کارآ و کارآمد نه تنها قابلیت جذب پس انداز زیادتری را دارد بلکه با توجه به توان کارشناسی و تخصصی بانک‌ها در بررسی و ارزیابی تقاضاهای وام، باعث تخصیص درصد بیشتری از منابع مالی به پروژه هایی است که بازدهی بیش از میزان متوسط دارند (جلالی نائینی، ۲۳۷:۱۳۷۵ ).

 

بانک‌ها با فعالیت در این دو بازار، بازده مناسبی برای سرمایه های سهام‌داران خود به دست می‌آورند. قسمت اعظم منابع مالی بانک‌ها را سپرده‌های جاری، پس اندازها و سپرده‌های مردم، کیفیت خدمات بانکی و نیز فعالیت بانک‌ها در زمینه بازاریابی برای جلب سپرده‌ها بستگی دارد (هدایتی،۱۱:۱۳۷۶).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:38:00 ق.ظ ]




 

    1. الحر العاملی، محمد بن حسن. وسایل الشیعه، دارالاحیا، چاپ اول، جلد ۱۹، ص ۱۱۸٫ ↑

 

      1. ۲-رازی، محمد علی. قسامه در نظام قضایی اسلام، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، تهران، چاپ دوم، ص ۲۴٫ ↑

 

    1. -پیشین صص۱۴و۲۵ ↑

 

    1. ۱-حر عاملی، محمدبن حسن، وسایل الشیعه الی تحصیل الشریعه، ج۱۸، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ↑

 

    1. – جعفری لنگرودی، محمدجعفر، منبع پیشین، ص ۲۸۸ ↑

 

    1. – همان ص ۱۲ ↑

 

    1. ۱-، محمد. قسم در فقه، حقوق، نشر احسان، ۱۳۹۲٫ ↑

 

    1. همان. ↑

 

    1. -گلدوزیان، ایرج. محشای قانون مجازات اسلامی، میزان، ۱۳۹۲٫ ↑

 

    1. منظور از اسماء خداوند تمامی اسماء الحسنی خداوند تبارک و تعالی است ↑

 

    1. الحسنی الحصنی، ابوبکر، کفایه البخار، جلد ۱، ص ۵۳۹٫ ↑

 

    1. الشرع، الخطیب، المحتاج، جلد ۴، ص ۴۳۱٫ ↑

 

    1. الشافعی، محمد، الام، جلد ۷، ص ۶۰٫ ↑

 

    1. الغزالی، ، جلد ۷، ص ۲۱۰٫ ↑

 

    1. ابن حجر العقلی، فتح الباری فی الشرح البخاری، جلد ۱۱، ص ۵۴۲٫ ↑

 

    1. عزیز محمدی، محمد. قسم در فقه و حقوق، نشر احسان، ۱۳۹۲، ص ۱۲۲٫ ↑

 

    1. همان ص۱۲۳ ↑

 

    1. ماده ۱۷۸ ق.آ.د.ک. در مواردی که فعل خصومت یا اثبات دعوا با قسم شرعی محقق می­ شود هر یک از اصحاب دعوا می ­تواند از حق قسم خود استفاده کند. ↑

 

    1. ماده ۲۸۰ ق.آ.د.م. در حدود شرعی حق سوگند نیست مگر در سرقت که فقط نسبت به جنبه حق­الناسی آن سوگند * است. ↑

 

    1. ماده ۳۵ ق.م تصرف به عنوان مالکیت دلیل مالکیت است. مگر این خلاف آن ثابت شود. ↑

 

    1. نشست قضایی در دادگستری قروه، مرداد ۸۳٫ ↑

 

    1. کاتوزیان، ناصر. محشای قانون مدنی، میزان، ۱۳۹۲٫ ↑

 

    1. مختاری، رحیم. ادله اثبات دعوا، مجد، چاپ اول، ۱۳۹۲٫ ↑

 

    1. الحنبل ابراهیم بن محمدعبدالله بن مفلح،المبدع، ۲۸۰۱۹٫ ↑

 

    1. سلیمان بن عمربن محمد،حاشیه ، ۴/۳۲۱٫ ↑

 

    1. صادقی، میرمحمد. جرایم علیه اشخاص، نشر میزان، چاپ یازدهم، ۱۳۹۲، ص ۴۶۳٫ ↑

 

    1. همان. ↑

 

    1. استثنائات قضایی، مهرماه ۱۳۹۰، صص ۴۶- ۴۵٫ ↑

 

    1. این در ماده ۲۴۹ قانون مجازات اسلامی سابق، مصوب ۱۳۷۰، آمده بود. ↑

 

    1. -امام خمینی، تحریر الوسیله ص۱۲۵ ↑

 

    1. همان. ↑

 

    1. ر.ک. ماده ۲۵۴ قانون مجازات اسلامی سابق ۱۳۷۰٫ ↑

 

    1. امامی، حسن. حقوق مدنی ۶، انتشارات اسلامیه، ص ۲۶۲٫ ↑

 

    1. میر محمد صادقی، حسین. جرایم علیه اشخاص، انتشارات میزان، چاپ یازدهم، ۱۳۹۲، ص ۲۱۳٫ ↑

 

    1. آیه ۹۲ سوره نساء وآیه ۱۷۸ سوره بقره. ↑

 

    1. ایرج گلدوزیان، محشای قانون مجازات اسلامی، انتشارات مجد، ۱۳۹۲ ص ۶۵٫ ↑

 

    1. ولیدی، محمد صالح. شرح بایسته های قانون مجازات اسلامی، انتشارات جنگل، ص ۶۲۳٫ ↑

 

    1. همان ↑

 

    1. نشست قضایی دادگستری یاسوج، خرداد ۸۱٫ ↑

 

    1. بهرامی، بهرام. بایسته­ های ادله اثبات دعوا، نشر بینه، چاپ چهارم، ۱۳۹۲، ص ۲۰۰٫ ↑

 

    1. الجزایری، عبدالرحمن الفقه علی المذاهب الاربعه، چاپ هفتم، بیروت، داراحیاء التراث، ۱۴۰۶ه.ق، ص۸۷ ↑

 

    1. منبع -پیشین ↑

 

    1. – محمدی، علی، شرح رسائل، جلد اول، چاپ سوم، تهران، انتشارات مقدس، ۱۳۷۲، صص۴۱-۴۲ ↑

 

    1. – همان‌ طور که قبلا گفته شده است در فقه حنفیه، اگر اولیای دم مقتول در رد اتهام نسبت به قاتل، سوگند یاد کنند، قصاص ساقط و دیه برعاقله(اولیاء دم)ثابت است امادر سایر فرق اهل سنت و نیز در شیعه اینطور نیست ↑

 

    1. محقق داماد، سبد مصطفی، قواعد فقه بخش جزایی، چاپ پنجم، تهران، مرکز نشر علوم اسلامی، ۱۳۸۴، ص۲۹ ↑

 

    1. ولیدی، محمد صالح. شرح بایسته های قانون مجازات اسلامی، انتشارات جنگل، ص ۶۲۸٫ ↑

 

    1. -منبع پیشین ↑

 

    1. – محمدی، ابوالحسن، مبانی استنباط فقه اسلامی، چاپ سوم، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۸۳،ص۵۲- همان، ص ۱۱ ↑

 

 

    1. – حرعاملی، محمدبن حسن، ج۱۹، ص۱۱۷ ↑

 

    1. – بخاری حرعاملی، محمدبن حسن، ج۱۹، ص۱۱۷ ↑

 

    1. موسوعه الفقه الاسلامی، القاهره، مجلس الاعلی للشوون الاسلامیه، ۴۱۰ه.ق ج۲،ص۱۷۹ ↑

 

    1. ماوردی،الحاوی الکبیر فی فقه الشافعی، لبنان، بیروت، دارالکتب العلمیه،ج۱۳،ص۶ ↑

 

    1. قانون مذبور در مورخ ۳/۶/۱۳۶۱ به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده است ↑

 

    1. – مروارید ، علی اصغر، سلسله الینابیع الفقهیه، لبنان، بیروت، دارالتراث الاسلامیه، ۱۴۰۴ ه.ق، ص ↑

 

    1. – هاشمی شاهرودی،محمود، علم قاضی در بایسته های فقه جزا، نشر میزان، جلد اول ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:02:00 ق.ظ ]




 

از مصادیق بیع با ضمیمه، فروش میوه و محصول یک سال و حتی دو سال قبل از ظهور و بروز آن بر درخت با ضمیمه چیز دیگری است که فروختن آن به تنهایی صحیح باشد[۴۹]

 

بااین حال قرارداد پیش فروش ساختمان با بیع معدوم به تبع موجود (به عنوان یکی از مصادیق فروش مال معلومِ ضمیمه مجهول) نیز قابل انطباق نیست زیرا اولاً: موارد کاربرد این نوع از بیع (بیع معدوم به تبع موجود) در مواقعی است که قسمتی از مبیع مجهول باشد، درحالی که به موجب ماده ۲ ق.پ.ف.س، طرفین ملزم به تصریح تمام اوصاف و مشخصات واحد ساختمانی مورد معامله بوده و رفع ابهام صورت گرفته است.

 

ثانیاًً: در تفسیر هر قراردادی باید به قصد مشترک طرفین قرارداد توجه کرد. در قرارداد واحد « زمینِ » پیش فروش ساختمان، آنچه مورد معامله و قصد طرفین قرار می‌گیرد به عنوان مبیع تجزیه ناپذیر، « واحد ساختمانی مشخص » پیش فروش شده نیست، بلکه مورد قصد طرفین قرار می‌گیرد نه زمین و به تبع آن، ساختمان ساخته نشده؛ حال آنکه در بیع معدوم به تبع موجود، مثل فروش یک چین از سبزیجات موجود در باغ معین (به عنوان مبیع موجود) به همراه دوچین دیگر از سبزیجات آینده همان باغ، اگرچه به صورت یکجا در قصد مشترک طرفین معامله قرار می‌گیرد، مبیع در این فرض به صورت تجزیه پذیر (مبیع موجود، یک چین از سبزیجات موجود در باغ معین و مبیع معدوم، دو چین دیگر از سبزیجات آینده همان باغ) مورد معامله قرار می‌گیرد. مؤید این امر اینکه غرض از ضمیمه این است که در صورت تعذر تحصیل ثمن و مثمن، ضمیمه به جای آن‌ ها واقع شود و از این جهت، بیع واجد شرایط صحت که ازجمله آ نها، امکان تسلیم عوضین است، بشود. [۵۰]لذا اگر در زمان آینده به علت شرایط جوی و بروز آفات تحصیل دو چین دیگر از سبزیجات باغ (به عنوان مبیع معدوم) متعذّر شود، نه کل عقد بیع منفسخ می‌شود و نه به استناد قاعده «انحلال عقد به عقود متعدد» می‌توان گفت بیع مذکور به همان اندازه مبیع موجود در زمان عقد «یک چین از سبزیجات موجود» صحیح بوده و در مابقی «معدوم تحصیل نشده» محکوم به بطلان است، بلکه عوض نیز نسبت به عدم تحصیل دو چین دیگر سبزی، تجزیه نمی‌شود زیرا مبیع معدوم که تحصیل آن متعذّر شده است، در زمان انعقاد معامله با فرض اینکه به وجود خواهد آمد جزء معوض قرار می‌گیرد نه اینکه قطعاً و یقیناً اعتماد به تحقق و تحصیل آن وجود داشته باشد. به عبارت دیگر، جزیی از عوض، صرفاً با فرض تحصیل معدوم (دوچین سبزی) در مقابل آن قرار گرفته است نه با فرض اینکه وجود ندارد. نتیجه اینکه با عدم تجزیه و تقسیط عوض، جمع عوض و معوض حاصل نمی‌آید، درحالی که ماده ۷ ق.پ.ف.س مقرر می‌دارد: درصورتی که مساحت بناء بر اساس صورت مجلس تفکیکی، کمتر یا بیشتر از مقدار » مشخص شده در قرارداد باشد، مابه التفاوت بر اساس نرخ مندرج در قرارداد مورد محاسبه قرار خواهد گرفت …»

 

ثالثاً: کاربرد بیع معدوم به تبع موجود، محدود به مواردی است که بین مال معدوم و موجود، رابطه تابع و متبوعی وجود داشته باشد و افراد مبیع به صورت پی درپی و الحاقی به وجود می‌آیند نه به صورت دفعی و یک باره مانند میوه ها، گل‌ها، برگ گیاهان و سبزیجات.[۵۱] حال آنکه چنین رابطه ای (تابع و متبوعی) در قرارداد پیش فروش ساختمان متصور نیست.

 

بند سوم: بیع معلق (همراه با شرط تملیک تدریجی)

 

در عقد معلّق، انشاء دو طرف، سببی می‌سازد که اثر آن منوط به وقوع امری خارج از شرایط درستی عقد و عارضی است. بدین ترتیب، عقد معلق در واقع سببی است معلق که به انشایی منجز آفریده شده است.[۵۲] لیکن با توجه به احتمالی بودن معلق علیه در عقد معلق، باید از اختلاط این عقد با عقد معلق بر زمان (که نباید آن را در حقیقت عقد معلق نامید) و عقد مؤجل پرهیز نمود زیرا در عقد معلق بر زمان، هرچند در زمان انشاء، عقدی به وجود نمی‌آید، تشکیل آن پس از انقضای مدت مذکور، قطعی است و احتمال خلافی در آن راه ندارد و عقد مؤجل در اصطلاح حقوقی نیز عقدی است که ماهیت اعتباری آن در زمان انشاء تحقق پیدا می‌کند، لکن اجرای مفاد عقد، موکول به انقضای اجل مقرر است.[۵۳]

 

یکی از نویسندگان حقوق مدنی، زیر عنوان فروش آپارتمانی که در آینده ساخته می‌شود آورد ه اند که اگر مقصود دو طرف این باشد که پیمانی درباره فروش آینده ساختمان موردنظر ببندند، بی گمان پاسخ (تعهد به فروش) منطقی است زیرا بر مبنای خواست مشترک تحلیل شده است. ولی در فرضی که دو طرف می‌خواهند بدین وسیله بیع را واقع سازند، تحلیل قرارداد به تعهد به فروش، تفسیری است دلبخواه که بر دو طرف تحمیل می‌شود. پس یا باید قرارداد بیع را نافذ شناخت یا آن را به دلیل موجودنبودن مبیع، باطل دانست. در این دوراهی باید نفوذ عقد را برگزید. تأمل بیشتر در مفاد ماده ۳۶۱ ق.م و مبنای بطلان بیع مال معدوم، تحلیل دیگری را به ذهن می‌آورد و منطق حقوقی، آن را می‌پذیرد. این تحلیل، تفاوت موردی را که دو طرف می‌خواهند از هم اکنون مال موجود در آینده را تملیک کنند یا بنای آنان بر تملیک مال موجود است با فرضی که قصد دارند سبب تملیک مال آینده را پس از وجود آن فراهم آورند، آشکار می‌سازد:

 

۱- ‌در مورد نخست: چون حق، قائم به معدوم نمی‌شود، طبیعی است که تراضی دو طرف درباره فروش مالی که وجود خارجی ندارد عقیم می‌ماند زیرا بنا به فرض، حقی وجود ندارد که موضوع تراضی قرار گیرد و به نیروی آن انتقال یابد. ماده ۳۶۱ ق.م نیز ناظر به همین فرض است. برای مثال، اگر مالکی پیشنهاد کند که گندم موجود در انبار یا اسبی را که در اصطبل دارد بفروشد و خریداری که گندم یا اسب را دیده است پیشنهاد را بپذیرد و بعد معلوم شود که گندم، سوخته و اسب مرده است، باید بیع را باطل دانست.

 

۲- در فرض دوم که دو طرف، سبب را به گونه ای می‌سازند که تملیک پس از وجود انجام پذیرد، نفوذ عقد با اشکال پیشین روبه رو نمی‌شود زیرا حق مالکیت پس از ایجاد انتقال می‌یابد و هیچگاه بر معدوم استوار نمی‌شود. به بیان دیگر، تملیک در زمانی صورت می‌گیرد که مبیع موجود است.[۵۴]

 

تنها اشکالی که تصور می‌شود امکان جدایی سبب از اثر است، بدین بیان که ذات سبب (عقد بیع) اقتضا دارد که بی درنگ مؤثر افتد و مسبب را به وجود آورد و تراضی نمی‌تواند بین این دو ملازمِ منطقی فاصله اندازد. ولی این اشکال نیز قابل دفع است زیرا در امور اعتباری، چگونگی و زمان و شرایط تأثیر سبب در اختیار سازنده آن (معتبر) است. دو طرف می‌توانند سببی بر پا سازند که مقتضای آن تملیک بی درنگ و بی قیدوشرط مبیع باشد، و نیز می‌توانند تأثیر سبب را معلق به وجود مبیع در آینده کنند. هرکدام از این دو بر طبق مفاد خود اثر می‌گذارد و در فرض دوم نیز سبب از حرکت و سازندگی فرو نمی‌ماند. به ویژه، درستی و نفوذ عقد معلّق در حقوق ایران، بهترین دلیل امکان تعلیق تأثیر سبب است.[۵۵]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[دوشنبه 1401-09-21] [ 11:46:00 ب.ظ ]




 

کاربرد این روش در مواردی توصیه می شود که شرکت مشمول واگذاری از لحاظ بافت و ساخت از سلامت برخوردار باشد و بتواند روی توان سودآوری و درآمد زایی آن اعتماد کرد . هدف از به کارگیری این روش اشاعه مالکیت در ابعاد بسیار گسترده است .

 

مکانیسم ارزیابی ارزش واحد و قیمت گذاری سهام باید به طور دقیق مشخص شود و نیز باید مکانیسم ویژه ای برای توزیع سهام عرضه شده به کار گرفته شود .

 

از مزیت‌های این روش آشکار و قابل ردیابی بودن روش ، عمومیت یافتن مالکیت وسهامداری و گسترش امکانات عرضه منابع پس اندازی برای نیازهای سرمایه ای اقتصاد است .

 

شرایطی برای واگذاری به عموم وجود دارد که بدین صورت است که :

 

    • بزرگ بودن واحد مشمول واگذاری و سابقه ای مبنی بر توان کسب سود و درآمدزایی

 

    • وجود مجموعه مدیریتی و اطلاعاتی لازم برای تجهیز واحد جهت ورود به بازار خصوصی و اطلاع رسانی به متقاضیان احتمالی خرید سهام

 

    • وجود نقدینگی لازم در بازار عرضه کننده سهام جهت جذب سهام

 

  • وجود بازار فعال و مکانیسم مشخص با حمایت قانون جهت بررسی امور

عدم وجود نهادهای مالی جا افتاده و سازمان‌های واسطه مالی و مؤسسات ارزیابی از مطلوبیت این روش در کشورهای در حال توسعه می کاهد .

 

۲-۴-۲ روش دوم : عرضه سهام واحد مشمول واگذاری به ‌گروه‌های خاص

 

در این روش تمام یا قسمتی از سهام دولتی به یک یا چند شخص حقیقی یا حقوقی عرضه می شود . برای این کار مذاکرات دو جانبه یا مزایده می‌تواند انجام شود . قیمت می‌تواند ثابت و از پیش تعیین شده و یا متغیر و از راه مزایده باشد و پرداخت‌ها نیز به صورت یکجا یا قطعی باشد .

 

موارد استفاده از این روش زمانی است که بازار سرمایه و اوراق بهادار وجود نداشته باشد و یا ‌در مورد سازمان‌هایی که ساخت مالی ضعیف دارند و یا از نظر اندازه قابل عرضه به عموم نباشند به کار می رود .

 

این نوع عرضه موجب فراهم آوردن زمینه برای ایجاد طبقه کارآفرین خلاق است ولی ممکن است معامله در معرض انواع روابط و رانت خواری های ناخواسته قرار گیرد .

 

۳-۴-۲ روش سوم : فروش دارائیهای واحد دولتی

 

در مواردی که دولت به شدت به منابع مالی نیازمند است و یا فروش سهام واحد مشمول واگذاری ممکن نباشد از واگذاری به شکل فروش دارایی های واحد دولتی به بخش خصوصی استفاده می شود و فروش دارایی ها زمانی صورت می‌گیرد که شرکت مشمول واگذاری امیدی برای استقلال اقتصادی و یا توانایی سودآوری با وضعیت موجود ، نداشته باشد .

 

روش کار بدین صورت است که دارایی توسط دولت مورد فروش مستقیم قرار می‌گیرد و یا برخی از دارایی ها به دست شرکت مشمول واگذاری فروش رفته و در نتیجه فروش کامل دارایی ها انحلال شرکت اعلام می شود که البته در بیشتر موارد این فروش‌ها به صورت مزایده است .

 

۴-۴-۲روش چهارم : تفکیک واحد مشمول واگذاری به واحدهای کوچکتر

 

در مواردی که واحد دولتی به دلایل غیر اقتصادی بیش از حد بزرگ شده باشد و یا هدف واگذاری بخشی از فعالیت‌های دولتی به بخش خصوصی باشد ، لازم است واحد مشمول واگذاری به یک مجموعه مادر و چندین واحد تابعه تفکیک شود ، سپس هر یک از شرکت‌های تابعه به صورت جداگانه به بخش خصوصی واگذار گردد . این روش در فعالیت‌های بزرگ انحصاری یا شبه انحصاری مثل آب و برق می‌تواند به کار گرفته شود .

 

۵-۴-۲روش پنجم : جلب مشارکت بخش خصوصی در سرمایه گذاری جدید مورد نیاز واحدهای دولتی

 

در مواقعی که دولت نیاز زیادی به منابع مالی ندارد ولی بخواهد بار اقتصادی اش را در حد امکان سبک نماید از این روش استفاده می شود . مثلا در مواردی که مالکیت شرکت از راه مصادره به دولت رسیده باشد ، بار سیاسی کاهش سرمایه به مراتب کمتر خواهد بود.

 

در واقع با انتشار سهام جدید به صورت عمومی یا خصوصی که قابل فروش به بخش خصوصی است و به منظور ایجاد واحدهای مختلف که در آن سهم بخش دولتی سیر نزولی و در مجموع سهم مالکیت خصوصی در اقتصاد رو به افزایش باشد ، واگذاری صورت می‌گیرد و دولت با این کار از مبتلا شدن به درگیریهای سیاسی برای از دست دادن مالکیت در بخش دولتی می گریزد .

 

۶-۴-۲ روش ششم : فروش واحد دولتی به مدیران یا کارکنان واحد

 

در این روش مدیران یا کارکنان شرکت مشمول واگذاری درصدی از سهام آن شرکت را خریداری می‌کنند و کنترل شرکت را در دست می گیرند و در واقع با تقویت انگیزه مالکیت بر کارایی واحد مشمول واگذاری می افزاید و حتی ممکن است فروش به صورت اقساطی نیز به مدیران یا کارکنان صورت گیرد که در حالت فروش اقساطی دولت منابع لازم را برای واگذاری از راه وام گیری از مؤسسات مالی تامین می‌کند .

 

در پایان مقایسه ای بین سه روش واگذاری به بخش خصوصی ، عرضه سهام به عموم ، عرضه خصوصی سهام و فروش به مدیران و کارکنان در کشورهای مختلف در فاصله سال‌های ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۷ صورت گرفته است که نشان می‌دهد که مجموع فروش به مدیران یا کارکنان کمتر از دو نوع دیگر واگذاری صورت گرفته است ( جدول شماره ۱ ) .

 

جدول ۱-۲ : مقایسه سه روش واگذاری به بخش خصوصی در فاصله ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۷

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شرح عرضه عمومی سهام عرضه خصوصی سهام فروش به مدیران و کارکنان آفریقا ۴ ۷۳ ۶ آسیا و اقیانوسیه ۲۹ ۲۴ ۰ اروپا ۶۰ ۶۱ ۱۴ آمریکای شمالی و جنوبی ۲۴ ۱۰۱ ۱ جمع ۱۱۷ ۲۵۹ ۲۱

از عوامل کم بودن شیوه واگذاری به شکل فروش به مدیران و کارکنان به خصوص در کشورهای در حال توسعه می توان به کمبود تخصص مدیریت به منظور خریداری واحد دولتی یا کمبود امکانات مالی کارکنان حتی برای خرید اقساطی و یا نبود بازارهای مالی که بتواند منابع مالی مورد نیاز را برای این نوع واگذاری ها تامین کنند اشاره کرد .

 

۵-۲ تجربه خصوصی سازی در جهان

 

خصوصی سازی نه فرآیندی ساده است و نه به یک صورت متحدالشکل اجرا می شود . چگونگی شروع آن متفاوت است و کشورها اهداف مختلفی را از اجرای آن دنبال می‌کنند و برای نیل به اهداف مورد نظر خود به راهبردها و طرح های متفاوت نیازمند هستند .در دو دهه قبل ، خصوصی سازی از مهم ترین عناصر اصلی برنامه اصلاح ساختاری کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته بوده است .

 

کشورهای در حال توسعه در دهه ۱۹۸۰ با بحران های مالی مواجه شدند .این بحران ها موانع قابل توجهی در ظرفیت دولت‌ها برای سرمایه گذاری در بنگاه های دولتی پدید آوردند . این امر در سطح اقتصاد کلان پیامدهای منفی به بار آورد که به نوبه خود ، هم در بخش دولتی و هم در بخش خصوصی برای شرکت‌ها تبعات بدی داشت . در بسیاری موارد ، اصلاحات جز لا ینفک برنامه های تعدیل ساختاری بود که بر خصوصی سازی شتابان تأکید داشتند ، نه لزوماًً نوعی خصوصی سازی که کارایی و ارزش خالص را افزایش دهد . با توجه ‌به این سلسله اوضاع ، ملاحظات مربوط به کارایی برای بسیاری از دولت‌ها آن قدر اهمیت نداشت که ضرورت غلبه بر موانع منابع داشت .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:17:00 ب.ظ ]




 

۲-۱-۱– ادله موافقین عربیت، در صیغه عقد نکاح

 

در خصوص شرط بودن عربیت در صیغه عقد نکاح، آیات و روایاتی که به صراحت بیان کننده این معانی باشد، وجود ندارد، عمده دلایلی که از سوی طرفداران این نظر بیان شده است، پنج دلیل می‌باشد که در ذیل به بررسی آن ها خواهیم پرداخت .

 

۲-۱-۱-۱ – اصاله الفساد

 

مقتضای اصاله الفساد این است که بدون عربیت، عقد نکاح باطل است، اصاله الفساد، همان استصحاب عدم زوجیت است، برای مثال : زن و مرد، زوج و زوجه نبوده اند، نمی دانیم با عقد فارسی به زوجیت هم در آمده اند یا نه ؟ در اینجا می گویم اصل عدم حصول زوجیت است و ترتب آثار نکاح دلیل می‌خواهد . ( مکارم شیرازی ، ۱۴۲۴ ، ج۱ : ۹۱ )

 

۲-۱-۱-۲– انصراف اطلاقات باب نکاح

 

‌به این معنا که اطلاقات در باب نکاح، منصرف به عربیت است، چون لسان شارع و محیط شارع عربی بوده است، لذا اطلاقات کلامشان هم منصرف به عربی است . ( حسینی مراغی ، ۱۳۹۲ ، ج ۱ : ۲۸۱ و نجفی ، ۱۳۹۳ ، ج ۲ : ۱۳۰ ) به همین دلیل است که بسیاری از فقها در خصوص لزوم یا عدم لزوم عربیت در صیغه عقد نکاح جنبه احتیاط را رعایت نموده اند و جز در صورت ضرورت، صیغه عقد نکاح را به غیر عربی مجاز ندانسته اند ، برای مثال می توان به چند نمونه از این اقوال اشاره نمود : شهید ثانی در کتاب شرح لمعه در این باره می فرماید : « با وجود قدرت بر اجرای عقد به زبان عربی جایز نیست ایجاب و قبول را در عقد به غیر عربی جاری ساخت؛ چون آنچه که از صاحب شرع معهود می‌باشد، عربی بودن است و این شرط، همچنان که در سایر عقود لازم و جاری است، در عقد نکاح به طریق اولی جریان دارد . » ( شهید ثانی ، ۱۳۸۹ : ۳۷۷ ) میرزا ابوالقاسم قمی، صاحب کتاب جامع الشتات، در خصوص این پرسش که آیا عقد زن به زبان ترکی یا فارسی، در جایی که توکیل عربی میسر ، جایز است یا خیر ؟ فرموده اند که : « با وجود امکان به لفظ عربی، جایز نیست از برای زوجین به هیچ لغتی دیگر…و در ادامه اشاره می نمایند که هرگاه، یکی از طرفین عربی نداند و دیگری بداند، آن که می‌داند به عربی بگوید و آن دیگری به لغت خودش؛ به شرطی که هر یک مراد دیگری را بفهمند، هرچند به واسطه مترجم ثقه { معتمد } باشد . و ظاهراًً یک مترجم کافی است . و اگر عربی را هیچ یک ندانند و تعلم هم متعذر یا متعسر باشد، به هر لغت که می دانند بخوانند و توکیل غیر واجب نیست . ( میرزا قمی ، ۱۳۸۰، ج ۳ : ۱۴۰ ) همچنین، امام خمینی ( ره ) نیز در خصوص جواز اجرای صیغه عقد نکاح به غیر عربی ، معتقدند که : « احوط آن است که که ایجاب و قبول به لفظ عربی باشد، مگر در صورت عجز از آن . » ( خمینی ، ۱۳۹۰ ، ۳۶۲ )

 

۲-۱-۱-۳– کنایه بودن، عقد غیر عربی

 

طرفداران عربیت در صیغه عقود معتقد هستند که، صراحت فقط مختص الفاظ عربی است، و الفاظ غیر عربی ، کنایه هستند و دارای صراحت کافی نیستند .آیت الله مکارم شیرازی در نقد این دلیل، در کتاب نکاح خود آورده اند که : « اینکه گفته شده است که غیر عربی کنایه است، آیا منظورشان این است که کلام صریح مخصوص عرب هاست و دیگر زبان ها، حقیقت و مجاز ندارند و همه الفاظشان کنایه است ؟ این نظر باطل است، چون زبانهای دیگر هم حقیقت و مجاز و کنایه دارند … اما در خصوص اینکه ، آیا می شود با کنایات صیغه عقد خواند ؟ در جواب می گوییم بله، { زیرا } کنایاتی که مصداق الکنایه ابلغ من التصریح باشند، اشکالی ندارند، چون مدار در صیغه عقد، ظهور عرفی است . » ( مکارم شیرازی ، ۱۴۲۴ ، ج۱ : ۹۲ ) به نظر نگارنده هم، این نظر قابل دفاع می‌باشد، زیرا صریح بودن کلام، فقط مخصوص زبان عربی نمی باشد، بلکه سایر زبانها نیز ، دارای چنین ویژگی می‌باشند . ‌بنابرین‏ کنایه بودن زبانهای غیر عربی منطقاً قابل پذیرش نمی باشد .

 

۲-۱-۱-۴- اصل لزوم

 

طرفداران این دلیل، در توجیح آن می‌گویند که : اصل بر لزوم عربی بودن است ، و منظور از اصل، آن است که انتقال و آثار دیگری که بر ایقاع و عقود غیر تملیک کنند ه بار می شود، حاصل نمی شود مگر از راه اسبابی که دلیل بر سببیت انتقال آن ها وجود داشته باشد و آنچه که دلیل بر سببیت آن ها وجود دارد، ایقاع و عقودی است که با زبان عربی منعقد می شود، و برای سایر عقود و ایقاعات ، دلیل وجود ندارد، به طور خلاصه آنکه، اصل بر آن است که ایقاعات و عقود غیر عربی، سبب انتقال نباشند، چون فقط ‌در مورد عقود و ایقاعات عربی، دلیل وجود دارد . ( حسینی مراغی ، ۱۳۹۳ ، ج ۱ : ۲۸۱ ) به نظر نگارنده این دلیل قابل انتقاد می‌باشد، زیرا چه خدشه ای می توان، بر صحت عقود و ایقاعاتی که به زبان غیر عربی منعقد شده اند و تمامی شرایط لازم برای انعقاد آن عقد را رعایت نموده اند وارد نمود ، مضافاً بر اینکه خیلی از فقهای بزرگ، قایل به پذیرش اجرای عقد به زبانهای دیگر می‌باشند و صحت انعقاد عقد را محدود به زبان عربی نمی دانند، برای مثال : شیخ انصاری ( ره ) در کتاب مکاسب، پس ایراد بر، نظر طرفداران عربییت صیغه عقود، در این باره می فرمایند : « قول قوی تر در این خصوص، صحت عقد با لفظ غیر عربی است . » ( انصاری ، ۱۳۹۲ ، ج ۴ : ۲۴۰ ) همچنین مرحوم آیت الله خویی ( ره )، در کتاب مصباح الفقاهه در این خصوص فرموده اند که : « میزان کلی در صحت عقود و ایقاعات، صدق عنوان عقد یا ایقاع بر معنی است، با هر چه ابراز شود، فرقی نمی کند . ‌بنابرین‏، دلیل ندارد که مظهر را به لفظ اختصاص دهیم . و بالاتر از آن وجهی وجود ندارد که مظهر را به زبان خاص اختصاص بدهیم . » ( خویی ، بی تا ، ج۲ : ۳۰۲ ) یعنی : برای اینکه ما عقد یا ایقاعی را صحیح بدانیم، ملاک آن است که، چیزی که به وسیله آن عقد یا ایقاع می‌خواهد منعقد شود، دلالت بر وقوع عقد یا ایقاع بنماید، و فرقی نمی کند که به چه وسیله ای بیان شود، می‌خواهد لفظ باشد یا چیز دیگر مانند کتابت . همچنین دلیلی هم وجود ندارد که مظهرات را منحصر به زبان خاص مانند زبان عربی بدانینم ، بلکه به وسیله زبانهای دیگر نیز می توان عقد را منعقد نمود .

 

۲-۱-۱-۵– توقیفیه بودن عقد نکاح

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:27:00 ب.ظ ]




 

نظریه شناسایی آزادی طرفین داوری در تعیین و انتخاب آیین دادرسی داوری، عملاً‌ در هیچ کشوری، علی‏رغم وجود قانون داوری ‌در مورد داوری داخلی آیین دادرسی واحدی وجود ندارد.[۲۲]

 

حقوق داوری انگلیس، انواع زیادی از آیین دادرسی داوری را قانونی می‌داند: در یک طرف، داوری‌های تشریفاتی[۲۳]– همراه با استماع اظهارات و دفاعیات طرفین[۲۴] – درخواست ارائه اسناد[۲۵]– شهادت شفاهی با قید سوگند[۲۶]– سؤال از شاهد طرف مقابل[۲۷]– و دفاع توسط وکیل[۲۸] قرار داد. هزینه و مدت این نوع داوری‌ها، به همان اندازه است که در رسیدگی‌های تمام عیار دادگاهی است.

 

در طرف دیگر، آیین دادرسی از نوع غیرتشریفاتی[۲۹] است که داوران اشخاص تاجر هستند و در آن استماع اظهارات و تقدیم لوایح و درخواست ارائه سند و گواهی شفاهی و حتی جلسه استماع مدافعات[۳۰] وجود ندارد. داوری با این شکل با آنچه معمولاً‌ از دادرسی قضایی فهمیده می‌شود شباهتی ندارد یا کم شباهت است. داوری‌های غیرتشریفاتی خود از تنوع و تفاوت‌های بسیار زیادی برخوردار هستند و آنچه وقوع آن در اداره یک داوری تشریفاتی، تخلف از انجام وظیفه از سوی داوری تلقی می‌گردد ‌در مورد یک داوری غیرتشریفاتی، کاملاً‌ متعارف است.[۳۱]

 

نه تنها در نظام‌های حقوقی رومی – ژرمن، بلکه در نظام کامن‌لا، اصل بر این است که رسیدگی داوری داخلی به ترتیبی صورت خواهد گرفت که طرفین داوری مقرر کرده‌اند.

 

آزادی طرفین در تعیین قواعد رسیدگی مطلق نیست و باید در تعیین قواعد رسیدگی و نیز اداره داوری، اصول قضایی مشترک بین قضات در دادگاه‌ها و داوری و نیز قواعد مربوط به نظم عمومی مربوط به داوری را که در قوانین داوری کشورها انعکاس پیدا می‌کند رعایت گردد.

 

اصول قضایی یاد شده، که رسیدگی ترافعی مبتنی بر آن ها‌ است نه تنها برای قضاوت بلکه برای داوران، در همه جای دنیا یکسان است به طوری که از اصول بدیهی[۳۲] در امر قضا شناخته می‌شوند این اصول به شرح زیر است:

 

۱٫ هر یک از طرفین باید از ادعای طرف مقابل و همه عناصر اثباتی مورد استناد او و آنچه ممکن است داور تصمیم خود را بر آن ها مبتنی سازد آگاه گردد و از فرصت کافی برای بررسی و رد آن ها برخوردار باشد.[۳۳]

 

۲٫ هر کدام از طرفین باید فرصت کافی برای طرح دعوا، دفاع و ارائه دلایل خود داشته باشد.

 

۳٫ قاضی یا داور باید بنا به عقیده خودش رأی بدهد نه بر مبنای نظر شخصی دیگر.[۳۴]

 

۴٫ رفتار با طرفین باید یکسان باشد. هر یک از آن ها باید از موقعیت یکسان برای ارائه ادعای خود و بررسی ادعای طرف مقابل خود برخوردار باشد.

 

در هر صورت، در داوری‌های داخلی، گرچه داور، باید در رسیدگی، مقررات مذکور در موافقت‌نامه داوری را رعایت کند ولی به هر حال داوری و رأی داوری، تابع قانون همان کشور است و تابعیت آن را نیز دارد در نتیجه دعوا مربوط به ابطال آن نیز در کشور متبوع رأی مطرح می‌گردد.

 

بند دوم – آیین دادرسی داوری تجاری بین‌المللی

 

الف) مسائل این نوع داوری

 

«قاضی دادگاه، صلاحیت خود برای رسیدگی به دعاوی داخلی و بین‌المللی را از دولت متبوع خود به دست می‌آورد و به نام دولت متبوع خود حکم صادر می‌کند. لذا مشکل تعارض قوانین برای قاضی تنها ‌در مورد تعیین قانون حاکم بر ماهیت دعوا مطرح می‌شود و نه در خصوص تعیین قانون حاکم بر آیین دادرسی در واقع جز در موارد استثنایی، قاضی هنگامی که یک دعوای بین‌المللی به او ارجاع می‌شود قانون آیین دادرسی کشور متبوع خود را برای حل مشکل مطروحه، اعمال می‌کند. این قاعده که امروز، ‌در سراسر جهان مورد عمل قرار می‌گیرد چون بر اساس اصل استقلال و حاکمیت ملی کشورها استوار می‌باشد مورد اعتراض هیچ سیستم حقوقی داخلی قرار نگرفته است».[۳۵]

 

موقعیت داور، کاملاً متفاوت است؛ زیرا مشکل تعارض قوانین و تعیین قانون صالح می‌تواند حتی در خصوص مسائلی که در حوزه امور شکلی قرار دارد مطرح شود. در واقع این نکته مورد قبول عموم مؤلفان حقوق است که داور، برخلاف قاضی، به نام هیچ دولتی رأی صادر نمی‌کند.

 

همچنین از آنجا که داور اساساً‌ فاقد محل دادرسی[۳۶] به معنی حقوقی کلمه است و مکانی که در آن به اختلاف مطروحه رسیدگی می‌کند صرفاً‌ از لحاظ جغرافیایی، قابل امعان نظر می‌باشد لذا قانون محل دادرسی[۳۷] نیز ندارد. بر اساس این اصل برخلاف قاضی، داور در تعیین قانون حاکم بر تشریفات داوری، الزاماًً به قانون محل داوری رجوع نمی‌کند و برای تعیین آیین دادرسی داوری، از قواعد حل تعارض خاصی پیروی می‌کند.

 

داوران به هر صورت ملزم به تبعیت بعضی قواعد تشریفاتی هستند و شیوه‌ای که طرفین یا خود داوران آیین دادرسی داوری را سازمان می‌دهند؛ در نحوه برخورد دولت‌ها با رأی داوری، ‌هم از لحاظ اعتبار رأی در کشور متبوع آن‌ و هم از لحاظ شناسایی و اجرای رأی در کشورهای دیگر اثرگذار است. این واقعیت که ‌در مورد آیین دادرسی داوری، قانون ملی خاصی مورد متابعت قرار گرفته است می‌تواند ملاک میزان وفاداری داورن به قواعد آیین دادرسی و تعیین داخلی یا خارجی بودن رأی داوری در یک کشور مشخص باشد.[۳۸]

 

قواعدی که ‌در مورد تعیین آیین دادرسی داوری در قوانین کشورها و کنوانسیون‌های بین‌المللی مورد توجه و عمل واقع است به شرح آتی است.

 

ب) اصل آزادی طرفین در تعیین قواعد شکلی داوری

 

اصل اساسی ‌در مورد آیین دادرسی داوری این است که آیین دادرسی داوری همان است که طرفین انتخاب کرده‌اند. توضیح این است که اولاً طرفین حق دارند به میل خود آیین دادرسی را تعیین نمایند. این آیین، می‌تواند غیر از آیین و قانون محل داوری باشد، ثانیاًً داوران نمی‌توانند آیینی جز آیین دادرسی منتخب طرفین را بر داوری اعمال کنند؛ در غیر این صورت، برخلاف اراده صریح آن ها گام برداشته و از اختیار اعطا شده به آنان خارج شده‌اند. با انتخاب آیین، یا قانون به خصوص، به عنوان آیین مورد متابعت، یا قانون حاکم بر داوری، طرفین خواسته‌اند رأی داوری، تابع آیین، با قانون مذبور باشد. مهم نیست که محل صدور رأی کجاست و یا اصلاً قانون انتخاب شده یک قانون بین‌المللی است یا خیر.

 

در هر صورت گرچه گفته شده است داوری مقر دادرسی و قانون مقر دادرسی، ندارد اما می‌توان گفت همان‏طور که در هر مورد، داوران، صلاحیت خود را از توافق طرفین به دست می‌آورند ‌در مورد مقررات شکلی داوری نیز، آن ها باید از اراده مشترک طرفین تبعیت کند. رنه داوید گفته است قانون محل داوری ‌در مورد دادگاه‌های داوری، چیزی جز قرارداد طرفین نیست.

 

«در هلند[۳۹]، آلمان[۴۰]، فرانسه و انگلیس تعیین آیین دادرسی به عهده طرفین داوری است».

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:58:00 ب.ظ ]




نتیجه گیری در خصوص مسائل مطرح در علوم انسانی (همچون علم حسابداری) به لحاظ دخالت متغیرهای متعدد و بعضا” غیر قابل کنترل در این حوزه ، اغلب به طور قطعی امکان پذیر نبوده ولی می توان با انجام تحقیقاتی از قبیل تحقیق حاضر ، به نتایجی دست یافته و مشکلات برخی شرکت‌ها را در این خصوص مرتفع نمود . محافظه کاری حسابداری از مباحث مهم و تاثیرگذار در عرصه ی فعایت های شرکت‌ها می‌باشد ، در مقابل ، خود محافظه کاری نیز در زمینه‌های بسیاری اثرگذار می‌باشد که برخی فواید احتمالی نظری و عملی آن به شرح زیر می‌باشد :

۱- آشنایی استفاده کنندگان و مدیران از تاثیرات برخی عوامل مؤثر بر میزان کارایی سرمایه گذاری شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران.

۲-آشنایی استفاده کنندگان و مدیران از تاثیرات متقابل کارایی سرمایه گذاری بر برخی عوامل.

 

۳-تصمیم گیری هوشمندانه تر مدیران و استفاده کنندگان در خصوص مسائل اقتصادی با در نظرگرفتن اثرات محافظه کاری ‌در حساب‌داری.

۴-کمک به تدوین کنندگان استانداردها و مقررات و مسئولین ، در جهت ارتقای گزارشگری و ارائه

 

رهنمودهای ارزنده.

 

با توجه به موارد بالا می توان گفت که نتایج تحقیق حاضر در پیشبرد اهداف اقتصادی استفاده کنندگان و همچنین در تصمیم گیری‌های مدیران اثرگذار می‌باشد .

 

۱-۵) اهداف تحقیق

 

هدف اصلی

 

ارزیابی رابطه بین محافظه کاری حسابداری با ناکارآیی سرمایه گذاری تحت شرایط محدودیت های مالی

 

اهداف فرعی

 

۱-تعیین رابطه بین محافظه کاری حسابداری با سرمایه گذاری بیش از حد تحت شرایط محدودیت های مالی

 

۲-تعیین رابطه بین محافظه کاری حسابداری با سرمایه گذاری کمتر از حد تحت شرایط محدودیت های مالی

 

۳-تعیین میزان تاثیراندازه شرکت بر رابطه بین محافظه کاری حسابداری وناکارآیی سرمایه گذاری

 

شرکت‌های پذیرفته شده دربورس اوراق بهادارتهران

۱-۶) سوالات تحقیق

 

سوال اصلی تحقیق

 

چه رابطه ای بین محافظه کاری حسابداری با ناکارآیی سرمایه گذاری و کارایی عملیاتی تحت شرایط محدودیت مالی وجود دارد؟

 

سوالات فرعی

 

    1. چه رابطه ای بین محافظه کاری حسابداری با سرمایه گذاری بیش از حد و سرمایه گذاری کمتر از حد وجود دارد؟

 

    1. چه رابطه ای بین محافظه کاری حسابداری با کارایی عملیاتی شرکت‌ها وجود دارد؟

 

    1. تا چه میزان اندازه شرکت بر رابطه بین محافظه کاری حسابداری و ناکارایی سرمایه گذاری و کارایی عملیاتی موثراست؟

 

  1. تاچه میزان فرصت های رشد بر رابطه بین محافظه کاری و ناکارایی سرمایه گذاری و کارایی عملیاتی موثراست؟

۱-۷) فرضیات تحقیق

 

فرضیه اصلی

 

بین محافظه کاری حسابداری با ناکارآیی سرمایه گذاری و کارایی عملیاتی، تحت شرایط محدودیت مالی، رابطه وجود دارد.

 

فرضیات فرعی
۱) بین محافظه کاری حسابداری با سرمایه گذاری بیش از حد و کمتر از حد در شرکت‌های دارای محدودیت مالی رابطه وجود دارد.

 

۲) بین محافظه کاری حسابداری با کارایی عملیاتی در شرکت‌های دارای محدودیت مالی رابطه وجود دارد.

 

۳) اندازه شرکت بر رابطه بین محافظه کاری و ناکارآیی سرمایه گذاری و کارایی عملیاتی تاثیردارد.
۴) فرصت های رشد بر رابطه بین محافظه کاری و ناکارایی سرمایه گذاری و کارایی عملیاتی موثراست

 

۱-۸) روش کلی تحقیق

 

تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی است و در آن ارتباط رویه های گزارشگری مالی با میزان انحراف آن ها از سطح سرمایه گذاری موردانتظار شرکت‌ها و دسترسی آن ها به منابع مالی، بررسی می شود. این تحقیق به لحاظ روش گردآوری اطلاعات، توصیفی و استقرایی است و اطلاعات مورد نیاز برای آزمون فرضیات آن از صورت‌های مالی حسابرسی شده و سایر اطلاعات مالی و غیرمالی شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار به دست می‌آید.

 

تحقیق حاضر به بررسی روابط بین متغیرها پرداخته و در پی اثبات وجود این رابطه در شرایط کنونی ‌بر اساس داده های تاریخی می‌باشد. ‌بنابرین‏ میتوان آن را از نوع پس رویدادی طبقه بندی نمود. در اینگونه تحقیقات، محقق به بررسی علت و معلول (متغیر وابسته و متغیر مستقل) پس از وقوع می پردازد. در این تحقیقات بین متغیرها یک رابطه آماری وجود دارد که هدف بررسی این رابطه می‌باشد. برای بررسی ارتباط بین متغیرهای تحقیق و آزمون فرضیات، از آزمون های همبستگی مبتنی بر الگوهای رگرسیونی استفاده می شود.

 

۱-۹) تعریف عملیاتی واژه ها

 

محافظه کاری(Conservatism): در بند ۱۸ فصل دوم مفاهیم نظری گزارشگری مالی ایران محافظه کاری حسابداری اینگونه تعریف ‌کرده‌است :”کاربرد درجه ای از مراقبت که در اعمال قضاوت برای براوردهای حسابدار ی در شرایط ابها م مورد نیاز است به گونه ای که درآمدها یا داراییها بیشتر از واقع و هزینه ها یا بدهیها کمتر از واقع ارائه نشود.”

 

در واقع محافظه کاری را میتوان محصول ابهام دانست و هرگاه حسابداران با ابهام روبرو شوند، محافظه کاری را به کار می‌برند

 

محدویت مالی(Financing constraints): شرکت ها زمانی در محدوده تأمین مالی قرار می گیرند که بین هزینه های داخلی و هزینه های خارجی وجوه تخصیص داده شده با یک شکاف روبه رو هستند. شرکتی که در دسترسی به منابع خارجی بازار سرمایه با مشکلات بیشتری مواجه باشد، بخش بیشتری از منابع مالی مورد نیاز خود را از منابع داخل شرکت تأمین می‌کند و اصطلاحا با محدودیت مالی مواجه می‌باشد. (فازاری و همکاران،۱۹۹۸).

 

سرمایه گذاری(Investment): سرمایه گذاری به معنی خرید دارایی هایی با انتظار سود از آن است. به طور دقیق تر سرمایه گذاری تعهد پول یا سرمایه برای خرید دارایی های مالی یا دارایی‌های دیگر، به منظور تحصیل منفعت در قالب بهره، سود سهام یا افزایش ارزش دارایی خریداری شده است. در این تحقیق، سرمایه گذاری شرکت‌ها، عبارت است از منابعی که آن ها برای تامین دارایی های ثابت عملیاتی(شامل اموال، ماشین آلات و تجهیزات) صرف کرده‌اند. (فازاری و همکاران،۱۹۹۸).

 

نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری(MTB): این نسبت نشان دهنده فرصت‌های رشد شرکت است. هرچه اندازه این نسبت بالاتر باشد، شرکت وجوه نقد بیشتری را برای انجام سرمایه گذاری در پروژه های با ارزش خالص مثبت در اختیار دارد. در این تحقیق از این نسبت به ‌عنوان متغیر کنترلی استفاده شده است (ویچودهاری و واتس ،۲۰۰۵)

 

اندازه شرکت(Firm Size): برای کنترل ویژگی‌های متفاوت شرکت‌های نمونه آماری در تحقیقات مالی، از یک متغیر کنترلی اندازه استفاده می شود. محققان معیارهای گوناگونی برای اندازه شرکت‌ها در نظر گرفته اند. در این تحقیق جهت وارد نمودن اندازه شرکت‌های در الگوی آزمون فرضیات از لگاریتم ارزش دفتری کل داراییها استفاده شده است. (احمد ودیولمان،۲۰۰۸)

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:30:00 ب.ظ ]




 

بخش دوم : عملکرد مالی

 

۲-۴ مقدمه :

 

در این بخش به بررسی عوامل مؤثر در بازار سرمایه و بازار بورس و شاخص های کلیدی آن خواهیم پرداخت همچنین به بررسی ابزار های ارزیابی عملکرد مالی شرکت ها خواهیم پرداخت .

 

۲-۵ بازار سرمایه ایران :

 

بازار سرمایه در ایران از سابقه ای در حدود ۳۶ سال برخوردار است .فعالیت اصلی این بازار ، عمدتاًً در بورس اوراق بهادار تهران و بر معاملات سهام ، متمرکز بوده است . ابزار های موجود در بازار اولیه ، ‌بر اساس قوانین موجود عبارتند از:

 

۱- اوراق قرضه؛

 

۲- اوراق مشارکت ؛

 

۳- سهام .

 

به موجب قانون تجارت ، شرکت‌های سهامی عام تحت شرایطی که در قانون تجارت تعیین شده ، مجاز به انتشار و عرضه عمومی سهام و همچنین انتشار سهام جدید به منظور افزایش سرمایه شرکت ، در بازار اولیه می‌باشند. ‌بر اساس «قانون انتشاراسنادخزانه و اوراق قرضه دولتی » و «قانون تجارت » ، تنها دولت یا مؤسسات دولتی و شرکت‌های سهامی عام ، مجاز به انتشار اوراق قرضه می‌باشند.پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، تمایل افراد و مؤسسات بخش خصوصی به خرید اوراق قرضه به دلایل گوناگون ، ازجمله ربوی بودن این اوراق، به تدریج کاسته شدو از سال ۱۳۶۳ با اجرای «قانون عملیات بانکی بدون ربا» اوراق قرضه جدیدی برای عرضه به مردم، منتشرنشد. ‌بنابرین‏ معرفی اوراق جانشین اوراق قرضه ، بیش از پیش ضروری می نمود. ‌به این منظور در سال ۱۳۷۳ اوراق مشارکت ، با هدف افزایش مشارکت مردم در فعالیت‌های اقتصادی و ایجاد تنوع در ابزار های مالی طراحی گردید و در سال ۱۳۷۶ برای قانونمند نمودن انتشار اوراق مشارکت ، «قانون نحوه انتشاراوراق مشارکت » به تصویب رسید. بازار ثانویه ایران ، شامل بازار بورس اوراق بهادار و بازار خارج از بورس است. به موجب قانون تأسیس بورس اوراق بهادار مصوب ۱۳۴۵، بورس اوراق بهادار تهران ، فعالیت خود را در سال ۱۳۴۶ آغاز نمود . فعالیت اصلی این بازار از بدو تأسیس تاکنون عمدتاًً برروی معاملات سهام ، متمرکز بوده است . (راعی, رضا و تلنگی, احمد, ۱۳۸۷)

 

۲-۶ شاخص های مالی کارت امتیازی متوازن

 

در تحقیقی که حمید الهیاری در پایان نامه خود انجام داده است سنجه های مالی را مورد ارزیابی قرار داده است که نتیجه این تحقیق نشانگر اولویت های این سنجه هامی باشد که به شرح زیر بیان می شود:

 

۱- سود عملیاتی[۱۹] : آندسته از سود شرکت است که به واسطه عملیات شرکت محقق می شود که در صورت سود و زیان پس از کاهش هزینه های عمومی و اداری فروش و افزایش سایر درآمد های عملیاتی از سود ناخالص به دست می‌آید. این نوع سود در شرکت ها به دلیل اینکه عملیات شرکت را از لحاظ فعالیت های عملیاتی خود کمّی و ارزیابی می کند حائز اهمیت است. ‌بنابرین‏ می‌تواند ابزار خوبی برای ارزیابی در حوزه عملیاتی شرکت باشد.

 

۲- سود خالص[۲۰] : این نوع سود که در پایان صورت سود زیان پس از کسر مالیات به به دست می‌آید نشان از برآیند فعالیت های شرکت از بعد عملیاتی و غیره عملیاتی دارد. این سود برای صاحبان سهام بسیار حائز اهمیت است و بستانکاران شرکت می‌توانند این نرخ را برای خود ملاک عمل فعالیت شرکت قرار دهند. این سود به عنوان یکی از اصلی ترین شاخص های محاسباتی در نسبت های مالی شرکت ها برای ارزیابی عملکرد شرکت در ابعاد مختلف با دارایی ها ، بدهی ها ، سرمایه و فروش شرکت مقایسه می‌شوند و ملاکی برای ارزیابی سایر بخش‌های شرکت می‌باشد.

 

۳- درآمد کل[۲۱] : تعریفی از درآمد که بیشتر متداول است عبارت از افزایش در دارائیها یا خالص‌ دارائیهای شرکت می‌باشد که در نتیجه فروش کالا یا انجام خدمات حاصل می شود. این تعریف برداشت هیئت اصول حسابداری مالی آمریکا است که در بیانیه شماره ۳ مفاهیم حسابداری مالی بیان شده، معهذا تعریف فوق اندازه‌گیری و زمان تشخیص درآمد را با فرایند درآمد در هم آمیخته است. به طور کلی هنگام فروش یا تحویل کالاها یا انجام خدمات، دارائیها افزایش یافته یا بدهیها تسویه می‌شوند و میزان درآمد به طور متداول از طریق اندازه‌گیری ارزش نقدی دارائیهای دریافتی تعیین می شود. لذا، این تعریف با روش های سنتی عملی، مطابقت دارد ولی دیدگاه وسیعتری از فرایند اندازه‌گیری و زمان تشخیص درآمد را ارائه نمیکند.در آمد کل نیز به مجموعه درآمد شرکت که در طی کلیه فعالیت های شرکت به دست می‌آید ، گفته می شود.

 

۴- بازده سرمایه گذاری[۲۲] : اگر یک دارایی را هر نوعی که باشد (اعم از حقیقی یا مالی) بخرید ، منفعت (یا زیان) ناشی از این سرمایه گذاری ، بازده سرمایه گذاری نامیده می شود. این بازده معمولاً دو جزء دارد :۱) ممکن است در مدت زمانی که مالک دارایی هستید ، مستقیماً مقداری وجه نقددریافت کنید . این وجه نقد، درآمد (حاصل از) سرمایه گذاری[۲۳] نامیده می شود۲)غالباً ، ارزش دارایی خریداری شده (در طی زمان)تغییر می‌کند. در این حالت، یک منفعت سرمایه ای[۲۴] یا زیان سرمایه ای[۲۵] حاصل می شود.(جهانخانی، علی و شوری ، مجتبی؛ ۱۳۸۷)

 

۵- جریان نقدی[۲۶] : یکی از مهمترین اجزای اطلاعات مالی را که به صورت جزء جزء از صورت های مالی جمع‌ آوری می شود ، جریان نقدی است . منظور از جریان نقدی مابه التفاوت مقدار وجوه ورودی و خروجی شرکت است . یکی از مباحث بسیار مهم در مدیریت مالی ، تجزیه و تحلیل جریان نقدی است. این شاخص یکی از شاخص های مهم ارزیابی عملکرد مالی شرکت ها می‌باشد.به طور مثال تنها معیار قابل اعتماد در ارزیابی توانایی شرکت های متقاضی وام در بازپرداخت بدهیها می‌باشد؛ یا ارزیابی مالی پروژه های سرمایه گذاری بر اساس جریانات نقدی صورت می پذیرد.

 

جریان نقدی ناشی از به کارگیری دارایی ها شامل سه جز است که عبارتند از : جریان نقدی عملیاتی[۲۷] ، مخارج سرمایه ای[۲۸] و افزایش سرمایه در گردش خالص . جریان نقدی عملیاتی ، جریان نقدی است که با فعالیت های روزانه شرکت ، یعنی تولید و فروش ایجاد می شود. هزینه های مربوط به تأمین مالی دارایی ها ، در این گروه جای نمی گیرد، چون هزینه عملیاتی نیستند.مخارج سرمایه ای به خالص سرمایه گذاری در دارایی‌های ثابت اشاره دارد. همچنین به مبلغی که در سرمایه در گردش صرف می شود افزایش سرمایه در گردش خالص گفته می شود. این مبلغ با محاسبه افزایش مقدار مانده سرمایه در گردش در طی دوره زمانی خاص ، تعیین می شود و معرف خالص افزایش دارایی های جاری منهای خالص افزایش بدهی‌های جاری است. (جهانخانی،علی و شوری،مجتبی؛ ۱۳۸۷)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:01:00 ب.ظ ]




۱۱/۰-۳۳/۱-۱۸/۰

بیگانگی اجتماعی۱۶/۰-۰۸/۰۱۵/۰-۹۷/۱-*۰۴۹/۰اطاعت/پیروی۰۱/۰-۰۸/۰۰۲/۰-۲۱/۰-۸۳/۰گرفتاری/‌در دام افتادگی۱۴/۰-۰۷/۰۱۴/۰-۸۰/۱-۰۷/۰

*P<0/05

 

با توجه به میزان بتا در جدول، مؤلفه‌ آسیب پذیری نسبت به ضرر به نحو معنادار و مثبت افسردگی پس از زایمان را پیش‌بینی نموده است. (۰۴۵/۰P=، ۱۸/۰=β). مؤلفه‌ نقص/ شرم به نحو معنادار و منفی افسردگی پس از زایمان را پیش‌بینی می‌کند (۰۱۵/۰P=، ۲۱/۰-=β). بیگانگی اجتماعی نیز به صورت منفی و معناداری افسردگی پس از زایمان را پیش‌بینی می کند (۰۴۹/۰P=، ۱۵/۰-=β).

 

به منظور تعیین سهم هر کدام از این خرده مقیاس ها در پیش‌بینی افسردگی پس از زایمان با توجه به میزان همبستگی و ضرایب بتا از تحلیل رگرسیون گام به گام استفاده شد.

 

جدول ۴-۹٫ آزمون رگرسیون گام به گام افسردگی پس از زایمان بر اساس طرح واره های ناسازگار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

الگو مجموع مربعات Df میانگین مربعات F معناداری اول:

 

نقص/شرم

رگرسیون ۵۷۷/۴۵ ۱ ۵۷/۴۵ ۶۹/۶ ۰۱/۰ باقی­مانده ۴۲۳/۱۳۴۸ ۱۹۸ ۸۱/۶ کل ۰۰۰/۱۳۹۴ ۱۹۹ دوم:

 

نقص/شرم، آسیب پذیری نسبت به ضرر

رگرسیون ۶۱۹/۷۲ ۲ ۳۱/۳۶ ۴۱/۵ ۰۰۵/۰ باقی­مانده ۳۸۱/۱۳۲۱ ۱۹۷ ۷۰/۶ کل ۰۰۰/۱۳۹۴ ۱۹۹ سوم:

 

نقص/شرم، آسیب پذیری نسبت به ضرر و بیگانگی اجتماعی

رگرسیون ۵۲۴/۱۰۱ ۳ ۸۴/۳۳ ۱۳/۵ ۰۰۲/۰ باقی­مانده ۴۷۶/۱۲۹۲ ۱۹۶ ۵۹/۶ کل ۰۰۰/۱۳۹۴ ۱۹۹

‌بر اساس نتایج جدول ۴-۹ مقادیر F به دست آمده در گام‌های اول و دوم و سوم به ترتیب (۶۹/۶=F، ۴۱/۵=F، ۱۳/۵=F) است که در سطح خطای کوچک­تر از ۰۱/۰ معنی دار است و این نشان می­دهد متغیرهای مستقل از قدرت تبیین بالایی برخوردار بوده ­اند و قادرند به خوبی میزان تغییرات واریانس متغیر وابسته را توضیح دهند. به عبارتی، مدل رگرسیونی تحقیق مدل خوبی است و این معادله از لحاظ آماری صحیح است و همبستگی متغیرها خطی است.

 

جدول ۴- ۱۰٫ خلاصه مشخصه‌ های آماری رگرسیون پیش‌بینی افسردگی پس از زایمان بر طرح واره­های ناسازگار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مرحله الگو R R2 B خطای معیار β t معناداری ۱ نقص/شرم ۱۸/۰ ۳/۰ ۱۷/۰- ۰۶/۰ ۱۸/۰- ۵۸/۲- ۰۱/۰ ۲ نقص/شرم ۲۲/۰ ۵/۰ ۲۴/۰- ۰۷۵/۰ ۲۴/۰- ۲۱/۳- ۰۰۲/۰ آسیب پذیری نسبت به ضرر ۱۴/۰ ۰۷۴/۰ ۱۵/۰ ۰۰/۲ ۰۴۶/۰ ۳ نقص/شرم ۲۷/۰ ۷/۰ ۲۳/۰- ۰۷۴/۰ ۲۳/۰- ۱۳/۳- ۰۰۲/۰ آسیب پذیری نسبت به ضرر ۱۸/۰ ۰۷۶/۰ ۱۹/۰ ۴۵/۲ ۰۱۵/۰ بیگانگی اجتماعی ۱۵/۰- ۰۷۳/۰ ۱۵/۰- ۰۹/۲- ۰۳/۰

نتایج جدول ۴-۱۰ نشان می­دهد که بعد نقص/شرم به تنهایی و به طور منفی افسردگی پس از زایمان را پیش ­بینی می­ کند (۱۷/۰- =β، ۰۱/۰=ρ ) و با توجه به مقدار ضریب تبیین (۳/۰=R2)، می‌توان نتیجه گرفت که بعد خودناتوان سازی ادعایی ۳ درصد از واریانس افسردگی پس از زایمان را تبیین می­ کند، یعنی ۳ درصد از تغییرات افسردگی پس از زایمان مربوط به بعد نقص/شرم است. در گام دوم بعد آسیب پذیری نسبت به ضرر به رگرسیون اضافه شد و بعد نقص/شرم به طور منفی (۲۴/۰- =β، ۰۰۲/۰=ρ ) و بعد آسیب پذیری نسبت به ضرر به طور مثبت (۱۴/۰ =β، ۰۴۶/۰=ρ) افسردگی پس از زایمان را پیش ­بینی کردند و با توجه به مقدار ضریب تبیین (۵/۰=R2)، می‌توان نتیجه گرفت که بعد نقص/شرم و آسیب پذیری نسبت به ضرر ۵ درصد از واریانس افسردگی پس از زایمان را تبیین می­ کند، یعنی ۵ درصد از تغییرات افسردگی پس از زایمان مربوط به بعد نقص/شرم و آسیب پذیری نسبت به ضرر و با توجه به مقدار تغییرات R2 می‌توان گفت که توان پیش بین ۲ درصد افزایش یافته است. در گام سوم بعد بیگانگی اجتماعی به رگرسیون اضافه شد و بعد نقص/شرم به طور منفی (۲۳/۰- =β، ۰۰۲/۰=ρ ) و بعد آسیب پذیری نسبت به ضرر به طور مثبت (۱۸/۰ =β، ۰۱۵/۰=ρ) بعد بیگانگی اجتماعی به طور منفی (۱۵/۰- =β، ۰۳/۰=ρ) افسردگی پس از زایمان را پیش ­بینی کردند و با توجه به مقدار ضریب تبیین (۷/۰=R2)، می‌توان نتیجه گرفت که بعد نقص/شرم، آسیب پذیری نسبت به ضرر و بیگانگی اجتماعی ۷ درصد از واریانس افسردگی پس از زایمان را تبیین می­ کند.

 

۴-۲-۴ سبک های دلبستگی قادر به پیش‌بینی افسردگی پس از زایمان است.

 

از آنجا که بین افسردگی پس از زایمان و سبک های دلبستگی رابطه معناداری وجود نداشت، ‌بنابرین‏ این مؤلفه‌ قادر به پیش‌بینی افسردگی پس از زایمان نمی باشد.

 

۴-۲-۵ پیش‌بینی افسردگی پس از زایمان ‌بر اساس سبک های دلبستگی و طرحواره های ناسازگار

 

با توجه به اینکه هیچ یک از سبک های دلبستگی در پیش‌بینی افسردگی پس از زایمان سهمی نداشتند (نتایج جدول ۴-۱۲)، ‌بنابرین‏ فقط ۳ طرح واره ناسازگار که نتایج آن در جدول ۴-۱۰ و ۴-۱۱ نشان داده شده است (به ترتیب طرح واره نقص/شرم، آسیب پذیری نسبت به ضرر و بیگانگی اجتماعی) در پیش‌بینی افسردگی پس از زایمان سهیم خواهند بود.

 

جدول ۴-۱۱٫ آزمون رگرسیون همزمان افسردگی پس از زایمان بر اساس طرح واره های ناسازگار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مدل R ضریب تعیین ضریب تعیین تعدیل شده F معناداری ۱ ۰۸/۰ ۰۰۷/۰ ۰۸/۰- ۴۶/۰ ۷/۰

جدول ۴-۱۳٫ محاسبه ضرایب حاصل از رگرسیون همزمان افسردگی پس از زایمان بر اساس سبک­های دلبستگی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متغیر B خطای معیار B β T معناداری سبک دلبستگی ایمن ۰۵/۰ ۰۹/۰ ۰۳/۰ ۵۱/۰ ۶۱/۰ سبک دلبستگی اجتنابی ۰۱/۰ ۱/۰ ۰۰۹/۰ ۱۲/۰ ۸۹/۰ سبک دلبستگی دوسوگرا/ اضطرابی ۱/۰- ۰۹/۰ ۰۷/۰- ۰۳/۱- ۳۰/۰

*P<0/05

 

نتایج تحلیل رگرسیون همزمان نشان می‌دهد که ضریب رگرسیون برای هیچ کدام از سبک های دلبستگی معنادار نمی باشد.

 

    1. – Schemas ↑

 

    1. – Cooper ↑

 

    1. ۲ -Menz et . al . ↑

 

    1. – Attachment ↑

 

    1. -Deniz ↑

 

    1. – Roberts ↑

 

    1. – Gotlib ↑

 

    1. – Kassel ↑

 

    1. -Hazan & shav ↑

 

    1. -Attachment theory ↑

 

    1. -Tessedre ↑

 

    1. -Gale ↑

 

    1. – Harlow ↑

 

    1. -Tannous ↑

 

    1. -Markez ↑

 

    1. – Johnson ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:42:00 ب.ظ ]




 

۲-۱-۱۳- ابعاد توانمند سازی روان شناختی

 

محققان و صاحب نظران فراتر از اقدامات و راهبردهای مدیریتی و سازمانی از قبیل : تفویض قدرت تصمیم گیری و سهیم شدن کارکنان در اطلاعات به توانمند سازی می‌نگرند. پژوهشگران برای افراد توانا ویژگی‌هایی قائل اند که بر اساس ویژگی‌ها یا شاخص‌ها می‌توان ‌در مورد توانمندی یا ناتوانی فرد اظهارنظر کرد.

 

‌بنابرین‏ باید ماهیت توانا سازی، درست همان طور که توسط کارمند تجربه شده است، مورد نظر گیرد. کانگر و کاننگو[۴۴] (۱۹۸۸) احساس خود کارآمدی شخصی[۴۵] را شاخص توانمندی فردی می‌دانند. تو ماس و ولتهوس (۱۹۹۰) توانمند سازی روان شناختی[۴۶] را یک عامل انگیزش درونی می‌دانند که منعکس کننده نقش فعال کارکنان در سازمان می‌باشد و بین راهبردهای مدیریتی و عوامل سازمانی و ادراکات کارکنان ‌در مورد توانمندی تفاوت قائل شده‌اند. آنان با تأکید بر چند وجهی بودن توانمند سازی، برای آن چهار بعد شناختی : احساس معنی دار بودن[۴۷]، احساس شایستگی[۴۸]، احساس داشتن

 

حق انتخاب[۴۹] و احساس مؤثر بودن[۵۰] را ذکر می‌کنند.

 

اسپریتزر[۵۱] (۱۹۹۶،۱۹۹۵) و عبدالهی (۱۳۸۴) در مطالعات پژوهشی خود چهار بعد را اندازه گیری و اعتبار یابی کرده‌اند. وتن و کمرون[۵۲] (۱۹۹۸) بر اساس تحقیق میشرا[۵۳] (۱۹۹۲) بعد اعتماد[۵۴] را به ابعاد فوق اضافه کردند. ‌بنابرین‏ توانمند سازی روان شناختی کارکنان بر اساس تحقیقات گذشته می‌توان در پنج بعد: احساس شایستگی، احساس مؤثر بودن، احساس معنی دار بودن (ارزشمند بودن)، احساس خودمختاری (حق انتخاب) و احساس اعتماد خلاصه نمود. در زیر به تفضیل هر یک از این ابعاد بحث می‌شوند.

 

۲-۱-۱۴-احساس شایستگی

 

شایستگی به درجه‌ای که یک فرد می‌تواند وظایف شغلی را با مهارت انجام دهد اشاره دارد (توماس وولتهوس ۱۹۹۰). در ادبیات روا نشناسی این مفهوم به نظریه شناخت اجتماعی[۵۵] آلبرت باندورا[۵۶] (۱۹۷۷) و مفاهیم خود کارآمدی، تسلط شخصی[۵۷] و انتظار تلاش عملکرد[۵۸] بر می‌گردد. افراد توانمند احساس شایستگی دارند و باور دارند که قابلیت‌ها و توانایی لازم، برای انجام موفقیت آمیز وظایف را دارند. باندورا مطرح می‌کند که خود کارآمدی پایین موجب می‌شود که افراد از موقعیت‌هایی که نیازمند مهارت‌های مناسب باشد، اجتناب کنند. رفتارهای اجتنابی به نوبه خود مانع از روبرو شدن فرد با ترس‌ها و ایجاد و بهبود شایستگی‌ها می‌شوند.

 

وتن و کمرون (۱۹۹۸) اعتقاد دارند که افراد توانمند نه تنها احساس شایستگی، بلکه احساس اطمینان می‌کنند و می‌توانند وظایف را به طور مؤثر انجام دهند. آنان احساس تسلط شخصی می‌کنند و معتقدند که در رویارویی با چالش‌های جدید، می‌توانند بیاموزند و رشد کنند. بعضی از نویسندگان براین باورند که این ویژگی، مهم‌ترین عنصر توانمند سازی است. زیرا داشتن احساس خود کارآمدی است که تعیین می‌کند آیا افراد برای انجام دادن کاری دشوار خواهند کوشید و پشتکار خواهند داشت یا خیر. «شدت اطمینان افراد ‌در مورد کارآمدی خود، بر اینکه آیا آنان برای اداره کردن موقعیت‌های خاص تلاش خواهند کرد، اثر می‌گذارد. وقتی افراد خود را واجد شایستگی برای اداره کردن موقعیت‌هایی بدانند که ممکن است برای آنان تهدید کننده خواهد بود، در گیر فعالیت می‌شوند و با اطمینان رفتار می‌کنند…»انتظارات کارآمدی[۵۹] «تعیین کننده این است که افراد در رویارویی با موانع و تجربه های ناسازگار چه مقدار تلاش خواهند کرد و چه مدت استقامت خواهند ورزید» (باندورا،۱۹۷۷ و ۲۰۰۰).

 

باندورا (۱۹۷۷) سه شرط لازم برای اینکه افراد احساس خود کارآمدی کنند، پیشنهاد ‌کرده‌است :

 

۱ افراد کارآمد باور دارند که توانایی انجام کار را دارند.

 

۲ افراد کارآمد باور دارند که ظرفیت به کار بستن تلاش لازم را دارند.

 

۳ افراد کارآمد باور دارند که هیچ مانع خارجی آن‌ ها را از انجام دادن کار مورد نظر باز نخواهد داشت.

 

به بیان دیگر وقتی افراد احساس خود کارآمدی را با داشتن حداقل تبحر و قابلیت، اشتیاق به تلاش برای انجام دادن کار و نداشتن موانع عمده در برابر موفقیت، در خود توسعه دهند، احساس توانمندی می‌کنند.

 

۲-۱-۱۵-احساس خود مختاری

 

خود مختاری یا داشتن احساس حق انتخاب (توماس وولتهوس ۱۹۹۰) به آزادی عمل و استقلال کارمند در تعیین فعالیت‌های لازم برای انجام وظایف شغلی اشاره دارد. به زعم وتن و کامرون (۱۹۹۸) احساس خودمختاری به معنی تجربه احساس انتخاب در آغاز فعالیت‌ها و نظام بخشیدن به فعالیت‌های شغلی است. هنگامی که افراد احساس خود مختاری می‌کنند، به جای آنکه با اجبار در کاری در گیر شوند یا از آن دست بکشند، خود داوطلبانه و تعمداً در وظایف شرکت می‌نمایند و فعالیت‌های آنان پیامد آزادی و استقلال شخصی است. آنان خود را افرادی خود آغازگر[۶۰] و بیش فعال[۶۱] می‌بینند. آنان قادرند که به میل خود اقداماتی را آغاز کرده، تصمیم‌های مستقل بگیرند و افکار جدید را به آزمون بگذارند (کانگرو کاننگو، ۱۹۸۸ ) و تو ما س و ولتهوس (۱۹۹۰). این افراد به جای اینکه احساس کنند فعالیت‌های شغلی آنان از پیش تعیین شده و از بیرون کنترل می‌شود، خود را به منزله کانون کنترل[۶۲] می‌بینند. خود مختاری با داشتن حق انتخاب درباره روش‌های مورد استفاده برای انجام وظیفه، میزان تلاشی که باید صورت گیرد، سرعت کار و چارچوب زمانی که کار باید در آن انجام شود، رابطه بسیار مستقیم دارد. افراد توانمند ‌در مورد کارهای خود احساس مالکیت می‌کنند، زیرا آنان می‌توانند تعیین کنند که کارها چگونه باید انجام شوند و با چه سرعتی پایان یابند. داشتن حق انتخاب، جزء اصلی خود مختاری به شمار می‌رود.

 

وتن و کمرون (۱۹۹۸) مطرح می‌کنند که نتایج تحقیقات حاکی از این است که احساس قوی خودمختاری با از خود بیگانگی[۶۳] کمتر در محیط شغلی، خشنودی شغل[۶۴]، عملکرد شغلی[۶۵] بالاتر، سطوح بالاتر مشارکت شغلی[۶۶] و فشار کاری[۶۷] کمتر ارتباط دارد.

 

۲-۱-۱۶-احساس مؤثر بودن

 

مؤثر بودن یا به قول وتن و کمرون (۱۹۹۸) پذیرش نتیجه شخصی[۶۸] درجه‌ای است که «فرد می‌تواند بر نتایج و پیامدهای راهبردی، اداری و عملیاتی شغل اثر بگذارد. تأثیر گذاری عکس درماندگی آموخته شده[۶۹] می‌باشد» (اسپریتزر،۱۹۹۵ ص ۱۴۴۴ ). این بعد به درجه‌ای اشاره دارد که رفتار فرد در اجرای اهداف شغلی متفاوت دیده شود، بدین معنی که نتایج مورد انتظار در محیط شغلی به دست آمده است (توماس و ولتهوس ۱۹۹۰). وتن و کمرون (۱۹۹۸) در کتاب خود تحت عنوان «توسعه مهارت‌های مدیریت[۷۰] » می‌نویسند که افراد توانا احساس کنترل شخصی بر نتایج دارند. آنان باور دارند که می‌توانند با تحت تأثیر قرار دادن محیطی که در آن کار می‌کنند یا نتایجی که تولید می‌شوند، تغییر ایجاد کنند. ‌بنابرین‏، احساس داشتن کنترل بر نتایج به ادراک تأثیر گذاری اشاره دارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:14:00 ب.ظ ]




 

۲-۲-۷-۲)مدل مارپیچی دانش نوناکا و تاکچی

 

نوناکا و تاکچی (۱۹۹۵) موفقیت شرکت‌های ژاپنی را در تحقق خلاقیت و نوآوری مطالعه کردند. آن ها پی بردند که این موفقیت به هیچ وجه حاصل دانش آشکار نیت. از دیدگاه آن ها، نوآوری سازمانی اغلب حاصل دانش پنهان است. در این مدل، طیف پنهان، آشکار اشکال دانش و مدل فرد، گروه، سازمان یا سه سطحی تسهیم دانش، هر دو به منظور خلق دانش و نوآوری مورد نیازند. نوناکا و تاکچی بحث می‌کنند که اساس موفقیت شرکت‌های ژاپنی در نوآوری، مدیریت دانش پنهان است.

 

الف: فرایند خلق دانش در مدل نوناکا و تاکچی

 

نوناکا و تاکچی، مدیریت دانش را به عنوان فرایند خلق دانش در نظر می گیرند. طبق این مدل، خلق دانش همیشه از فرد شروع می شود، مثل محقق هوشمندی که با بینش خود در نهایت به یک حق اختراع دست می‌یابد، یا مدیر میانی که با شهود خود درباره روندهای بازار می‌تواند فروش محصول جدید را تسریع کند، یا کارگری که با بهره گرفتن از سالها تجربه خود، پیشنهادی ارائه می‌دهد که برای شرکت میلیون‌ها دلار صرفه جویی به دنبال می آورد. در هر یک از این مثالها، دانش شخصی یا خصوصی (که عمدتاًً پنهان است) به دانش سازمانی ارزشمندی تبدیل می شود. در دسترس قرار دادن دانش فردی برای سایر افراد سازمان، در مرکز مدل مدیریت دانش نوناکا و تاکچی قرار دارد. این فرایند خلق دانش به طور مستمر در همه سطوح سازمانی اتفاق می افتد. در بسیاری از موارد، خلق دانش به صورت غیر منتظره یا برنامه ریزی نشده اتفاق می افتد. طبق نظر نوناکا و تاکچی چهار حالت تبدیل دانش وجود دارند که موتور فرایند دانش را ایجاد می‌کنند (شکل۲-۴). فرد این حالات را تجربه می‌کند. همچنین آن ها ساز وکارهایی هستند که از طریق آن ها دانش فردی به صورت آشکار و مفصل به درون و سرتاسر سازمان منتقل می شود. ‌بنابرین‏، خلق دانش سازمانی باید به عنوان فرایندی در نظرگرفته شود که دانش افراد را به شکل سازمانی بیان می‌کند و آن را به طور آشکار به عنوان بخشی از شبکه دانش سازمان نشان می‌دهد.

 

خلق دانش، فرایند اجتماعی بین افراد است که در آن تبدیل دانش نه یک فرایند یک طرفه، بلکه فرایندی تعامل و مارپیچی است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دانش آشکار به دانش پنهان بیرونی کردن اجتماعی کردن دانش پنهان

 

از

 

دانش آشکار

ترکیب کردن درونی کردن

شکل ۲-۴)مدل مدیریت دانش نوناکا و تاکچی (۱۹۹۵)

 

همان طور که در شکل (۲-۴)مشاهده می شود دانش به دو شکل پنهان و آشکار وجود دارد. از دیدگاه پولانی (۱۹۶۲) دانش پنهان عبارت است از دانش غیر کلامی، شهودی و ناآشکار. در حالی که دانش آشکار به صورت کتبی، نموداری، برنامه رایانه­ای و غیره است (هدلاند، ۱۹۹۴). در این مدل، دانش پنهان می‌تواند از طریق فرایند اجتماعی شدن به دانش پنهان دیگری و از طریق فرایند بیرونی کردن به دانش آشکار تبدیل شود.

 

همچنین دانش آشکار می‌تواند از طریق فرایند ترکیب کردن به دانش آشکار دیگران و از طریق فرایند درونی کردن به دانش پنهان دیگران تبدیل شود. ‌بنابرین‏، فرایندهای تبدیلی فوق به ترتیب عبارت اند از: اجتماعی کردن، بیرونی کردن، ترکیب کردن، و درونی کردن.

 

ب) فرایند تبدیل دانش در مدل نوناکا و تاکچی

 

فرایند اجتماعی کردن (پنهان به پنهان): عبارت از تسهیم دانش در تعاملات اجتماعی چهره به چهره است. این فرایند شامل دستیابی به درک متقابل از طریق تسهیم دیدگاه ها، طوفان فکری، تعاملات استاد-شاگردی یا حمایت گری و غیره است. بزرگترین مزیت فرایند اجتماعی کردن، بزرگترین نقطه ضعف آن نیز به شمار می رود: از آنجا که دانش، پنهان می ماند به ندرت در هر جایی کسب، بیان یا نوشته می شود. داونپورت و پروساک (۱۹۹۸) معتقدند که تولید دوباره دانش پنهان یا پیچیده که توسط صاحب آن در طول یک دوره زمانی بلند مدت به دست آمده، به صورت یک مدرک یا پایگاه داده تقریباً غیر ممکن است. همچنین، توزیع همه دانشی که از این طریق به دست می‌آید بسیار دشوار و زمان بر است. اجرای فرایند کسب دانش پنهان در استفاده از زبان نیست بلکه در تجربه کردن و توانایی انتقال و تسهیم آن است. این ایده نباید با انتقال ساده اطلاعات اشتباه گرفته شود. به دلیل اینکه اگر انتقال اطلاعات و تجارب را از احساسات و بافت خاص آن ها جدا کنیم خلق دانش اتفاق نمی افتد. اجتماعی کردن شامل تسهیم تجارب از طریق مشاهده، تقلید و تجربه می شود.

 

فرایند بیرونی کردن (پنهان به آشکار): فرایند بیرونی کردن، دانش پنهان را به دانش آشکار تبدیل می‌کند و عبارت است از «فرایند اصلی خلق دانش که از طریق آن دانش پنهان به دانش آشکار، یعنی به اشکال استعاره ها، قیاسها، مفاهیم، فرضیات، یا مدل‌ها تبدیل می شود». در این فرایند، از افراد خواسته می شود دانش پنهان را به صورت تفصیلی بیان کنند، مکتوب نمایند، یا به صورت نوار صوتی در آورند. البته، تبدیل دانش پنهان به آشکار دشوار است. ‌بنابرین‏ در این مرحله، به یک فرد واسطه نیاز است. یک دانش نگار کسی است که می‌تواند با صاحبان دانش به منظور استخراج دانش شان مصاحبه کند. به محض اینکه دانش به صورت ملموس یا آشکار در آمد می‌تواند به سادگی با دیگران به اشتراک گذاشته و در سرتاسر سازمان به کار برده شود. در این مرحله اصل مدیریت محتوا به منظور آرشیو کردن، به روز آوری، و بازیابی دانش آشکار شده مورد نیاز خواهند بود.

 

فرایند ترکیب کردن (آشکار به آشکار): عبارت از ترکیب مجدد اجزای دانش آشکار به شکلی جدید است. برای مثال، تهیه گزارش مروری، تحلیل روند، خلاصه مدیریتی، یا پایگاه داده جدید. در این مرحله، هیچ دانش جدیدی خلق نمی شود، بلکه دانش جدید حاصل ترکیب جدید دانش آشکار موجود با قبلی است. به عبارت دیگر هرگاه مفاهیم موجود در یک سیستم دانش (برای مثال پایگاه دانش) مرتب، و نظام مند شوند، ترکیب اتفاق می افتد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:45:00 ب.ظ ]




 

محیطی که برای خلاقیت مساعد است، محیطی است که در آن از یک موسیقی مناسب، آثار هنری زیبا و عناصر تحریک ‌کننده‌ خلاقیت استفاده شده است و در واقع محیط و منابع مناسب، خلاقیت سازمانی را تقویت می‌کند.

 

  1. صلاحیت کارکنان

صلاحیت کارکنان دومین موضوع مهمی است که در تقویت خلاقیت سازمانی مطرح شده است. وقتی از گروهی آزمودنی خواسته شد که در باب این موضوع سخن بگویند، آن ها طیفی از موضوعات مختلف را بیان کردند که می‌توان چکیده‌ آن را در این جمله بیان کرد: “اگر بدانم می‌توانم به کارکنانم اتکا کنم و بدانم آن­ها به لحاظ فنی از صلاحیت کافی برخوردارند، آنگاه قادر خواهم بود تا مرز‌های صلاحیت فنی را به حوزه هایی جدیدتر و ناشناخته‌تر توسعه دهم و در نتیجه به عقایدی خلاقانه و نوآورانه دست یابم”. اما برخی نیز نگرشی متفاوت را بیان می‌کردند: “اینکه فردی تنها به لحاظ فنی صلاحیت داشته باشد، بدان معنا نیست که توانایی ایجاد عقاید جدید و خلاقانه را دارد. برخی افراد، برای انجام دادن کاری نه صلاحیت دارند و نه اعتماد به نفس”.

 

پاسخ‌های ارائه شده حکایت از آن داشتند که اجماع نظری کلی در این زمینه وجود دارد که کارکنان با صلاحیت برای خلاقیت سازمانی مهم هستند اما ‌در مورد نوع صلاحیت­ها، بین علمای فن، اختلاف نظرهایی وجود دارد.

 

  1. زمان

زمان به عنوان مهم‌ترین عامل در تقویت خلاقیت سازمانی ذکر شده­ است و اهمیت آن را از هر عامل دیگری بیشتر دانسته‌اند. اگر زمان مناسبی در اختیار فرد باشد و هیچ کس در آن کار مزاحم نشود، می‌تواند کار را به نحو احسن انجام دهد و خلاقیت لازم را در کار از خود بروز خواهند داد (آقایی فیشانی، ۱۳۸۶).

 

۲-۲-۱-۲- ویژگی­های خلاقیت

 

از جمله اصلی­ترین ویژگی­های که برای خلاقیت ‌می‌توان برشمرد موارد زیر می­باشند:

 

    • فرآیندی فکری روانی است.

 

    • محصول خلاقیت می‌تواند به شکل یک اثر – ایده – راه حل – یک مشی یا هر چیز دیگری ظهورکند.

 

    • محصول خلاقیت پدیده ای نو و جدید است ( نوآوری).

 

    • محصول خلاقیت علاوه بر جدید بودن دارای ارزش نیز هست.

 

    • خلاقیت یک توانایی عمومی است و در همه افراد کما بیش وجود دارد.

 

  • خلاقیت قابل پرورش است و با محیط اجتماعی ارتباط مستقیم دارد (کلی و لیتمن[۱۴]، ۲۰۰۱).

۳-۲-۱-۲- تفاوت خلاقیت و نوآوری تغییر

 

همان‌ طور که بیان شد خلاقیت به طور عام یعنی توانایی ترکیب اندیشه ها به شیوهای منحصر به فرد یا ایجاد ارتباطی غیر معمول بین اندیشه ها اما نوآوری فرایند اخذ ایده خلاق و تبدیل آن به محصول و روش­های جدید عملیات است.

 

(انتفاع + اختراع + مفهوم = نوآوری)

 

در معادله نوآوری بالا، مفهوم: اشاره بر ایده­ای است که با توجه به چهار چوب مرجعی آن فرد سازمان یک دانش انباشته شده جدید است.

 

اختراع: ایده جدید که به حقیقت رسیده باشد.

 

انتفاع: حداکثر استفاده از یک اختراع دلالت دارد.

 

‌در مورد نوآوری و تغییر نیز تفاوت­هایی وجود دارد. برای مثال تغییر می ­تواند به بهبود رضایت شغلی یک فرد اطلاق شود در حالی که نوآوری نتیجه و تأثیری بیش از یک فرد را در بر ‌می‌گیرد و برای سازمان ایجاد کننده است. از این رو تمام نوآوری­ها می ­توانند یک تغییر باشند در حالی که تمام تغییر ها نوآوری نیستند.

تغییر نتیجه فرایند خلاقیت و نوآوری فرد است . تغییر سازمانی به عنوان اتخاذ یک فکر یا رفتار جدید به وسیله سازمان مشخص می­ شود، اما نوآوری سازمان اتخاذ یک ایده یا رفتار است که برای نوع وضعیت سازمان، بازار و محیط کلی سازمان جدید است. اولین سازمانی که این ایده را معرفی می­ کند به عنوان نوآور در نظر گرفته می­ شود و سازمانی که کپی می­ کند یک تغییر را اتخاذ نموده است.

 

یک سازمان که مشوق نوآوری است سازمانی است که دیدگاه­ های ناشناخته به مسائل یا راه حل­های منحصر برای حل مسائل را ارتقاء می­دهد. نوآوری فرایند کسب اندیشه خلاق و تبدیل به محصول و یک روش عملیاتی مفید است.

 

سه مجموعه از متغییرها وجود دارند که می ­توانند نوآوری را ایجاد کنند. آن­ها به ساختار سازمانی – فرهنگ و توانایی منابع انسانی مربوط می­ شود.

 

سازمان­ های نوآور تجزیه کردن را تشویق ‌می‌کنند. آن­ها هم به موفقیت­ها و هم به شکست­ها پاداش می­ دهند. از اشتباهات تجربه کسب نموده و کار خود را در جهت بهبود عملکرد اصلاح ‌می‌کنند. ‌بنابرین‏ سازمان­ های نوآور امنیت شغلی در سطح عالی برای کارکنان خود فراهم می ­آورند و به افراد جرئت می­ دهند که تغییر پذیر باشند.

 

زمانی که اندیشه­ای جدید تکامل می­یابد پیشتازان تغییر فعالانه و با شور و شوق اندیشه انفعالی بخشیده و آن را حمایت نموده و بر مشکلات چیره می­شوند و اطمینان می­ دهند که نوآوری به مرحله اجرا در خواهد آمد (کلی و لیتمن، ۲۰۰۱).

 

 

 

۴-۲-۱-۲- ویژگی­های شخصیت خلاق

 

استقلال:

 

فرد خلاق عقاید و اندیشه­هایش را وابسته به افکار دیگران نمی­داند و در افکار و کارهای خویش از استقلال بالایی برخوردار است.

 

ریسک پذیری:

 

فرد خلاق اهل خطر کردن است و ماجراجویی را دوست دارد، در برخورد با مسائل و مشکلات جرئت بیشتری به خرج می­دهد و معمولاً نگران شکست­های احتمالی خود نیست.

 

کنجکاوی و علاقه به کارهای پیچیده:

 

از سطح ظاهری یک مسئله فراتر رفته و مو شکافی نموده و در حل مشکلات پیچیده انرژی زیادی صرف می­ کند.

 

تحمل ابهام:

 

برای فرد خلاق مواجه شدن با ابهامات یک مبارزه محسوب شده و نوعی لذت به دنبال دارد.

 

انعطاف پذیری:

 

اگر او در جریان حل یک مسئله با پاسخی برخورد کند مسیر فکری خود را به سهولت تغییر داده و آن موضوع را از زوایا و ابعاد دیگری بررسی نموده و افکار و راه حل های متنوع را به کار ‌می‌گیرد و همواره جایی برای تغییر و تحول باقی می­ گذارد (کیم[۱۵]، ۲۰۱۱).

 

شوخ طبعی:

 

فرد خلاق از ظرافت دید و نکته سنجی زیادی برخوردار است و اغلب قادر است با اظهارنظرها و بیان نکته­ها و خلق موقعیت­های جالب را به عهده دارد.

 

اعتماد به نفس بالا:

 

نسبت به خود و توانمندی­هایش آگاهی دارد و معتقد است که ایده­ ها و نظراتش ارزشمند هستند.

 

ابتکار و تخیل قوی و حساسیت:

 

ایده­های او معمولاً با ایده­های دیگران بسیار متفاوت است و در مواردی که دیگران به راحتی و روزمرگی از آن می­گذرند ذهن خیال پرداز قوی دارد.

 

زیبایی دوستی:

 

فرد خلاق به آسانی مجذوب زیبایی می­ شود و نسبت به آن توجه و دقت زیادی می­ کند و به فعالیت­های هنری علاقه­مند است.

 

تردید:

 

اغلب بسیاری از قوانین رایج جامعه برای او جای سؤال باقی می­گذارند. این مشکوک بودن و عدم اعتماد فرد خلاق معمولاً ناشی از علاقه درونی او به تغییر – اصلاح امور عادی و خلق ایده­های بهتر است (کیم، ۲۰۱۱).

 

استیز علاوه بر ویژگی­های فوق موارد زیر را نیز بر این ویژگی­ها می ­افزاید:

 

    • سلامت روانی و ادراکی

 

    • توانایی ایجاد تعداد زیادی ایده به طور سریع

 

    • دلگرمی و امید به آینده

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:16:00 ب.ظ ]




 

ارزش تشویقی موفقیت*انتظار موفقیت= انگیزش

 

بنا به فرمول بالا، مقدار زمان و کوششی که افراد مایل اند صرف انجام یک تکلیف یا کاری بکنند(یعنی میزان انگیزش آنان) برابر است با حاصل ضرب دو عامل زیر:۱)سطح انتظارشان در رابطه با اینکه تا چه حد آن کار را با موفقیت انجام خواهند داد ۲) میزان ارزشی که برای انجام آن کار قائل اند یا فایده و پاداشی که از انجام آن کار نصیبشان می شود. ویژگی فرمول بالا این است که دو متغیر یا عامل اصلی آن، یعنی انتظار موفقیت و ارزش تشویقی ناشی از موفقیت، در هم ضرب می‌شوند. خاصیت ضرب شدن این است که بالا بودن سطح هر عامل بر افزایش سطح نتیجه، یعنی انگیزش، تأثیر فراوان دارد. در مقابل، هرگاه یکی از دو عامل صفر باشد نتیجه نیز صفر خواهد شد، یعنی انگیزش فرد برای انجام تکلیف برابر با صفر خواهد شد. به عنوان مثال اگر دانش آموز یا دانشجویی بر این باور باشد که در امتحانی که در پیش رو دارد موفق خواهد بود (انتظار بالا)، و اگر موفقیت در آن امتحان برایش مهم باشد(ارزش بالا)، آنگاه انگیزش او نیز بالا خواهد بود. اما اگر هر یک از دو عامل صفر باشد (این گونه باور کند که در امتحان موفق نخواهد شد یا موفقیت در آن برایش مهم نباشد)، انگیزش او صفر خواهد بود. در این فرمول، ارزش*انتظار همان مفهوم خود کار آمدی است خود کارآمدی یا خود کار آمدی تصوری به باور شخص نسبت به توانایی اش برای انجام یک رفتار به منظور رسیدن به یک هدف مربوط است. بنا به گفته آندرسون و بورک[۷۸] (۲۰۰۰) «در چارچوب نظریه انتظار ضربدر ارزش، معلمان برای اینکه دانش آموزان را نسبت به یادگیری برانگیزانند باید هم به آنان کمک کنند تا برای فعالیت‌های آموزشگاهی و علمی ارزش قائل شوند و هم آنان را مطمئن سازند که اگر به اندازه کافی بکوشند در آن فعالیت‌ها موفق خواهند شد» بنا به گفته وولفولک (۲۰۰۴)، به فرمول انتظار ضربدر ارزش عامل هزینه[۷۹] نیز اضافه شده است. یعنی ارزشی که شخص برای یک تکلیف قائل است هم به بر آورد او از ارزش آن تکلیف و هم به هزینه ای که صرف انجام آن می شود وابسته است.«در ارتباط با هزینه تکلیف، یادگیرنده ممکن است مقدار کوشش یا سایر منابع مورد نیاز برای انجام تکلیف را مورد ملاحظه قرار دهد»(فتسکو و مککلور۲۰۰۵ ، به نقل از سیف۱۳۹۱).

 

جدول ۲-۲ – نکات آموزشی ‌در مورد نظریه انگیزش پیشرفت

 

 

    • انگیزش پیشرفت، گرایشی نسبتاً پایدار است، و به عنوان بخشی از شخصیت فرد معرفی شده است.

 

    • افراد دارای انگیزش پیشرفت بالا، می خواهند کامل شوند و کارکرد خودرا بهبود بخشند.

 

    • این افراد در برابر فشارهای اجتماعی بیرونی، مقاومت نشان می‌دهند.

 

    • این افراد مسئولیت پذیرند.

 

    • این افراد گرایش بیشتری به گزینش راه های مختلف نشان می‌دهند، و بیشتر به کارهایی دست می‌زنند که احتمال متوسط موفقیت دارد.

 

    • کسب موفقیت در تکالیف آسان برای افراد دارای انگیزش پیشرفت لذت بخش نیست، بلکه کسب توفیق در تکالیف چالش انگیز برای این افراد مهم و افتخار آفرین است.

 

  • این افراد برای حل مشکلات و رسیدن به موفقیت بسیار کوشا هستند و وقتی شکست می خورند، کوشش‌های خود را بیشتر می‌کنند و به فعالیت ادامه می‌دهند تا موفق شوند.

منبع: (بیابانگرد،۱۳۸۴)-(سیف،۱۳۹۱)-(موزلیا و همکاران،۲۰۱۰).

شکل ۲-۳- طرح نظری رویکردهای انگیزشی

 

۲-۳-۴- تاریخچه ای از رابطه انگیزش پیشرفت و پیشرفت تحصیلی

 

نظریه انگیزش پیشرفت بر تحقیقات اولیه هوپ(۱۹۳۰)، سیرز ( ۱۹۴۰)، مک کللند(۱۹۶۱) و اتکینسون( ۱۹۶۷) استوار است. این نظریه بر نقش هدف در موفقیت و شکست دانش آموز تأکید دارد. مطالعات اولیه هوپ(۱۹۳۰)، تجارب افراد را در زمینه موفقیت و شکست تشریح کرد. او می گفت که افراد پس از کسب موفقیت، سطح هدف خود را بالا می‌برند و پس از کسب شکست آن را پایین می آورند(گلاور،۱۳۸۳).

 

موری( ۱۹۳۸) نیاز به پیشرفت را میل به غلبه بر مشکلات، تمرین قدرت، تمرین برای انجام دادن امور مشکل و تلاش برای اجرای هر چه سریعتر کارها تعریف ‌کرده‌است. او نیز، مانند دیگران معتقد است که لذت پیشرفت در رسیدن به هدف نیست، بلکه در گسترش و تمرین مهارتهاست، به بیان دیگر این فرایند است که انگیزش پیشرفت را فراهم می‌کند( استکی و همکاران،۱۳۸۹).

 

یک دهه بعد سیرز(۱۹۴۰) از طریق تجربه جالبی که درباره ‌هدف‌های‌ کودکان دبستانی انجام داد به طراحی نظریه انگیزش پیشرفت دست یافت، کودکانی که تاریخچه ثابتی از موفقیت داشتند به نحو شایسته تری توانستند از عهده انتقادات وارد بر عملکرد خود بر آیند و اهداف صحیح تر و ثابت تری را انتخاب کنند، در برابر به نظر رسید که شکست مداوم – به خصوص ‌در مورد دانش آموزانی که دارای سابقه شکست بودند- موجب شد تا اهدافی را انتخاب کنند که به شکل غیر واقع بینانه بزرگ یا کوچک بود. مک کللند(۱۹۶۱) مطالعه ‌در مورد نظریه انگیزش پیشرفت را ادامه داد و شرایطی را که افراد در آن موفق به تأمین نیاز به پیشرفت می‌شوند بررسی کرد. یکی از همکاران نخستین مک کللند به نام اتکینسون کار تدوین نظریه معاصر انگیزش پیشرفت را ادامه داد. اتکینسون(۱۹۶۵،۱۹۶۶،۱۹۶۷) در مجموعه ای از آزمایشهایی که یاد آور تحقیقات سیرز بود، نشان داد که کسانی که به موفقیت گرایش دارند اهدافی را با دشواری متوسط انتخاب می‌کنند، در حالی که افرادی که از شکست نگرانی دارند اغلب اهدافی را بر می گزینند که یا بسیار بزرگ و یا بسیار کوچک است(گلاور،۱۳۸۳).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:48:00 ب.ظ ]




احساس افسردگی یکی از تجارب مشترک بشر است که اغلب به عنوان یک پاسخ طبیعی به رویداد‌های خارجی یا ‌آسیب‌های درون‌فردی روی می‌دهد و اما تخمین زده می‌شود افسردگی اساسی چه روان‏زاد و چه درون‏زاد در بین چهار بیماری آسیب‌زای شاخص از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۲ مقام دوم را دارد (یوریب و همکاران، ۲۰۰۸). گرایش به بروز اولین وقوع افسردگی در سنین پایین‏تر گسترش یافته و درصد بالای نوجوانان مبتلا به افسردگی شدید، نگران‌کننده است (روزنهان و سلیگمن، ۱۹۹۹). افسردگی بر تکامل شناختی، هیجانی و فیزیکی نوجوان اثر می‌گذارد (ویلیام[۵۸] و ویکینگ[۵۹]،۲۰۰۳؛ به نقل از حبیب پور و شریعتی، ۱۳۸۷).

 

علاقه به بررسی جنبه‌های شناختی این اختلال در دو دهه گذشته رشد فزاینده‏ای یافته است. پژوهش حاضر گامی برای بررسی بیشتر این اختلال و برخی جنبه‌های شناختی این اختلال ازجمله بررسی ادراک زمان، حافظه کاری و پردازش اطلاعات با بهره گرفتن از آزمون‌های مناسب روان‌شناختی می‌باشد. در رابطه با ادراک زمان در بیماران افسرده پژوهش‌های اندکی انجام گرفته که نتایج آن‌ ها هم متناقض بوده است.

 

حقیقت (۱۳۸۸) در مطالعه‌ای به بررسی رابطه ادراک زمان در بیماران افسرده، اسکیزوفرن و بهنجار ‌به این نتیجه دست یافت که بیماران مبتلا به افسردگی اساسی گرایش به کم تخمین زدن زمان محرک‌های دیداری، شنیداری و دیداری-شنیداری داشتند. برخی از مطالعات نیز نقایصی در حافظه کاری افراد افسرده یافته‌اند (لندرو[۶۰] و همکاران، ۲۰۰۱؛ نبز[۶۱] و همکاران، ۲۰۰۰ و پرتر[۶۲] و همکاران، ۲۰۰۳) در حالی که برخی از مطالعات نیز نتایج متناقض با این رابطه نشان داده‌اند (بارچ[۶۳] و همکاران، ۲۰۰۳؛ مک لوین و همکاران، ۲۰۰۰). پردازش اطلاعات نیز از حوزه هایی است که بهبود آن، بهبود در افسردگی را به دنبال خواهد داشت (بسبوم[۶۴] و دیجن[۶۵]، ۲۰۰۶).

 

اختلال استرس پس از سانحه نیز از اختلالات شایع می‌باشد. علی‌رغم مطالعات صورت گرفته بر روی اختلال استرس پس از سانحه در جمعیت‌های بزرگسال، پژوهش‌های اندکی در زمینه میزان مواجهه کودکان و نوجوانان با رویدادهای آسیب‌زا و نیز شیوع این اختلال در آن‌ ها صورت گرفته است. کودکان و نوجوانان به دلیل شرایط خاص جسمی و سنی، بیشتر از دیگر اقشار جامعه در معرض خطر ضربه‌های روان‌شناختی و تجربه‌ رویدادهای آسیب‌زا قرار می‌گیرند، از طرف دیگر ازآنجایی‌که راهبردهای مقابله‌ای در آن‌ ها هنوز به اندازه

 

کافی برای روبه‌رو شدن با صدمات جسمی و روحی ناشی از این ضربه‌های رشد نکرده است، مواجهه با یک عامل استرس‌زا در آنان بیش از بزرگسالان می‌تواند منجر به بروز اختلال استرس پس از سانحه شود (سادوک و سادوک، ۲۰۰۷؛ ترجمه رضایی ۱۳۸۸).

 

نوجوانان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه مشکلات قابل‌ملاحظه‌ای در زمینه حافظه در مقایسه با جمعیت‌های بالینی دیگر دارند (سوترلند و برایانت، ۲۰۰۷).

 

در زمینه‌ی سرعت پردازش اطلاعات نیز بروکس و همکاران (۲۰۱۰) به اشکالاتی در این حوزه‏ شناختی در نوجوانان مبتلا به PTSD اشاره دارد. حال با توجه به خلأهایی که بدان اشاره شد، عدم وجود مطالعه‏ای در رابطه با تأثیر PTSD بر ادراک درونی زمان و کمبود مطالعه بر روی جمعیت نوجوانان، این پژوهش قصد دارد به بررسی مقایسه‌ای مؤلفه‌های مذکور در نوجوانان مبتلا به اختلالات افسردگی و PTSD بپردازد.

 

۱-۴-اهداف پژوهش

 

۱-۴-۱- هدف کلی:

 

  1. بررسی عملکرد نوجوانان مبتلا به افسردگی و PTSD در ادراک زمان، حافظه کاری و سرعت پردازش اطلاعات

 

۱-۴-۲- اهداف اختصاصی

 

    1. سنجش ادراک زمان در نوجوانان مبتلا به افسردگی

 

    1. مقایسه ادراک زمان نوجوانان مبتلا به افسردگی، اختلال استرس پس از سانحه و افراد بهنجار

 

    1. سنجش حافظه کاری در نوجوانان مبتلا به افسردگی

 

    1. مقایسه حافظه کاری در نوجوانان مبتلا به افسردگی، اختلال استرس پس از سانحه و افراد بهنجار

 

    1. سنجش سرعت پردازش اطلاعات در نوجوانان مبتلا به افسردگی

 

  1. مقایسه سرعت پردازش اطلاعات در نوجوانان مبتلا به افسردگی، اختلال استرس پس از سانحه و افراد بهنجار

 

۱-۵- فرضیه‌های پژوهش

 

    1. خطای ادراک زمان در نوجوانان افسرده اساسی و مبتلا به PTSD بیشتر از نوجوانان بهنجار و در افسردگی بیشتر از PTSD است.

 

    1. اختلال حافظه کاری در نوجوانان افسرده اساسی و مبتلا به PTSD بیشتر از نوجوانان بهنجار و در PTSD بیشتر از افسردگی است.

 

  1. اختلال در سرعت پردازش اطلاعات در نوجوانان افسرده اساسی و مبتلا به PTSD بیشتر از نوجوانان بهنجار و در افسردگی بیشتر از PTSD است.

 

۱-۶- تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها

 

حافظه فعال

 

تعریف نظری: به توانایی نگه‌داری اطلاعات به طور موقت و فعالیت بر روی آن‌ ها در ذهن اشاره دارد (لوییس و کارپندال، ۲۰۰۲)؛ به عبارت دیگر بخشی از حافظه هست که اطلاعات را به صورت موقتی در یک حالت فعال نگاه می‌دارد تا بعداً روی آن‌ ها عملیات دیگری انجام دهد (گراف و اهتا، ۲۰۰۲).

 

تعریف عملیاتی: منظور از حافظه کاری، نمره به دست‌آمده از آزمون شاخص پردازش اطلاعات برای بخش دیداری و آزمون به‌توالی حروف و اعداد برای بخش شنیداری هست.

 

پردازش اطلاعات

 

تعریف نظری: شیوه ایست که افراد محرک‌های برخاسته از محیط را درک می‌کنند (موسی و لپین، ۲۰۰۲). سرعت پردازش اطلاعات از شاخص‌های مهم در ارزیابی توانایی‌های ذهنی به شمار می‌رود. ازنظر مفهومی این پژوهش میزان توانایی پردازش اطلاعات با توجه به متغیر زمان در یک فرد مدنظر هست. لازم به ذکر است که در آزمون هوش وکسلر IV، سرعت پردازش از شاخص‌های اساسی هوش در نظر گرفته‌شده است (۲۰۱۰).

تعریف عملیاتی: منظور از سرعت پردازش، نمره به دست‌آمده از خرده آزمون نماد ارقام هوش وکسلر می‌باشد.

 

ادراک زمان

 

تعریف نظری: ادراک زمان به عنوان توانایی پیش‌بینی و پاسخ کارآمد به رویدادهای در حال وقوع شناخته می‌شود (یانگ[۶۶] و همکاران، ۲۰۰۷) و شامل توانایی تمایز میان فواصل کوتاه از میلی‌ثانیه تا ثانیه (تمایز مدت) است و ‌در مورد تفکیک‌پذیری دو محرک مجزا با کمک دوره های زمانی کم (قضاوت زمانی) داوری می‌کند تا دوره‌ زمانی خاص را با دقت بیشتر تولید (تولید و بازسازی مدت)، یا مدت رویداد یا ارائه‏ محرک خاص را برآورد (برآورد کلامی) و یا شروع آن را (پیش‌بینی زمانی) کند (‌تو پلاک و همکاران، ۲۰۰۶).

 

تعریف عملیاتی: ادراک زمان نمره به دست‌آمده از طریق تکلیف ادراک زمان هست؛ که در آن ویژگی‌هایی چون تولید، بازتولید، تخمین کلامی زمان، افتراق زمانی و تخمین تأخیر زمان موردسنجش قرار می‌گیرد.

 

افسردگی اساسی

 

تعریف نظری:

 

تعریف عملیاتی: منظور از افسردگی اساسی تشخیص بر اساس ملاک‌های DSM-5 و نیز با بهره گرفتن از پرسشنامه افسردگی بک خواهد بود.

 

اختلال استرس پس از سانحه

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:19:00 ب.ظ ]




 

کلمن( ۱۹۹۵) سالووی (۱۹۹۰) توصیف مبنایی خود را از هوش هیجانی بر اساس نظریه گاردو توسعه دادند. آن ها دریافتند که افراد در تشخیص احساسات خود ودیگران باهم متفاوت هستند وبرای نخستین بار مفهوم هوش هیجانی را بسط دادند (کلمن ۱۹۹۴، ۴۵-۱). و اوایل ۱۹۹۵ بر آن شدند که کتابی ‌در مورد سواد آموزی هیجانی تالیف کنند. آن ها برای این کار از تعدادی مدارس دیدن کردند تا ببینند مدارس بر رشد هیجانی دانش آموزان از چه روش هایی استفاده ‌می‌کنند. آن ها همچنین جهت تالیف خود مطالعاتی داشتند و سرانجام کتابی در سال ۱۹۹۵ تحت عنوان هوش هیجانی توسط کلمن تالیف می شود. اطلاعاتی پیرامون مغز –هیجانات ورفتار گرد آوری نموده وبرخی از عقاید خودرا نیز در بار-آن (۱۹۹۷) مدلی چند عاملی برای هوش هیجانی تدوین ‌کرده‌است وی معتقد است که هوش هیجانی مجموعه ای از توانایی ها و مهارت های است که فرد را برای کنار آمدن با محیط و کسب موفقیت در زندگی تجهیز می‌کند و در این کتاب عنوان ‌کرده‌است. صفت هیجان هوش رکن اساسی است که آن را از هوش شناختی متمایز کند از دیدگاه بار- آن (۱۹۹۹) هوش هیجانی دارای ابعاد عاملی است .وی ۱۵ بعد هیجان را عنوان می‌کند که با بهره گرفتن از خرده مقیاس­های پرسشنامه هوش هیجانی بار-آن اندازه گیری می شود هوش هیجانی و مهارت های اجتماعی-هیجانی طی زمان رشد تغیر می‌کند و می توان آموزش و برنامه ­های اصلاحی مانند تکنیک ها در زمان آن ها را بهبود بخشید.

 

۲-۳- مفهوم هوش هیجانی از دیدگاه بار-آن

 

اصطلاح هوش هیجانی هنوز در فرهنگ لغت نیامده است و تعریف و حدود آن هنوز کاملا مشخص نشده است افرادی که قصد تعریف این مفهوم را دارند باید تا جایی که ممکن است این مفهوم را روشن دقیق وعملیاتی تعریف کنند این رویکرد باعث می شود که مفهوم هوش هیجانی قابل لمس تر شود و در نتیجه اندازه گیری و کاربرد آن راحت تر شود هوش هیجانی به وسیله بار-آن ‌به این صورت تعریف شده است :

 

یک دسته از مهارت ها استعدادها وتوانایی های غیر شناختی که توانایی موفقیت فرد رادر مقابله با فشارها و اقتضاهای محیطی افزایش می‌دهد.

 

‌بنابرین‏ هوش هیجانی مدیران یکی از عوامل مهم در تعیین موقعیت دانشجو در دانشگاه است ومستقیما پیشرفت دانشجو را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

 

هوش هیجانی با سایر تعیین کننده­ های مهم (توانایی فرد در مقابله با اقتضاهای محیط)از قبیل آمادگی های زیست پزشکی –استعداد هوش شناختی و واقعیتها و محدودیتهای محیطی در تعامل است.این رویکرد مطابق با دیدگاه تعاملی است که به وسیله آلن بیرو پذیرفته شد که تأکید می‌کند سنجش باید به طور جدی به عوامل شخصی وشرایط محیطی در پیش‌بینی رفتار توجه داشته باشد(اپستین[۱۲]۱۹۷۹، ۵۵۸-۵۴۷). همچنین برای این دیدگاه تأکید می‌کند و بیان می‌کند که این سوال از بین موقعیت کدامیک مهمتر است؟ یک سوال بی معنایی است چرا که یک رفتار همیشه یک تابع مشخص از شخص و موقعیت است .

 

از آن جای که رفتار هرگز در خلائ رخ نمی دهد و همیشه در متن یک موقعیت رخ می‌دهد این بی معنی است که درباره مشخصات رفتار فرد صحبت کنیم بدون این که موقعیتی را که رفتار در ان اتفاق افتاده را مشخص کنیم(بار-آن ۱۹۹۷، ۱۱۱).

 

مدل بار-آن از هوش هیجانی چند عاملی و مربوط به استعداد برای عملکرد است تا خود عملکرد این مدل همچنین فرایند مدار است تا نتیجه مدار. ماهیت جامع این مدل مفهومی ‌بر اساس گروهی از مؤلفه‌ های عاملی(مهارت های هوش هیجانی)و روشی که آن ها تعریف می‌شوند قرار دارد.

 

بار-آن اصطلاح هوش هیجانی را ‌به این دلیل برای این سازه به کار برده است که هوش هیجانی مجموعه ­ای از توانای­ها، مهارت ها و ظرفیتهایی است که برای سازگاری مؤثر با زندگی استفاده می شود. صفت هیجان به معنای تأکید بر این نکته که این نوع خاص از هوش شناختی متفاوت است به کاربرده شده است.

 

استفاده بار-آن از اصطلاح هوش شبیه تعریف کسلر از هوش است در نهایت اصطلاح موفقیت که در این تعریف بار-آن از هوش هیجانی به کار رفته است ‌به این صورت تعریف می شود نتیجه نهایی تلاش‌های یک فرد برای موفق شدن وبه اتمام رساندن این اصطلاح خیلی ذهنی است وتحت تاثیر شرایط اجتماعی است به عنوان مثال موفقیت در یک مطالعه می‌تواند در نظر برخی از افراد به صورت گرفتن نمرات بالا، رفتن به یک مدرسه خوب، دریافت بورس تحصیلی، دریافت تقدیر نامه تحصیلی و دریافت مدرک خاص تفسیر شود.

 

گلمن” در هوش هیجانی ۵ مؤلفه‌ را مد نظر قرار می‌دهد:

 

۱-خودآگاهی

 

به معنی “درک عمیق و روشن از احساسات، هیجان ها، نقاط ضعف وقوت، نیازها و سائق های خود”.

 

۲-خود مدیریتی

 

خودتنظیمی ازنظر گلمن (۱۳۶۸) به معنی توانایی تنظیم احساسات خودو به کارگیری درست هیجانات و هدایت آن ها درجهت رسیدن به اهداف است، که این تواناییمتکی بر توانایی خودآگاهی است. او معتقد است که خودکنترلی قابل یادگیری است.

 

۳-خودانگیزی

 

بسیاری از روانشناسان آن را شرط بقا می دانند. به عقیده ی آن هاانسان سالم هیچ کاری را بدون هدف از پیش تعیین شده انجام نمی دهد و برای رسیدن بهآن، خود انگیزی لازم می‌باشد (دهشیری ۱۳۸۲ به نقل از امینیها، ۶۱) انگیزه همچونموتور حرکتی، انسان را به حرکت وا می‌دارد.

 

۴- آگاهی اجتماعی

 

شعور اجتماعی به معنی درک جنبه‌های مختلف احساسات دیگران وانجام یک عمل مناسب و واکنش مطلوب برای افرادی که پیرامون ما قرار گرفته اند (گلمن ترجمه نسرین پارسا ۱۳۸۱، ۴۵-۱). این مؤلفه‌ با احساس مسئولیت در قبال دیگران نسبت بیشتری دارد. همدلی ریشه درخودآگاهی دارد. زیرا ما هرچه نسبت به احساس خود پذیرش بیشتری داشته باشیم، به هماناندازه در شناخت آن ها ماهرتر خواهیم بود و به راحتی می‌توانیم نوع احساس خود را ‌از دیگران تمیز دهیم.

 

۵-مدیریت روابط یا مهارت اجتماعی

 

منظور توانایی برقراری رابطه با دیگران است. کفایت اجتماعی،تعیین کننده محبوبیت، رهبری و اثرمندی بین فردی است. گلمن (۱۳۷۶) معتقد است ‌افرادی که تمایل دارند در ایجاد رابطه با دیگران مؤثر واقع شوند، باید توانایی شناسایی،تفکیک و کنترل احساسات خود را داشته باشند و بعد از طریق همدلی یک رابطه مناسببرقرار کنند؛ حتی در این میان خودانگیزی هم در میزان اداره روابط اثرگذار است.

 

بار-آن ۱۵ مؤلفه‌ هوشی را معرفی ‌کرده‌است. هوش هیجانی و مهارت های هیجانی طی زمان رشد می‌کنند طی زندگی تغییر می‌کنند و می توان با آموزش و برنامه های اصلاحی مانند تکنیک‌های آموزشی آن ها را بهبود بخشید این ۱۵ مؤلفه‌ عبارت اند از:

 

۱- قاطعیت:

 

قاطعیت توانایی احساسات،عقاید، افکار خود و دفاع از حقوق خود به شیوه غیر مخرب است.

 

قاطعیت دارای سه بعد است:

 

الف- توانایی بیان احساسات (مثل صمیمیت و احساسات).

 

ب- توانایی بیان آشکار، عقاید،افکار خود(مثل توانایی بیان باورهای مخالف و اتخاذ موضعی مشخص حتی اگر به لحاظ عاطفی انجام آن دشوار و باعث از دست رفتن امتیاز می شود .

 

ج- توانایی ایستادگی برای احقاق (مثل اجازه دادن به دیگران که شما را اذیت کنند یا از شما امتیازی بگیرند).این افراد کمرو و خجالتی نیستند آن ها احساساتشان را اغلب به طور مستقیم و بدون پرخاشگری ابراز می‌کنند(بار-آن ۱۹۹۷، ۱۱۶).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:00:00 ب.ظ ]




 

مؤلفه نخست مجموعه علایم شناختی و جسمی است که به طور غیرارادی توسط ادراک خطر، برانگیخته می‌شوند. این مجموعه علایم شامل سرخ شدن، لرزش، نفس زدن، تپش قلب، اشکال در تمرکز و خالی شدن ذهن[۱۳۲] است. هر یک از علایم منبعی است برای ادراک دوباره خطر که به یک چرخه معیوب تداوم بخش اضطراب منجر خواهد شد. برای مثال، سرخ شدن ممکن است به عنوان نشانه‌ای در جهت رسوا ساختن فرد، تلقی شود که به احساس خجالت و سرخ شدن بیشتر می‌ انجامد، لرزش دست‌ها ممکن است به عنوان نشانه از دست دادن قریب‌الوقوع کنترل قلمداد شود که به اضطراب و لرزش فزون‌تر می‌شود. مؤلفه دوم، رفتارهای ایمنی[۱۳۳] است که بیماران برای کاهش تهدیدهای اجتماعی و پیشگیری از وقوع پیامدهای ترسناک، به آن‌ ها متوسل می‌شوند. مثال‌های رایج در این زمینه از این قرارند:” تلاش برای مورد توجه قرار نگرفتن، اجتناب از تماس چشمی، سانسور گفته های خود، اجتناب از مکث‌های کلام، تلاش برای خوب به نظر رسیدن”، غالباً پیوندهای نسبتاً دقیقی بین رفتارهای ایمنی و نتایج ترس‌آور خاص وجود دارد. برای مثال، بیماری که احتمال می‌داد دستش هنگام میگساری بلرزد، لیوانش را نیم پر می‌کرد و هنگام نوشیدن آن را محکم در میان انگشتانش می‌فشرد. بیماری که نگران بود که دیگران ممکن است فکر کنند حرف‌های او احمقانه است در وسط کلام خود تلاش می‌کرد سخنی را که تازه گفته است به یاد آورد و با آن چه می‌خواهد بگوید، مقایسه کند. بیماری که دل نگران بود که مردم متوجه او شوند و این‌که اگر او در خلال صحبتش مکث کند، درباره اش قضاوت منفی می‌کنند، با جزئیات بیشتر حرفش را تشریح می‌کرد و با سرعت سخن می‌گفت. رفتارهای ایمنی در اختلال هراس نمی‌گذارد تا بیماران باورهای غیرواقعی خود را ابطال کنند و در بعضی موارد، به علایم ترس آن‌ ها می‌افزاید. مؤلفه سوم که بسیار مهم است تغییر در توجه است. هنگامی که اجتماع هراس‌ها تصور می‌کنند که در معرض خطر قضاوت منفی دیگران هستند، توجه را معطوف به وارسی و مشاهده دقیق خودشان می‌کنند. این افراد سپس از اطلاعات درونی (که توسط تمرکز بر خود تولید شده‌اند) استفاده می‌کنند تا برداشتی را شکل دهند، این تصور که دیگران درباره آن‌ ها چه فکر می‌کنند و به چه چیزی از رفتار آن‌ ها توجه دارند (کلارک و ولز، ۱۹۹۵؛ به نقل از قرچه‌ داغی، ۱۳۶۹).

 

بدین صورت آن‌ ها خود را در یک سیستم بسته احساس می‌کنند که در آن سیستم اطلاعاتی درون ساخته، باور به وجود خطر قضاوت منفی را تقویت می‌کند و موجب غفلت و اجتناب از فرصت‌ها برای باطل کردن این باور می‌شود. با وجود این، پریشانی”اجتماع هراس‌ها”به زمان‌هایی که آن‌ ها در یک موقعیت اجتماعی قرار دارند، محدود نمی‌شود. بسیاری از افراد مبتلا به هراس اجتماعی هنگامی که در انتظار یک تعامل اجتماعی هستند، اضطراب قابل توجهی را تجربه می‌کنند و همچنین بعد از واقعه، دامنه‌ای از احساس‌های منفی را گزراش می‌کنند (کلارک و ولز، ۱۹۹۵؛ به نقل از قرچه‌ داغی، ۱۳۶۹).

 

کلارک و ولز (۱۹۹۵) یک سری از فرآیندهای شناختی را که تصور می‌شود قبل و بعد از تعامل اجتماع رخ می‌دهند و در تداوم هراس اجتماعی دخیل هستند، ارائه می‌دهند. افراد مبتلا به هراس اجتماعی، قبل از ورود به یک موقعیت ترس‌آور، جزئیات آن چه را فکر می‌کنند، ممکن است اتفاق بیفتد، مرور می‌کنند. هنگامی که آن‌ ها شروع به فکر درباره موقعیت می‌کنند دچار اضطراب می‌شوند و افکارشان تحت سیطره و بازخوانی شکست‌های گذشته، تصاویر ذهنی منفی از خودشان در آن موقعیت‌ها، و پیش‌بینی عملکرد ضعیف و طردشدن قرار می‌گیرد. این نشخوارهای فکری[۱۳۴] گاهی اوقات به اجتناب کامل از موقعیت می‌ انجامد. اما اگر چنین نشود و فرد مبتلا به موقعیت وارد شود، احتمالاً در یک روال پردازش تمرکز بر خود قرار می‌گیرد، منتظر شکست می‌ماند و بعید به نظر می‌رسد که نشانه های مورد پذیرش دیگران قرار گرفتن توجه او را جلب کند (به نقل از توزنده‌جانی، ۱۳۷۴).

 

ترک کردن یک موقعیت اجتماعی و یا فرار از آن لزوماًً به معنای پایان یافتن افکار منفی[۱۳۵] و پریشانی[۱۳۶] افراد مبتلا به هراس اجتماعی نیست. فروکشی سریع اضطراب ناشی از رفع خطر اجتماعی فوری است. با این وجود، ماهیت تعامل‌های اجتماعی به گونه‌ای است که فرد مبتلا به هراس اجتماعی بعید است نشانه های (بدون ابهام) پذیرش اجتماعی اطرافیان را دریافت کرده باشد و ‌به این دلیل او احتمالاً پس از وقوع واقعه به کالبد شکافی[۱۳۷] و تجزیه و تحلیل آن‌ ها می‌پردازد، این تعامل فرد با محیط به تفضیل بازنگری می‌شود. در خلال این بازنگری، احساس‌ها و برداشت منفی نسبت به خود، احتمالاً به صورت دایمی و خاص جلوه خواهد کرد، زیرا هنگامی که بیمار در آن موقعیت قرار داشته است، این احساس‌ها و برداشت‌ها را جزء به جزء پردازش کرده و ‌بنابرین‏ به صورت کامل در حافظه بازنگری[۱۳۸] بیمار تحت تأثیر و سیطره و برداشت منفی نسبت به خود قرار دارد و این تعامل احتمالاً بسیار منفی‌تر از آن چه واقعاً بوده است، تلقی می‌شود: شاید این مطلب یقینی باشد برای این‌که چرا بعضی از افراد مبتلا به هراس اجتماعی پس از فروکشی اضطراب شان یک احساس شرم را که تا مدتی دوام می‌یابد، گزارش می‌کنند (کلارک و ولز، ۱۹۹۵؛ به نقل از قرچه‌ داغی، ۱۳۶۹).

 

جنبه دیگر” کالبد شکافی واقعه پس از وقوع آن ” بازخوانی موارد دیگر شکست اجتماعی از حافظه است. پس تعامل جدید به فهرست شکست‌های گذشته افزوده می‌شود، با این پیامد که یک تعامل که ممکن است از نظر یک مشاهده‌گر بیرونی کاملاً خنثی به نظر برسد، باور بیمار به بی‌کفایتی اجتماعی‌اش را تقویت خواهد کرد (به نقل از توزنده‌جانی، ۱۳۷۴).

 

ماهیت تفکر منفی در افراد مبتلا به هراس اجتماعی

 

الگوی شناختی بر این فرض تأکید دارد که افراد مبتلا به هراس اجتماعی موقعیت‌های اجتماعی را تهدیدکننده‌تر از مبتلایان هراس غیر اجتماعی تعبیر می‌کنند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:32:00 ب.ظ ]




 

بخش هشتم : مقایسه اموال غیر منقول بیگانگان در مناطق آزاد ایران و سایر کشورها

 

گفتار اول : تفاوت مناطق ویژه اقتصادی و آزاد تجاری

 

برخی از مهم ترین تفاوت های مناطق آزاد و ویژه را می توان در موارد زیر خلاصه کرد:

 

معافیت مالیاتی به مدت ۱۵ سال در مناطق آزاد وجود دارد و در مناطق ویژه اقتصادی تخفیف مالیاتی طبق مقررات داخل کشور است[۲۳].

 

خرده فروشی کالا در مناطق ویژه اقتصادی فقط برای اتباع خارجی امکان پذیر است. لیکن در مناطق آزاد خرده فروشی برای اتباع خارجی و داخلی امکان پذیر می‌باشد.

 

مقررات روادید برای اتباع خارجی در مناطق ویژه بر اساس ضوابط داخل کشور است ولی در مناطق آزاد روادید در مرزهای ورودی اعطاء می شود.

 

مقررات کار و بیمه اجتماعی در استخدام اتباع خارجی در مناطق آزاد تابع مقررات خاص مناطق می‌باشد ولی در مناطق ویژه اقتصادی تابع مقررات داخل کشور است.

 

گفتار دوم : اهداف تشکیل مناطق آزاد و ویژه در کشور

 

به طور کلی اهداف و فلسفه شکل گیری مناطق ویژه در جهان را به صورت زیر بیان می‌کنند:

 

▪ جذب سرمایه های خارجی

 

▪ ایجاد فرصت های شغلی جدید

 

▪ کسب درآمد ارزی و افزایش صادرات

 

▪ دست یابی به فناوری پیشرفته

 

▪ جذب نقدینگی سرگردان داخلی و کمک به مهار تورم

 

▪ محرومیت زدائی از مناطقی که امکان رشد و توسعه بالقوه را دارند

 

▪ از سوی دیگر ماده ۱ قانون چگونگی اداره مناطق آزاد تجاری- صنعتی جمهوری اسلامی ایران مصوبه مجلس شورای اسلامی در تاریخ ۲۱/۶/۱۳۷۲، اهداف تشکیل مناطق آزاد تجاری- صنعتی را به شرح زیر بیان می‌کند: «سرمایه گذاری و افزایش درآمد عمومی، ایجاد اشتغال سالم و مولد، تنظیم بازار کار و کالا، حضور فعال در بازارهای جهانی و منطقه‌ای، تولید و صادرات کالاهای صنعتی و تبدیلی و ارائه خدمات عمومی».

 

گفتار سوم : واردات در مناطق آزاد و ویژه اقتصادی جمهوری اسلامی ایران

 

واردات کالای تولید شده در منطقه آزاد به سایر نقاط کشور، تا حد ارزش افزوده در آن منطقه با تصویب هیئت وزیران از پرداخت تمام یا قسمتی از حقوق گمرکی و سود بازرگانی معاف می‏ باشند[۲۴].

 

— ورود کالاهایی که تمام یا بخشی از مواد اولیه آن از داخل کشور تأمین و در منطقه آزادتولید می‏ شود از تمام یا بخشی (متناسباً) از حقوق گمرکی و سود بازرگانی مربوط به مواد اولیه داخلی معاف خواهند بود.

 

— کالاهایی که برای به کارگیری و مصرف در منطقه از داخل کشور به مناطق حمل می‏گردند، از موارد نقل و انتقال داخلی کشور است، ولی صادرات آن ها از منطقه به خارج تابع مقررات عمومی صادرات و واردات خواهد بود.

 

ورود هرنوع کالا به هریک از مناطق مجاز است. به استثنای کالاهایی که به موجب شرع مقدس اسلام یا قوانین کشور (که در آن ها نام مناطق آزاد تصریح شده باشد) ممنوع، یا بر اساس مقررات ویژه منطقه غیرمجاز می‏ شود.

 

تبصره ـ ورود کالا با مبدأ ساخت اسراییل به منطقه ممنوع است.

 

سازمان مکلف است آمار ماهانه کلیه کالاهای وارده به منطقه رابرای ثبت آماری گمرکی به

 

وزارت بازرگانی و گمرک ایران بفرستد.

 

ترتیب ورود کالا به منطقه تابع ضوابط تعیین شده به وسیله سازمان منطقه است که با کمترین تشریفات انجام می‏ شود، ولی در هر حال رعایت مقررات و ضوابط بهداشتی، امنیتی، فرهنگی و استاندارد ‌بر اساس ضوابط مورد عمل در منطقه الزامی است.

 

ورود کالا به منطقه از راه های زیر مجاز وتابع این مقررات می‏ باشد:

 

کالاهایی که از خارج یا سایر نقاط کشور و یا دیگر مناطق آزاد تجاری ــ صنعتی کشور، وارد منطقه می ‏شوند، چنانچه از نوع مصالح، ابزار و لوازم ساختمانی برای احداث واحد تولیدی، تجاری، خدماتی، مسکونی و فعالیت‏های زیربنایی (به استثنای وسایل تزیینی و مبل) باشند، با تشخیص سازمان منطقه و به میزان مورد نیاز از پرداخت عوارض بندری و فرودگاهی معاف هستند ولی مشمول پرداخت هزینه‏ های خدماتی می‏ باشند[۲۵].

 

— ماشین‏آلات، مواد اولیه، اجزا و قطعات مورد نیاز تولید، تجهیزات و ابزارآلات تولیدی، قطعات یدکی ماشین‏آلات تولیدی و وسایل نقلیه سرمایه‏ای )به استثنای اتومبیل سواری و قایق تفریحی از پرداخت عوارض بندری و فرودگاهی معاف می‌باشند.

 

— کالاهایی که از خارج یا سایر مناطق آزاد کشور، (به استثنای کالاهای موضوع بندهای ۱ و ۲ این ماده) به منطقه وارد و ترخیص قطعی می‏گردند، مشمول پرداخت عوارض بندری و فرودگاهی می‏ باشند و در صورتی که کالاهای مذکور صدور مجدد شوند، صرفا عوارض بندری و فرودگاهی اخذ شده قابل استرداد خواهد بود.

 

گفتار چهارم : صدور و خروج کالا از مناطق آزاد تجاری ــ صنعتی جمهوری اسلامی ایران

 

سازمان مجاز است با رعایت مقررات مربوط نسبت به صدور گواهی مبدأ برای کالاهایی که از منطقه خارج می‏ شود، اقدام نماید. مراجع رسمی ذیربط در داخل کشور موظف هستند گواهی مبدأ صادره را بپذیرند.

 

سازمان مکلف است آمار ماهانه کلیه کالاهای صادره از منطقه را برای ثبت آماری به وزارت

 

— و گمرک ایران ارسال نماید.

 

ـ صدور و خروج کالا ازمنطقه طبق مقررات و به روش زیرمجاز است:

 

۱ـ صدور کالای ساخته شده در منطقه به خارج از کشور یا دیگر مناطق آزاد کشور اعم از آنکه مواد اولیه به کار رفته در آن از داخل کشور و یا خارج یا از دیگر مناطق کشور تأمین شده باشد مجاز و مستلزم تنظیم اظهارنامه صادراتی به منظور ثبت آماری می‏ باشد[۲۶].

 

۲ـ ورود کالای تولیدشده در منطقه به سایر نقاط کشور در حد ارزش افزوده به اضافه مواد اولیه داخلی به کاررفته در آن از پرداخت حقوق گمرکی و سود بازرگانی معاف می‏ باشد و تنها حقوق گمرکی و سود بازرگانی مواد اولیه و قطعات وارداتی به کار رفته در کالای یاد شده دریافت خواهد شد.

 

۳ـ ورود کالاهای خارجی (اعم از کالای مصرفی، مواداولیه و ماشین‏آلات و سایر کالاها) که عینا از منطقه به سایر نقاط کشور ارسال می‏ شود، مجاز است ولی ترخیص آن موکول به رعایت مقررات عمومی صادرات و اردات و مقررات گمرکی کشور خواهد بود.

 

۴ ـ خروج کالاهایی که از سایر نقاط کشور به منظور تعمیر یا تکمیل به صورت موقت به منطقه وارد می ‏شوند وپس از تکمیل یا تعمیر به کشور اعاده می ‏شوند مجاز و تابع تشریفات مقرر در قانون امورگمرکی می‏ باشند و بابت ارزش دستمزد عملیات تعمیر یا تکمیل از حقوق گمرکی و سود بازرگانی معاف بوده ولی قطعات و قسمتها و لوازم تعویض یا اضافه شده که منشأ خارجی داشته باشند، مشمول حقوق گمرکی و سود بازرگانی بر اساس مقررات عمومی صادرات و واردات کشور می‏ باشند.

 

۵ـ خروج موقت کالا از منطقه به منظور تعمیر یا تکمیل در خارج یا در سایر نقاط کشور (به استثنای کالاهایی که از سایر نقاط کشور به منطقه وارد شده است) با مجوز قبلی سازمان مجاز و هنگام بازگشت به منطقه از عوارض بندری و فرودگاهی معاف است[۲۷].

 

گفتار پنجم : مقررات کالای همراه مسافر

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:34:00 ب.ظ ]




 

۱ – حداقل سن ۱۸ سال تمام.

 

۲- ارائه گواهی سلامت جسمی و روانی از مراجع صلاحیت دار پزشکی.

 

۳- قبول شدن در آزمون های آیین نامه و مهارت عملی با وسیله نقلیه مربوط.

 

ذ: شرایط شرکت در آزمایش ها و صدور گواهینامه رانندگی ویژه وسایل نقلیه سنگین عمرانی و کشاورزی:

 

۱ – حداقل سن ۲۳ سال تمام.

 

۲- ارائه گواهی سلامت جسمی و روانی از مراجع صلاحیت دار پزشکی.

 

۳- قبول شدن در آزمون های آیین نامه و مهارت عملی رانندگی با وسیله نقلیه مربوط.

 

در ایران سالها دو نوع گواهینامه وجود داشت. گواهینامه پایه دو که مخصوص رانندگی با خودروهای با ظرفیت حداکثر ۳۵۰۰ کیلوگرم بود ( مثل خودروهای سواری، مینی بوس، وانت بار) و گواهینامه پایه یک که مخصوص رانندگی با خودروهای بالای ظرفیت ۳۵۰۰ کیلوگرم ( مثل کامیون، اتوبوس و تریلر) بود. مدت اعتبار این گواهینامه ها در ابتدا ۱۰ سال بود که بعداً به ۵ سال کاهش یافت. در حال حاضر گواهینامه پایه یک به همان صورت اول باقی مانده و گواهینامه پایه دو سابق به قوت اعتباری خود باقی مانده اما برای متقاضیان جدید صادر نمی شود و به جای آن دو نوع گواهینامه به نامهای ب ۱ و ب ۲ تعریف شده است.[۴۳]

 

تغییرات جدید گواهینامه رانندگی:

 

تغییرات در قوانین راهنمایی و رانندگی کشور به گواهینامه رانندگی هم رسیده است. بر اساس اعلام پلیس راهور ناجا، افزایش کیفیت آموزش و مهارت رانندگی و رفاه مردم مهم ترین عواملی بوده که در گواهینامه های جدید مدنظر قرار گرفته است.

 

بر این اساس گواهینامه های خودرو به سه گروه، پایه سه، پایه دو و پایه یک تقسیم شده و علاوه بر آن ها گواهینامه موتورسیکلت و گواهینامه های ویژه برای وسایل صنعتی، کشاورزی و کارگاهی صادر می شود.

 

هم اکنون آزمون نهایی آموزشگاه های رانندگی برای صدور گواهینامه از سوی افسران بازنشسته نیروی انتظامی انجام می شود که در آیین نامه جدید این آزمون نهایی زیر نظر افسران کادر شاغل در پلیس راهور انجام می شود، چرا که گلایه هایی از سوی شهروندان در این خصوص وجود داشت که برخی افراد فاقد صلاحیت، گواهینامه رانندگی می گیرند که ‌به این ترتیب، مهارت رانندگی اصل اول در دریافت گواهینامه خواهد بود.

 

شرایط دریافت گواهینامه پایه سه که برای حداکثر مجموع وزن و ظرفیت بار ۳٫۵ تن یا حمل حداکثر ۹ سرنشین با راننده به جز وسایط نقلیه عمومی است، داشتن ۱۸ سال تمام، ارائه گواهی سلامت جسمی و روانی، طی کردن دوره های آموزش نظری و عملی و قبولی در آزمون آیین نامه و عملی شهر با وسایط نقلیه مربوط است.

 

درباره گواهینامه پایه دو نیز افرادی که دو سال از دریافت گواهینامه پایه سه آن ها گذشته باشد، می‌توانند گواهینامه پایه دو دریافت کنند که بر این اساس حداکثر مجموع وزن و ظرفیت بار قابل حمل با این نوع گواهینامه شش تن یا حداکثر ۲۶ نفر سرنشین با راننده و وسایط نقلیه عمومی است.

 

داشتن ۲۳ سال، ارائه گواهی سلامت جسمی و روانی طی کردن دوره های نظری و عملی و قبولی در آزمون آیین نامه و عملی شهر با وسایط نقلیه مربوط از جمله شرایط دریافتی این گواهینامه است.

 

افرادی که دو سال از اخذ گواهینامه پایه دو آن ها گذشته باشد، می‌توانند گواهینامه پایه یک بگیرند، بر این اساس داشتن ۲۵ سال سن برای دریافت این گواهینامه و طی دوره های نظری و عملی مربوط و قبولی در آزمون به اضافه ارائه گواهی سلامت جسمی و روانی برای دریافت این گواهینامه الزامی است که بر این اساس دارندگان این گواهینامه می‌توانند مجموع وزن و ظرفیت بار بیش از شش تن یا حمل بیش از شش سرنشین را انجام دهند.

 

هم اکنون اعتبار گواهینامه های رانندگی پنج سال است که بر اساس آیین نامه جدید، هم برای خودرو و هم موتورسیکلت برای افراد تا ۶۵ سال، گواهینامه با اعتبار ۱۰ سال، بین ۶۵ تا۷۰ سال با اعتبار پنج سال و بالای ۷۰ سال با اعتبار دو سال صادر می شود. دارندگان گواهینامه پایه سه، سال اول اجازه تردد در شب و جاده های برون شهری را ندارند.[۴۴]

 

 

 

گفتار چهارم : کارت پایان خدمت (معافیت از خدمت وظیفه)

 

طبق ماده ۱ قانون نظام وظیفه عمومی دفاع از استقلال و تمامیت ارضی نظام جمهوری اسلامی و جان و مال و ناموس مردم وظیفه دینی و ملی هر فرد ایرانی است و در اجرای این وظیفه کلیه اتباع ذکور دولت جمهوری اسلامی ایران مکلف به انجام خدمت وظیفه عمومی برابر مقررات این قانون می‌باشند و هیچ فرد مشمول خدمت وظیفه عمومی را جزء در موارد مصرح در این قانون نمی توان از خدمت معاف کرد و طبق ماده ۲ قانون نظام وظیفه « هر فرد ذکور ایرانی در ماهی که طی آن به سن ۱۸ سال تمام می‌رسد مشمول مقررات خدمت وظیفه عمومی است».

 

قانون تعریفی از کارت پایان خدمت بیان نداشته ولی می توان گفت که کارت پایان خدمت سندی است که از طریق یگان‌های نیروهای مسلح برای مشمولینی که از نظر پزشکی سالم بوده و در آن یگان خدمت خود را انجام داده‌اند درخواست و از طریق سازمان وظیفه عمومی نیروی انتظامی صادر و به آن ها تحویل می‌گردد و همچنین طبق قانون برای واجد شرایط قانونی کارت معافیت صادر می‌گردد که معافیت به سه دسته معافیت تحصیلی و معافیت پزشکی و کفالت تقسیم می شود .

 

به منظور یکنواخت شدن کلیه کارت‌های معافیت و پایان خدمت و افزایش ضریب ایمنی ‌کارت‌ها و همچنین امکان ایجاد هر گونه تغییرات بعدی در اطلاعات موجود در ‌کارت‌ها توسط سازمان وظیفه عمومی ناجا و تسهیل در استعلامات پایان خدمت و معافیت ها ( مثل گذرنامه و گواهینامه، امور استخدامی) کلیه کارت‌های پایان خدمت و کارت‌های معافیت به صورت هوشمند صادر و کلیه کارت‌های قدیمی به صورت کارت هوشمند تعویض می‌شوند.

 

طبق ماده ۱۰ قانون نظام وظیفه عمومی موارد ارائه کارت پایان خدمت به شرح ذیل می‌باشد :

 

الف) شرکت در آزمایشات رانندگی و اخذ گواهینامه

 

ب) دریافت هر گونه وام و کمکهای کشاورزی و صنعتی و دامداری و …

 

ج) کاندیدا شدن جهت انتخابات مجلس شورای اسلامی و سایر شوراها و …

 

د) تحویل اصل گواهینامه یا پایان نامه دوره های تحصیلی دیپلم و بالاتر از وزارتخانه مربوطه

 

ه) صدور پروانه کسب و اجازه اشتغال و عضویت در شرکت‌های تعاونی

 

و) ثبت هر گونه نقل و انتقال غیر قهری اموال به طور مستقیم و غیر مستقیم در دفاتر اسناد رسمی

 

ز) دریافت مستمری از سازمان‌های دولتی و وابسته و نهادهای قانونی

 

ح) استخدام به هر صورت ( رسمی ، پیمانی و روزمزد و خرید خدمت) در وزارتخانه ها و مؤسسات دولتی و وابسته به دولت و نهادهای قانونی و شرکت‌های دولتی

 

گفتار پنجم : گذرنامه و کارت مربوط به هویت اتباع بیگانه

 

گذرنامه یا پاسپورت یکی از مدارک شناسایی رسمی است که از سوی ‌دولت‌های‌ ملی برای شهروندانشان صادر می‌گردد. با این مدارک دولت مربوطه از دیگر دولت‌ها اجازه می‌خواهد تا به شهروندان مربوطه اجازه

 

گذر یا ورود به خاک آن کشورها را بدهند. به اجازه ای که ‌به این منظور از دیگر دولت‌ها گرفته می شود روادید گفته می شود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:05:00 ب.ظ ]




 

با وجود اینکه تغییر و تحولات فزاینده و بی­پیشینه محیطی، سازمان­ها را در برابر دو راه خلاق بودن و یا از بین رفتن قرار داده، اغلب خلاقیت کارکنان را سرکوب ‌می‌کنند تا اینکه زمینه ­های ظهور و بروز و ارتقای آن را فراهم نمایند. درحقیقت ، سرکوبی خلاقیت در سازمان­ها به قدری رایج است که کمتر مورد سؤال قرار می­ گیرند، اما مدیران نادانسته خلاقیت را سرکوب ‌می‌کنند و زمانی که خلاقیت سرکوب شد، سازمان یک ابزار رقابتی قدرتمند؛ یعنی تولید و بهره­ گیری از ایده­های تازه را از دست داده است. در واقع مدیران درک درستی از مفهوم خلاقیت و عوامل مؤثر بر آن نداشته و بیشتر افراد نمی­دانند که چگونه می‌توانند خلاقیت خود را افزایش دهند(سرایی،۱۳۸۷،ص۸۴).

 

۱۲- ۲- ۲- مفهوم شناسی خلاقیت

 

واقعا خلاقیت چیست و مشخصات آن کدام است؟ آیا هر شیئی یا روش جدیدی که توسط فردی ابداع شود ثمره نوعی خلاقیت است؟ آیا ساختن اشکال گوناگون با وسایل بازی توسط کودکان نیز نوعی خلاقیت است؟ مگر نه این است که هر اختراعی نتیجه تکمیل یا ترکیب نتایج اکتشاف و یافته های علمی یا فنی قبل از خود است؟ خلاقیت از موضوعاتی است که در­باره­ی آن بحث فراوان شده است؛ بی آنکه مفهوم آن به درستی روشن شده باشد. کلمه «خلاقیت» در زمینه­ ها و معانی مختلفی به کار برده می شود؛ تا آنجا که برخی از پژوهشگران آن را فاقد معنی مشخص و دقیقی دانسته ­اند عباراتی مثل «معلم خلاق»، «دانش آموز خلاق»، نقاش خلاق و … فراوان به کار برده شده است. اما خلاقیت در­مورد این افراد معنی یکسانی ندارد. ممکن است منظور از معلم خلاق کسی است که درس را بهتر ارائه دهد، در صورتی­که نقاش خلاق به کسی اطلاق می­ شود که سبک جدیدی را در نقاشی پایه گذاشته باشد؛ نه کسی که نقاشی هنرمندانه تری ارائه داده است. هم­چنین است عبارت دانش آموز خلاق که معنی ثابتی ندارد و نظر درباره معانی آن با یکدیگر متفاوت است. پس ‌می‌توان نتیجه گرفت که خلاقیت در همگان وجود دارد، ولی خلاقیتی که در سطح جهانی قابل طرح باشد معمولاً با نبوغ همراه است.

 

برای درک مشخصی از مفهوم خلاقیت اشاره به تعاریف مختلف ضروری است ‌بنابرین‏، در این بخش مفهوم خلاقیت در منابع مختلف ارائه می­ شود و در نهایت تعاریف اصلی و عمده خلاقیت را که مفهوم کامل­تر و جامع­تری از خلاقیت را دربردارند، بررسی می­ شود.

 

تحقیق در­مورد خلاقیت و عناصر تشکیل دهنده آن، بیش از یک قرن پیش، توسط دانشمندان علوم اجتماعی شروع شد، ولی انگیزه اساسی برای پژوهش بیشتر در سال ۱۹۵۰ توسط گلیفورد ایجاد گردید. گلیفورد خلاقیت را با تفکر واگرا(دست یافتن به رهیافت­های جدید برای حل مسئله) در مقابل تفکر همگرا ( دست یافتن به پاسخ صحیح) مترادف می­دانست. خلاقیت هم­­چون عدالت، دموکراسی و آزادی برای افراد، دارای معانی مختلف است، ولی یک عامل مشترک در همه خلاقیت­ها وجود دارد که عبارت است از: پرداختن به عوامل جدیدی که عامل خلاقیت در آن ها موجود بوده و به عنوان مجموع میراث فرهنگی عمل ‌می‌کنند؛ ولی آنچه که تازه است ترکیب این عوامل در الگویی جدید است .

 

 

دانشمندان خلاقیت را با تعابیر متعدد و متنوعی تعریف کرده ­اند. به طوری­که گاهی هر تعریف فقط بیانگر یک بعد از ابعاد مهم فراگرد خلاقیت است؛ برای مثال هربرت فوکس معتقد است که فراگرد خلاقیت عبارت است از: هر نوع فراگرد تفکری که مسأله­ای را به طور مفید و بدیع حل کند. به اعتقاد جرج سیدل ،توانایی ربط دادن و وصل کردن موضوع­ها، صرف­نظر از اینکه در چه حوزه یا زمینه­هایی انجام گیرد، از مبانی بهره­ گیری خلاق از ذهن استم(مام فورد،۲۰۰۲)[۶].

 

البرت زنت گیورکی (۱۹۸۳) برنده جایزه نوبل فیزیک در سال ۱۹۳۷، خلاقیت را به مثابه نگاهی متفاوت به پدیده ­های که سایر مردم نیز آن را می­نگرند، تعریف می­ کند. او می­گوید: اکتشاف عبارت است از دیدن آنچه همه دیده­اند و اندیشیدن به آنچه هیچ­کس ‌نیاندیشیده است.

 

اریک فروم نیز معتقد است که خلاقیت، توانایی دیدن «آگاه شدن و(پاسخ دادن) است»(رضائیان علی،۱۳۸۳،ص ۱۰۲).

 

در فرهنگ لغت دهخدا در مقابل لغت خلاقیت چنین نوشته است: خلاقیت به معنای خلق کردن ،آفریدن و به وجود آوردن است(دهخدا،۱۳۷۲).

 

لوتانز (۱۹۹۲) استاد رفتار سازمانی، خلاقیت را به وجود آوردن تلفیقی از اندیشه­ ها و رهیافت­های افراد و با گروه­ ها در یک روش جدید، تعریف ‌کرده‌است(شهرآرای و مدنی پور،۱۳۷۵،ص۲۱). لوتانز در تعریفی دیگر، خلاقیت را ایجاد ترکیبی از راه­حلها توسط افراد یا گروه­ ها در یک روش جدید می­داند(مدهاون،۱۹۹۸،ص۶۲)[۷]. این تعریف علاوه براین که مشخص کننده خروجی خلاق و خلاقیت به عنوان نوعی حل مسئله بوده، خلاقیت را در سطح فردی و گروهی نیز مطرح می­ کند.

 

اولدهام و کامینگز با تأکید بر خروجی خلاق و ویژگی‌های خروجی خلاق، خلاقیت را شامل محصولات، ایده­ ها و رویه­ هایی که تازه و ارزشمندند، تعریف ‌می‌کنند(اولدهام،۲۰۰۵،ص۷۱۶).

 

رابینز خلاقیت را کشف چیزی می­داند که موجود بوده، اما به علت کورذهنی ناشی از عادت، دیده نمی شده است. خلاقیت، نگاهی کنجکاو و کاوشگر به پدیده­ای قدیمی است که آن را می­یابد و آشکار می‌کند(محمدی،۱۳۸۴،ص۱۱۲).

 

در دایره المعارف روانشناسی «آیسنک،آرنولد مای لی »، خلاقیت به منزله دیدن روابط جدید، پدیدآوردن اندیشه­ های غیر­معمول و فاصله گرفتن از الگوهای سنتی تفکر، قلمداد گردیده است(محمدنژاد،۱۳۸۸).

 

لوسیر در تعریفش، بر خلاقیت به عنوان نوعی تفکر و خروجی خلاق تأکید می‌کند، بدین صورت که خلاقیت شیوه­ای از تفکر است که باعث تولید ایده­های جدید می­ شود(لوتانز،۱۹۹۵،ص۶۲)[۸].

 

هارمون خلاقیت را فرایندی می­داند که به وسیله آن چیزی مثل فکر، ایده یا یک شی جدید تولید شود (کینگ واندرسون، ۱۳۸۶،ص۱۷). «خلاقیت شیوه­ای­ از تفکراست که ایده­های جدید را به وجود ‌می‌آورد»­ (لاژر،۱۹۹۷،ص۱۱۲).

 

الوانی و معمارزاده (۱۳۷۴) به نقل قول از مورهد و گریین قائلند که:

 

خلاقیت فرایند تکامل بخشیدن به دیدگاه­ های بدیع و تخیلی درباره موقعیت­های مختلف است. خلاقیت را فرایند ایجاد دیدگاه­ های اصیل و تصوری روشن از موقعیت­ها دانسته ­اند. از نظر آن ها داشتن ذهنی آفریننده و مولد از راه تصور و به تصویر کشیدن موقعیت خلاقیت نام دارد و شاخص مهم آن فوری بودن ذهن در صورت دادن اشکال ، پدیده ­ها و حالات آن در ذهن است. آن ها چهار کارکرد عمده برای ذهن خلاق قائل هستند:

 

    • پدید آوردن یک محصول یا خدمت جدید؛

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:26:00 ب.ظ ]




 

بر اساس اطلاعات جدول ۶-۴:

 

    1. مقابله مذهبی مثبت با مقابله مذهبی منفی و اضطراب همبستگی منفی معنادار و با بدکارکردی اجتماعی، اعتماد به حل مسئله، و نمره کل حل مسئله همبستگی مثبت معنادار دارد.

 

    1. مقابله مذهبی منفی با تمام زیرمقیاس‌ها و نمره کل حل مسئله همبستگی منفی معنادار و با مؤلفه‌‌ها و نمره کل نشخوار فکری، علایم جسمانی، اضطراب، افسردگی و نمره کل سلامت روان همبستگی مثبت معنادار دارد.

 

      1. اعتماد به حل مسئله با مؤلفه‌‌ها و نمره کل نشخوار فکری، علایم جسمانی، اضطراب، افسردگی و نمره کل سلامت عمومی همبستگی منفی معنادار و با بدکارکردی اجتماعی همبستگی مثبت معنادار دارد.

 

    1. سبک گرایش- اجتناب با مؤلفه‌‌ها و نمره کل نشخوار فکری، علایم جسمانی، اضطراب، و نمره کل سلامت عمومی همبستگی منفی معنادار و با بدکارکردی اجتماعی همبستگی مثبت معنادار دارد.

 

    1. کنترل شخص با مؤلفه‌‌ها و نمره کل نشخوار فکری، علایم جسمانی، اضطراب، افسردگی و نمره کل سلامت روان همبستگی منفی معنادار و با بدکارکردی اجتماعی همبستگی مثبت معنادار دارد.

 

    1. نمره کل حل مسئله هم با مؤلفه‌‌ها و نمره کل نشخوار فکری، علایم جسمانی، اضطراب، افسردگی و نمره کل سلامت عمومی همبستگی منفی معنادار و با بدکارکردی اجتماعی همبستگی مثبت معنادار دارد.

 

    1. مؤلفه‌ پاسخ‌های منحرف‌کننده حواس با علایم جسمانی، اضطراب، افسردگی و نمره کل سلامت روان همبستگی مثبت معنادار و با بدکارکردی اجتماعی همبستگی منفی معنادار دارد.

 

    1. مؤلفه‌ پاسخ‌های نشخواری با علایم جسمانی، اضطراب، افسردگی و نمره کل سلامت عمومی همبستگی مثبت معنادار و با بدکارکردی اجتماعی همبستگی منفی معنادار دارد.

 

  1. نشخوار فکری با علایم جسمانی، اضطراب، افسردگی و نمره کل سلامت روان همبستگی مثبت معنادار و با بدکارکردی اجتماعی همبستگی منفی معنادار دارد.

۴-۴-۱ تعیین سهم مقابله مذهبی، حل مسئله و نشخوار فکری در پیش‌بینی علایم جسمانی

 

برای بررسی این موضوع از تحلیل رگرسیون چندمتغیری گام به گام استفاده گردید که نتایج آن در جداول زیر ارائه شده است.

 

پیش از ارائه نتایج رگرسیون، قابل ذکر است که مفروضه استقلال خطاها به وسیله آزمون دوربین واتسون مورد بررسی قرار گرفت که میزان آن ۹۰/۱ به دست آمد. با توجه به اینکه قرار داشتن میزان این آزمون در دامنه ۰ تا ۴ رضایت بخش است، می‌توان گفت که این مفروضه در پژوهش حاضر برقرار است. برای بررسی مفروضه هم‌‌خطی چندگانه از دو شاخص Tolerance و VIF استفاده گردید، میزان Tolerance عددی است بین ۰ و ۱ و ایده‌آل آن است که این عدد به ۱ نزدیک‌تر باشد، با توجه به ارقام ستون مربوطه در جدول ۹-۴، مشخص است که میزان این شاخص در دامنه مطلوب قرار دارد. از طرف دیگر شاخص VIF نباید بالاتر از ۱۰ باشد و اعداد ستون مربوطه در جدول ۹-۴ حاکی از این است که هیچ‌کدام از اعداد بالاتر از ۱۰ نیست. ‌بنابرین‏ مفروضه عدم وجود هم‌خطی نیز برقرار است.

 

جدول ۷-۴٫ خلاصه مدل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گام پیش‌بین R R2 R2 تعدیل‌شده خطای استاندارد برآورد شاخص دوربین‌واتسون ۱ پاسخ‌های منحرف‌کننده ۵۲۲/۰ ۲۷۲/۰ ۲۶۷/۰ ۱۹/۴ ۹۰/۱ ۲ پاسخ‌های منحرف‌کننده ۵۵۹/۰ ۳۱۲/۰ ۳۰۳/۰ ۰۹/۴ نمره کل حل مسئله

جدول ۸-۴٫ تحلیل رگرسیون گام به گام برای پیش‌بینی علایم جسمانی توسط مقابله مذهبی، حل مسئله و نشخوار فکری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گام منابع تغییر مجموع مجذورات درجه آزادی میانگین مجذورات F معنا‌داری ۱ رگرسیون ۹۵/۹۷۲ ۱ ۹۵/۹۷۲ ۲۹/۵۵ ۰۰۱/۰ باقی‌مانده ۵۵/۲۶۰۴ ۱۴۸ ۶۰/۱۷ کل ۵۰/۳۵۷۷ ۱۴۹ – ۲ رگرسیون ۷۵/۱۱۱۷ ۲ ۸۷/۵۵۸ ۴۰/۳۳ ۰۰۱/۰ باقی‌مانده ۷۵/۲۴۵۹ ۱۴۷ ۷۳/۱۶ کل ۵۰/۳۵۷۷ ۱۴۹ –

جدول ۹-۴٫ ضرایب رگرسیون

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گام پیش‌بین B Beta T معنی‌داری Tolerance VIF ۱ پاسخ‌های منحرف‌کننده ۳۰/۰ ۵۲/۰ ۴۳/۷ ۰۰۱/۰ ۱ ۱ ۲ پاسخ‌های منحرف‌کننده ۲۷/۰ ۴۶/۰ ۵۲/۶ ۰۰۱/۰ ۹۳/۰ ۰۸/۱ نمره کل حل مسئله ۰۵/۰- ۲۱/۰- ۹۴/۲- ۰۰۴/۰ ۹۳/۰ ۰۸/۱

ضریب رگرسیون استاندارد نشده:B ضریب رگرسیون استاندارد شده: Beta

 

نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیره با بهره گرفتن از روش گام به گام نشان داد که از بین متغیرهای پیش‌بین(سبک‌های مقابله مذهبی، حل مسئله و نشخوار فکری)، به ترتیب، دو متغیر پاسخ‌های منحرف‌کننده و نمره کل حل مسئله وارد معادله رگرسیون شدند. پاسخ‌های منحرف‌کننده به تنهایی ۲۷ درصد از واریانس علایم جسمانی را تبیین می‌کند، آزمون آماریF برای معنی‌داری ضریب همبستگی برابر با ۲۹/۵۵ است که در سطح ۰۰۱/۰ معنی‌دار است. پاسخ‌های منحرف‌کننده و نمره کل حل مسئله با هم ۳۱ درصد از واریانس علایم جسمانی را پیش‌بینی می‌کنند، آزمون آماریF برای معنی‌داری ضریب همبستگی برابر با ۴۰/۳۳ است که در سطح ۰۰۱/۰ معنی‌دار است. با کسر سهم پاسخ‌های منحرف‌کننده، نمره کل حل مسئله ۴ درصد از واریانس علایم جسمانی را پیش‌بینی می‌کند. جدول ۹-۴ نشان می‌دهد که سهم تمام متغیرها در پیش‌بینی متغیر ملاک معنادار است.

 

۴-۴-۲ تعیین سهم مقابله مذهبی، حل مسئله و نشخوار فکری در پیش‌بینی اضطراب

 

پیش از ارائه نتایج رگرسیون، قابل ذکر است که مفروضه استقلال خطاها به وسیله آزمون دوربین واتسون مورد بررسی قرار گرفت که میزان آن ۰۵/۲ به دست آمد. با توجه به اینکه قرار داشتن میزان این آزمون در دامنه ۰ تا ۴ رضایت بخش است، می‌توان گفت که این مفروضه در پژوهش حاضر برقرار است. برای بررسی مفروضه هم‌‌خطی چندگانه از دو شاخص Tolerance و VIF استفاده گردید، میزان Tolerance عددی است بین ۰ و ۱ و ایده‌آل آن است که این عدد به ۱ نزدیک‌تر باشد، با توجه به ارقام ستون مربوطه در جدول ۱۲-۴، مشخص است که میزان این شاخص در دامنه مطلوب قرار دارد. از طرف دیگر شاخص VIF نباید بالاتر از ۱۰ باشد و اعداد ستون مربوطه در جدول ۱۲-۴ حاکی از این است که هیچ‌کدام از اعداد بالاتر از ۱۰ نیست. ‌بنابرین‏ مفروضه عدم وجود هم‌خطی نیز برقرار است.

 

جدول ۱۰-۴٫ خلاصه مدل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گام پیش‌بین R R2 R2 تعدیل‌شده خطای استاندارد برآورد شاخص دوربین‌واتسون ۱ پاسخ‌های منحرف‌کننده ۵۳۸/۰ ۲۹۰/۰ ۲۸۵/۰ ۳۲/۴ ۰۵/۲ ۲ پاسخ‌های منحرف‌کننده ۵۶۸/۰ ۳۲۳/۰ ۳۱۴/۰ ۲۳/۴ مقابله مذهبی منفی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:47:00 ب.ظ ]




 

۲-۲-۲-۴ آیا شادکامی دو، سه یا چهار جزء دارد؟

 

شادکامی ممکن است تا حدودی بخش های جداگانه شناختی و هیجانی داشته باشد، که می توان آن را از سوال راجع به رضایت یا راجع به سرور و وجد استخراج کرد. اندروز و مک کنل[۱۲۸] (۱۹۸۰)، ۲۳ مقیاس سلامت ذهنی را در نمونه های قابل توجهی در بریتانیا و آمریکا مورد استفاده قرار دادند. آنان عوامل شناختی عاطفی واضحی پیدا کردند و دریافتند که مقیاس های شادکامی با عامل عاطفی همبستگی بیشتری دارند. متغیر های عاطفی و شناختی البته همبستگی دارند، اما فقط حدود۵۰%r= و گاهی کمتر از این مقدار. سو و همکاران (۱۹۹۷) داده هایی را از ۴۳ کشور با ۵۶۶۶۱ آزمودنی گزارش کرده‌اند، که همبستگی متوسط بین تعادل عاطفی و رضایت برابر با ۴۱/۰ بود، این همبستگی برای کشور های فرد گرا بریتانیا و آمریکا ۵۰/۰ یا بیشتر بود، اما در کشور های جمع گرا حدود ۲۰/۰ بود. دلیل آن ممکن است این باشد که در فرهنگ‌های جمع گرا رضایت گزارش شده به حالت دیگران و همچنین وضع و حالت خود فرد بستگی دارد. ‌بنابرین‏ می توان گفت که شادکامی حداقل دارای دو جزء است که تا حدودی از یکدیگر مستقل هستند.

 

مقیاس فوردایس، عمدتاًً یک مقیاس عاطفه است (عاطفه سنج)[۱۲۹]، مقیاس کامن[۱۳۰]و فلت[۱۳۱] نیز کاملاً راجع به عاطفه است. د حالی که مقیاس رضایت از زندگی داینر و همکاران (۱۹۸۵) با رضایت سر و کار دارد.

 

اما ممکن است لازم باشد که بخش هیجانی به زیر مجموعه های بیشتری تقسیم شود، زیرا معلوم شده است که خلقیات مثبت در تضاد با خلقیات منفی نیستند. برادبرن (۱۹۶۹) از مردم راجع به درصد اوقاتی که در چند هفته گذشته در حالت خلقی منفی و مثبت بوده اند سؤال کرد. بعضی از این سؤالات عبارت بودند از:

 

در خلال چند هفته گذشته هرگز احساس کرده اید که…

 

از انجام کاری خوشحال هستید.

 

اوضاع بر وفق مراد شما است.

 

افسرده یا بسیار ناشاد هستید.

 

خیلی تنها هستید یا از مردم دور می شوید؟

 

یافته های کلیدی او این بود که این دو بعد تقریباً به طور کلی از هم مستقل هستند. این موضوع بسیار مورد بحث و تحقیق قرار گرفته است. جواب کوتاه این است که عاطفه مثبت و عاطفه منفی با هم یک همبستگی معادل ۴۳/۰- دارند (تلگان[۱۳۲] و همکاران، ۱۹۹۸).

 

عاطفه ی منفی ما را به نواحی پریشانی روان شناختی که برای آن چندین مقیاس مورد استفاده قرار می‌گیرد، بعضی از این مقیاس ها عبارتند از مقیاس روان نژندی آیزنک و پرسشنامه افسردگی بک. اندروز و ویتی (۱۹۷۸)، دریافتند که مقیاس رضایت آنان، نسبتاً مستقل از مقیاس های عاطفه مثبت و منفی بود. این یافته ما را ‌به این نتیجه گیری رهنمون می‌سازد که شادکامی، سه قسمت عمده ی رضایت و عاطفه ی مثبت و عاطفه ی منفی دارد، گر چه قبلاً گفته شد که این سه عامل با هم ارتباط دارند. شادکامی را به شیوه های دیگری نیز می توان تقسیم کرد. اما تقسیم بندی مذکور فعلاً مورد قبول بیشتر پژوهشگران قرار گرفته است. روش دیگر تقسیم بندی ویژه عبارت است از اندازه گیری شدت[۱۳۳]، عمق [۱۳۴]یا فراوانی [۱۳۵] آن ها. هر دو به طور کلی عاطفه را متأثر می‌سازند و معلوم شده است که فراوانی مهمتر است.

 

هر چند ممکن است لازم باشد که عاطفه منفی نیز به زیر مجموعه هایی تقسیم شود. هیدی[۱۳۶] و ویرینگ[۱۳۷] (۱۹۹۲). در مطالعه بزرگ خد در استرالیا دریافتند که افسردگی و اضطراب (مقیاس اسپیلبرگر[۱۳۸]) فقط۵۰/۰ همبستگی دارند. ‌بنابرین‏ دو شکل اصلی عاطفه منفی یا پریشانی تا حدودی از هم مستقل هستند. این مؤلفین همچنین عاطفه منفی برادبرن و پرسشنامه سلامت عمومی را مورد استفاده قرار دادند و دریافتند که چهار مقیاس عاطفه منفی و پریشانی همگی همبستگی دارند، اما نه خیلی زیاد (بین ۳۶/۰ و ۵۰/۰). ‌بنابرین‏ امکان جدا کردن اجزاء عاطفه منفی وجود دارد و ارزیابی جداگانه هیجانات منفی مختلف ممکن است مطلوب باشد. اگر دو مقیاس افسردگی و اضطراب مورد استفاده قرار گیرند، چهار جزء از عاطفه منفی حاصل می شود.

 

لوکاس[۱۳۹]، داینر و سو و اسمیت (۱۹۹۶) دریافتند که مقیاس های مختلف رضایت از زندگی، عامل واضحی را تشکیل می‌دهند و قویاً با هم همبسته اند و از گروه مقیاس های عاطفه مثبت، جدا هستند. پس آیا خوش بینی و عزت نفس جزئی از شادکامی هستند؟ یا هدف در زندگی؟ مقیاس های خوبی برای اندازه گیری خوش بینی ( مقیاس جهت گیری زندگی)، هدف در زندگی و عزت نفس طراحی شده اند. همه این ها را می توان به عنوان بخش هایی از تفکر و احساسات مثبت نگریست. یا می‌توانیم تعریف دقیق تری از شادکامی به دست آوریم و بگوییم این متغیر ها از جمله علل شادکامی به شمار می‌روند. این روشی است که اکثر پژوهشگران در پیش گرفته اند. رایف[۱۴۰] (۱۹۸۶) رویکرد متفاوتی اتخاذ کرد و مقیاسی از سلامت روان شناختی با ۶ عامل طراحی کرد:

 

پذیرش خود

 

رابطه مثبت با دیگران

 

استقلال ( خودمختاری)

 

تسلط بر محیط

 

هدف در زندگی

 

رشد شخصی

 

آن ها همچنین یک عامل مجزای برتر تشکیل می‌دهند. گر چه همبستگی بین آن ها نسبتاً کم است. این عوامل با دیگر متغیر ها تا حدودی روابط مختلفی دارند.

 

تخمین های پایانی (آلفای کرونباخ) مورد استفاده برای همبستگی های مشاهده شده عبارت بودند از: رضایت از زندگی ۹۲/۰، عاطفه مثبت ۶/۰، افسردگی ۸۲/۰ و اضطراب ۸۵/۰ ( به نقل از آرگایل، ترجمه گوهری انارکی و همکاران، ۱۳۸۲).

 

۲-۲-۲-۵ کاربرد عملی پژوهش های مربوط به شادی

 

با این دانش چه کاری می توان انجام داد که رویکرد های دیگر نمی توانند انجام دهند؟

 

غنی سازی شادی افراد: ‌در مورد مزایای چند نوع درمان یا تغییر در سبک زندگی، پژوهش های پیگیری انجام شده است. چنین پژوهش هایی ضرورت دارد، زیرا معلوم شده است که بسیاری از شکلهای روان درمانی مؤثر نیستند.

 

درمان مبتنی بر فعالیت خوشایند و برخی از شیوه های درمان شناختی در شادی، مستقیماً مورد توجه قرار گرفته اند و معلوم شده است که مؤثر می‌باشند. آموزش مهارت های اجتماعی، هدف دیگری دارد، اما ‌در مورد افسردگی تأثیر مثبت دارد و ‌در مورد افراد سالم از طریق بهبودی روابط اجتماعی نتایج مشابهی دارد. تغییر فعالیت های تفریحی نظیر افزایش تمرینات ورزشی در افسردگی و نیز برای افراد سالم مؤثر است. تفریح به ویژه تحت کنترل خود ماست و به منظور افزایش شادی می توان آن را دستکاری کرد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:12:00 ب.ظ ]




۲- وضعیت سلامت ممکن است نقطه­ای در یک پیوستار در نظر گرفته شود یعنی سلامت یا عدم آن را نمی­ توان سیاه و سفید دید.

 

۳- تعریف از سلامت بهنجار می ­تواند در بردارنده­ میزان معینی از علائم یا نشانه­ های بیما”

 

گفتار دوم.‌گروه‌های حل اختلاف و نزاع فی مابین

 

در بند ((ب)) از ماده ۵ آئین نامه تصریح شده است که : (( در صورت بروز اختلاف در مساحت و حدود و سایر موارد نمایندگان سازمان ثبت و جهاد کشاورزی و دادگستری محل منطقه مربوط را معاینه و بررسی و رفع نقص و اختلاف می نمایند)). ملاحظه می شود که در تعیین سمت دقیق این گروه سه نفره موضوع به طور اطلاق تدوین شده است، ‌بنابرین‏ لزومی ندارد که اعضای آن عالی ترین مقامات اداری محل وقوع ملک باشند.

 

فصل دوم.وظایف و تکالیف هیئتهای رسیدگی به اختلاف

 

حل اختلاف به شرح اختیارات مندرج در بند (( ب )) از ماده ۵ آئین نامه های مذبور تکلیف این گروه است.

 

مبحث اول.اختیارات ‌هیئت‌ها

 

عبارات (( … و سایر موارد …)) در مقرره اخیر الذکر بر عدم محدودیت گروه موصوف در حل هر گونه اختلاف در مرحله تقاضای ثبت دلالت دارد. مصادیق ذکر شده در آن حصری نیست.

 

در برخی از روش های ثبتی گروه هایی به عنوان کارشناس و یا هیئت حل اختلاف و مانند آن وجود دارند که شرح وظایف آن ها نیز مطابق مقررات معلوم است. مقایسه جایگاه و شرح وظایف آن گروه ها جایگاه این گروه را روشن می‌سازد فلذا ذیلا و به تفکیک مورد بررسی قرار می‌گیرد:

 

گفتار اول.کارشناسان و خبرگان مسئول

 

در روش های ثبتی خاص موضوع مواد اصلاحی قانون ثبت و نیز مواد ۷۱، ۱۴۰، ۱۳۳ قوانین برنامه های توسعه دوم، سوم و چهارم، نسبت به تقاضاهای ثبتی واصله قبل از تصمیم گیری مسئول واحد ثبتی و یا هیئت حل اختلاف رسیدگی کننده مستقر در واحد ثبتی محل، گروه کارشناسی سه نفره متشکل از دو کارشناس و یک نقشه بردار از اداره ثبت محل وقوع ملک، ‌در مورد مقررات مواد ۱۴۷ و ۱۴۸ اصلاحی و یک کارشناس و یک نقشه بردار به همراه یک نماینده و یک نقشه بردار از بنیاد مسکن محل ‌در مورد مقررات برنامه های توسعه مذکور وظیفه بازدید محلی ترسیم نقشه و یا مطابقت نقشه با وضع موجود ملک مورد بازدید را به عهده دارند. این گروه نظرات خود را در قالب صورت جلسه احراز تصرف و یا صورت جلسه تفکیکی به هیئت مربوط و یا مسئول واحد ثبتی حسب مورد اعلام می نمایند. اگر مورد تقاضا در محل با تصرفات بلامنازع توام نباشد ( اختلافی باشد) موضوع از موارد اختلافی محسوب و ادامه ی عملیات ثبتی منوط به رفع اختلاف است در غیر این صورت از پذیرش تقاضا خودداری خواهد شد. محرز است که این گروه وظیفه حل اختلاف در موارد ارجاعی را ندارد؛ از طرفی دیگر نظریه آن ها از جانب مراجع فوق الذکر مورد کنترل و ارزیابی قرار می‌گیرد. ‌بنابرین‏ نظریه این گروه از جنبه قطعیت برخوردار نیست. حتی ‌در مورد مفاد بند ( ب) از ماده ۹ آئین نامه ماده ۱۳۳ قانون برنامه چهارم توسعه مصوب ۰۷/۰۲/۱۳۸۴ هیئت وزیران[۴۹] که اختیار بیشتری ‌به این گروه داده شده است نیز نظریه آن ها از سوی مرجع عالی تر ( هیئت حل اختلاف) مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت و تصمیم این گروه ملاک خواهد بود. به نظر می‌رسد تکلیف پیش‌بینی شده در بند (( الف )) از ماده ۵ آئین نامه های مذکور برای نماینده و نقشه بردار ثبت، همسان با وظایف ‌گروه‌های کارشناسی موصوف است.[۵۰]

 

‌بنابرین‏ نظر گروه کارشناسان قابل قیاس با گروه حل اختلاف مدرج در ماده ۵ نیست.

 

گفتار دوم.تبیین مواد ۱۴۷ و ۱۴۸ ثبت

 

این هیئت از زمان تصویب مواد ۱۴۷ و ۱۴۸ اصلاحی ۱۳۶۵ تا اصلاحی ۱۳۷۰ شامل ۲ عضو قضایی و مسئول واحد ثبت محل بود و از سال ۱۳۷۰ به یک عضو قضایی و ۲ عضو ثبتی از بوده که یکی از این دو عضو ثبتی به عنوان خبره ثبتی است. برخلاف نام این هیئت که به (( حل اختلاف )) موسوم است وظیفه این گروه حل اختلاف نیست. بنابه دلایل ذیل این هیئت قابل مقایسه با گروه حل اختلاف موضوع ماده ۵ آئین نامه نیست :

 

اولا، اعضای هیئت حل اختلاف از جمیع جهات تعریف شده هستند، در حالی که هیئت مذکور در ماده ۵ آئین نامه از این حیث اطلاق دارد.

 

ثانیاً هیئت موضوع مواد ۱۴۷ و ۱۴۸ صرفا در محدوده تقاضای ثبت و گزارش کارشناسان و محتویات پرونده اظهار نظر می کند و تصمیم گیری آن ها یا بر رد درخواست به دلیل عدم حراز تصرفات مالکانه و بلامانع دلالت دارد و یا ایراد نقص و طرح مجدد پرونده در هئیت حل اختلاف پس از رفع نقص و یا قبول و تأیید انجام معامله و یا تصرفات مالکانه و بلامنازع متقاضی ثبت دلالت دارد. در حالی که نتیجه کار هیئت موضوع ماده ۵ آئین نامه لزوماً رفع اختلاف و باز نمودن راه برای ادامه عملیات ثبتی است.

 

ثالثا تصمیم هیئت موضوع مواد ۱۴۷ و ۱۴۸ بر رد یا قبول تقاضا قابلیت اعتراض دارد، در حالی که چنین حقی نسبت به تصمیم هیئت ماده ۵ آیین نامه وجود ندارد.

 

رابعا رأی‌ هیئت در پذیرش درخواست ثبت متقاضیان در مواردی که ملک سابقه ختم عملیات مقدماتی ثبت را نیز دارا باشد، انتشار آگهی طبق بند ۶ از ماده اصلاحی در دو نوبت و دادن فرصت اعتراض به مدت ۲ ماه از انتشار نوبت اول برای اشخاص ذی نفع است، ولی نسبت به رأی‌ هیئت موضوع ماده ۵ آئین نامه هیچ نوع آگهی منتشر نمی شود و حق اعتراضی برای هیچ شخصی مقرر نشده است.[۵۱]

 

گفتار سوم.تبیین ماده ۱۳۳ قانون برنامه توسعه

 

به منظور رسیدگی به تقاضای ثبت املاک داخل در طرح هادی و یا بافت مسکونی روستاها و اظهار نظر در خصوص نظر کارشناسان موضوع صورت جلسه احراز تصرف که طبق ماده ۴ آئین نامه اجرایی ماده ۱۳۳ مصوب ۱۳۸۴ به (( صورت جلسه تفکیکی )) موسوم است هیئتی طبق ماده ۷ آئین نامه مذبور مرکب از رئیس اداره ثبت اسناد و املاک مدیر بنیاد مسکن انقلاب اسلامی محل و یکی از قضات دادگستری به انتخاب رئیس قوه قضائیه است مبادرت به صدور رأی‌ مقتضی می کند. در صورتی که مورد کارشناسی اختلافی نباشد هیئت مبادرت به صدور رأی‌ مقتضی می کند. در صورتی که مورد کارشناسی اختلافی نباشد، هیئت مبادرت به صدور رأی‌ مبنی بر قبول درخواست ثبت می کند. با عنایت به شرح وظایف هیئت حل اختلاف موضوع این روش ثبتی خاص و مقایسه آن با هیئت حل اختلاف موضوع برنامه های توسعه با وجود اینکه اختیارات این هیئت وسیع تر از اختیارات هیئت حل اختلاف موضوع مواد ۱۴۷ و ۱۴۸ اصلاحی قانون ثبت است، لیکن تفاوت های عمده میان این دو هیئت به روشنی گواه بر تفاوت بارز هیئت ماده ۵ آئین نامه ثبت اراضی کشاورزی با هیئت حل اختلاف مذبور است. زیرا اولا این هیئت مستقیما حل اختلاف نمی نماید و نظریه کارشناسان سه یا پنج نفره حسب مورد، برای اظهار نظر اعضای آن هیئت الزامی است. [۵۲]

 

ثانیاً صلاحیت هیئت مذبور منحصر به موارد اختلافی نیست، بلکه به سابقه ثبتی ملک نیز متکی است. ملکی که مشمول مقررات اصلاحات ارضی نبوده و علاوه بر آن سابقه تقاضای ثبت ندارد و یا با وجود سابقه پذیرش تقاضا مسبوق به تحدید نباشد نقطه شروع صلاحیت این هیئت است، در حالی که هیئت ماده ۵ به وجود سابقه ثبت یا عدم آن از حیث حل اختلاف نیازی ندارد، بلکه صرفا به بروز اختلاف ‌در مورد ملک مورد تقاضای ثبت جهت رسیدگی نیازمند است.

” ری باشد که به جنس، یا تجربه­ فرد یا هنجارهای اجتماعی در افراد تفاوت پیدا می­ کند. در واقع اینکه فردی بگوید هیج نشانه­ای از بیماری ندارد غیر عادی تلقی می­ شود.

 

۴- جنبه یا وجه کارکردی، سلامت یکی از مهمترین عناصر تعریف سلامت نزد افراد عامی است. توانایی ایفای نقش­های اجتماعی یکی از ویژگی­های سالم بودن لحاظ می­ شود، “وقتی نتوانم کارهایم را انجام بدهم می فهمم سالم نیستم”.

 

۲-۱-۳-مفهوم سلامت روان

 

تاکنون تعاریف متعددی از «سلامت روان» ارائه شده که همگی بر اهمیت تمامیت و یکپارچگی شخصیت تأکید ورزیده­اند. کارشناسان سازمان بهداشت جهانی، سلامت فکر و روان را چنین تعریف می‌کند: سلامت فکر عبارت است از قابلیت برقراری ارتباط هماهنگ و موزون با دیگران، تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی، حل تضادها، اختلافات، مشکلات و تمایلات فردی به طور منطقی، عادلانه و مناسب (میلانی فر،۱۳۸۴). فرهنگ روانشناسی لازاروس[۲۴] سلامت روان را چنین تعریف می­ کند: «استعداد روان برای هماهنگ، خوشایند و مؤثر کارکردن، در موقعیت­های دشوار، انعطاف پذیر بودن و برای بازیابی تعادل خود یا توانایی داشتن». (لوینسون[۲۵] ۱۹۸۸،به نقل از؛بشارتی فر،۱۳۸۱) سلامت روان را این طور تعریف می­ کند: « سلامت روان عبارت است از این که فرد چه احساسی نسبت به خود، دنیای اطراف، محل زندگی و اطرافیان دارد و مخصوصا با توجه به مسئولیتی که در مقابل دیگران دارد، چگونگی سازش وی با درآمد خود و شناخت موقعیت مکانی و زمانی خویشتن حائز اهمیت است». رانک[۲۶]؛ سلامت روان را صلاحیت زندگی بدون ترس، گناه و اضطراب و داشتن مسئولیت برای اعمال و کردار خود فرد می‌داند.

 

( چاهن[۲۷] ۱۹۹۱،به نقل از؛گرجی زاده،۱۳۸۶) سلامت روان را وضعیتی از بلوغ روانشناختی تعبیر می­ کند که عبارت است از حداکثر اثربخشی و رضایت به دست آمده از تقابل فردی و اجتماعی که شامل احساسات و بازخوردهای مثبت نسبت به خود و دیگران می­ شود. در سال­های اخیر، انجمن کانادایی بهداشت روانی، «سلامت روان» را در سه بخش تعریف ‌کرده‌است:

 

بخش اول: بازخوردهای مربوط به «خود» شامل:

 

الف. تسلط بر هیجان­های خود

 

ب. آگاهی از ضعف­های خود

 

ج. رضایت از خوشی­های خود.

 

بخش دوم: بازخوردهای مربوط به دیگران شامل:

 

الف. علاقه به دوستی­های طولانی و صمیمی

 

ب. احساس تعلق به یک گروه

 

ج. احساس مسئولیت در مقابل محیط انسانی و مادی.

 

بخش سوم: بازخوردهای مربوط به زندگی شامل:

 

الف. پذیرش مسئولیت ­ها

 

ب. ذوق توسعه امکانات و علایق خود

 

ج. توانایی اخذ تصمیم­های شخصی

 

د. ذوق خوب کار کردن (به نقل از گنجی، ۱۳۸۳).

 

۲-۱-۴-نظریه­ های سلامت روان

 

مکاتب مختلف روانشناسی تعاریف و نظریه­ های متفاوتی ‌در مورد سلامت روان و ویژگی­های افراد برخوردار از سلامت روان دارند، در این بخش به برخی از مهمترین این نظریه ­ها پرداخته خواهد شد.

 

۲-۱-۴-۱- نظریه فروید

 

به اعتقاد فروید[۲۸] اکثریت مردم به درجات مختلف روان­نژند هستند و سلامت روان یک آرمان است نه یک هنجار آماری. طبق نظریه فروید برای سلامت روان، یکسری ویژگی­­های خاص لازم است. نخستین این ویژگی­ها خودآگاهی فرد است، یعنی هر آن­چه ممکن است در ناخودآگاه فرد موجب مشکل شود، بایستی که به خودآگاه وارد شود و انرژی صرف شده برای نگهداری آن­ها در ناخودآگاه بایستی به من برگردانده شود. خودآگاهی حقیقی ممکن نیست مگر اینکه کنترل غیر واقعی و غیر ضروری یا زیاده از من برتر در هم شکسته شود. به نظر فروید، یک انسان متعارف کسی است که مراحل رشد روانی- جنسی را با موفقیت گذرانیده باشد و در هیچ یک از مراحل، بیش از حد تثبیت نشده باشد (شفیع آبادی و ناصری، ۱۳۸۹).

 

۲-۱-۴-۲- نظریه موری

 

به عقیده مورای[۲۹] (۱۹۳۸) فرد سالم از ساختار روانی خودش آگاهی لازم را دارد. همچنین فرد سالم در عین این­که بین نیازهای مختلفش تعارضی ندارد، از انواع نیازها به نحو مناسب استفاده می‌کند. در انسان سالم بهنجار میان «من برتر» و «من آرمانی» فاصله زیادی وجود ندارد. به عقیده مورای، در انسان سالم، ابتدا نهاد، سپس من برتر و بعد از آن من به ترتیب نقش عمده را در کنترل رفتار ایفا ‌می‌کنند و با نظارت خردمندانه من و مواظبت من برتر، تکانه­های نهاد به صورت قابل قبول ارضاء می­شوند. از نظر مورای، نیازها یکی از مفاهیم مهم هستند. به عقیده وی شخص سالم کسی است که نیازهای تثبیت شده نداشته باشد. نیازهای درونی یا نهفته فرد در جهت معیارهای درونی شده «من برتر[۳۰]» باشد و ‌بر اساس نیازهای واکنشی عمل نکند و نیازهایش درحال تعارض و متضاد با هم نباشند. مورای معتقد است که تخیل و خلاقیت، قوی‌ترین ویژگی سلامت روان هستند ( به نقل از خیاط غیاثی، ۱۳۸۱).

 

۲-۱-۴-۳- نظریه آلپورت

 

به نظر آلپورت[۳۱] روان­نژندی، پیامد نقصان و کمبود سلامت روان است. رفتار افراد سالم، جهت‌گیری خودآگاهانه دارد و با بینش و بصیرت و خودمختاری همراه است و انگیزش این افراد بیشتر در آینده ریشه دارد. از دیدگاه آلپورت ویژگی­های خاص شخصیت سالم عبارت است از:

 

۱- گسترش مفهوم خود: در ابتدا خود، تنها معطوف به فرد است، اما با افزایش تجربه، خود وسعت می­یابد و ارزش­های مجرد و آرمان­ها را در بر ‌می‌گیرد، هر چه شخصی با فعالیت­ها، مردم و اندیشه­ های متنوع­تری در ارتباط باشد از سلامت روان بیشتری برخوردار می­ شود.

 

۲- ارتباط صمیمانه خود با دیگران: شخصی که از نظر روانی سالم است، می ­تواند به پدر و مادر، فرزندان، همسر یا دوستان نزدیکش، صمیمیت (عشق و محبت) نشان دهد. این توانایی، حاصل پرورش کامل مفهوم گسترش خود است.

 

۳- امنیت عاطفی: اشخاص سالم از احساس ترس و ناامنی آزاد نیستند، ولی کمتر حس ‌می‌کنند که در معرض تهدید هستند و بهتر از روان­نژندها می ­توانند با مشکلات کنار بیایند (کورسینی[۳۲]، ۱۹۷۳، به نقل از زارعی، ۱۳۸۲).

 

۲-۱-۴-۴-نظریه فروم

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:50:00 ق.ظ ]




 

یافته ها در رابطه با مبحث کیفیت زندگی نشان می‌دهد که، تا دهه ۱۹۵۰ اصلاح کیفیت زندگی در مباحث اقتصادی و اجتماعی مورد استفاده قرار می گرفت اما با شناخت سلسله نیازهای آبراهام مازلو، به انواع نیازها توجه شد (بیات و بیات، ۱۳۸۹).

 

۲-۲۵- تعاریف کیفیت زندگی

 

مانزاک[۶۲] و مک میلان[۶۳] (۲۰۰۵) واژه کیفیت زندگی را شایسته تحلیل مفهومی می دانند چرا که در چند دهه اخیر مطالب زیادی در خصوص آن نگاشته شده است و این مفهوم در علوم مراقبتی به عنوان یک مفهوم پایه مطرح است (بیات و بیات، ۱۳۹۰).

 

فرانز[۶۴] و پاور[۶۵] کیفیت زندگی را رضایت یا عدم رضایت از ابعادی از زندگی فرد دانسته که برای او مهم می‌باشد.

 

سل[۶۶] و تالسکی[۶۷] کیفیت زندگی را ارزیابی و رضایت فرد از سطح عملکرد موجودش در مقایسه با آنچه ایده آل یا ممکن می پندارد تلقی کردند.

 

لمن[۶۸] (۱۹۸۲) در تعریف کیفیت زندگی می نویسد : نقطه قوت اصطلاح کیفیت زندگی این است که دارای جاذبه جهانی می‌باشد، کیفیت زندگی به معنای سطح استاندارد یا درجه عالی بودن چیزی می‌باشد که این معنا در تضاد با معنای ذهنی کیفیت به معنای یک ویژگی می‌باشد، زندگی به معنای وضعیت کلی فعالیت های عملکردی یک فرد شامل : رفتاری، رشدی، لذت بخش، خوش یمنی و بدیمنی و تمام رفتارهای مورد لزوم برای بقا می‌باشد. اما ‌در مورد کیفیت زندگی مفهوم جدیدی به وجود می‌آید که به معنای احساس رفاه و رضایت افراد از شرایط فعلی زندگی شان می‌باشد.

 

کالمن[۶۹] (۱۹۸۴) کیفیت زندگی را گستردگی و انبساط امید و آرزو است که از تجارب زندگی ناشی می شود، تعریف می‌کند. فرانس و پاورس[۷۰] (۱۹۸۵) معتقدند که کیفیت زندگی، ادراک فرد از رفاه است که به نظر می‌رسد از رضایت یا عدم رضایت در حیطه های اصلی زندگی ناشی می شود. تستا[۷۱] و سایمون (۱۹۹۶) کیفیت زندگی را ابعاد جسمی، روانی و اجتماعی که محدود به تجارب، اعتقادات، انتظارات و ادراک بیمار است، تعریف کرده‌اند.

 

سازمان جهانی بهداشت کیفیت زندگی را درک افراد از موقعیت خود در زندگی از نظر فرهنگ، سیستم ارزشی که در آن زندگی می‌کند، اهداف، انتظارات، استانداردها واولویت هایشان می‌باشد، پس کاملاً فردی بوده و توسط دیگران قابل مشاهده نیست و بر درک افراد از جنبه‌های مختلف زندگی شان استوار است.

 

تعاریف جدیدتر کیفیت زندگی را به صورت اختلاف بین سطح انتظارات انسان ها و سطح واقعیت عنوان می‌کنند که هرچه این اختلاف کمتر، کیفیت زندگی بالاتر است.

 

دونالد[۷۲] مفهوم کیفیت زندگی را اصطلاحی توصیفی عنوان می‌کند که به سلامت و ارتقاء عاطفی، اجتماعی و جسمی افراد و توانایی شان جهت انجام امور روزمره اشاره دارد (Donald 2001).

 

در تعریفی که وایور[۷۳] در سال (۲۰۰۱) ارائه داده و مورد قبول بسیاری از صاحب نظران قرار گرفت، کیفیت زندگی عبارت بود از برداشت هر شخص از وضعیت سلامت خود و میزان رضایت از این وضع (حمیدی زاده و همکاران، ۱۳۸۶).

 

سازمان جهانی بهداشت در تعریف جامعی دیگر از کیفیت زندگی آن را به عنوان درک فرد از وضعیت کنونی اش با توجه به فرهنگ و نظام ارزشی که در آن زندگی می‌کند و ارتباط این دریافت ها با اهداف، انتظارات، استانداردها و اولویت های مورد نظر فرد تعریف می‌کند. کیفیت زندگی ضمن دارا بودن ابعاد عینی و وابستگی به شرایط عینی و بیرونی، امری است ذهنی و درونی و در نتیجه به تصورات و ادراک فرد از واقعیت های زندگی بستگی دارد (بالوینگ[۷۴] و زاهاو، ۲۰۰۴، گروه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت، ۱۹۹۸).

 

سازمان جهانی بهداشت (۱۹۹۷) در تعریفی دیگر کیفیت زندگی را در برگیرنده خوشحالی، رضایت از زندگی، بهزیستی، خودشکوفایی، بی نیازی و رهایی از فقر، کارکرد هدفمند، بهزیستی جسمانی، روانی–اجتماعی کامل، نه صرفاً نبود بیماری، می‌داند (فراهانی، ۱۳۸۸).

 

شلدون[۷۵] معیارهایی مانند، کامیابی، رضایت، بیکاری اندک، بهزیستی روان شناختی، لذت از زندگی و آزادی را از نشانه های کیفیت زندگی معرفی نمود (فراهانی، ۱۳۸۸).

 

به نظر فرچ[۷۶] (۱۹۹۴) کیفیت زندگی ادراک ذهنی فرد از میزان برآورده شدن اهداف، نیازها و آرزوهای مهم خود است. ‌بنابرین‏ کیفیت زندگی نوعی قضاوت شناختی ‌در مورد شکاف بین واقعیت موجود فرد و موقعیت های زندگی ایده آل اوست که رفتار عاطفی مثبت یا منفی را در فرد برمی انگیزد.

 

۲-۲۶- ویژگی های کیفیت زندگی

 

به رغم آنکه توافق کلی در تعریف کیفیت زندگی وجود ندارد، پژوهشگران بر سه ویژگی مهم آن شامل چند بعدی بودن، ذهنی بودن و پویا بودن اتفاق نظر دارند :

 

۱- کیفیت زندگی موضوعی چند بعدی است و دارای ابعاد جسمی، روانی، اجتماعی و روحی است که این ویژگی با تعریفی که از سلامتی داریم منطبق است.

 

۲- عامل اصلی تعیین کننده کیفیت زندگی عبارت است از تفاوت درک شده بین آنچه هست و آنچه از دیدگاه فرد باید باشد و این همان ذهنی بودن کیفیت زندگی است.

 

۳- پویایی کیفیت زندگی ‌به این معنا است که با گذشت زمان تغییر می‌کند و به تغییرات فرد و محیط او بستگی دارد (کیبرت، ۱۹۹۷).

 

ضمناً کیفیت زندگی یک وضعیت رفاهی است که مشتمل بر دو بخش است :

 

۱- توانایی اجرای فعالیت های روزمره که همان سلامتی جسمی، روانی و اجتماعی است.

 

۲- رضایت از سطوح عملکرد، کنترل و درمان بیماری می‌باشد (گوتای و همکاران، ۱۹۹۲).

 

فایسنو[۷۷] در خصوص بررسی کیفیت زندگی اظهار می‌دارد امروزه کیفیت زندگی یک شاخص اساسی محسوب می شود و از آنجا که کیفیت زندگی ابعاد متعددی مانند جنبه‌های فیزیولوژیک، عملکرد وجود فرد را در برمی گیرد توجه به آن از اهمیت خاصی برخوردار است و برای ارزیابی صحیح کیفیت زندگی باید به ابعاد فوق توجه شود. راستون[۷۸] (۱۹۹۵) کیفیت زندگی را دارای پنج بخش می‌داند که شامل زندگی طبیعی، خوشحالی، موفقیت در دستیابی به اهداف شخصی، سودمند بودن برای جامعه و ظرفیت طبیعی است (فراهانی، ۱۳۸۸). کیفیت زندگی از طرفی دیگر به جنبه هایی از زندگی اشاره دارد که زندگی را خوشایند و ارزشمند می‌سازد، ‌بنابرین‏ حوزه کیفیت زندگی فراتر از نشانه های معمول است و در برگیرنده بهزیستی ذهنی، رضایت فرد و کمبودهاست (ماسینی[۷۹] و همکاران، ۲۰۰۳).

 

هرتون[۸۰] (۲۰۰۲) اعتقاد دارد که اعتقادات مذهبی در تعیین کیفیت زندگی نقش بسزایی دارد. مورتون[۸۱] ابعادی از شخصیت را در قالب ذهن، جسم و روح توصیف می‌کنند و اثر این ابعاد را بر کیفیت زندگی توضیح می‌دهند. فاکتورهای عینی نقش کمتری در بحث های مربوط به کیفیت زندگی بازی کرده‌اند. عوامل عینی مانند اثر سطح درآمد، مسکن و تحصیلات بر کیفیت زندگی می‌باشد.

 

در همین خصوص، شانون (۲۰۰۴) در بررسی کیفیت زندگی بر روی بیماران اسکیزوفرنیک گزارش کردند که مشکلات مالی، بیکاری و نبود روابط اجتماعی بر سطح کیفیت زندگی اثر معناداری می‌گذارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:08:00 ق.ظ ]




 

۲-۶-۳- عوامل روانی

 

زمانی که کانر درخودماندگی را توصیف کرد این نکته را عنوان کرد که ویژگی­های شخصیتی والدین کودکان درخودمانده در این اختلال نقش دارد. متاسفانه در زمان­های قدیم که درخودماندگی خوب شناخته نشده بود این تصور رایج بود و بر این باور بودند که مادران یخچالی باعث این اختلال می­شوند. اصطلاح مادران یخچالی ‌به این اشاره دارد که این مادران هیچ عاطفه­ایی به فرزندان خود ندارند و با آن ها سرد برخورد ‌می‌کنند و روش فرزندپروری آن ها باعث شده که نشانه­هایی مانند انزواطلبی و گوشه­گیری در این کودکان رشد پیدا کند. در حال حاضر بدن شک می­دانیم که شیوه ­های فرزند پروری علت درخودماندگی نیست(یاپکو، ۲۰۰۳).

 

۲-۶-۴- عوامل عصب شناختی

 

اکثر پژوهشگران معتقدند که درخودماندگی ناشی از دامنه­ای از نقایص مغزی است. زیرا بیشتر علایم میزه درخودماندگی مثل نقص در رشد زبان، کم توانی ذهنی، رفتارهای حرکتی غیر معمول، واکنش افراطی و عدم واکنش به درون دادهای حسی، حساس بودن به لمس و جا به ­جایی و تحریک بینایی و شنوایی در ارتباط با کارکرد سیستم عصبی مرکزی هستند. همچنین ۲۵ درصد افراد درخودمانده به ویژه نوجوانان، مبتلا به اختلال­های صرع می­شوند که ریشه این مشکل نیز در سیستم عصبی مرکزی قابل ردیابی است. افزون بر موارد مذکور، مطالعات جدید نشان می­ دهند که فعالیت الکتروآننسفالوگرام در نواحی پیشانی و گیجگاهی مغز کودکان درخودمانده نسبت به کودکان عادی کمتر است( کاکاوند، ۱۳۸۸).

 

تحول عمده فناوری، پژوهش از طریق کالبدشکافی را میسر ساخته و نشان می­دهد که افرار درخودمانده در قسمتی از مغز خود نابهنجاری دارند. یکی از بخش­های نابهنجار که میان مخچه یا ورمیس[۷۳] نامیده می­ شود و درمخچه قرار دارد ممکن است با بدکاری­های شناختی که کودک درخودمانده دارد در ارتباط باشد( هاردمن و همکاران، ۱۹۴۸؛ ترجمه علیزاده و همکارانف ۱۳۸۸). مطالعات MRI افراد درخودمانده نشانگر افزایش حجم کلی مغز آن ها ‌می‌باشد. بیشترین اندازه در لوب پس سری، آهیانه و گیجگاهی روی می­دهد. علت افزایش حجم مغز را در سه دلیل احتمالی می­دانند.

 

۱)افزایش احتمالی بافت غیر نورونی مغز

 

۲) کاهش مرگ نورون­ها

 

۳) افزایش عصب­زایی(کورچن و همکاران، ۱۹۹۵ به نقل از مش و وولف، ۲۰۰۸؛ ترجمه مکی آبادی ۱۳۸۹)

 

یکی از مهم­ترین یافته ­های ۱۰ سال اخیر تخریب سیستم لیمبیک بخصوص آمیگدال و هیپوکامپ در کودکان درخودمانده است. این یافته نتیجه تحقیقات دکتر مارگارت بامن و دکتر توماس است. طبق شواهد این محققین تراکم نورون­های آمیگدال و هیپوکامپ زیاد بوده و این نورون­ها در مقایسه با افراد طبیعی کوچکتر است. آنچه ‌در مورد آمیگدال و هیپوکامپ می­دانیم بر اساس تحقیقات انجام شده بر روی حیوانات است. تجربیات نشان داده که با برداشتن آمیگدال و آسیب به آن در حیوانات، رفتارهای مشابه کودکان درخودمانده نظیر کناره­گیری و انزوا، رفتارهای وسواس جبری، مشکل در بازخوانی اطلاعات از حافظه، اختلال در تطبیق با موقعیت و یا رویدادهای جدید به وجود می ­آید. علاوه بر آن آمیگدال مسئول پاسخ­گویی به تحریکات حسی نظیر صدا، نور، بوها و همچنین هیجانات ‌می‌باشد( سالمون و همکاران، ۲۰۰۳ به نقل از همان منبع)

 

هیپوکامپ در امر یادگیری و حافظه نقش دارد. آسیب به هیپوکامپ و یا برداشتن آن باعث اختلال در ذخیره اطلاعات جدید در حافظه و رفتارهای کلیشه­ای، خودتحریکی و بیش­فعالی خواهد شد. ‌بنابرین‏ باید رابطه سیستم لیمبیک و رفتارهای درخودماندگی را مد نظر قرار داد(رافعی، ۱۳۸۵).

 

آسیب عصب شناختی ممکن است بر اثر برخی مشکلات در دوره­ رشد پیش از تولد مانند عفونت­های مادر در هنگام بارداری، سومصرف الکل و سایر مشکلات دوران بارداری و همچنین مشکلاتی مربوط به فرایند تولد نظیر خونریزی غیر طبیعی، زایمان دشوار و نبود اکسیژن از جمله عوامل بروز آسیب­های عصب شناختی در نوزادان شناخته شده است( هاردمن[۷۴] و همکاران، ۱۹۴۸؛ ترجمه علیزاده و همکاران، ۱۳۸۸).

 

۲-۶-۵- عوامل شناختی

 

زندگی اجتماعی روزانه و ارتباط موفق با افراد اجتماع بستگی زیادی به توانایی ارزیابی رفتار دیگر مردم بر اساس حالت­های روحی آن ها مانند احساسات و افکار و اعتقادشان دارد. همه این توانایی به تئوری ذهن برمی­گردد. در دو دهه­ پیش بارون کوهن و همکارانش انقلابی را در تحقیقات اختلال درخودماندگی به ­وجود آوردند آن ها نشان دادند که کودکان درخودمانده حتی آنهایی که توانایی ذهنی و کلامی بالایی داشتند وبالاتر از ۴ سال داشتند نمی ­توانند تکلیف تئوری ذهن را با موفقیت انجام دهند و ‌به این نتیجه رسیدند که نقص در تئوری ذهن یکی از نشانه­ های اصلی در کودکان درخودمانده است(تاگر[۷۵]، ۲۰۰۷).

 

همه افراد این درک را دارند که دیگران احساساتی و افکاری متفاوت از خودشان دارند و می ­توانند رفتار دیگران را ‌بر اساس این توانایی پیش ­بینی کنند و رفتار خودشان را تعدیل کنند. ولی کودکان درخودمانده فاقد این توانایی هستند. آزمایش کلاسیک تئوری ذهن به نام تکلیف اشتباه[۷۶] برای اولین بار توسط هاینز ویمر و جوزف برنر و جوزف برنر در سال ۱۹۸۳ انجام شد. این آزمایش که به نام بازی سالی و آنه معروف است ‌به این گونه است که به کودک می­گویند دختری به نام سالی یک شکلاتی را در داخل کشوی میزی قرار می­دهد و اتاق را ترک می­ کند دختری دیگری به نام آنه وارد اتاق می­ شود و جای شکلات را تغییر می­دهد و شکلات را داخل کمد قرار می­دهد. سالی وارد اتاق می­ شود از کودک سوال می­ شود که سالی در کجا به دنبال شکلات می­گردد. هر فردی که تئوری ذهن داشته باشد می­گوید در داخل کشو یعنی در جایی که شکلات را گذاشته است. چون سالی هرگز ندیده است که مکان شکلات تغییر ‌کرده‌است، در نتیجه بر اساس باورش باید رفتار کند. کودکانی که تئوری ذهن ندارند نمی ­توانند چنین باوری داشته باشند و معتقد هستند که چون ای شکلات تغییر کرده و داخل کمد گذاشته شده پس سالی نیز باید همان جا به دنبالش بگردد. کودکان درخودمانده این تکلیف را با موفقیت انجام نمی­دهند و با شکست مواجه می­شوند، زیرا فاقد تئوری ذهن هستند( بارنت[۷۷]، ۲۰۱۰).

 

برای افراد درخودمانده درک احساسات و افکار دیگران واقعا مشکل و سخت است. آن ها فقط جهانی را با چشمان خود می­بینند را درک ‌می‌کنند و همین امر باعث مشکل در ارتباطات اجتماعی افراد می­ شود( یاپکو، ۲۰۰۳).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:46:00 ق.ظ ]




 

    1. – Rb Rotterdam 7 April 2004, S&S 2005, 75; Mankowski 1993, p. 224. ↑

 

    1. – Hartenstein 2005, p. 11; Mankowski 1993, p. 225. ↑

 

    1. – Dicey & Morris 2006, p. 1775. Rb Rotterdam 14 September 2005, S&S 2006, 26. ↑

 

    1. – Hof Amsterdam 9 October 2003, S&S 2006, 64. ↑

 

    1. – COM/2005/650/FINAL . ↑

 

    1. – Report I, 21 November 2007, on the proposal for a regulation of the European Parliament and of the Council on the law applicable to contractual obligations (Rome I), (COM(2005)0650 – C6-0441/2005 – ۲۰۰۵/۰۲۶۱(COD)), Committee on Legal Affairs, Rapporteur: Cristian Dumitrescu, p. 11 of 52. ↑

 

    1. – Hartenstein op.cit, p. 150-151; Van der Velde 2009 ▪ W. van der Velde, ‘Rome I’, in: F.G.M. Smeele (ed.), Conflictenrecht in ontwikkeling, Zutphen: Paris 2009, p. 27. Boonk 2009 ▪ H. Boonk, ‘De betekenis van Rome I voor het zeevervoer’, TVR 2009, p. 101. ↑

 

    1. – Firsching & Von Hoffmann Ibid, p. 383. ↑

 

    1. – P. Mankowski, ‘Transportverträge’, in: C. Reithmann & D. Martiny, Internationales Vertragsrecht, Köln: Verlag Dr. Otto Schmidt 2004, p. 1219, No. 1672.p. 87-88. ↑

 

    1. – Boele-Woelki & Lazić ۲۰۰۷, p. 27-30; Magnus & Mankowski 2004, p. 149-153; Vernooij 2009, p. 71-76. ↑

 

    1. – Brussels, 14.1.2003 COM(2002) 654. The document can be found at http://ec.europa.eu. ↑

 

    1. – Mankowski, Ibid, p. 218. ↑

 

    1. – Mankowski Ibid, p. 340 and 347. ↑

 

    1. – Mercadal Ibid, p. 261-262. ↑

 

    1. – R. de Wit, Multimodal transport, London: LLP 1995, p. 342. ↑

 

    1. – see Chapter 8, Section 8.1.1 on the two options in the Protocol of Signature. ↑

 

    1. – Anglo-Saxon Petroleum Co. v Adamastos Shipping Co., [1957] 1 Lloyd’s Rep. 271. ↑

 

    1. – for instance Article 7 of the FBL, the FIATA multimodal transport bill of lading. ↑

 

    1. – Finagra (U.K.) Ltd v Africa Line Ltd., [1998] All ER (D) 296. ↑

 

    1. – Hartford Fire Insurance Co. v Orient Overseas Container Lines (U.K.) Ltd., (2 Nd Cir. 2000), ETL 2001, p. 212 (Bravery). ↑

 

    1. – M.E. Crowley, ‘The limited scope of the cargo liability regime covering the carriage ofgoods by sea: the multimodal problem’, TLR ۲۰۰۵,, p. 1482. ↑

 

    1. – See for instance Rb Haarlem 22 May 2001, S&S 2002, 42 ,see OLG Düsseldorf 1 July 1993, TranspR 1995, p. 77-80 and OLG Hamburg 19 December 2002, TranspR 2003, p. 72-74. ↑

 

    1. – M.Giuliano & P. Lagarde, Report on the Convention on the law applicable tocontractual obligations, [1980] O.J. No. C-282, www.tm.gov.lvor www.uninova.sk, Article 3, No. 4. ↑

 

    1. – The same experts rebutted the argument that depeçage might be used to avoid certain mandatory provisions by pointing out that Article 7 RC would prevent this where necessary. Giuliano & Lagarde 1980, Article 3, No. 4. ↑

 

    1. – See for instance Kahler v Midland Bank LD., [1950] AC 24. ↑

 

    1. – Mankowski, Ibid, p. 23. ↑

 

    1. – وسیله معین ↑

 

    1. – K. Ramming, ‘Internationalprivatrechtliche Fragen der Multimodal-Beförderung’, TranspR ۲۰۰۷, p. 279-300, p. 281. ↑

 

    1. – § ۴۵۲a HGB. ↑

 

    1. – در فارسی به معنای قابلیت تفکیک است. ↑

 

    1. – به معنی قواعد تعارض قوانین می‌باشد. ↑

 

    1. – Basedow, Ibid, p. 39.0 ↑

 

    1. – Hartenstein, Ibid, p. 10. ↑

 

    1. – See Van Beelen 1993, op.cit ↑

 

    1. – Rb Rotterdam 18 January 2006, S&S 2009, 4. ↑

 

    1. – Basedow op.cit, p. 40-42. ↑

 

    1. – see D. Rabe, ‘Die Probleme bei einer multimodalen Beförderung unter Einschluß einerSeestrecke’, TranspR ۲۰۰۰, p. 194; Koller op.cit, p. 1189; Basedow op.cit, p. 41-42; Ramming op.cit, p. 340. ↑

 

    1. – See also Section 10.4.2 of this Chapter on the German multimodal carriage legislation. ↑

 

    1. – Mankowski ‘Transportverträge’ ۲۰۰۴, p. 1223, No. 1680; Ramming 1999, p. 341; Hartenstein 2005, p. 13. ↑

 

    1. – Rabe 2000, p. 194; Drews 2003, p. 15. ↑

 

      1. – دادگاه فدرال آلمان ↑

 

    1. – BGH 25 October 2007, I ZR 151/04; BGH 18 June 2009, I ZR 140/06. Article 2 CMR see Chapter 4, Section 4.3.5 on the hypothetical contract hinted at by Article 2 CMR. ↑

 

    1. – R. Herber, ‘comment on OLG Hamburg 19 August 2004, TranspR 2004, p. 402-404’, TranspR 2004, p. 404-406. ↑

 

    1. – به معنای نظر غالب است. ↑

 

    1. – Koller VersR 2000, p. 1189. ↑

 

    1. – See for instance Rb Rotterdam 5 January 2005, S&S 2005, 87; Rb Rotterdam 16 February 2005, S&S 2007, 102; Rb Rotterdam 19 July 2006, S&S 2007, 52; Rb Haarlem 22 May 2001, S&S 2002, 42. ↑

 

    1. – Article 35 EGBGB. See also Article 4(2) EGBGB which causes a choice of law to be no more than a choice for the law in question minus its conflict of laws or private international law rules. Hartenstein 2005, p. 13. ↑

 

    1. – Rome Convention Article 15. ↑

 

    1. – OLG Hamburg 19 December 2002, TranspR 2003, p. 72-74; OLG Hamburg 19 August 2004, TranspR 2004, p. 402-404. See also OLG Düsseldorf 12 December 2001, TranspR 2002, p. 33-36. The OLG Dresden supported a different opinion however. It did not deem a choice of law clause choosing the law of the country of loading, which was Germany, to cause German law to apply automatically to all ‘Teilstrecken’. OLG Dresden 14 March 2002, TranspR 2002, p. 246. Before the Transportreformgesetz a general choice of law was also deemed to apply to the separate transport stages, see OLG Düsseldorf 1 July 1993, TranspR 1995, p. 77-80. ↑

 

    1. – مقدمه قانون مدنی ↑

 

    1. – Art. 27 EGBGB ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:32:00 ق.ظ ]




 

ج) تفاوت زوج ها از نظر میزان رضایتمندی:

 

به نظر فقیرپور (۱۳۸۳) این رضایتمندی ریشه در تفاوت‌های فردی دارد. نکته مهم در این است که در رضایتمندی چه تفاوت های جنسی می‌تواند وجود داشته باشد. یک جامعه شناس به نام جس– برنارد[۲۵] تجارب زنان و مردان را به صورت متفاوت توصیف کرد، در بررسی های او همسران رفتارهای یکدیگر را دریک دوره دو هفته ای ارزیابی کردند. نتایج تفاوت‌های جنسی را آشکار کرد. زنان و شوهرانشان به رفتارهای غیر لذت بخش عاطفی و تکلیفی به طور مشابهی واکنش نشان می‌دادند اما در رفتارهای لذتبخش مردان و زنان متفاوت بودند. شوهران رفتارهای تکلیفی همسران را خیلی مهم ارزیابی می‌کردند و زنان رفتارهای هیجانی شوهران را مهم. نقش های جنسی سنّتی برای مردان رفتارهای وسیله ای تر و برای زنان رفتارهای عاطفی تر را ایجاب می‌کند. و اینکه چرا رضایت مندی مهم است: اولاً در ذات خود دارای اهمیت است زیرا احساسات افراد ‌در مورد جنبه‌های زندگی شان بسیار مهم است، احساسات، کیفیت زندگی و بر رفتارهایی که ترکیبات زندگی را تشکیل می‌دهند اثر می‌گذارند. ثانیاًً: رضایتمندی نشان دهنده تداوم یا پایان احتمالی رابطه می‌باشند مهم هستند. رضایتمندی می‌تواند پیش‌بینی کنندۀ مهم باشد بر اینکه آیا این رابطه باقی خواهد ماند یا نه.

 

د) نقش مهارت‌های ارتباطی در رضایتمندی زناشویی: ارتباط و نحوه ی تعامل بخش مهمی از زندگی انسان را تشکیل می‌دهد. نظریه های ارتباطی تعاملی همه رفتار را ارتباطی می دانند. درست همان گونه که ما نمی توانیم رفتار نکینم به همان صورت نمی توانیم ارتباط برقرارنکنیم(فقیرپور، ۱۳۸۳).

 

۲- ۸- پایه های اساسی در رضایت مندی زناشویی

 

۱٫رابطه سالم دو طرفه

 

انسان ها در صورتی می‌توانند با هم رابطه ی سالم دو طرفه داشته باشد که مسالمت آمیز و با رعایت حساسیت‌های یکدیگر و توأم با احترام متقابل باشد. در غیر این صورت رابطه قطع می شود یا منجر به رفتارهای متقابل می شود. اگر رابطه ی زن و شوهر ‌بر اساس کنش ها و واکنش های متقابل استوار باشد صمیمیت و دوستی آن ها روز به روز پایدارتر و محکم تر می شود. در رابطه ی سالم دو طرفه گذشت متقابل، رعایت خواسته ها و نیازهای یکدیگر، پذیرش دیدگاه های یکدیگر، کنترل رفتارهای توأم با عصبانیت و پرخاشگرانه، توجه به حساسیت‌های خود، توجه به ناتوانایی هایی که در زندگی مشکل ساز است و تلاش برای رفع آن خودداری از رفتارهای ملامت آمیز و تمسخر آمیز، تعدیل خواسته ها و انتظارات خود در حد توانایی‌های یکدیگر و فهم و درک یکدیگر رعایت می‌گردد(برنت،۲۰۰۵).

 

۲٫ ابزار محبت و عشق زوجین نسبت به یکدیگر

 

احساس شیدایی اوایل ازدواج مرد می‌تواند به عشقی بالغانه تبدیل می شود. زن می‌تواند از گفتن « دوستت دارم» و شوهر از شنیدن آن لذت ببرند، زیرا محبت و جذابیت متقابل دریافت صمیمیت، وفاداری و اعتماد و دوستی به هم گره خورد، عشق قوی تر و عمیق تری را پایه گذاری می‌کند(بک ،۱۳۷۶).

 

رسول اکرم (ص) می فرماید : «وظیفه زن نسبت به شوهرش این است که مهر و محبتش را در دل بپروراند.» و در این خصوص حضرت علی (ع) نیز می فرماید:«درهرحال با زنان سازش و مدارا کنید و به آن ها گفتار خوش نشان دهید باشد که آنان نیز کردار خوش نشان دهند.» از نظر روانی هم نرم زبانی در تحکیم روابط زناشویی و دوام مهر و محبت تأثیری بسزا دارد. زن و مرد که دلیل ابزار خشم خود را درک نمی کنند در مراودات خود به جایی می‌رسند که هر دو پا دست کم یکی از آن ها ‌به این نتیجه می‌رسند که به قدرکافی مورد عشق و محبت همسر خود قرار ندارند( بلاچ،۱۳۷۰) .باید دانست که از بهترین و با شکوه ترین تجلیات زندگی متقابل، سرمایه گذاری انسان یا دادوستد عاطفی بین زوجین است. اگر دهه اول زندگی مشترک را به منزله شروع و تبادلات عاطفی و هم حسی زوجین تلقی کنیم و آن را فرصتی برای درک روحیات هریک به حساب آوریم. در دهه های بعد داد و ستد عاطفی، نیاز به جلوه بیشتر و مساعدتری خواهد داشت، به ویژه سال‌های میانی و پایانی زندگی مشترک که احساس تنهایی و از دست رفتن جوانی بر مشکلات زوجین دامن می زند. تلاش آن ها برای اثبات عواطف صادقانه و صمیمانه شان ضرورتی بیش از گذشته می‌یابد و دوام و استحکام زندگیشان را تضمین خواهد نمود(شرفی، ۱۳۸۲). (رودریک۱۹۸۶؛ به نقل از موسوی، ۱۳۸۵) در پژوهشی رابطه عاطفی، نگرش ها و رفتار را با رضایت زناشویی مورد مطالعه قرار داد و ‌به این نتیجه رسید که متغیرهای عاطفی و نگرشی با واریانس بسیار منحصر به فرد در رضایت زناشویی نقش دارد.

۳٫احترام به همسر

 

تاجیک اسماعیلی (۱۳۷۷) در رابطه با نقشهای شوهر می نویسد: مرد بایستی به ‌همسر خود، بخصوص در حضور دیگران احترام بگذارد، این احترام باید توأم صمیمت و احترام باشد زن نیازمند دریافت محبت و احترام از شوهر است، به ویژه هنگامی که در حضورشان و آشنایان قرار داشته باشد. این امر باعث می شود که زن از داشتن شوهر احساس افتخار و سربلندی کند و این احساس، شوق او را به زندگی زناشویی و آمادگی وی را برای گذشت و بردباری در برابر محرومیت ها و سختی های احتمالی بیشتر کند و همچنین ‌در مورد نقش های زن معتقد است، با توجه به اینکه در زندگی زناشویی نقش محبت و اظهار عواطف بیشتر مناسب ساختار روانی و جسمی زن است و احساس دلگرمی و اطمینان خاطر را شوهر باید در فضای خانواده ‌ایجاد کند، زن بایستی دقت داشته باشد که احترام او نسبت به شوهر هم یک نیاز روانی و عامل علاقه و محبت بیشتر شوهر نسبت به اوست. پژوهش‌های ویگین و مودی[۲۶] به نقل از سلیمانیان (۱۳۷۳) نشان می‌دهد زوج هایی که به راحتی افکارشان را با یکدیگر در میان می‌گذارند قادر به پذیرش و درک احساسات یکدیگر هستند و از رضایت مندی بیشتری برخوردارند.

 

۴٫میزان روابط جنسی

 

در ابتدای زندگی زن و شوهر تمایلات جنسی بیشتری می دارند که به تدریج با افزایش سن میل به روابطه جنسی کم می شود، اگر چه مواردی هم وجود دارد که افزایش سن در تمایلات و روابط جنسی بی تأثیر است. روابط جنسی ارتباط عاطفی و احساسی زن و شوهر را پایدارتر و عدم رابطه جنسی این ارتباط عاطفی را خدشه دار می‌کند. مرد و زنی که به نیازهای جنسی بی تفاوت باشند دارای سرد مزاجی جنسی اند که این بی توجهی مشکلات زیادی را در روابط زوجین به وجود می آورد (لیو[۲۷]،۲۰۰۳). عشق و تمایل جنسی در افراد سالم اغلب به طور کامل با یکدیگر آمیخته اند و اگر چه عشق و تمایل جنسی دو مفهوم کاملاً متفاوت اند و به هم آمیختن این دو مفهوم جایز نیست، با وجود این باید بگوئیم که در زندگی افراد سالم این دو مفهوم به هم می پیوندند و با هم می آمیزند.

 

۵٫احساس امنیت

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:29:00 ق.ظ ]




 

قانونی بودن مکان بازداشت و یا زندان یکی از مهمترین اصولی است که باید رعایت شود. به بیان دیگر، هر کسی که از آزادی خود محروم شده است، باید در یک بازداشتگاهی که قانوناً شناسایی شده است، نگهداری شود[۴۱]. در خصوص اشخاصی که از آزادی خود محروم شده‌اند اطلاعات دقیق باید ثبت و ضبط شود. این اطلاعات باید شامل موارد زیر باشد:

 

    1. هویت وی

 

    1. دلایل جلب

 

    1. زمان جلب و انتقال فرد جلب شده به بازداشتگاه

 

    1. زمان نخستین حضور نزد مقام قضایی و یا غیر آن

 

    1. هویت مأموران اجرای احکام مربوطه

 

    1. اطلاعات دقیق در خصوص محل بازداشتگاه

 

  1. جزئیات مربوط به مقامات قضایی و یا سایر مقامات که در جریان جلب و بازداشت بوده‌اند.

اطلاعات دقیق در خصوص بازداشت اشخاص مذبور و محل بازداشتگاه از جمله موارد نقل و انتقال، باید سریعاً در اختیار خانواده، وکلا و یا سایر اشخاصی که نفع مشروع نسبت به اطلاعات دارند، گذاشته شود.

 

ثبت به روز و رسمی اطلاعات مربوط به تمامی اشخاصی که در بازداشت به سر می‌برند، باید نزد هر بازداشتگاهی نگه‌داری شده و در اختیار هر مقام قضایی و یا سایر مقامات صالح و مستقل ملی که می‌خواهند از وضعیت اشخاص بازداشتی اطلاع حاصل کنند، قرار داده شود.[۴۲]

 

جهت نظارت به انجام دقیق قوانین و مقررات مربوطه و معیارهای بین‌المللی در خصوص بازداشت شدگان، بازداشتگاه‌ها باید به طور منظم به وسیله اشخاص واجد شرایط و با تجربه مورد بازدید قرار گیرند. این اشخاص باید از طرف مقامات صالح انتخاب شده و در برابر آن ها مسئول باشند. مقام صالح مذبور باید از اشخاصی که مستقیماً مسئول اداره بازداشتگاه هستند، جدا باشد.

 

گفتار سوم : اصول مربوط به روند و نحوه رسیدگی

 

رعایت همه اصول دادرسی منصفانه در خصوص متهمین و طرفین دعوا و همچنین سازمان قضایی تنها زمینه‌ساز دادرسی منصفانه است. در این میان اصول دادرسی منصفانه در خصوص روند و نحوه رسیدگی برجستگی خاصی دارد. حتی یک سازمان قضایی مستقل و بی‌طرف می‌تواند به نحوی به دعاوی و اختلافات رسیدگی کند که از منظر اصول دادرسی منصفانه، غیر منصفانه تلقی شود. در این بخش سعی شده است اصول مربوط به روند دادرسی مورد توجه قرار گیرد.

 

 

بند اول : استماع منصفانه

 

استماع دعوا مهمترین بخش یک جریان دادرسی است. بسیاری از مواردی که نقض دادرسی منصفانه محسوب می‌شود در همین مقطع رخ می‌دهد. اصولی از قبیل لزوم تساوی سلاح‌ها، تساوی اشخاص در مقابل انواع نهادهای قضایی و برخورداری از مهلت کافی جهت تدارک پرونده از اصول مهم در این زمینه می‌باشد.

 

  1. تساوی سلاح‌ها

در همه دعاوی و اختلافات اعم از کیفری، حقوقی، نظامی و تخلفات باید طرفین دعوا یا اختلاف از امکان یکسانی جهت ارائه مدارک و شواهد علیه طرف مقابل خود برخوردار باشند. هر گونه تبعیض در این خصوص می‌تواند دادرسی را به غیر منصفانه تبدیل کند.

 

  1. تساوی اشخاص در مقابل انواع نهادهای قضایی[۴۳]

نهاد قضایی یا رسیدگی کننده نباید در خصوص رفتار با طرفین دعوا یا اختلاف تبعیض قائل شود. هر گونه تبعیض از بابت نژاد، رنگ، قومیت، جنسیت، سن، دین، زبان، عقیده، گرایش‌های سیاسی و غیرسیاسی، ملیت، تمکن مالی، نقص عضو، ولادت و وضعیت اجتماعی دادرسی منصفانه را زیر سؤال خواهد برد.

 

    1. برخورداری از مهلت کافی جهت تدارک پرونده

 

    1. برخورداری از حق مشورت و داشتن وکیل در تمامی مراحل رسیدگی.

 

    1. برخورداری از کمک یک مترجم در مواردی که شخص قادر نباشد زبانی را که توسط نهاد قضایی مورد استفاده قرار می‌گیرد، بفهمد و یا به آن تکلم کند.

 

    1. برخورداری از این حق که حقوق و تکالیف طرفین تنها توسط تصمیمات مبتنی بر شواهد ارائه شده به نهاد قضایی تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.

 

    1. برخورداری از نظامی که در آن حقوق و تکالیف اشخاص بدون تأخیر ناموجه و با اخطار مناسب و دلایل موجه تعیین شود.

 

  1. حق بر درخواست تجدید نظر از یک نهاد قضایی بالاتر.

 

 

بند دوم : استماع علنی

 

علنی بودن جریان استماع بدین معنا است که در درجه نخست طرفین اختلاف و شاخص ذینفع و در درجه بعدی عموم مردم بتوانند از مسائل و موارد مطرح شده در آن آگاهی بیابند. این کسب اطلاع می‌تواند به انحای مختلف باشد. ولی آنچه اغلب مد نظر است و یکی از اصول دادرسی منصفانه نیز به شمار آمده است، حق حضور در دادگاه یا مکانی است که به دعوا یا اختلاف رسیدگی می‌کند. لازمه برخورداری از چنین حقی این است که پیش از همه موارد، یک محل دائمی برای رسیدگی دعوا در نهادهای قضایی توسط دولت ایجاد شده و به نحو گسترده به اطلاع عموم برسد.

 

البته صرف ایجاد دادگاه یا مکان برای رسیدگی به دعاوی و یا اختلافات کافی نیست. به همین خاطر، برای حضور اشخاص ذی‌نفع باید امکانات مناسب ارائه شود. برای نمونه، اصل علنی بودن رسیدگی‌های قضایی در نظام حقوقی ایران مورد پذیرش قرار گرفته است ولی امکانات لازم در این خصوص مهیا نیست. برای مثال با توجه به کوچک بودن شعب دادگاه در دادگستری اغلب شهرها، طرفین دعوا به سختی می‌توانند حضور پیدا کنند و به طریق اولی نمی‌توان انتظار داشت که عموم مردم بتوانند حضور پیدا کنند. همچنین در صورت وجود امکانات نباید هیچگونه مانعی در مقابل حضور مردم در دادگاه ایجاد شود. هر گونه وجود دربان و نگهبان در دادگاه صرفاً باید برای ایجاد نظم باشد و نه ایجاد مانع در ورود به دادگاه.

 

البته روشن است که همه مردم نمی‌توانند در آن واحد در دادگاه حاضر شوند. به همین خاطر، امکان حضور نمایندگان رسانه های عمومی در دادگاه ضروری است. اشخاص مذبور می‌توانند از جلسه دادگاه به تهیه گزارش بپردازند. تنها مانعی که در اینجا ممکن است با نظر قاضی ایجاد شود، ممنوعیت گرفتن عکس و فیلمبرداری است.

 

همچنین، دادگاه می‌تواند در موارد زیر جلسه رسیدگی را به صورت غیر علنی برگزار کند:

 

    1. به اقتضای عدالت، حمایت از کودکان، شهود و یا حفظ هویت قربانیان جرائم جنسی.

 

  1. به خاطر مسائل مربوط به نظم عمومی و یا امنیت ملی در یک جامعه باز و دموکراتیک که به حقوق بشر و حاکمیت قانون احترام می‌گذارد.[۴۴]

 

 

بند سوم : تفهیم اتهام

 

هرکسی که متهم به جرائم کیفری شده است باید سریعاً و در اولین فرصت پس از آنکه اتهام از سوی یک مقام صالح عنوان شده باشد، به همراه جزئیات مسأله به زبانی که می‌فهمد، از ماهیت و علت اتهام عملیش آگاه شود. اطلاعات مذبور باید در بر گیرنده جزئیات اتهام و یا قانون قابل اعمال و موارد موضوعی که ‌بر اساس آن ها اتهام مطرح شده است، باشد به نحوی که برای روشن کردن ماهیت اتهام کافی باشد. تفهیم اتهام به متهم باید به نحوی صورت پذیرد که به او اجازه دهد تا به تدارک دفاع از خود پرداخته و سریعاً برای آزادی خود اقدام کند.

 

 

بند چهارم : حق بر کسب مشاوره

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:50:00 ق.ظ ]




 

۲-۲-۸ ) مفهوم صرفه­جویی در هزینه اطلاعات

 

از دیدگاه اطلاعات اقتصادی، نظریه علامت­دهی بر پایه­ این فرضیه است که سطح متفاوتی از اطلاعات محصول بین خریداران و شرکت­ها جریان دارد و موجب به وجود آمدن مشکل به واسطه­ عدم تقارن اطلاعات می­ شود (کرمانی و رائو[۶۴]، ۲۰۰۰). عدم تقارن اطلاعاتی بر تردید و عدم اطمینان مشتری درباره کیفیت یک محصول یا خدمات ارائه شده توسط یک شرکت دلالت دارد. یک راه ­حل ممکن استفاده از مشخصه ها است. یک مشخصه ‌به این صورت تعریف می­ شود­­یک عمل که فروشنده می ­تواند برای نقل اطلاعات معتبر درباره کیفیت غیر قابل مشاهده محصول به خریدار از آن استفاده کند ­(رائو و همکاران[۶۵]،۱۹۹۹). برای مثال تبلیغات می ­تواند به عنوان یک مشخصه از تعهد یک شرکت درباره کیفیت محصول و خدمات آن به کار رود. همچنین زمانی که اطلاعات لازم دیگری راجع به کیفیت محصول موجود نباشد، مشتریان نیز از ادراک خود راجع به صرف هزینه تبلیغات یک شرکت به عنوان سرنخ هایی برای استنباط و حدس کیفیت آن، استفاده ‌می‌کنند. هزینه­ های زیاد تبلیغات توسط شرکتهایی باکیفیت بالا تحمیل می­شوند که می ­توانند مخارج آن را از طریق فروشهای آینده خود تامین کنند. چنین شرکت­هایی از تبلیغات به عنوان یک نشان ­(مشخصه) استفاده ‌می‌کنند تا این اطمینان را بدهند که ادعاهای آن ها راجع به محصول و خدماتشان معتبر است. اگر شرکت­هایی با کیفیت پایین هزینه­ بالایی برای تبلیغات متحمل شوند، مخارج تبلیغات خود را نمی ­توانند تامین کنند چون مشتریان کیفیت پایین آن­ها را بعد از خرید تشخیص می­ دهند و خرید دوباره صورت نمی پذیرد (رائو و همکاران،۱۹۹۹).

 

۲-۲-۹) مفهوم درگیری محصول

 

درگیری محصول همه­جا به عنوان یک متغیر توضیحی در رفتار مصرف ­کننده مورداستفاده قرار ‌می‌گیرد (دولاکیا­، ۱۹۹۸). این مهم محرز می­ کند که سطحی از درگیری، ژرفا، پیچیدگی و وسعت شناختی و رفتاری را طی روند انتخاب مصرف ­کننده پردازش می­ کند. ‌بنابرین‏ درگیری محصول چارچوب اصلی، حیاتی برای­درک­رفتار و ارتباطات وابسته به تصمیم ­گیری مصرف ­کننده­ می‌باشد(چاکراوارتی وجانیسوسکی[۶۶]، ۲۰۰۳).

 

تحقیقات نشان می­دهد که وقتی که درگیری محصول زیاد است، گمان می­رود فرآیندهای تصمیم خریدار ناشی از تصمیم ­گیری بسط یافته از مجموعه ­ای از مراحل ترتیبی درگیر با جست و جوی اطلاعات و ارزیابی معیارها هستند. مصرف­ کنندگان نیز همچنین قادر و یا مایل به اجرای اقدامی برای پردازش اطلاعات در موقعیت درگیری کمتر نیستند (چانگ و ژای[۶۷]، ۲۰۰۳). ‌بنابرین‏، زمانی که درگیری یک محصول بالا ‌می‌باشد، مصرف­ کنندگان بیشتر علاقه­مند به تلاش بیشتر بوده و قادر به ارزیابی محصولات تقلبی جعل به عنوان ضد همتاهای شان، محصولات با برند اصلی­، در زمینه جعل غیر فریب آمیز می­باشند. روند اطلاعات مبتنی بر مشاوره درگیر با موشکافی اطلاعات در دسترس و ویژگی­های مثبت و منفی و تحلیل ارزش­ها و مزایا هستند (بیان، ۲۰۱۱).

 

وقتی که درگیری محصول بالا است، شانس اینکه مصرف ­کننده قادر به ایجاد تفاوت میان محصولات تقلبی جعل شده و محصولات با برند اصلی باشد وجود دارد، ادراک­ها محصولات تقلبی جعل شده را به عنوان موضوعی در تضاد با محصولات با برند اصلی توسعه داده و مزیت کمتری برای محصولات تقلبی جعل شده از محصولات با برند اصلی نشان می­دهد. در طرف دیگر، وقتی که درگیری محصول پایین است، تقاوت­های بین محصولات تقلبی جعل شده و محصولات با برند اصلی ممکن است به دلیل کمبود محرک مصرف کننده­ تلاش و حتی توانایی پردازش اطلاعات به آسانی تشخیص داده نشود. در نتیجه تصویر برند ادراک شده مصرف ­کننده از یک محصولات تقلبی جعل شده و یک محصولات با برند اصلی می ­تواند به طور قابل توجهی در این اوضاع که منتهی به ادراک های بهتر از محصولات تقلبی جعل شده از محصولات با برند اصلی می­ شود تفاوت قائل نشود (نیا و زایچکوسکی[۶۸]،۲۰۰۰).

 

۲-۲-۹-۱) درگیری ذهنی مصرف کننده

 

مصرف­ کنندگان ممکن است بسیار به محصول وابسته شوند. انگیزه یک مصرف ­کننده برای رسیدن به یک هدف، خواست او را برای هزینه کردن به منظور به دست آوردن محصولات و خدماتی که فکر می­ کند به هدف او کمک ‌می‌کنند، بیشتر می­ کند، درحالی که دیگری علاقه­ای ‌به این موارد ندارد. درگیری، وابستگی ادراکی یک شخص به یک شی بر پایه نیازها، ارزش­ها و علایق درونی است. از آنجایی که درگیری ذهنی دارای بنای انگیزشی است پیشرانه­های مختلفی ممکن است آن را به کار بیندازند. این عوامل می ­توانند مربوط به شخص، آن شی، وضعیت یا ترکیبی از این عوامل باشند و انگیزه فرد را تعیین کنند. وقتی مصرف ­کننده به دنبال برآوردن نیاز خود است به محصولات مرتبط با این نیاز توجه بیشتری کرده و اطلاعات آن را در ذهن خود پردازش می­ کند. درگیری را ‌می‌توان انگیزه ای برای پردازش اطلاعات درنظر گرفت. اگر بین نیازها، اهداف، ارزش­ها و دانش مصرف ­کننده درباره محصول ارتباطی وجود داشته باشد، مصرف ­کننده به اطلاعات مربوط به محصول توجه خواهد کرد و آن ها را در ذهن خود پردازش می­ کند. زمانی که دانش مربوط در ذهن فعال می­ شود، حالت انگیزشی به وجود می ­آید که رفتار را هدایت می­ کند. با افزایش احساس درگیری مصرف ­کننده با محصول انتظار می­رود که مصرف ­کننده توجه بیشتری به تبلیغ مرتبط با آن محصول مبذول دارد و برای فهم این تبلیغات بیشتر تلاش کند (سید جوادین و همکاران، ۱۳۹۱).

 

۲-۲-۱۰) مفهوم دانش محصول

 

ویتنر[۶۹]و همکاران(۱۹۹۱) در تحقیقی ‌در مورد نقش دانش محصول در ارزیابی توسعه برند انجام دادند و دریافتندکه دانش محصول در پذیرش توسعه برند توسط متخصصان تاثیر تعدیل­کننده دارد. بر اساس تعریف براکس[۷۰] (۱۹۸۵) ‌می‌توان دانش محصول را به سه دسته­ مهم تقسیم بندی کرد.

 

۱٫دانش ذهنی یا درک شده

 

۲٫ دانش عینی

 

۳٫ دانش بر مبنای تجربه

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:10:00 ق.ظ ]




از جمله آموزش­هایی که می ­تواند در این زمینه­ ها مفید باشد آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر افزایش رابطه[۵۶] (MBRE) است که توسط کارسون[۵۷] و همکاران (۲۰۰۴) طراحی شده می ­تواند در ارتقاء وتغییر مثبت و ارتقاء نگرش­ها و رفتارهای زیست محیطی مفید باشد. تحقیق نشان داده است که درمان ذهن آگاهی به عبارت دیگر ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس[۵۸] (MBSR) و ذهن آگاهی مبتنی برشناخت درمانی[۵۹] (MBCT) می‌تواند درد را کاهش داده، علائم را کم کند، و سلامت جسمانی کلی را در جمعیت­های بالینی با وضعیت­های سلامتی مختلف افزایش دهد (کارمدی و بیر[۶۰]، ۲۰۰۸، نگتسان[۶۱] و همکاران، ۲۰۱۰). مراقبه ذهن آگاهی با کاهش سوء مصرف مواد و الکل (چیسا و سراتی[۶۲]، ۲۰۱۰)، کاهش اضطراب (سیرس و کراس[۶۳]، ۲۰۰۹)، افسردگی، نگرانی و استرس (دلگادو[۶۴] و همکاران، ۲۰۱۰) در جمیعیت­های غیر بالینی همراه بوده است.

همچنین آموزش مهارت ­ها اجتماعی با رویکرد فراشناختی[۶۵] (MASST) شینکر[۶۶] و همکاران (۲۰۰۲) نیز در حل مسایل اجتماعی و محیطی اثر گذار است. دیره و بنی جمالی (۱۳۸۸) توسعه راهبردهای شناختی و فراشناختی را لازمه ادراک خود کارآمدی[۶۷] می­دانند. اثر بخشی آموزش راهبردهای فراشناختی بر اضطراب امتحان (ابولقاسمی و همکاران، ۱۳۸۸) خود کار آمدی (خرازی، ۱۳۸۷، یوسف زاده، ۱۳۹۱) افزایش عزت نفس تحصیلی (زارعی و همکاران، ۲۰۱۲) هشیاری و خود کنترلی (نولن و مورگان[۶۸]، ۲۰۰۰) تأیید شده است. مهارت­ های اجتماعی رفتارهایی هستند که فرد را قادر به تعامل مؤثر و اجتناب از پاسخ­های نامطلوب نموده و بیانگر سلامت رفتاری اجتماعی افراد هستند. این مهارت ­ها ریشه در بسترهای فرهنگی و اجتماعی داشته و شامل رفتارهایی نظیر پیش­قدم شدن در برقراری روابط جدید، تقاضای کمک نمودن و پیشنهاد برای کمک به دیگران است (گرمارودی و وحدانی، ۱۳۸۵).

 

‌بنابرین‏ ‌می‌توان انتظار داشت که افراد با آموختن ذهن آگاهی در زمینه ­های اجتماعی به خلق مثبت و بهزیستی اجتماعی بیشتری برسند. همچنین درموقعیت­های شغلی وشهروندی رفتارهای فرانقشی مفیدی ازخود نشان دهند و با افزایش سوگیری مثبت نسبت به محیط زندگی و محرک­های محیطی، نگرش زیست محیطی مثبت تری کسب کنند. با توجه به اینکه اکثر پژوهش­های انجام شده قبلی در حوزه فراشناخت بیشتر معطوف به یادگیری وآموزش بوده است، در این پژوهش جنبه­ های جدیدتری از اثرات و فایده­های مهارت­ های فراشناخت مانند بهزیستی اجتماعی، ذهن آگاهی و نگرش‌های زیست محیطی به طور نوآورانه­ای در این پژوهش مورد ارزیابی قرار می گیرند. هم­چنین ‌در مورد ذهن آگاهی هم ‌می‌توان گفت اکثر پژوهش­های قبلی بر فایده­های فردی تمرینات ذهن آگاهی پرداخته­اند. اما در این پژوهش جنبه­ های اجتماعی و بین ­فردی ذهن آگاهی را مورد سنجش قرار ‌می‌گیرد که کمتر مورد توجه بوده ­اند.

 

۱-۳-اهمیت و ضرورت

 

پس از آغاز انقلاب صنعتی[۶۹] با تغییرات به‌ وجود آمده، مشکلات مختلف در جهان به ‌ویژه در کشورهای صنعتی پدیدار گردید. تأسیس کارخانه‌های مختلف همراه با استخدام افراد در آن به مرور زمان استقلال و خلاقیت افراد را از آن­ها گرفت، صنعت بر انسان مسلط گردید و این امر باعث شد که مسائل و مشکلات برای انسان صنعتی به وجود آید و او را در تنگنا و فشار قرار دهند. مشکلات به ‌وجود ‌آمده در جریان صنعتی ‌شدن، تأثیراتی بر روی افراد، خانواده، روحیات، طول عمر، مرگ و میر، آلودگی محیط زیست، تعذیه و … گذاشت (شیخی، ۱۳۸۱).

 

این تاثیرات در بعد زندگی اجتماعی و محیط زیست اهمیت زیادی پیدا کرد چنان که سازمان جهانی بهداشت در سال ۱۹۴۸ به طور معمول سه بعد از سلامت را مطرح کرد: سلامت جسمی، روانی و اجتماعی[۷۰]. اگر چه در دهه های اخیر ابعاد جدیدتری مانند ابعاد معنوی ‌به این مفهوم اضافه شده، با این حال بعد اجتماعی سلامت از پیچیده‌ترین ابعاد سلامت محسوب می‌شود که در جوامع مختلف مورد تعابیر متفاوت قرار گرفته است (کیز و شاپیرو[۷۱]، ۲۰۰۴). بنا به تعریف سازمان جهانی بهداشت[۷۲] (WHO) سلامت روان عبارتند از قابلیت ارتباط موزون وهماهنگ با دیگران واصلاح محیط فردی و اجتماعی و حل تضادها و تمایل­های شخصی به­ طور منطقی، عادلانه و مناسب است (میلانی­فر، ۱۳۹۲). بهزیستی اجتماعی نوعی بهداشت­روانی، فردی و اجتماعی است که در صورت تحقق آن در جامعه شهروندان دارای انگیزه و روحیه شاد می­باشند و در نهایت جامعه شاداب و سلامت خواهد بود. در واقع زندگی سالم محصول تعامل اجتماعی بین انتخاب­های فردی از یک سو و محیط اجتماعی و اقتصادی احاطه کننده افراد از سوی دیگر است. بهزیستی اجتماعی در زندگی در واقع همان ارزیابی­ها و نگرش­های مثبت و منفی افراد از دیگرانی ‌می‌باشد که در طی زندگی روزمره خود با آنان در تعامل اجتماعی هستند (کییز و شاپیرو، ۲۰۰۴؛ به نقل از سام­آرام، ۱۳۸۷).

ریشه و مفهوم بهزیستی اجتماعی را باید در محیط زیست مادی[۷۳] مثبت (یعنی با توجه به موضوعات اقتصادی و اجتماعی) و محیط زیست انسانی[۷۴] مثبت مورد توجه قرار داد. با توجه به آنچه که بیان شد سلامت اجتماعی را ‌می‌توان با در نظر گرفتن موارد زیر تعریف کرد. «۱- سلامت اجتماعی به مثابه بعد اجتماعی سلامت فرد، در کنار دو بعد جسمانی و روانی سلامت فرد، به رابطه او با جامعه نظر دارد. ۲- جامعه سالم به مثابه شرایط اجتماعی بهتر به طوری که بسته به اوضاع فعلی هر جامعه، یا جماعت، مصادیق و معناهای عینی متفاوت می­یابد» (وینسترا[۷۵]، ۲۰۰۰: به نقل از هزارجریبی و همکاران، ۱۳۹۱).

 

مسائل اجتماعی و محیط زیست بیشتر پیامد کنش یا رفتار اجتماعی انسان هستند. تعاملات اجتماعی در محیطی اتفاق می‌افتد که بخشی از آن طبیعی و بخشی مصنوعی و ساخته دست بشر است، مثل پارک‌ها، جنگل‌ها، زمین چمن، اداره‌ها، خانه ها و… . وجود مسائلی مانند ازدحام جمعیت، بروز جنایت در اجتماع، رفتار‌های فجیع ناشی از فقر، آلودگی هوا، کمبود انرژی و … مسائلی است که بر رفتار اجتماعی انسان تاثیر می‌گذارد. مسائل محیط زیستی، چندان تفاوتی با دیگرمسائل اجتماعی مانند: بز‌هکاری[۷۶]، بی‌خانمانی[۷۷]، جرایم جوانان و یا ایدز ندارد. آنچه مهّم است چگونگی پیدایش مسائل بر اثر کنش و واکنش عاملان اجتماعی و روابط قدرتی میان عاملان است. محیط زیست را نمی‌توان از سایر علوم و حوزه های علمی جدا دانست. مسائل محیطی بیشتر پیامد کنش یا رفتار اجتماعی انسان هستند (بری[۷۸]، ۱۳۸۰).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[یکشنبه 1401-09-20] [ 09:57:00 ب.ظ ]




خرید و فروش اینترنتی:

 

‌می‌توان محصولات و خدمات را بر­اساس ویژگی­های خرید آن­ها در ارتباط با خرید اینترنتی به سه دسته طبقه بندی نمود:

 

۲-۱۳-۱- خریدهای بی­دردسر و آسان: این نوع خرید­ها مخاطره اندکی را در بر­دارند. فروش­های اینترنتی می‌توانند ‌در مورد این نوع کالا­ها بسیار موفق باشند چرا که می ­توانند از هر محصول نمونه ­های متعددی را با ارائه تخفیفات زیاد و ارسال راحت برای خریداران تامین نمایند.

 

۲-۱۳-۲- کالاهای تحقیق شده: این دسته از خرید­ها به برنامه­ ریزی و کسب اطلاعات فراوان ‌در مورد کالاهایی که حضور فیزیکی در حین خرید آن­ها چندان ضروری نیست نیاز دارند. در عین حالی که کالاهای گران قیمتی هستند و نیاز به اطلاعات قبلی دارند؛ نظیر انواع تورهای تفریحی، لوازم و سخت افزارهای کامپیوتری و لوازم الکتریکی.

 

۲-۱۳-۳- کالاهای برگشت پذیر:این گروه کالاهایی با قیمت متوسط و دفعات وتناوب خرید بالا هستند که ارسال آن­ها برای مصرف ­کننده می ­تواند با موفقیت مواجه شود. از جمله این کالاها ‌می‌توان از انواع ویتامین­ها، لوازم آرایشی و زیبایی و حتی غذاهای مخصوص مراسم تشریفاتی نام برد.لازم به یادآوری است انجام خریدهای اینترنتی مصرف­ کنندگان به همان دلایلی است که خرید هایشان را از طریق کاتالوگ انجام می­ دهند که این دلایل در جدول ۱شماره ارائه شده است(هاوکینز[۴۶]،۲۰۰۷؛۶۰۱).

 

خریدهای اینترنتی نه تنها سرعت رشد بالایی نسبت به خریدهای کاتالوگی دارند، بلکه به عنوان جایگزین شیوه سنتی خرید کاتالوگی نیز محسوب می­ شود. اینترنت می ­تواند یک فروشگاه مجازی با ترکیب خوبی از انتخاب، راحتی، قیمت و سایر ویژگی­های خریدهای کاتالوگی یا فروشگاه­های سنتی قلمداد شود. در یک تحقیق انجام شده در آمریکا، مصرف­ کنندگان دلایل خود را از عدم انجام خرید­های اینترنتی ذکر کرده ­اند که در جدول شماره ۲ ارائه شده است.

 

معمولاً خرید محصول به شیوه اینترنتی نیازمند آن است که مصرف ­کننده حداقل آدرس پستی و شماره کارت اعتباری خود را در اختیار شرکت( فروشنده) قرار دهد. اغلب شرکت­ها و خرده­فروش­های اینترنتی، اطلاعات بیشتری را از افراد می­­خواهند و این یکی از مشکلات این شیوه خرید است. مصرف­کنندگانی که قصد خرید دارند از ارائه اطلاعات شخصی خود به افراد غریبه نگرانند. این نگرانی­ها در محیط اینترنت به دلیل مشکلات امنیتی داد و ستدهای اینترنتی تا حدودی افزایش پیدا می­ کند. نگرانی خریداران ‌در مورد امنیت و حفظ اطلاعات خصوصی آن ها یکی از چالش­های عمده بر سر راه رشد کسب و کارهای اینترنتی است. آمار نشان می­دهد که در سال ۲۰۰۱ خرده فروش­های اینترنتی بالغ بر ۵/۵ میلیارد دلار برای حفظ امنیت و ایجاد اعتماد در خریداران هزینه کرده ­اند که این رقم در سال ۲۰۰۶ به ۵/۲۴ میلیارد دلار افزایش پیدا کرد.

 

با وجود اینکه نگرانی­ها در میان همه گروه ­های جامعه وجود دارد، اما در برخی از گروه­ ها نظیر زنان، افراد متاهل، سالمندان و افرادی که درآمد و تحصیلات بالاتری دارند، بیشتر به چشم می­خورد)­روستا و بطحایی، ١٣۸۵ ،۵۰۶).

 

    1. پرداخت­الکترونیکی :

زمان شروع پرداخت­الکترونیکی را ‌می‌توان سال ۱۹۱۸ دانست ، یعنی هنگامی که بانک­های فدرال روز آمریکا به انتقال وجوه از طریق تلگراف می پرداختند . پرداخت­الکترونیکی اشکال گوناگونی دارد که ‌می‌توان آن را به دو دسته اصلی تقسیم کرد :

 

۲-۱۴-۱- سیستم های پرداخت برای معاملات عمده فروشی

 

۲-۱۴-۲- سیستم های پرداخت برای معاملات خرده فروشی

 

در چنین مکانیسم­هایی پرداخت به صورت برخط نیز وجود دارد از طریق بررسی و کنترل زوایای مختلف سیستم ، اعمال می­ شود . تعدادی از ابداعات در محدوده پرداخت­های الکترونیکی جزیی ( خرده فروشی ) به عنوان پول الکترونیکی شناخته ‌شده‌اند . این ابداعات که در حال حاضر نیز در مرحله اول توسعه و پیشرفت قرار دارند ، بالقوه دارای این قدرت هستند که قواعد حاکم بر پول نقد را ‌در مورد پرداخت­های خرده­فروشی به چالش کشیده و در عین حال می ­توانند معاملات خرده­فروشی را هم برای مصرف ­کننده و هم برای تجار ساده تر و ارزانتر گردانند . در این زمینه ادعا شده است که پول­الکترونیکی مفهومی جدید از کیف پول را ارائه نموده ، سیستم پرداخت تجاری را برای اینترنت به وجود آورده و راه دولت­ها را برای پرداخت به صورت الکترونیکی ، تغییر داده و انقلابی را در گردش ارزش (پول) از طریق خطوط تلفن و امواج (الکترونیکی) پدید آورده است(هاشمی ،۱۳۸۶؛۲۱) .

 

۲-۱۴-۱-۱- ویژگی های سیستم های پرداخت الکترونیکی :

 

امنیت : ایمن ساختن اطلاعات به معنای جلوگیری از تحریف و دستیابی به اطلاعات توسط افراد غیر مجاز

 

تقسیم پذیری : بیشتر فروشندگان تنها کارت‌های اعتباری را برای دامنه­ای حداقل و حداکثر قبول ‌می‌کنند . ‌بنابرین‏ هر­چه دامنه قبول پرداخت‌ها را زیادتر کند امکان پذیرش بیشتری دارد.

 

قابلیت بررسی : سیستم باید بقدر کافی مستحکم باشد تا کاربران در صورت قطع برق پولها را از دست ندهند .

 

گمنامی : این مطلب با حریم خصوصی ارتباط دارد یعنی برخی خریداران تمایل دارند هویت و مشخصات خریدهایشان گمنام باقی بماند .

 

عدم تکذیب : یک سیستم پرداخت اینترنتی باید ‌گروه‌های درگیر را مطمئن و متعهد سازد که گروهی نتواند معاملات را انکار کرده و یا به طور غیر قانونی از زیر مسئولیت شانه خالی کند .

 

۲-۱۴-۱-۲- پول الکترونیکی :

 

در سال­های اخیر ، مصرف­ کنندگان تمایل چشمگیری برای انجام مبادلات الکترونیکی از خود نشان داده ­اند . کاهش هزینه و افزایش سرعت دسترسی به اینترنت و مزایای اقتصادی و اجتماعی تجارت­الکترونیکی از دلایل اصلی توجه مردم به اینگونه مبادلات است . تجارت­الکترونیکی واژه­ای است که برای تجارت از طریق سیستم های اطلاعاتی – ارتباطی به کار می­رود . در واقع پول­الکترونیکی یک مکانیسم پرداخت ارزش ذخیره شده یا پیش­پرداخت شده است که در آن مقداری از وجوه یا ارزش که برای مصرف ­کننده قابل استفاده است ، در یک وسیله و قطعه الکترونیکی ذخیره شده و در تصرف مشتری است(فتحی،۱۳۸۴؛۷۸) .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:26:00 ب.ظ ]




معنویت در کار و محیط کار، به طور برجسته، یک پدیده امریکای شمالی است.

 

    1. به لحاظ سازمانی، پدیده ای نوپاست.

 

    1. متون اولیه، عوام پسندانه است.

 

    1. پدیده ای پلوراسیتی است.

 

    1. ادبیات آن، خوش بینانه و با نگرش مثبت است.

 

    1. تأکید بر هوشیاری و آگاهی درونی.

 

    1. تأکید بر ارتباط مؤثر با همکاران در محیط کار.

 

    1. تأکید بر وجود و حضور نیرویی برتر (خدا) در کار و محیط کار.

 

    1. تأکید بر همزیستی مسالمت آمیز کارکنان با طبیعت.

 

  1. تأکید بر ارزش های انسانی و کمال جویی کارکنان.

ویژگی های گفته شده، محققان و صاحب نظران را به چالش می‌خواند و گسترش آن، مستلزم درک ضعف ها و قوت های آن است که به پژوهش و مطالعات بیشتری نیاز دارد (رستگار، ۱۳۸۹).

 

۲-۱-۳-۹- اهمیت و مزایای معنویت در محیط های کاری

 

هنسن[۷۸] (۲۰۰۱) نیز ‌به این نکته اشاره می‌کند که نیازهای کارکنان به لحاظ نوع و حجم، تغییر یافته است و می‌گوید سازمان های کنونی در صورتی موفق خواهند بود که به طور کامل به نیازهای زیستی، اجتماعی، روانی، و معنوی کارکنان پاسخگو باشد. برخی از پژوهشگران، پارادایم جدید پاسخگوی به چالش های آینده مدیریت را «معنویت» می دانند. آنان بر این عقیده اند که «ارضای نیازهای متعالی کارکنان را می توان در مدل مربوط به معنویت جستجو کرد» (کندی[۷۹]، ۲۰۰۲).

 

معنویت به انسان بینش جدیدی نسبت به خود می‌دهد و به طور شگفت انگیزی اعتماد به نفس را بالا می‌برد و باعث می شود تا فرد در کارش ثبات بیشتری داشته باشد. از جمله دلایل اهمیت و ضروت معنویت به خصوص معنویت در محیط های کاری می توان به موارد زیر اشاره کرد:

 

    1. ورود معنویت به سازمان و محیط های کاری به کارکنان این توانایی و قدرت را می‌دهد تا چشم انداز یک پارچه تری نسبت به سازمان، خانواده و جامعه خویش به دست آورند.

 

    1. امروزه به نظر می‌رسد کارکنان در هر کجا که فعالیت می‌کنند، چیزی فراتر از پاداش های مادی در کار جست و جو می‌کنند. آنان در جستجوی کاری با معنا، امیدبخش و خواستار متعادل ساختن زندگی شان هستند.

 

      1. پدیده عدم اطمینان در محیط های کنونی، سازمان ها را بر آن داشته است تا از معنویت به عنوان منبعی سرشار از مفهوم پایداری بهره برده و تناقض میان نظم و بی نظمی در سازمان را حل و فصل نمایند. سازمان ها برای فعالیت مستمر در عرصه های مختلف نیازمند ایجاد تعادل بین دو حالت تغییر و ثبات اند، از یک سو نظم و ثبات سازمان ها با عقلانیت (‌نیم‌کره چپ) پیوند می‌خورد و از سوی دیگر بی نظمی و تغییر سازمان ها با معنویت (‌نیم‌کره راست) قابل توجیه است. بهره وری با تلفیق دو مقوله عقلانیت و معنویت در سازمان ها میسر است.

 

  1. کارکنان هوشمند امروزی، سازمان هایی را برای کار بر می گزینند که به آنان در یافتن خویشتن کامل خود در کار کمک نماید. می توان گفت که کارکنان در سازمان به دنبال چیزی بیش از ارضای نیازهای مادی اند.

در مجموع اهمیت و ضرورت معنویت در محیط کار آن چنان است که می‌تواند برای سازمان ها، انسانیت و برای اجتماع، فعالیت و برای محیط، مسئولیت را به ارمغان آورد (بیک زاده و همکاران، ۱۳۹۰).

 

مطالعات همچنین نشان می‌دهند که تشویق معنویت در محیط کار می‌تواند منجر به مزایای زیادی شود. یکی از حوزه های مدیریت که می‌تواند استفاده زیادی از معنویت داشته باشد، مدیریت تغییر سازمانی است که هدف آن کمک به تغییر رفتار افراد در سازمان و در نتیجه کسب اهداف عملکردی به صورتی اثربخش و سریع است. روش های سنتی تغییر افراد و فرهنگ سازمانی بر همسو کردن ساختارها و سیستم های سازمانی با رفتارهای مطلوب متمرکز است. این روش مستلزم تلاش و استمرار فوق العاده است. می‌توانیم این روش را «تغییر از بیرون به درون» بنامیم؛ زیرا در این روش، تغییر ابتدا از عناصری بیرون افراد آغاز می شود. در مقابل دانش معنوی پیشنهاد می‌کند که تغییر می‌تواند به صورت «از درون به بیرون» مدیریت شود. در واقع افرادی که زندگی معنوی را تجربه می‌کنند، می‌توانند با روش های سازگار با اهداف سازمانی موجب رشد و توسعه خود و سازمان شوند (هیتن[۸۰] و همکاران، ۲۰۰۴).

 

۲-۱-۳-۱۰- مدرسه با روح (روح بخش)

 

مدرسه خود از یک روح سرشار برخوردار است. این موضوع به ندرت مورد تأکید قرار می‌گیرد، و در عوض مدرسه به صورت یک ماشین و یا کارخانه شناخته شده است. یکی از دلایل این طرز تفکر وارد کردن برخی اصول و زبان دنیای تجارت مانند جنبش مدیریت کیفی جامع[۸۱] می‌باشد. برخی مواقع مؤسسات و مدارس اقدام به نوسازی می‌کنند تا واحدهای ظریف تر و مناسب تر گردند، در اینجا مؤسساتی که مورد طرح ریزی مجدد قرار گرفته اند، جایگاه ناچیزی برای روح باقی می ماند. نتیجه این گونه به گفته دالاکوستا (۱۹۹۵) برخی نمونه های این گونه فرسودگی را تشریح نموده است:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:38:00 ب.ظ ]




۲-۲-۹-۳- بودجه بندی ‌بر مبنای‌ عملکرد

 

عبارت است از برنامه سالانه به همراه بودجه سالانه که رابطه میان وجوه تخصیصی‌افته به هر برنامه و نتایج به دست آمده از آن برنامه را نشان می‌دهد یعنی با میزان مشخصی مخارج انجام شده درهر برنامه، باید مجموعه ای معین از هدفها تامین شود مهمترین هدف بودجه بندی بر مبنای عملکرد، اصلاح مدیریت بخش عمومی و افزایش اثربخشی مخارج این بخش است.

 

۲-۲-۹-۴- بودجه بندی ‌بر مبنای‌ فعالیت

 

این سیستم که یکی از اجزای تکنیک های مبتنی بر فعالیت است، بر این منطق استوار است که مدیریت و کنترل هزینه باید به جای ورودی چرخه، روی خروجی آن برقرار شود. یعنی مانند سیستم بودجه بندی ‌بر مبنای‌ صفر، از محصول مورد بودجه شروع و به عقب برمی گردد تا به فعالیت ها و منابع مورد نیاز برسد.

 

۲-۲-۹-۵- بودجه بندی بر مبنای صفر

 

مهمترین مزایای این سیستم می‌تواند به شرح زیر باشد؛ از ساده انگاری موجود در رویکرد بودجه افزایشی که فرض می شود اقدامات آینده خیلی شبیه اقدامات جاری اند، جلوگیری می‌کند؛ مشارکت تعداد زیادی از کارکنان برای تهیه مجموعه های تصمیم که ممکن است ایده های مفیدی شود و رضایت کاری مناسبی نیز برای آن ها فراهم کند (خان محمدی و همکاران،۱۳۹۰).

 

جدول۲-۱- مقایسه ویژگی‌های انواع تکنیک‌های بودجه بندی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سیستم بودجه بندی بر مبنای فعالیت سیستم بودجه بندی بر مبنای صفر سیستم بودجه بندی عملیاتی سیستم بودجه بندی برنامه ای سیستم بودجه بندی افزایشی سیستم بودجه بندی سنتی یا متداول ویژگی خروجی محور و

 

هزین ه ها در راستای

 

انجام فعالیت‌ها

هزینه ها در قبال

 

اهداف در نظر گرفته

 

شده جهت دستیابی

 

به آن ها

ارائه زنجیره ای

 

نتیجه محور برای

 

دستیابی به یک هدف

 

خاص

هزینه ها در قبال

 

مجموع های از

 

فعالیت‌ها در راستای

 

یک هدف خاص

هزینه ها بر مبنای هر

 

یک از اقلام ورودی

هزینه ها بر مبنای

 

اقلام ورودی سال

 

گذشته

محتوی هزینه ها بر مبنای

 

فعالیت‌ها و در راستای

 

تحقق اهداف

آینده نگر، با فرض

 

دستیابی به طور صد

 

درصد به اهداف

داده هایی ‌در مورد

 

دروندادها، ستاند ه ها،

 

تاثیرات و دستیابی به

 

هر هدف

هزینه ها برای برنامه ها دروندادهای

 

سرمایه ای و عملیاتی

 

خریداری شده

گذشته نگر و در

 

راستای دستیابی به

 

اهداف منظور شده در

 

سال قبل

شکل فعالیت محور در

 

راستای دستیابی به

 

اهداف

تمرکز بر اهداف تمرکز بر نتایج اعمال کنترل بر

 

دروندادها

کنترل دروندادها گذشته نگر و اعمال

 

کنترل بر دروندادها با

 

توجه به سال پایه

گرایش تعهدی مبتنی بر

 

جریان منابع اقتصادی

تعهدی مبتنی بر

 

جریان منابع اقتصادی

تعهدی مبتنی بر

 

جریان منابع اقتصادی

تعهدی تعدیل شده نقدی یا نقدی

 

تعدیل شده

نقدی مبنای حسابداری

 

مورد نیاز

حسابرسی عملکرد حسابرسی عملکرد حسابرسی عملکرد حسابرسی رعایت

 

و مالی

حسابرسی رعایت

 

و مالی

حسابرسی رعایت

 

و مالی

نظام حسابرسی

 

مورد نیاز

۲-۲-۱۰- بودجه بندی دستوری

 

بودجه نویسی ابزار یا وسیله ای برای برنامه ریزی، هماهنگ کردن امور، ایجاد انگیزه، اعمال کنترل و ارزیابی عملکرد است. بودجه بندی از وظایف مدیران و بودجه، ابزاری برای کنترل، ایجاد انگیزه و ارزیابی عملکرد است. مطالعات زیادی نشان می‌دهند که مشارکت کارکنان سطوح مختلف در تهیه بودجه، موجبات بهبود عملکرد و دستیابی به اهداف سازمانی را فراهم می آورد .فرایند بودجه نویسی می‌تواند مسیر رو به پایین یا مسیر رو به بالا بپیماید. اگر فرایند بودجه بندی مسیر رو به پایین بپیماید، مدیریت برای کل سازمان (از جمله برای سطوح پایین تر) بودجه ها را تعیین می‌کند. اغلب این روش را “بودجه بندی دستوری” می‌نامند. از سوی دیگر فرایند “بودجه بندی مشارکتی “مسیر رو به بالا می پیماید و ایجاب می‌کند افرادی که از این بودجه متأثر می‌شوند، از جمله کارکنان رده های پایین تر در فرایند تهیه بودجه مشارکت جویند مشارکت انگیزش را نیرومند می‌سازد، زیرا کارکنان احساس می‌کنند مورد پذیرش بیشتر هستند و در کارهای آن درگیرند. از این راه احساس احترام به خود، رضایت شغلی و همکاری با مدیریت می‌تواند بهبود یابد. پیامدهای مشارکت اغلب در قالب کاهش تعارض و فشار عصبی در کار، تعهد و دلبستگی بیشتر به هدف ها و پذیرش بهتر از دگرگونی ها پدیدار می شود (رجبی و همکاران، ۱۳۹۳).

 

۲-۲- ۱۱- مفهوم مشارکت در بودجه بندی

 

عموماً مشارکت در بودجه‌بندی به گستره‌ای برمی‌گردد که زیر دستان در آماده‌سازی بودجه و تأثیر بر اهداف بودجه مشارکت ‌دارند. (میلانی ۱۹۷۵) و شیلدس (۱۹۹۸) مفهوم را همچون فرایندهایی که مدیر با آن درگیر است و در تعیین بودجه‌اش مؤثر است، تعریف می‌شود. در هر دو تعاریف، دو بعد از مشارکت را در بردارند: فرصتی برای ایجاد ورودی در بودجه‌بندی (یعنی نظر) و توانایی تأثیر بر بودجه نهایی (یعنی انتخاب). به نظر به فرایندهای کنترل و انتخاب شامل اختیار تصمیم است که تأثیرات مثبتی بر نگرشهای زیردستان (مرئوسان) و رفتار آنان دارد (Nahartyo,2013).

 

مطابق بامیلانی[۲۲] (۱۹۷۵)، مشارکت مفهومی است که برای توصیف حوزه ای که در آن تابع یا مرئوس مجاز به انتخاب دوره های شخصی عمل و رفتارش است. مشارکت بودجه به ‌عنوان مهندسی در نظر گرفته می شود که در آن مدیران در ایجاد بودجه و نفوذ فرایند مربوط بدان در طول پیامد فرآیندهای تصمیم گیری مشارکت می‌کنند نه تنها سبب ارزش بیشتر آن می شود بلکه به ‌عنوان عامل انگیزه برای مرئوسین در راستای برآورد اهداف مدیریتی معین می‌باشد Zainuddin & Isa,2011)).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:26:00 ب.ظ ]




تمایل به جستجوی محصول جایگزین، سوالات ۴۱ تا ۴۳

 

 

 

فصل دوم

 

ادبیات موضوعی تحقیق

 

مقدمه

 

پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان بررسی تاثیر ارزش درک شده بر پیشبرد فروش در نمایندگان فروش محصولات شرکت صبا باتری در شهر تهران با بهره گرفتن از مدل لاپیر آغاز شد. جهت بررسی این رابطه لازم است به تعریف مفهومی و ادبیات پژوهش بپردازیم. در این فصل به بررسی و تحلیل نظریه ها، تعاریف نظری و پژوهش های انجام شده توسط پژوهشگران در این زمینه می پردازیم.

 

۲-۱ بازاریابی

 

تمامی محصولات در بازار دارای موضع و جایگاهی خاص هستند.موضع و جایگاه محصول عبارت است از نحوه ادراک مصرف کنندگان ازآن محصول در مقایسه با ادراک آن ها از محصولات رقیب، موضع یابی محصول با توجه به نیازها و خواسته های مصرف کنندگان در بازار هدف شکل می‌گیرد.با تثبیت موضع محصولات طبق ویژگی‌های مختلف و با توجه به طبقه بندی آن ها،شهرت،رقابت،محیط بازاریابی و بازار هدف می توان محصولات را متمایز کرد.برای پیدا کردن بهترین موضع برای محصول خاص، باید عواملی را که مشتریان به آن ها اهمیت می‌دهند، نحوه قضاوت آنان ‌در مورد محصولات را مدنظر قرار گرفت(‌روستا و دیگران،۱۳۸۱، ۱۸۰).

 

با عنایت به تلاش‌های گسترده‌ای که امروز در جهت ارتقای ابزارهای مدیریت کیفیت و گسترش نگرش مشتری گرایی توسط محققان، کارشناسان و مدیران سازمان‌های تجاری صورت می‌گیرد می‌توان دریافت که اکنون رضایت و وفاداری مشتری یکی از مهمترین فاکتورها در تعیین موفقیت سازمان‌ها در امر تجارت و سودآوری به شمار می‌آید. لذا به منظور دستیابی به پیشرفت‌های تجاری، ارزیابی رفتار، نگرش و تصور مشتریان از کیفیت محصولات و خدمات ارائه شده توسط مؤسسات تجاری، تبدیل به امری گریزناپذیر گشته است. ‌بنابرین‏ ایجاد و پیاده‌سازی سیستم‌های اندازه‌گیری و پایش رضایت مشتری به عنوان مهمترین شاخص در کیفیت خدمات و محصولات از نیازهای اساسی سازمان‌های امروزی محسوب می‌گردد .(Bowen&Lihchen,2001,214)

 

از سوی دیگر، طی سالیان اخیر بواسطه گسترش شدید رقابت جهانی و پویایی اقتصاد و بین‌المللی آرمانها و اهداف سازمان‌ها دستخوش تغییرات عمده‌ای شده است. در حالی که مدتی پیش، تمرکز برای جذب مشتریان جدید عمده‌ترین سیاست سازمان‌ها بود. امروزه سیاست‌های راهبردی تجاری بر حفظ و بهبود وفاداری و افزایش اعتماد مشتریان نسبت به سازمان متمرکز شده است. مهمترین علل چنین تغییری، افزایش آگاهی و اطلاع عمومی نسبت به پیامدهای مطلوب رضایت و وفاداری مشتریان می‌باشد. شرکتهایی که سهم بیشتری از مشتریان وفادار را به خود اختصاص داده‌اند به واسطه علل متعددی از جمله نرخ خرید مجدد، تبلیغات و توصیه های کلامی[۱۷] برای محصولات، کاهش تمایل برای تعویض و تغییر منبع عرضه کننده کالا، میزان سودآوری سازمان را به مراتب افزایش داده‌اند (Heskett,2002,356).

 

به مرور زمان و با تکامل و پیشرفت مساّیل تجاری و بازرگانی، جایگاه و موقعیت بخش بازاریابی نیز در ساختار سازمانی مؤسسات از ارزش و استحکام بیشتری برخوردار شده است.در جوامع سنتی به دلیل اینکه تعداد مؤسسات تولیدی کم و خواسته هاو نیازهای ارضاء نشده مردم و گروه ها بیشتر بوده لذا رقابت جدی بین مؤسسات وجود نداشته و آن ها به راحتی می توانستند با توجه به فلسفه تولید،هر چیزی را که تولید می‌کردند به فروش برسانند.با این وصف در آن زمان تلاش‌های همه جانبه و سازمان یافته ای برای فروش محصولات وجود نداشت و طبیعی است که در ساختارهای تشکیلاتی مؤسسات از وجود واحد بازاریابی خبری نباشد.اما با گذشت زمان به خاطر وجود سودهای بیشتر و بالاتر ناشی از تفاوت خرید و فروش کالاها و یاتولید و عرضه آن ها به تعداد مؤسسات تجاری و تولیدی اضافه شده و شعبات و دوایر کوچکی که در راستای انجام وظایف بازاریابی تلاش می نمودند،زیر نظر مدیریت فروش ایجاد شدند سپس این تلاش‌ها سازمان یافته تر گشته وجایگاه بازاریابی بالاتر رفت چرا که دیگر دوایر بازاریابی جوابگوی نیاز مؤسسات نبوده و بدین جهت واحد بازاریابی کوچک قبلی به صورت یک مدیریت و همتراز با سایر ‌مدیریت‌ها مثل مدیریت تولید ، مدیریت خرید و مدیریت فروش درآمد و به فعالیت‌های پیشبردی فروش ،تبلیغات و تحقیقات بازاریابی اقدام نمود.

 

درمرحله بعدی و زمانی که بازارها پیچیده تر و رقابتی تر می‌شوند،مدیریت بازاریابی هم دیگر کفاف امور بازاریابی مؤسسات را نمی کندو باید در ساختار سازمانی جایگاه بالاتری یافته و به شکل یک معاونت همانند معاونتهای بازرگانی، اداری – مالی، تحقیق و توسعه و امثال آن ها در بیایند تا از این طریق بتواند وظایف اساسی و استراتژیکی خود را به انجام برساند.معاونت بازاریابی با تعیین اهداف بلند مدت، استراتژیهای لازم را نیزجهت رسیدن به آن ها تنظیم می کند،حتی در شرکت‌های چند ملیتی که دارای تفکرات جهانی هستند و در کشورهای مختلف جهان فعالیت‌های تولیدی و توزیعی دارند معاونت بازاریابی یک سرو گردن بالاتر از سایر معاونتها می‌باشد به طوری که به عنوان قائم مقام مدیر عامل شرکت عمل نموده و بر کلیه امور تولیدی، اداری، مالی، خدماتی و پژوهشی مؤسسه‌ احاطه کامل دارد تا جایی که قبل از انجام تحقیقات وسیع ‌در مورد خود کالا و شناخت نیاز ها و خواسته های مشتریان بالقوه و بالفعل به هیچ کالایی اجازه تولید را نمی دهد. لذا با این وصف هدف نهایی مؤسسه‌ که قبلا انباشت سرمایه بود در این وضعیت به هدف اولیه تبدیل شده و هدف نهایی این مؤسسات به شکل انحصار و تبدیل شدن به یک قدرت مطلق اقتصادی خود را نشان می‌دهد (احمدی، ۱۳۸۹).

 

بازاریابی علی‌رغم تصورات اکثر مردم فقط در تلاش‌های کوتاه مدت برای فروش کالاهای نیمه ضروری و لوکس و تشریفاتی خلاصه نمی شود بلکه آن شامل مجموعه ای از فعالیت های تولیدی، توزیعی و تجاری است که کالاها را سریعتر و ساده تر به دست مصرف کننده نهایی برساند.

 

با این حساب بازاریابی به نحو بارزی با زندگی روزمره مصرف کنندگان یعنی کلیه انسان‌ها سرو کار دارد.از اول صبح تا آخر شب هر مصرف کننده از کالاها و خدماتی استفاده می‌کند که به منظور رفع نیاز آنان تدارک دیده می شود و علم بازاریابی به وسیله تبلیغات مصرف کنندگان را با آن ها آشنا نموده و از طریق ایجاد انگیزه، افراد را به خرید این محصولات برای رفع نیازهای خود تشویق می کند(شاهین پور، ۱۳۹۲).

 

در حقیقت بازاریابی به عنوان یک فرایند مدیریتی- اجتماعی تعریف می شود که به وسیله آن افراد و گروه ها از طریق تولید و مبادله کالا و خدمات با یکدیگر به وسیله ابزار مهم و واسطه ای به نام پول و در محلی به نام بازار به تأمین نیازها و خواسته های خود اقدام می نمایند.

 

 

با گذشت زمان علم بازاریابی توسعه و تکامل یافته و به موازات آن ‌هدف‌های‌ بازاریابی نیز تغییر نموده و تکامل یافته است،به طوری که در آغاز پیدایش این علم به عنوان یکی از شاخه های علوم مدیریت،بسیاری از صاحب‌نظران به تاثیر کلان بازاریابی بر اقتصاد و زندگی مردم اعتفادی نداشتند ولی با گذشت زمان اهمیت آن شناخته شده و با توجه به نیازها و خواسته های مختلف انسان‌ها، اهداف مختلفی برای بازاریابی در نظر گرفته شد که این اهداف شامل:

 

۱٫ به حداکثر رساندن سطح مصرف

 

۲٫ به حد اکثر رساندن رضایت مصرف کننده

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:38:00 ب.ظ ]




همچنین مفهوم دیگری که با ذهن آگاهی همپوشی[۳] دارد فراشناخت می‌باشد. شناخت بخش مرکزی فردیت انسان است. در منظر روان­شناسی شناخت[۴] عبارتنددریافت[۵]، پردازش[۶]، نگهداری[۷] و انتقال[۸] اطلاعات، فراشناخت فعالیتی است که کنش­های مربوط به چهار عنصر یادشده را در بر ‌می‌گیرد و بر آن­ها نظارت دارد (سیف، ۱۳۸۰).

 

چنان که ازتوضیحات فوق ‌در مورد فراشناخت و ذهن آگاهی استنباط می­ شود بین دو مقوله فراشناخت و ذهن آگاهی از لحاظ نظری شباهت­های فراوانی دیده می­ شود. از جمله ‌در مورد مفاهیمی مانند، نظارت، کنترل و ارزیابی که می ­توانند در تغییر نگرش و رفتار افراد نقش مهمی داشته باشند. ‌بنابرین‏ ‌می‌توان انتطار داشت که افراد با آموختن ذهن آگاهی در زمینه ­های اجتماعی به خلق مثبت و بهزیستی اجتماعی بیشتری برسند. هم­چنین درموقعیت­های شغلی و شهروندی رفتارهای فرانقشی مفیدی از خود نشان دهد و با افزایش سوگیری مثبت نسبت به محیط زندگی و محرک­های محیطی، نگرش زیست محیطی مثبت­تری کسب کنند.

۱-۲-بیان مسئله

 

در جوامع امروزی با رشد سریع تکنولوژی و افزایش پیوندهای اجتماعی ظهور مسایل و مشکلات فردی و اجتماعی مانند؛ آسیب­های فردی و اجتماعی[۹]، معضلات زیست محیطی[۱۰] و مسایل شهروندی نیز افزایش یافته است. بسیاری از مشکلات عدیده جامعه امروز، بازتاب مسائل و ناهنجاری‌های[۱۱] فردی است که در جامعه ظهور و بروز ‌کرده‌است. این ناهنجاری‌ها ریشه در ضعف تربیتی است که در اصلی‌ترین نهاد اجتماع ـ خانواده ـ وجود دارد و همزمان با رشد فرد، در همه سطوح جامعه ـ تا سطح دولت‌ها ـ حرکت می‌کند و تسری می‌یابد (سروستانی، ۱۳۸۷).

 

مسأله اجتماعی[۱۲] ، عبارت از وضعیتی است که به نظر تعداد افراد جامعه؛ چه آنان که درگیر مسأله‌اند، یا افراد دیگر که مبتلابه مسأله نیستند، مایه سختی تلقی شود، هرچند امکان بهبود داشته باشد. مسأله اجتماعی، هم شامل موقعیت عینی[۱۳] و هم تفسیر ذهنی[۱۴] از وضعیت اجتماعی است، که جامعه را در حالت بحرانی قرار می‌دهد (گولد[۱۵] و همکاران، ۱۳۸۴).

 

شناخته شدن مسائل اجتماعی از سوی مردم، بعد ذهنی مسأله اجتماعی را تشکیل می‌دهد و محدود کردن مسأله اجتماعی به آن، باعث از دست دادن آن دسته از مسائل اجتماعی می‌شود که مردم آن ها را درک نمی‌کنند ولی عملا به علت اختلاف میان واقعیت اجتماعی و ارزش‌های اجتماعی[۱۶] در یک زمینه مشخص­- بعد عینی مسأله اجتماعی- می‌توان گفت که مسأله اجتماعی وجود دارد (مرتون[۱۷]، ۱۳۸۷). عوامل اجتماعی به عنوان مؤثرترین عناصر در بروز و پیدایش مسئله و ‌آسیب‌های اجتماعی نقش اساسی دارند. زیرا فرد، خانواده و جامعه یک مثلث را تشکیل می­ دهند که اختلالات رفتاری در هریک از آن­ها سبب ایجاد آسیب‌ها و پیدایش مسئله بسیاری در جامعه می‌گردد (ستوده، ۱۳۸۵).

 

انسان در زندگی اجتماعی[۱۸] و در تعامل با دیگران است که خود را می­شناسد و از وجود خود آگاه می­ شود. اما خودآگاهی[۱۹] او ابعاد دیگری نیز دارد که در رابطه او با محیط­های گوناگون و پیچیده شکل می‌گیرد، مانند محیط روانی و فیزیولوژی، محیط طبیعی، محیط اجتماعی، محیط فرهنگی که ازآنها متاثر می­ شود. به همین علت خودآگاهی او شامل دایره­های متعددی است، مانند آگاهی از وجود خودش، آگاهی از تعلقش به گروه، قشر یا ملیت خاص، آگاهی او از این که به شهر، منطقه یا جغرافیای طبیعی خاصی تعلق دارد. اما چگونگی تعامل انسان با این محیط­های گوناگون، به مقدار زیادی، ناخودآگاهانه است و میزان و چگونگی روابط متقابل و تاثیر و تاثر انسان با این محیط­ها برای او روشن نیستند (هانت[۲۰]، ۱۹۸۷). ‌بنابرین‏، لزوم آموزش مهارت‌های شناختی، اجتماعی، محیطی در زندگی فرد مطرح می‌شود. این‌که چگونه و با چه‌ کیفیتی در جمع حضور یابد و رفتارهای گروهی‌ متناسب و مقبولی را از خود بروز دهد و آگاهی بیشتری در زمینه ­های مختلف کسب کند. سه مفهوم رفتار شهروندی سازمانی[۲۱]، بهزیستی اجتماعی[۲۲] و نگرش‌های زیست[۲۳] محیطی هرکدام جنبه هایی از آگاهی انسان در محیط اجتماعی را بیان ‌می‌کنند و ‌می‌توان گفت وجه مشترک همه آن ها آگاهی یا شناخت ‌می‌باشد.

 

باتمان و ارگان[۲۴] (۱۹۸۳) برای اولین بار اصطلاح رفتار شهروندی سازمانی (OCB) را وضع کردند و آن را این گونه تعریف نمودند: رفتار فردی که داوطلبانه[۲۵] است، به طور صریح یا ضمنی توسط سیستم رسمی پاداش برانگیخته نشده­است، و کارایی سازمان را افزایش خواهد داد. هم­چنین تمایل کارکنان به انجام رفتارهایی که فراتر از الزامات رسمی نقش و جایگاه­شان ‌می‌باشد نیز به عنوان یکی از عناصر اصلی تشکیل دهنده رفتار شهروندی سازمانی شناخته شده­است در دنیای پر رقابت کنونی، سازمان­ها پیوسته در جستجوی شیوه ­های جدیدی برای حداکثر کردن عملکرد و تلاش کارکنان­شان هستند. با وجود افزایش استفاده از تکنولوژی اطلاعات، بازهم در عملکرد کارایی سازمان شکاف وجود دارد. اکنون قویاً این اعتقاد وجود دارد که عملکرد کارایی سازمان تا حدود زیادی به تلاش کارکنان که فراتر از الزامات تعریف شده، نقش ‌می‌باشد بستگی دارد.

 

سازمان­ها به ویژه سازمان­ها در کشورهای جهان سوم که نیازمند جهشی عمده در کارآمدی می­باشند بایستی زمینه را به گونه ­ای فراهم کنند که کارکنان و مدیران­شان با طیب خاطر تمامی تجربیات، توانایی­ ها و ظرفیت­های خود را در جهت اعتلای اهداف سازمانی[۲۶] به کار گیرند. این امر میسر نخواهد شد مگر آنکه اصول و قواعد مربوط به رفتار شهروندی سازمانی شناسایی و بسترهای لازم برای آموزش و پیاده سازی اینگونه رفتارها فراهم گردد(همان منبع).

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:49:00 ب.ظ ]




قرار گرفتن کشور ایران در محلّ تلاقی سه قاره آسیا، آفریقا و اروپا

در فرایند حرکت به سمت تعالی در صنعت نفت اقدامات زیادی در قالب برنامه های راهبردی ، بلند مدت و میان مدت تدوین شده است که در هر یک به نوعی برای طی شدن این مسیر در حوزه نفت مباحث و سرفصل های مشخصی تعریف گردیده است:

 

    • چشم انداز جمهوری اسلامی ایران در ۱۴۰۴ هجری شمسی

 

    • سیاست‌های کلی ابلاغی مقام معظم رهبری در بخش نفت و گاز

 

    • چشم انداز صنعت نفت و گاز ایران در افق ۱۴۰۴

 

    • اهداف کلی توسعه بخش نفت و گاز در برنامه چهارم توسعه

 

  • سیاست‌های وزارت نفت در جهت تحقق اهداف سند چشم­انداز

بررسی شاخص های حوزه نفت نشان دهنده آن است که حرکت رو به رشد این صنعت در ابعاد مختلف محقق شده است و می‌تواند نوید بخش شرایط مطلوب در سال‌های آتی باشد.

 

همزمان با گسترش فعالیت‌های اکتشافی و افزایش ذخایر نفت و گاز کشور در سال‌های پس از انقلاب اسلامی، تلاش چشمگیر در توسعه میادین نفت و گاز همراه با توجه ویژه به توسعه میادین مشترک با کشورهای همسایه، از طریق عقد قراردادهای بیع متقابل و فاینانس و همچنین از محل منابع داخلی به عمل آمد. با انجام پروژه های نگهداشت توان تولید، اجرای طرحهای توسعه میادین نفتی، احداث و اصلاح کارخانه‌ها ‌نمک‌زدایی و نیز انجام طرح های تولید صیانتی از مخازن شامل برنامه های تزریق گاز و آب به میادین نفتی، علاوه بر جبران افت طبیعی تولید مخازن، تلاش فراوان در زمینه تولید نفت خام انجام گرفت.

 

دوران دفاع مقدس و اقدامات انجام شده برای بازسازی ویرانی­های آن, گوشه ­ای از کارنامه درخشان صنعت نفت است. با توجه به ویژگی تأسیسات نفتی از نظر کسب درآمدهای ارزی و تامین سوخت و انرژی مصرفی بخش های مختلف اقتصادی، همزمان با شروع جنگ تحمیلی این تأسیسات همواره هدف تهاجم و بمباران های دشمن قرار گرفت و خسارات زیادی به آن ها وارد آمد یکی از مقاطع حساس و حیاتی در صنعت نفت، حماسه دوران دفاع مقدس بود که از یک سو وظیفه خطیر تداوم تولید و تامین نیاز مردم و اقتصاد را به محصولات این صنعت برعهده داشت و از سوی دیگر به بازسازی و مقابله با ویرانی های حاصل از حملات دشمن می پرداخت.

 

در سال‌های پس از دفاع مقدس این فرصت حاصل شد که به صورت بنیادی بسیاری از این تخریب ها بازسازی و مرمت شود. به منظور پاسخگوئی به نیازهای فوری ناشی از خسارات وارده، ستاد بازسازی وزارت نفت و به تبع آن ستادهای بازسازی در شرکت های تابعه ایجاد گردید.

 

این فداکاری­ها باعث شد اکنون با گذشت سه دهه از عمر انقلاب شکوهمند اسلامی, صنعت نفت جمهوری اسلامی ایران یکی از صنایع پیشرو, کارآمد و دارای دانش فنی روز باشد که به فضل الهی و در سایه الطاف حضرت ولی عصر(عج), این روند رو به رشد ادامه خواهد داشت.

 

۲-۳-۱-۲-نفت در مسیر توسعه

 

چشم انداز آینده اقتصاد جهان، نشانگر افزایش قابل توجه تقاضای انرژی و نقش مسلط نفت و گاز ‌در مجموعه آن است. پیش‌بینی های به عمل آمده نشان می‌دهد که تقاضای نفت طی ۲۰ سال آینده، بیش از ۲ برابر ۲۰ سال گذشته افزایش پیدا خواهدکرد و گاز طبیعی به عنوان سوخت منتخب قرن حاضر از بیشترین رشد ‌در مجموعه اقلام سبد انرژی برخوردار خواهد شد.

 

به دلیل همین موقعیت خاص ایران در عرصه بین الملل، اجرای الگوی مناسب توسعه اقتصادی کشور بر مبنای نفت از مدتی قبل آغاز شده است و تا به جایی پیش رفته که هم اکنون بحث تدوین استراتژی انرژی به یکی از اولویت های وزارت نفت تبدیل شده است.

 

تمرکز فعالیت های اجرایی دولت در میدان های نفتی و گازی در حالی صورت می‌گیرد که برخی از آن ها با کشورهای همسایه همچون عراق، کویت، عربستان، قطر، امارات و عمان مشترک است.

 

۲-۳-۱-۳-اهداف کلان صنعت نفت و گاز ایران در برنامه پنجم توسعه

 

هدف ۱: افزایش سهم و ارتقای جایگاه صنعت نفت، گاز و پتروشیمی درسطح منطقه و جهان، افزایش استحصال و استخراج نفت و گاز با اولویت میادین مشترک با کشورهای همسایه، افزایش ظرفیت پالایشی، افزایش ظرفیت تولید محصولات پتروشیمی

 

هدف ۲: استفاده بهینه از ذخایر هیدروکربوری کشور به عنوان پشتوانه و محرک توسعه پایدار اقتصادی کشور

 

هدف ۳: استفاده از ظرفیت های صنعت نفت و گاز برای دفاع از منافع ملی

 

هدف ۴: اعمال مدیریت انرژی به منظورجلوگیری از اسراف در مصرف سوخت کشور، کاهش شدت انرژی و اعطای یارانه‌های هدفمند

 

هدف ۵: برقراری تعامل مؤثر و سازنده با کشورهای تولید کننده و مصرف کننده انرژی و ایفای نقش مدیریتی ایران در توزیع و ترانزیت انرژی

 

هدف ۶: تحقق سیاست‏هاى کلى اصل۴۴ قانون اساسى در صنعت نفت

 

هدف ۷: دستیابی به فناوری پیشرفته در حوزه صنایع نفت، گاز و پتروشیمی برای نیل به جایگاه دوم علمی و فن آوری در منطقه

 

هدف ۸: تغییر نگاه به نفت و گاز و درآمدهای حاصل از آن، از منبع تامین بودجه عمومی به “منابع و سرمایه های زاینده اقتصادی”

 

هدف ۹: افزایش بهره وری در حوزه های مختلف صنعت نفت در جهت رشد تولید ناخالص داخلی

 

۲-۳-۱-۴-چشم انداز و مأموریت‌ شرکت ملی نفت

 

چشم‌انداز شرکت ملی نفت ایران (Vision)

 

شرکت ملی نفت ایران، پیشگام در میان شرکت‌های ملی نفت با عملکردی تجاری و یکپارچه در عملیات بالادستی، بازاریابی و معاملات بین‌المللی نفت و گاز است. این شرکت در بازار داخلی و به طور فزاینده و مؤثر در عرصه بین‌المللی (تجارت بین‌المللی هیدروکربوری و دانش فنی)، حضور داشته و حافظ منافع ملی و بین‌المللی کشور در بلندمدت خواهد بود.

 

مأموریت‌/ رسالت شرکت ملی نفت ایران (Mission)

 

انجام فعالیت‌ها در چارچوب موازین تجاری و به روشی سودآور در داخل و خارج از کشور،

 

در راستای تامین نیاز مشتریان و یاری رساندن به فرایند توسعه کشور.

 

۲-۳-۱-۵-خط ‌مشی‌های اساسـی در مدیریت منابع انسانی

 

۱- افزایش سطح خدمات رفاهی، مالی و اداری و نظم‌بخشیدن ‌به این امور در جهت کرامت بخشیدن به نیروی انسانی

 

۲- ساماندهی زیرساخت‌های توسعه‌ای لازم در مناطق نفتخیز کشور برای جذب نیروی انسانی کارآمد در این مناطق

 

۳- تنظیم سیاست‌های توسعه سازمانی بر اساس ارتقای بهره‌وری و استفاده بهینه از نیروهای موجود به جای گسترش حجم دیوان‌سالاری و نیروی انسانی صنعت

 

۴- توسعه آموزش نیروی انسانی و برنامه‌ریزی برای جذب نیروی متخصص

 

۲-۳-۱-۶-خط‌ مشی‌های اساسـی در ساختار سازمانی

 

۱- ایجاد ساختارهای سازمانی بر مبنای مدیریت مخازن و یا واحدهای بهره‌برداری

 

۲-اصلاح ساختار سازمانی در جهت افزایش توان عملیاتی و کاهش هزینه های جاری به وسیله هم‌افزائی توان پراکنده موجود

 

۳- تلاش برای کاستن از حجم دیوان‌سالاری صنعت به وسیله ادغام قسمت‌های موازی، شرکت‌ها و کاهش حجم قسمت‌های خدماتی و ستادی

 

۴- حاکم کردن فرهنگ قانون‌مداری و ضابطه‌مندی به وسیله توسعه زیرساخت‌های قانونی، تعریف دقیق وظایف و حدود و ثغور شرکت‌‌های تابعه و سازوکارهای نظارتی

 

۵- هدفمند نمودن اصلاحات ساختار سازمانی از طریق پیوند بین اهداف و خط‌مشی‌های “بهبود بهره‌وری کیفیت” و “اصلاحات ساختار سازمانی”

 

۶-بهبود ساختارهای سازمانی با نگرش کاهش تصدی‌گری و رویکرد بنگاه اقتصادی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:01:00 ب.ظ ]




از سوی دیگر تحقیقات علمی را بر اساس ماهیت و روش ، می توان به پنج گروه تقسیم کرد که عبارتند از : تحقیقات تاریخی ، توصیفی ، همبستگی ، تجربی یا آزمایشی وعلی .[۸۷] هر یک از روش های مذکور با شیوه های خاص خود و در شرایط متفاوت به کار گرفته می‌شوند که هر کدام دارای تعاریف جداگانه ای هستند. در تحقیق حاضر با توجه به شرایط موجود روش توصیفی به کار گرفته شده است .در تحقیقات توصیفی محقق به دنبال چگونه بودن موضوع است و می‌خواهد بداند پدیده ، متغیر ،شی یا مطلب مورد مطالعه چگونه است. تحقیقات توصیفی به چهار گروه عمده تقسیم می‌شوند که موارد شامل زمینه یابی یا پیمایشی ، موردی ، تحلیل محتوا و قوم نگاری است . هدف از این نوع تحقیق شناخت صفات ، ویژگی ها ، عقاید ، نگرش ها ، رفتار ها و سایر افراد یک جامعه در رابطه با یک یا چند موضوع خاص می‌باشد. وجود تکنیک های بسیار زیاد برای اجرای تحقیق پیمایشی ، آن را به یک ابزار چند منظوره تبدیل کرده ست . با این حال تمام پیمایش ها در چند ویژگی مشترکند : نخست پیمایش ها نوعا مشتمل بر جمع‌ آوری داده ها از نمونه بزرگی از افرادند ، ازاین رو تعمیم پذیری یافته های پیمایشی یکی از جنبه‌های مثبت این روش است . دوم ، در تمام پیمایش ها پاسخگویان باید به تعدادی سوال پاسخ دهند . این سوال ها ممکن است مشتمل بر شاخص های ساده یا مقیاس پیچیده باشند. با این حال ، سوال ها به هر شکل که باشند ، داده های پیمایشی عمدتاً همان چیزی هستند که مردم در پاسخ به سوال محقق می‌گویند. [۸۸]

 

با توجه به مواردی که گذشت برای مطالعه و بررسی می‌دانی علل و عوامل سرقت در استان قم در مرحله می‌دانی از روش توصیفی زمینه یابی (پیمایشی) استفاده شده است.

 

گفتار دوم: تنظیم پرسشنامه

 

یکی از متداول ترین روش های جمع اوری اطلاعات درتحقیقات می‌دانی استفاده از پرسشنامه می‌باشد.در تهیه و تنظیم پرسشنامه محقق سعی می‌کند از طریق تعدادی سوال ، اطلاعات موردنیاز را از گروه پاسخگو دریافت نماید. در طرح و تنظیم پرسشنامه ، بسته به اینکه چه نوع اطلاعاتی مورد نیاز است ، از چه افرادی اطلاعات کسب خواهد شد و آیا افراد موررد مطالعه خود قادر به ‌پاسخ‌گویی‌ به سوالات هستند یا خیر ، طرحهای مختلفی استفاده می شود .[۸۹] در این پژوهش از پرسشنامه عادی مشتمل بر سوال های بسته استفاده شده است.

 

متغیر وابسته ، متغیری است که تاثیر (یا رابطه) متغیر مستقل بر آن مورد بررسی قرار می‌گیرد.

 

به عبارت دیگر پژوهشگر با دستکاری متغیر مستقل در صدد آن است که تغییرات حاصل را بر متغیر وابسته مطالعه نماید. متغیر مستقل متغیری است که در پژوهش های تجربی به وسیله پژوهشگر دستکاری می شود تا تاثیر (یا رابطه) آن بر روی پدیده دیگری بررسی شود . در این پژوهش متغیر وابسته انواع سرقت و متغیر مستقل عوامل مختلف در ابعاد فردی – روانی و اجتماعی است . برای تعیین متغیرهای مستقل علاوه بر مطالعه مقالات و مجلات انتظامی مرتبط با سرقت و مصاحبه با مرتکبین سرقت در دادسرای عمومی و انقلاب قم در خصوص علل و عوامل ارتکاب آن ها به سرقت ، مهم ترین عوامل به عنوان متغیر مستقل در پرسشنامه گنجانده شده است. در ترسیم طیف پاسخ ها از مقیاس (لیکرت) استفاده شده است. در مقیاس لیکرت طیف به صورت ۵ درجه ای (خیلی کم ، کم ، متوسط ، زیاد ، خیلی زیاد ) با توجه به موضوع است. برای پرهیز از اطاله زمان به ویژه از اطاله زمان به ویژه در محیط دادسرا پرسشنامه به صورت ساده ، روشن و قابل فهم تنظیم گریده است.

 

گفتار سوم: سنجش اعتبار

 

ابزاری که برای جمع‌ آوری داده ها مورد استفاده قرار می‌گیرد در مرحله نخست باید از روایی برخوردار باشند و در مرحله دوم باید پایایی داشته باشند.

 

روایی محتوا روایی است که معمولا برای بررسی اجزای تشکیل دهنده یک ابزار اندازه گیری به کار برده می شود . روایی محتوایی یک ابزار اندازه گیری به سوال های تشکیل دهنده آن بستگی دارد. اگر سوال های ابزار معرف ویژگی و مهارت های ویژه ای باشد که محقق قصد اندازه گیری آن ها را داشته باشد آزمون دارای روایی محتوا است.

 

پایایی یا اعتبار یکی از ویژگی های فنی ابزار اندازه گیری است . مفهوم یاد شده با این امر سر و کار دارد که ابزار اندازه گیری در شرایط یکسان تا چه اندازه نتایج یکسانی به دست می‌دهد . مقصود از پایایی آن است که اگر ابزار اندازه گیری را در یک فاصله زمانی کوتاه چندین بار و به گروه واحدی از افراد بدهیم نتایج حاصل نزدیک به هم باشد. برای اندازه گیری پایایی از شاخصی به نام (ضریب پایای) استفاده می‌کنیم و اندازه آن معمولا بین صفر تا یک تغییر می‌کند . ضریب پایایی (صفر) معرف عدم پایایی و ضریب پایایی (یک) معرف پایایی است.[۹۰]

 

در این پایان نامه جهت تعیین روایی یا اعتبار اندازه گیری از روش اعتبار صوری استفاده شده بدین صورت که پرسشنامه اولیه تحقیق تهیه شده و پس از مطرح کردن با استاد راهنما نواقص آن بر طرف گردیده و پرسشنامه نهایی تدوین گردید. همچنین جهت تعیین پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است که مطابق این ضریب پایایی پرسشنامه ۸۳/. می‌باشد که مورد تأیید است.

 

گفتار چهارم: نمونه گیری

 

جامعه ی آماری عبارت است از همه اعضای واقعی یا فرضی که علاقه مند هستیم یافته های پژوهشی را به آن ها تعمیم دهیم ، به عبارت دیگر جامعه آماری عبارت است از مجموعه افراد یا واحدهایی که دارای حداقل یک خصیصه مشترک باشند.[۹۱] نمونه در معنای کلی هر جز یا نسبتی از جامعه است ، خواه معرف باشد یا معرف نباشد و به هر نحوی که انتخاب شده باشد. ولی در پژوهش‌های علمی به بخشی از جامعه که معرف یا نماینده آن جامعه است و همه ویژگی ها را که از لحاظ موضوع پژوهش مهم تلقی می شود به تناسب دارا باشد و بتوان از راه مشاهده و تجزیه و تحلیل اطلاعات و بر اساس اصول این ویژگی ها و مشخصات جامعه را استنباط کرد، نمونه گفته می شود. باید توجه داشت که یک نمونه لزوماً معرف واقعی جامعه نیست . امکان دارد نمونه های مختلفی که به صورت تصادفی از یک جامعه آماری انتخاب می‌شوند با یکدیگر متفاوت باشند ، ولی می توان مقدار تفاوت‌های نمونه ها با جامعه با شاخصی که خطای استاندارد نامیده می شود محاسبه کرد. برای نمونه گیری روش های مختلفی وجود دارد که در این پژوهش روش نمونه گیری چند مرحله ای استفاده شده است. چنانچه افراد جامعه را بتوان به صورت سلسله مراتبی از انواع واحدهای اندازه گیری با اندازه های متفاوت مورد نظر قرار داد می توان نمونه گیری چند مرحله ای را به کار برد. جامعه آماری همه ی مرتکبین سرقت در سطح استان قم می‌باشد. تعداد نمونه تحقیق هم ۱۲۰ نفر سارق است که به صورت تصادفی پرونده های قضایی آن ها استخراج شده و از مرتکبین این پرونده ها مصاحبه گردیده است.

 

گفتار پنجم: نحوه تکمیل پرسشنامه و استخراج داده ها

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:30:00 ب.ظ ]




 

 

۲-۸ نگرش‌های موجود به منشاء مزیت رقابتی

 

ادبیات استراتژی در باب مزیت رقابتی تحت تسلط دو تئوری زیر است: تئوری سازمان صنعتی و تئوری منبع مدار (عطاران و دیگران، ۱۳۹۱).

 

اول) تئوری سازمان صنعتی: نظریه پرداز معروف این گروه پورتر است که از دیدگاه وی، واحد اصلی در تجزیه و تحلیل، صنعت می‌باشد(دتونی و تونچیا[۲۱]، ۲۰۰۳).

 

این تئوری تأکید اولیه خود را بر تجزیه و تحلیل خارجی رقابت متمرکز نموده است . مدل پنج نیروی رقابتی پورتر نمونه ای بارز از جمله مدل های ارائه شده در چارچوب این تئوری است . این تئوری معتقد است چون نیروی خارجی بازار فشارهای خاصی را برکسب و کار تحمیل می کند، ‌بنابرین‏، استراتژی به وسیله الزامات بازار تعیین شده و مزیت رقابتی از اجزای استراتژی حاصل می شود که با آن الزامات سازگاری دارد . این تئوری هم به خاطر واقعیت های موجود در بازار و هم به خاطر ظهور نگرشی بنام نگرش منبع مدار به استراتژی مورد تردید قرار گرفته است (ده یادگاری و دیگران، ۱۳۸۴).

 

دوم) تئوری منبع مدار: مدارک تجربی به صورت متوالی بیان می‌دارد که ساختار صنعت نمی تواند تنها عامل تعیین کننده استراتژی رقابتی و عملکرد رقابتی باشد. به همین دلیل گروهی از تئوریسین‌های منبع مدار به وجود آمدند تا ثابت نمایند که برخورداری از مواهب متمایز منابع استراتژیک، نهائی ترین عامل تعیین کننده استراتژی و عملکرد است.این نگرش دقیقاً همخوان با پدیده رقابت بر مبنای دانش است. اینگونه رقابت بیان می‌دارد که موفقیت دراز مدت یک سازمان به آنچه که می‌داند و می فهمد وابسته است به همین دلیل رقبا به قابلیت‌ها و صلاحیت‌ها به عنوان کلیدی برای موفقیت در برابر رقبای خود نگاه می‌کنند (آلاگوز و آیتن[۲۲]، ۲۰۰۷).

 

۲-۹ مزیت رقابتی پایدار (تحکیم بازار خدمات)

 

در مسیر ایجاد مزیت رقابتی دو نکته مهم قابل تعمق می‌باشد : نخست اینکه این مسیر، فرایند دنباله داری است که به عملکرد عالی و رقابت پذیری سازمان منجر می شود. یعنی در صورتی که سازمان بتواند به واسطه شایستگی‌های خود، مزیت رقابتی پایداری خلق نماید که برای مشتریان ارزشمند بوده و همواره برتر از رقبا باشد، در واقع عملکردی شایسته از خود بر جای گذاشته و رقابت پذیری را به ارمغان آورده است. دوم اینکه بخاطر افزایش پیچیدگی‌های محیطی و شدت رقابت، مزیت رقابتی یا براحتی توسط رقبا تقلید می شود یا از نظر مشتریان به زودی رنگ می بازد و بایستی با مزیت‌های جدیدی جایگزین شود. بر این اساس سازمان باید به فکر پیدا نمودن مزیت‌های رقابتی پایدار خود باشد. مزیت رقابتی پایدار را می توان به طور گسترده ای کیفیت سازمانی تعریف نمود که قادر است از رقبای خود پیشی گرفته و بازده خود را بیش از حد طبیعی نگاه دارد. این مفهوم به معنی برتری موقعیتی، مبتنی بر ارائه ارزش مشتری برتر یا دستیابی به هزینه های نسبی پائین تر و کسب سهم بازار و عملکرد سودآوری می‌باشد. منابع و مهارت‌های برتر در مجموع، حاکی از توانایی یک کسب و کار در فعالیت بهتر از رقبای خود می‌باشد. مهارت‌های برتر به قابلیت‌های متمایزی اطلاق می شود که کارکنان شرکت را در موقعیتی برتر نسبت به کارکنان شرکت‌های رقیب قرار می‌دهد. منابع برتر شامل ملزومات مشهودتر برای مزیتی است که شرکت را قادر می‌سازد تا قابلیت‌های خود را تقویت نماید (آقازاده، ۱۳۸۵).

 

جهت رسیدن به عملکرد برتر یک کسب و کار، باید مزیت رقابتی را پایدار نمود. سازمان ها همواره به دنبال این موضوع بوده اند که چطور مزیت رقابتی خود را در محیط‌های نامطمئن و به سرعت در حال تغییر کسب کنند برخی از محققان معتقدند که کسب مزیت رقابتی از طریق تأکید بر ارائه خدمات و محصولات با کیفیت برتر به مشتریان حاصل می شود. محققان دیگر بر این باورند که سازمان‌ها بایستی در جست وجوی بهترین‌ها با در نظر گرفتن بده و بستان بین محیط بیرونی و فعالیت‌ها و ابتکارات استراتژیک، رویکرد واقع بینانه ای را اتخاذ نمایند. منابعی که پیچیده و گه گاه نامشخص بوده و تمایل مبهمی به منحصر بفرد بودن دارند منجر به ایجاد مزیت رقابتی پایدار می‌گردند. بسیاری از پژوهش های انجام پذیرفته مدیریت استراتژیک در سال‌های اخیر بر شناسایی منابع منحصربه فرد ارزشمند پیچیده و غیرقابل کپی برداری از جمله فرآیندهای سازمانی و منابع پیچیده اجتماعی تمرکز نموده اند (جیاولو[۲۳]،۲۰۰۷).

 

برای اینکه شایستگی، سبب سودهای مداوم و یا بازدهی بالاتر از سطح معمول گردد، لازم است سازمان به شرکت منحصر به فردی تبدیل گردد که قابلیت ارائه محصول و یا خدمات را دارا باشد. علاوه بر آن کپی برداری از شایستگی باید دشوار باشد در غیر این صورت دیگر شرکت ها برای مدت طولانی به صورت کمیاب باقی نخواهند ماند. ‌بنابرین‏ یک شایستگی ویژه، شایستگی است که مزیت رقابتی ایجاد نموده و به شرکت‌ها اجازه دهد که بازدهی بالاتر از سطح معمول داشته باشند. چنین شایستگی بسیار ارزشمند، نایاب و بی نظیر است (رودان[۲۴]، ۲۰۰۳).

 

بین بهبود زمینه رقابتی و ایفای تعهدات اجتماعی، هیچ تضادی وجود ندارد. تحقیقات نشان می‌دهد هرچه کمک و مساعدت اجتماعی یک شرکت بیشتر باشد زمینه رقابتی نیز برای آن بیشتر فراهم است. شرکت‌هایی که به صورت نظام یافته مسیری را طی می‌کنند که هم برای جامعه و هم برای خود ارزش آفرینی می‌کنند از ابزارهای رقابتی برخوردار می‌شوند که برای آن ها مزیت پایدار ایجاد (پورتر و کرامر[۲۵]، ۲۰۰۲).

 

۲-۱۰ ابعاد مزیت رقابتی

 

ابعاد مزیت رقابتی عبارتند از: بهره وری هزینه – کیفیت بالا – انعطاف پذیری فرایند/ محصول– زمان ( لی و ژائو، ۲۰۰۶).

 

۱- هزینه: رقابت در بازار بر اساس کارایی هزینه نیاز به تلاش برای کم کردن هزینه تولید دارد. به منظور کم نگه داشتن هزینه های تولید رقابتی،مدیران باید به هزینه های مواد ،کار و سایر هزینه های سربار رسیدگی کنند. کنترل تغییرات هزینه نیروی کار،مواد،تولید همه عوامل مهمی از ساختار بهره وری هزینه هستند (لی[۲۶] ، ۲۰۰۰).

 

اغلب شرکت‌های تولیدی به کنترل هزینه توجه زیادی می‌کنند. اصطلاح هزینه به توانایی مدیریت هزینه های تولید کارآمد تمرکز دارد که شامل مخارج کلی ، موجودی و ارزش افزوده است (فاساوات و کانچانا[۲۷]، ۲۰۰۷).

 

هزینه کم تولید زمانی که حاشیه سود پایین است، اولویت شمرده می شود. منطقی که از ارتباط راهبرد رهبری هزینه با مزیت رقابتی حمایت می‌کند، این واقعیت است که مزیت رقابتی می‌تواند به دو نوع اساسی تقسیم شود: هزینه های پایین تر از رقبا، یا توانایی متمایز شدن و مزیت قیمت(آواد و بن تلال[۲۸]، ۲۰۰۸).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:41:00 ب.ظ ]




۶- تعدیل جهت اهرم

 

ادبیات تحقیق، ارتباط نظری بین بتا و اهرم مالی را نشان می‌دهد. به طوری که شرکت هایی که در ساختار سرمایه خود بدهی دارند در مقایسه با شرکت های بدون بدهی، ریسک سیستماتیک بالاتری دارند (قالیباف ۱۳۷۳). ‌بنابرین‏، از لحاظ نظری بین بتا به ‌عنوان شاخص اندازه گیری ریسک سیستماتیک و اهرم مالی رابطه مستقیم وجود دارد. در نتیجه بتای غیر اهرمی برآورد دقیق تری از ریسک سیستماتیک ارائه می‌دهد.

 

تکنیک های متعددی هستند که با بهره گرفتن از آن ها می توان بتای غیر اهرمی را محاسبه کرد. همادا (۱۹۷۲)، باومن (۱۹۷۹)، لاورن، دورینک، دیکوستر و لیبارت (۱۹۹۶) و هیل و استون (۱۹۸۰) هر کدام روش‌هایی را مطرح کرده‌اند. روش معمول مورد استفاده، مدل همادا(۱۹۷۲) است:

 

 

 

که در آن :

 

Bu : بتای غیر اهرمی

 

Bl : بتای اهرمی

 

t : نرخ مالیات

 

D : ارزش بازار بدهی

 

E : ارزش بازار حقوق صاحبان سهام

 

لاورن (۱۹۹۰) مدل دیگری برای محاسبه بتای غیر اهرمی به شرح زیر ارائه کرد:

 

 

 

 

 

که در آن :

 

Bu : بتای غیر اهرمی

 

BL :بتای اهرمی

 

E : ارزش بازار حقوق صاحبان سهام

 

V : ارزش بازار بدهی باضافه حقوق صاحبان سهام

 

این مدل‌ها دو مشکل عمده برای محقق ایجاد می‌کند: نخست آنکه اطلاعات مورد استفاده در تخمین این متغیرها بر اساس ارقام پایان دوره است. در حالی که استفاده از اطلاعات میانگین نتیجه بهتری به همراه خواهد داشت. دومین موضوع آن است که تعیین ارزش بازار بدهیها و حقوق صاحبان سهام بسادگی امکان پذیر نیست و معمولا از ارزش دفتری بجای آن ها استفاده می شود. مشکل ارزش دفتری در این است که بر اساس اطلاعات تاریخی به دست می‌آید و اطلاعاتی در خصوص رویدادهای آتی به دست نمی دهد. علاوه بر این، تغییرات در رویه های حسابداری و مدیریت سود قابلیت اتکا را کاهش می‌دهد.

 

دورینک، دیکوستر و لیبارت (۱۹۹۶) روش همادا و لاورن را برای بتای غیر اهرمی بررسی کردند. آن ها ‌به این نتیجه رسیدند که تفاوت معناداری بین دو روش مذکور وجود ندارد. ‌بنابرین‏ از لحاظ تئوری و تجربی استفاده از هر دو روش برای محاسبه بتای غیر اهرمی به منظور بهبود تخمین بتا، توجیه دارد.

 

۷- واریانس زمانی بتا

 

واریانس زمانی بتا به دلایل مختلفی نظیر تغییر در عوامل کلیدی اقتصادی، تغییر در شرایط بازار و مسایل خاص شرکت به وجود می‌آید. مفهوم ثابت بتا طی زمان، فرض اصلی مدل CAPM و مدل بازار است. هر چند تحقیقات اخیر نشان داده‌اند که ریسک سیستماتیک طی زمان ثابت نیست (فاف، هیلیروهیلر۲۰۰۰،پوپ و ورینگتون۱۹۹۶). در نتیجه تحقیقات انجام شده، سه مدل برای تعدیل واریانس زمانی بتا ارائه شده است:

 

۱) مدل گام تصادفی که بیان می‌کند بتای دوره جاری بهترین بر آورد از بتای دوره بعد است ،

 

۲) روش ضریب تصادفی که بیان می‌کند که میانگین بتا در بلند مدت را می توان بر اساس مضربی از بتای محاسبه شده بر اساس مقادیر تاریخی بیان کرد که این ضریب تصادفی است و

 

۳) رویکرد خود رگرسیوAutoregressive)) که بیان می‌کند تفاوت بتای جاری و میانگین بلندمدت به ارتباط میانگین بلندمدت و بتای مربوط به دوره قبل بستگی دارد.

 

مدلی که در سال ۱۹۹۰ توسط بالرسلو (Ballerslev) مطرح شد به شرح زیر است :

 

 

 

 

 

که در آن:

 

pim : ضریب همبستگی بازده بازار و بازده سهم i.

 

Sit : انحراف معیار بازده سهم i .

 

Smt : انحراف معیار بازده بازار.

 

۲-۴) بخش سوم: پیشینه تحقیق

 

۲-۴-۱- تحقیقات خارجی

 

گارسیا لارا و همکاران (۲۰۱۴)، با بررسی رابطه بین ویژگی های هیات مدیره و محافظه کاری دریافتند که شرکت ها با نظام راهبری شرکتی قوی از اقلام تعهدی برای آگاه سازی به موقع سرمایه گذارانشان از اخبار بد استفاده می‌کنند. آن ها یادآوری کردند که نظام راهبری شرکتی قوی نقش مهمی در استفاده از محافظه کاری برای هشدار به ذینفعان برای بررسی علل موضوع دارد.

 

بریمبل و هاجسون (۲۰۱۳)، به تحقیق و مطالعه درباره رابطه میان متغیرهای حسابداری و ریسک سیستماتیک، پرداختند. آن ها در تحقیق خود نشان دادند که متغیرهای بتای حسابداری، تغییرات سود، رشد، نسبت پرداخت سود، نسبت جاری، اهرم مالی، نسبت پوشش بهره و اهرم عملیاتی، بیش از ۵۷٪ تغییرات ریسک سیستماتیک را تبیین می‌کند.

 

نکراسو و شروف (۲۰۱۲)، اندازه گیری ریسک بنیادی را در ارزشیابی، بررسی کرده‌اند. ‌بر اساس نتایج این تحقیق، ریسک ناشی از بتای حسابداری به طور با اهمیتی به اشتباهات ارزیابی کمتری نیبت به الگوهای شاخصی مانند الگوی قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای (CAPM) و الگوی سه عاملی فاما و فرنچ منجر می‌گردد. به طور کلی، نتایج تحقیق مفید بودن ارقام حسابداری در تعیین ریسک ثابت می‌کند.

 

گینر و ریورت (۲۰۱۱)، به بررسی ریسک وابسته به داده های حسابداری در بورس مادرید، پرداختند. آن ها نتیجه گرفتند که میان هزینه حقوق صاحبان سهام و عوامل ریسک مبتنی بر حسابداری رابطه مثبتی هست به گونه ای که این متغیرها، ریسک کسب و کار اصلی، نشأت گرفته از سه نوع فعالیت شرکت (عملیاتی، تامین مالی و سرمایه گذاری) را منعکس می‌کند.

 

نیکلسون و کیل (۲۰۱۰)، یک مدل از اثربخشی هیات مدیره ایجاد نمودند که از ساختار سرمایه فکری برای یکپارچه نمودن تئوری های مطرح در حاکمیت شرکتی (تئوری نمایندگی، تئوری وابستگی منابع، تئوری مباشرت)، استفاده کردند. همچنین اظهار کردند که هیات مدیره برای اصلاح عملکردشان نیازمند به بررسی ساختار سرمایه فکری می‌باشند.

 

بیکس و همکاران (۲۰۰۹)، از اولین پژوهشگرانی بودند که به بررسی رابطه بین محافظه کاری با ویژگی های هیات مدیره پرداختند. آن ها در تحقیق خود مشاهده کردند که شرکت ها با نسبت بالای مدیران غیرموظف در ترکیب هیات مدیره، با احتمال بیشتری اقدام به شناسایی سریع تر، اخبار بد نسبت به اخبار خوب (محافظه کاری) می نمایند.

 

آنساه (۲۰۰۸)، رابطه بین اندازه شرکت، سودآوری، عمر شرکت، صنعت، سطح ریسک مالی و زمان بندی گزارش گری صورت های مالی در بازارهای نوظهور را مورد مطالعه قرار داد و ‌به این نتیجه رسید که عوامل مورد مطالعه از طریق تاثیر بر مدت زمان حسابرسی در زمان اعلان اخبار مربوط به سود اثر می‌گذارند. هرچه عمر شرکت بیشتر باشد براسا فرضیه منحنی های یادگیری مدت زمان گزارشگری کاهش می‌یابد.

 

ژی[۱۴] (۲۰۰۷) نشان داد اقلام تعهدی غیرعادی نسبت به اقلام تعهدی عادی ثبات کمتری دارند و خود اقلام تعهدی عادی هم نسبت به جریان­های نقدی عملیاتی ثبات کمتری دارند.

 

فرانسیس و همکاران[۱۵] (۲۰۰۶) شواهدی ارائه کردند که بیان­گر رابطه­ مثبت بین آثار قیمت­ گذاری الگوهای سودآوری و ریسک است.

 

ریچاردسون (۲۰۰۶) به بررسی رابطه­ بین فروش استقراضی سهام و ریسک پرداخت. وی ‌به این نتیجه رسید افرادی که مبادرت به فروش استقراضی سهام ‌می‌کنند از اطلاعات اقلام تعهدی ‌در مورد سود آینده استفاده چندانی نمی­کنند. افزون بر این، فروش استقراضی سهام در شرکت­های با اقلام تعهدی زیاد پر هزینه است.

 

چان و همکاران[۱۶] (۲۰۰۴) رابطه­ محتوای اطلاعاتی ریسک را با بازده آینده سهام بررسی کردند و ‌به این نتیجه رسیدند که میان اقلام تعهدی و بازده آینده سهام رابطه­ منفی وجود دارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:53:00 ب.ظ ]




در پژوهش لاولر ۲ وپورتر۳، ۱۹۶۳ (به نقل از بافرانی ، ۱۳۸۷) آمده است : اعضای سازمان غالباً حقوق خود را با حقوق دیگر اعضاء مقایسه می‌کنند و اگر تصور کنند که بیشتر از دیگران حقوق می گیرند، خیلی خشنود می‌شوند. آن ها به انصاف و عدالت خیلی اهمیت می‌دهند. در یک مطالعه در آمریکا معلوم شد سرپرستانی که بیش از ۱۲۰۰۰ دلار دریافت می‌کردند، در مقایسه با روسای شرکت که کمتر از ۴۹۰۰۰ دلار کسب می‌کردند، راضی تر بودند. به عبارت دیگر بهتر اگر نسبت به توزیع پاداشها، احساس ناعادلانه وجود داشته باشد، در این صورت امکان بروز نارضایتی بسیار بالا است، در عین حال میزان خشنودی فرد نسبت به شرایط کار، بر احساس تعهد بیشتر یا کمتر وی نسبت به سازمان اثر می‌گذارد و این امر سرانجام عملکرد فرد را تحت تاثیر قرار می‌دهد .

 

۱- Janes & Sloane 3-Porter

 

۲-Lawler

 

۲-۴-۱-۲ عاطفی بودن محیط کار

 

در طول ۳۰ سال گذشته کتاب‌های مهم زیادی در زمینه شادی در محیط کار به رشته تحریر درآمده است. بیشترین مطالعات مربوط به ساعات کاری، استرس شغلی، انتظارات و نقشهای درون سازمان و ویژگی‌های شغلی می‌باشد. بعضی از دانشمندان انجام تحقیقاتی درباره رابطه بین شادی، کار و اوقات فراغت را به عهده گرفته اند. عده ای دیگر نیز به بررسی عوامل سازنده و مؤثر بر امنیت شغلی و مزایای اجتماعی و اقتصادی ناشی امنیت شغلی بالا پرداخته‌اند (گلان و پاتمر، ۲۰۰۲، به نقل از بافرانی ، ۱۳۸۷).

 

بلانچ فلاور ۱۲۰۰۵ (به نقل از بافرانی ، ۱۳۸۷) نیز بیان می‌کنند که: شادمانی در کار، رابطه نزدیکی با احساس امنیت شغلی دارد. افرادی که احتمال می‌دهند از کار اخراج شوند و کار خود را از دست بدهند شادمانی کمتری نسبت به آنهایی که فکر می‌کنند کارشان راحت بوده و می‌توانند شغل بهتری با کارفرمای دیگری پیدا کنند، داشتند.

 

مایرز و داینر ۲ ،۱۹۹۵(به نقل از بافرانی ، ۱۳۸۷) برای بیان رابطه شادمانی و رضایت شغلی تئوری فعالیت را بیان می‌کنند. طبق این تئوری وقتی فرد به طور ناخودآگاه در فعالیتی جذب می شود، ذهنش را روی آن فعالیت متمرکز کرده و از زمان و وقت خود برای رسیدن به هدف به بهترین نحو استفاده می‌کند و نسبت به اطرافش بی اعتنا می شود. اگر شغل شخص جذابیت کافی داشته باشد این تحقق هدف با لذت خاصی همراه خواهد بود و شخص به جای پاداش‌های بیرونی مانند پول، تحسین، تشویق و …. بیشتر به وسیله پاداشها و محرک‌های درونی انگیزش پیدا می‌کند (ص ۱۲۱).

 

آنان به نظر کاستاومک گرا ۳ (۱۹۸۰) در این زمینه نیز اشاره می‌کنند مبنی بر این که شادمانی در محیط کار حاصی بی توجهی و بی اعتنایی به محیط اطراف نیست بلکه حاصل پذیرفتن فعالیتی هدفمند است. یعنی افراد چه سر کار باشند یا در حال تفریح و فراغت، وقتی جذب فعالیتی شوند بیشتر از وقتی که بیکارند، لذت می‌برند. ‌بنابرین‏ درگیری در فعالیت‌های جالب مانند مشغول کار بودن منبع اصلی شادمانی است ( بافرانی ، ۱۳۸۷).

 

ماسکیچ ولیتر ۴،۱۹۹۹ (به نقل از بافرانی ، ۱۳۸۷) طی ۲۰ سال گذشته از پژوهشگران پیشرو در زمینه افسردگی در محیط کار بودند و آن را یک مشکل جدی در محیط کار می دانند و معتقدند هزینه کارکنان اندوهگین و افسرده (ناشاد) هم برای کارکنان و هم برای سازمان‌ها

۱- Blanchflower 2- Myers & Diener

 

۳- Costa & MacCra 4- Maskach & Leter

 

بالا است. زیرا کارکنانی که در محیط کار خود شاد نیستند، به جای استفاده از حداکثر توان از حداقل استفاده می‌کنند. آن ها از طریق مصاحبه با هزاران نفر در آمریکای شمالی و اروپا فهرستی را تهیه کردند که از روی آن احساسی را که افراد نسبت به محیط کار خود و افرادی که با آن ها سر و کار دارند بررسی می شد. آن ها با بهره گرفتن از این فهرست در پژوهشی دریافتند که مشکل افسردگی روحی و ناشاد بودن افراد در شغل مربوط به خود اشخاص نیست بلکه مربوط به محیط کار است آن ها ‌به این تیجه رسیدند که وقتی در محیط کار وجهه انسانی کار مورد توجه قرار نگیرد و یا از هر فرد بازده ای بیشتر از توان او مورد انتظار باشد اشخاص دچار افسردگی روحی شده و در نتیجه از شغل خود ناراضی می‌شوند. آن ها در این پژوهش به شش نکته اساسی که در شادی کارکنان در محیط موثرند تأکید کردند: ۱- حجم کار ۲- کنترل و نظارت ۳- حقوق ۴- ارتباط با همکاران ۵- عادلانه بودن سیستم ترفیع و ارتقاء ۶- نظام ارزشی که در زیر به طور خلاصه بیان می‌شوند.

 

۱- حجم کار در حد توان : کار بیش از حد، زمان و منابع کم موجب می شود فرد احساس کند کار بیش از ظرفیت اوست، اما حجم کار در حد توان فرد را قادر می‌سازد آنچه بایسته است را به انجام برساند و حتی قابلیت رویارویی با چالش‌های جدید را در خود ببیند.

 

۲- کنترل و نظارت : سیاست‌های سخت گیرانه و قوانین خشک در محیط کار یا محیط بی نظم کاری مانع پیشرفت فرد شده، موجب نارضایتی او از محیط کار می شود اما اگر فرد فرصت داشته باشد یا به او اجازه داده شود که خود ‌در مورد مسائل تصمیم بگیرد و مشکلات را حل کند یا به عبارتی مدیریت مشارکتی نهادینه شده باشد، فرد شغل خود را عاملی برای ارضاء تمام نیازهای خود دانسته و به دنبال آن از محیط کاری راضی و در نتیجه شاداب و سر زنده خواهد بود.

 

۳- حقوق : اگر حقوق افراد پایینتر از کاری باشد که انجام می‌دهند و یا حتی کوچک‌ترین قدردانی از کار آن ها نشود باعث می شود کارکنان احساس کنند که کارشان بی ارزش بوده و در نتیجه موجب ناراحتی و اندوه آن ها می شود. اما وقتی افراد حقوق خوبی بگیرند و یا از رئیس خود تقدیر نامه ای دریافت کنند احساس می‌کنند که کارشان در نظر دیگران مهم و ارزشمند است و احساس غرور کرده و در نتیجه شاد می‌شوند.

 

۴- ارتباط با همکاران : کارکنانی که در محیط کار درباره وظایف و مسئولیت های خود با دیگران تنش دارند ناامید، خشمگین، مضطرب و بدگمان می‌شوند اما اگر تبادل نظر داشته باشند، با یکدیگر شوخی کنند یا با افرادی که دوست دارند در یک محیط باشند. احساس همبستگی، روحیه گروهی و حمایت گروهی بیشتر شده در نتیجه از کار خود لذت می‌برند و همین لذت موجب شادمانی آن ها می شود.

 

۵- عادلانه بودن سیستم ترفیع و ارتقاء : اگر در سازمانی فرد احساس کند که کار را انجام می‌دهد ولی دستمزد را دیگری دریافت می‌کند و یا بفهمد که در آن سازمان ارزشیابی ها و ترفیعات را دستکاری می‌کنند، فرد بی اعتماد شده و این عدم تعادل فرد با سازمان موجب بدبینی و احساس نامناسب فرد به محیط کار می شود اما اگر شخص احترام و عدالت را در محیط کاری خود احساس کند ارزش شخصی او تأیید می‌گردد و همین امر موجب شادمانی او می شود.

 

۶- نظام ارزشی : گاهی یک شغل منجر ‌به این می شود که کارکنان کارهای غیر اخلاقی یا مغایر با ارزش‌های شخصی خود انجام دهند (مثلاً دروغ بگویند تا بتواند کالایشان را بفروشند) و گاه ممکن است میان ارزش‌های متضاد دچار تعارض شود مانند وقتی که احساس کند در سازمان کارهایی انجام می شود که خلاف آن را تبلیغ می‌کنند، در هر صورت احساس بدی نسبت به خود یا سمتی که در سازمان دارد پیدا کرده و در نتیجه ناراضی و اندوهگین می شود اما زمانی که کار شخص برایش معنادار و سازگار با اصول شخصی و نظام ارزشی او باشد احساس غرور خواهد کرد و از موفقیت هایی که در محیط کار به دست می آورد احساس خشنودی و رضایت خواهد کرد (صص۵۳-۵۲).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:04:00 ب.ظ ]




شناسایی رابطه ” سبک تفکر تحلیلی ” با ” توجه به ارتباطات ” سازمانی

 

    1. شناسایی رابطه ” سبک تفکر تحلیلی ” با ” توجه به ﭘاداش ها ” سازمانی

 

    1. شناسایی رابطه ” سبک تفکر تحلیلی ” با ” مکانیزم های مفید ” سازمانی

 

  1. شناسایی رابطه ” سبک تفکر تحلیلی ” با ” نگرش به تغییر ” سازمانی

 

 

۱-۴-فرضیه های تحقیق

 

۱-۴-۱-فرضیه های اصلی

 

بین “سبک تفکر ” مدیران با ” جو سازمانی ” رابطه وجود دارد .

 

۱-۴-۲-فرضیه های فرعی:

 

      1. بین ” سبک تفکر شهودی ” با عامل ” توجه به هدف ” رابطه وجود دارد.

     

      1. بین ” سبک تفکر شهودی ” با عامل ” ساختار ” رابطه وجود دارد.

     

      1. بین ” سبک تفکر شهودی ” با عامل ” رهبری ” رابطه وجود دارد.

     

      1. بین ” سبک تفکر شهودی ” با عامل ” توجه به ارتباطات ” رابطه وجود دارد.

     

      1. بین ” سبک تفکر شهودی ” با عامل ” توجه به ﭘاداش ” رابطه وجود دارد.

     

      1. بین ” سبک تفکر شهودی ” با عامل ” مکانیزم های مفید ” رابطه وجود دارد.

     

      1. بین ” سبک تفکر شهودی ” با عامل ” نگرش به تغییر ” رابطه وجود دارد.

     

      1. بین ” سبک تفکر تحلیلی ” با عامل ” توجه به هدف ” رابطه وجود دارد.

     

      1. بین ” سبک تفکر تحلیلی ” با عامل ” ساختار ” رابطه وجود دارد.

     

      1. بین ” سبک تفکر تحلیلی ” با عامل ” رهبری ” رابطه وجود دارد.

     

      1. بین ” سبک تفکر تحلیلی ” با عامل ” توجه به ارتباطات ” رابطه وجود دارد.

     

      1. بین ” سبک تفکر تحلیلی ” با عامل ” توجه به ﭘاداش ” رابطه وجود دارد.

     

      1. بین ” سبک تفکر تحلیلی ” با عامل ” مکانیزم های مفید ” رابطه وجود دارد.

     

    1. بین ” سبک تفکر تحلیلی ” با عامل ” نگرش به تغییر ” رابطه وجود دارد.

۱-۵-تعریف مفهومی و عملیاتی واژگان کلیدی تحقیق

 

تعریف عملی یا عملیاتی نسبت به تعاریف مفهومی از اهمیت بیشتری برخوردار است. زیرا که یک مفهوم را از حالت کلی، ذهنی و غیر قابل مشاهده به حالت جزئی، عینی و قابل مشاهده تبدیل می‌کند. این کار ، یعنی تبدیل مفهوم به مشهود را عملی سازی می‌گویند. محقق با تعریف عملی یک مفهوم آن را به یک یا چند متغیر تبدیل می‌کند. در پرسشنامه هر متغیر از طریق یک یا چند سوال مطرح می شود. سوالها به طریقی ساخته می‌شوند که محقق را به اندازه گیری یک مفهوم یاری کنند. به هنگام اندازه گیری، ارزش‌ها و ‌اندازه های مختلف یک متغیر را مورد بررسی، ثبت و ضبط قرار می‌دهیم(ساده، ۱۳۷۵، ۸۸) . در این پژوهش محقق متغیرهای وابسته و مستقل را از تعریف مفهومی به صورت عملیاتی تعریف می کند تا بهتر و راحتتر بتواند آن ها را سنجیده و مورد تجریه و تحلیل قرار داد.

 

۱) سبک تفکر

 

سبک تفکر بیانگر شیوه ای از فکر کردن است که فرد ترجیح می‌دهد تا از آن استفاده نماید و مترادف با توانایی‌های افراد نمی باشد بلکه بیانگر نحوه استفاده از توانایی‌های بالقو ه ی فرد می‌باشد، که این به صورتی است که اگر افراد مشاغلی متناسب با سبک تفکر خود را انتخاب نمایند، به درصد بالاتر از موفقیت جهت پرورش توانایی فکری خود می‌رسند(استرنبرگ،۱۹۹۹،۵۴). برای سنجش و مشخص شدن سبک تفکر در تحقیق از ۴۵ شاخص که معرفه شاخص های سبک شناختی از نظر هیز و آلینسون (۱۹۹۶) هستند، استفاده می‌گردد.

 

۱-۱)سبک تفکر شهودی :

 

بر اساس ابزار سنجش فهرست سبک شناختی[۱۹] ، شهود به معنی قضاوت فوری ‌بر اساس احساس و اخذ یک رویکرد یا منظر جهانی و کل گرایانه است. این افراد ترجیح می‌دهند که از توانایی هایی چون امور فی البداعه ، گل کرایانه ، خلاقیت ، نوآوری و احساسات استفاده کنند (آلینسون[۲۰] ، هیز[۲۱] ، ۱۹۹۶) .

 

۱-۲) سبک تفکر تحلیلی:

 

بر اساس ابزار سنجش فهرست سبک شناختی تحلیل یا مد تحلیلی به قضاوت ‌بر اساس استدلال ذهنی و تمرکز به روی امور جزئی و جزئیات، اشاره دارد. افراد دارای این سبک تفکر در بررسی های خود یک پدیده را به اجزاء آن تبدیل می‌کنند و از امور عینی و محاسباتی در این تحلیل ها بهره می‌برند(آلینسون ، هیز، ۱۹۹۶) . سبک تفکر تحلیلی در قالب ۲۳ سوال و یا شاخص مربوط به پرسشنامه فهرست سبک شناختی مورد بررسی و سنجش قرار می‌گیرد.

 

۲)جو سازمانی :

 

جو سازمانی به تمام محیط داخلی سازمان اشاره دارد . جو سازمانی به عنوان مؤلفه‌ ای می‌باشد که به نگرش دریافت شده از یک سازمان و زیر سیستم های آن اشاره دارد و این به صورتی دیده می شود که سازمان با اعضای خود، گروه ها و موضوعات رفتار می کند (مودهراکارتا[۲۲] ، ۲۰۰۸، ۸) . جو سازمانی به وسیله پرسشنامه ۳۵ سوالی رابرت .سی پریزیوزی[۲۳] به عنوان ” پرسشنامه شناخت سازمان[۲۴] ” با ۷ مؤلفه‌ مورد سنجش قرار می‌گیرد.

 

۲-۱) هدف :

 

هدف یک دستاورد خاص و قابل سنجش است که در یک زمان معیین با هزینه محدود به ان دست خواهیم یافت(مقیمی،۱۳۷۹،۳۴). بر اساس ابزار سنجش پرسشنامه شناخت سازمان، ۵ شاخص مؤلفه‌ هدف را می سنجند که بیانگر چگونگی دست یابی به اهداف سازمانی و میزان پایبندی اعضاء در رسیدن به اهداف سازمانی است .

 

۲-۲) ساختار:

 

ساختار سازمانی در نمودار سازمانی نمایان می‌گردد. از نظر مینتزبرگ ساختار، مجموع تمام روش هایی است که یک سازمان آن ها را به کارهایی تقسیم می کند تا از طریق آن وظایف انجام گردد ( لیا او ، چوآنگ و تو ، ۲۰۱۱، ۷۲۸) . بر اساس ابزار سنجش پرسشنامه شناخت سازمان، ۵ شاخص مؤلفه‌ ساختار سازمانی را می سنجند که نمایی از شرایط تمرکز ، ‌پیچیدگی را به نمایش در می آورد .

 

۲-۳) ارتباطات:

 

فرایندی است که دو یا چند بخش توسط آن ،اطلاعات مورد نیاز خود را مبادله و با یکدیگر تبادل نظر می‌کند. ارتباطات را گاهی معادل تبادل اطلاعات و انتقال معنی دار می دانند و در واقع می توان انتقال اطلاعات از فرستنده به گیرنده دانست ، به گونه ای که برای هر دو قابل فهم و واضح باشد(رضائیان،۱۳۸۴،۴۷۲). بر اساس ابزار سنجش پرسشنامه شناخت سازمان ، ۵ شاخص مؤلفه‌ هدف را می سنجند که منظور از ارتباطات ، فهم معنی دار بودن انتقال اطلاعات بین مدیر و کارکنان و نیز ‌گروه‌های مختلف با یکدیگر می‌باشد .

 

۲-۴) پاداش :

 

ﭘاداش ها از جمله ابزارهای مهمی است که مدیران می‌توانند با بهره گرفتن از آن ،انگیزش کارکنان را به سمت مورد نظر هدایت کنند(مقیمی،۱۳۷۹،۹۶). بر اساس ابزار سنجش پرسشنامه شناخت سازمان ۵ شاخص مؤلفه‌ پاداش را مورد سنجش قرار می‌دهند که بیانگر پاداش های سخت و نرم می‌باشد که در ایجاد انگیزه در کارکنان برای ادامه فعالیت های سازمانی مفید می‌باشند .

 

۲-۵) رهبری :

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:16:00 ب.ظ ]




در این راستا، آموزش به شیوه­ چند رسانه­ ای در دهه­­های اخیر پیشرفت فزاینده­ای را در آموزش ایجاد ‌کرده‌است و باعث شد که امروزه آموزش چند رسانه­ ای در جوامع صنعتی با کمک انقلاب الکترونیکی پیشرفت بسیار نماید، همچنین اختراع رایانه و رشد فزاینده ی آن موجب جلب توجه مسؤولان و برنامه ریزان آموزشی گردیده است. در کشورهای غربی آموزش چند رسانه­ ای­ گسترش فزاینده­ای یافته و به عنوان یک سبک آموزشی پذیرفته شده است، ضمن اینکه مشکلات زندگی امروزی و فشارهای ناشی از ازیاد جمعیت انسان ها را به سوی این نوع از آموزش ها سوق داده است. از این رو آموزش و یادگیری به شیوه­ چند رسانه­ ای برای بسیاری از دانشگاه­ها به یک موضوع اصلی قابل بحث تبدیل شده است. ‌بنابرین‏ پرداختن به مقوله­ آموزش چند رسانه­ ای به صورت یک ضرورت درآمده و تأخیر در پرداختن ‌به این ضرورت زیان آور خواهد بود بر همین اساس فناوری آموزشی و همراه ساختن آن با آموزش چند رسانه­ ای، زمینه­ای را فراهم ساخته که بسیاری از آرمان­های آموزشی اعم از نگرش مثبت یادگیرندگان به درس و رشته ی تحصیلی همچنین یادگیری مستقل، آموزش و یادگیری مشارکتی و ارزیابی و ارائه­ سریع بازخورد از آموخته ­ها، قابل تحقق­تر جلوه می­ کند (احمدی، ۱۳۸۲).

 

” در امر تعلیم و تربیت، آموزشی مؤثر است که: اولا منجر به یادگیری شود و ثانیاً این یادگیری پایدار باشد. تحقق این دو، مستلزم استفاده از حواس پنج گانه فراگیر و بهره گیری از تجارب مستقیم و دست اول می‌باشد. تجربه نشان داده است حس­های مختلف در یادگیری انسان نقش مساوی و یکسان ندارند. اگر چه در منابع گوناگون، ارقام متفاوتی در این زمینه ذکر شده، اما در تمامی آن­ها، بیشترین سهم به حس بینایی داده شده است” (احدیان، ۱۳۸۲،ص ۳۴). “در آموزش و پرورش بالا بردن کیفیت یادگیری و تدریس همواره از مسائل پراهمیت بوده است.”

 

“پیدایش فناوری رایانه، بر استقبال از چند رسانه­ ای در قالب نرم­افزارهای رایانه­ای تاثیر چشمگیری دارد و به جرات ‌می‌توان گفت شیوع استفاده از چند رسانه­ ای در فعالیت­های گوناگون به ویژه آموزش، مدیون قابلیت­ها و توانایی برجسته­ی فناوری رایانه است” (رضوی، ۱۳۸۶، ص ۲۷۶).

 

از دیرباز، تعلیم و تربیت از موارد مهم و مطلوب جوامع گوناگون به حساب می­آمده و نظام های آموزشی به دنبال یافتن راه ­هایی برای بهبود شیوه ­های آموزش دروس مختلف بوده ­اند. شیوه ­های سنتی تدریس هزاران سال به طور تقریبا یکسان به کار رفته­اند، اما در دنیای کنونی رویکردهای جدیدی برای آموزش و یادگیری مورد توجه قرار گرفته­ است. محققان همواره در پی یافتن برای پر کردن خلل­های یادگیری، رفع مشکلات و کمبودهای ناشی از نقص در فرایند تدریس و یادگیری بوده ­اند. آن­ها راه ­هایی را جست­و­جو می‌کنند که روش­های تکراری و خسته کننده را به تجربیات یادگیری تعامل و لذت بخش برای دانش ­آموزان تغییر دهند. به دلیل نفوذ روزافزون فناوری ­های نوین و نیز تفاوت­های اجتماعی و فرهنگی نسل­های جدید، نظام­های آموزشی جهان شاهد تغییرات چشمگیری در خصوص سرفصل­ها و به ویژه روش­های آموزشی بوده ­اند. از سوی دیگر، صاحب نظران حوزه­ علوم تربیتی و روانشناسی آموزشی، نظریه ­ها و روش­های جدیدی ارائه داده ­اند تا راهگشای چالش­ها و مشکلات آموزشی و تربیتی باشند. از جمله این شیوه ­ها به کارگیری فناوری در آموزش است (صالحی زاده و اسدی، ۱۳۹۲).

اهمیت و تاثیر نگرش­ها و باورهای دانش ­آموزان را بر کارکرد تحصیلی آنان نمی­ توان نادیده گرفت. آموزش فرایندی است که خانواده، دانش ­آموز و مراکز آموزشی را به یکدیگر مرتبط می­سازد. لذا یادگیری دانش آموزان به شدت تحت تاثیر شرایط، انگاره ها و نگرش­هایی است که هر یک از این ارکان آموزشی، فراهم می­سازد (به نقل از توفان، ۱۳۸۹).

 

پدیده­ انگیزش غالبا به علل رفتار و اینکه چرا انسان در مواقع مختلف دست به رفتارهای متفاوت می­زند، پاسخ می­دهد. برخی نظریه ­ها در زمینه­ انگیزش به شرح زیر ‌می‌باشد:

 

– انگیزش در برگیرنده­ی مباحثی است که بیان می­ کند منشاء رفتار چیست؟ چگونه ادامه می­یابد، منحرف می­ شود، منع می­گردد و چه کنش فاعلی در آن هنگام در موجود زنده روی می­دهد.

 

– پژوهش­های انگیزشی به بررسی کیفی اثر یادگیری­های گذشته و ادراک فرد همراه با دیگر عواملی که بر رفتار انسان در یک موقعیت خاص، جهت، قوت و ثبات می­بخشد، محدود می­گردد (اتکینسون[۱] ، ۱۹۷۵، به نقل از خدیوی و مفاخری، ۱۳۹۰).

 

پیشرفت تحصیلی نیز، هدف بزرگ هر جوینده­ی علم است و مؤسسات علمی تمام بسترها و امکانات را آماده ‌می‌کنند تا با بهره­ گیری از نیروی­انسانی، ابزارها، روش­ها و نیز تقویت انگیزش­های فردی، پیشرفت و ارتقای تحصیلی را محقق می­سازد (تقی­زاده، ۱۳۸۷).

 

بیان مسئله:

 

یکی از مؤلفه‌ ­های اصلی این تحقیق کاربرد چند­رسانه­ای[۲] است. استفاده از چند رسانه­ ای­ها در امر تدریس و یادگیری دیر زمانی است که توسط اساتید و معلمان مورد توجه است. استفاده­ مناسب از چند رسانه­ ای­ها و تلفیق آن با رویکرد نوین آموزشی می ­تواند بسیاری از توانایی‌های یادگیرندگان را پرورش دهند. تجربه­ کاربرد آموزش­های چند رسانه­ ای نشان می­دهد اینگونه آموزش که بیشتر از یک حس­های چند گانه را در یادگیری فراگیران، زمانی که هم می­بینند و هم می­شنوند و هم در یادگیری شرکت فعال دارند به مرز ۷۵ درصد می­رسد که خیلی بیشتر از میزان یادگیری در شیوه هایی است که تنها یکی از حواس را درگیر می‌کند.

 

نگرش از یک سو با آموخته ­ها و تجارب پیشین و از سوی دیگر با برداشت­های ذهنی ما ‌در مورد موضوع نگرش مرتبط است و در هر صورت، واکنش مثبت و منفی ما را به اشیا، موقعیت­ها، سازمان­ها، مفاهیم و افراد بر می­انگیزد (کریمی، ۱۳۸۶).

 

با توجه به بعد عاطفی آموزش و پرورش و ایجاد نگرش مثبت در یادگیرندگان نسبت به فرایند یادگیری از سوی بسیاری از مراکز آموزش دنیا نادیده گرفته شده است. چرا که همواره ایجاد دانش و توانایی در فراگیران هدف بوده است. بدون اینکه توجه شود موقعیت­های یادگیری را نمی­ توان مجزا در نظر گرفت و بدون شک ‌می‌توان اذعان داشت نگرش و علاقه­ فراگیران نسبت به محیط یادگیری، موضوع آموزش، معلم و به طور کلی هر آنچه به فرایند یادگیری مربوط می شود و به طور مستقیم بر عملکرد یادگیرندگان تاثیر می­ گذارد.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:28:00 ب.ظ ]




۱-۲-۲-۱-۳-۲ بی مانند بودن یک کالا

 

مؤلفه‌ مهمی در اصالت بخشی به ان در نظر بسیاری از گردشگران است و همین برداشت باعث جذب گردشگران به خرده فروشیهای تخصصی می شود که تعداد آن ها کم است و تولید انبوه نیز ندارند(اندرسون و لیترل ۱۹۹۵) . کمیابی کالاها باعث ارزشمند شدن آن ها می‌گردد که این موضوع از نظر خریداران اصالت به حساب می اید و همین اصالت کشش مسافران به خرید کالا را افزایش می‌دهد .

 

۲-۲-۲-۱-۳-۲ پیوستگی فرهنگی و تاریخی

 

تولید کنندگان و فروشندگان باید اعتبار و صحت کالاهای تولیدی و اطلاعات منتشر شده ‌در مورد آن ها را تأیید کنند . برای مثال غالب خریداران این احساس را دارند که کالاهای بومی امریکا باید محصول بومیان امریکا باشد و این که طرح ونقش آن ها باید با تاریخ ان منطقه ارتباط داشته باشد تا بر مفهوم و ارزش تاریخی آن ها افزوده گردد . ‌بنابرین‏ اقلامی که به یک مکان یا فرهنگ خاص تعلق دارند نشانه مهمی از اصالت ان محسوب می‌گردند . بر اساس کتاب شنهاو-کلر سوغاتی هایی که در اسراییل فروخته می شود ، باید نمادی از تاریخ یهودیت باشند . خرید کالاها توسط گردشگران از اسراییل نشانی از همدردی با یهودیان و ریشه دار بودن این قوم در تاریخ است .

 

۳-۲-۲-۱-۳-۲ بعد زیبا شناختی

 

رنگهای جذاب ، ارزش هنری و جذابیت کلی بصری ، ویژگی‌های مهم سوغاتی های مورد پسند هستند (لیترل و همکاران ۱۹۹۳) . به نظر می اید که ویژگی‌های فیزیکی و زیبا شناختی کالا از خصوصیات مهم برای خریداران منسوجات است . در بسیاری از موارد گردشگران اصالت را از روی قضاوت خود تعیین می‌کنند یعنی اینکه خودشان چه چیزی را زیبا می دانند .

 

۴-۲-۲-۱-۳-۲ دست ساخت بودن کالا

 

ساخت کالا توسط استادکاران ‌و هنرمندان اصیل بومی با دقت و توجه ، به خودی خود اصالت کالا را بالا می‌برد و نیز ایجاد رابطه محترمانه بین خریدار و فروشنده در افزایش این اصالت مؤثر است . استادکارانی که توسط نسل‌های قبلی اموزش دیده اند ، تمایل بیشتری به ساخت کالاهای اصیل دارند . بر اساس نظر لیترل گردشگران از روی روش‌ها و نوع مواد به کار گرفته شده توسط فرد سازنده ‌در مورد اصالت جنس قضاوت می‌کنند .

 

۵-۲-۲-۱-۳-۲ تجربه خرید

 

خرید کالاها در مکانی که تولید می‌شوند . گردشگران از تماشای طرز ساخت کالا و خرید ان در مکانی که تولید می شود لذت می‌برند . بسیاری از گردشگران ، کالاهای سنتی و بومی را در همان مکانی که تولید می‌شوند، خریداری می‌کنند . ‌بنابرین‏ مشاهده مهارت‌های ساخت ، اصالت تجربه گردشگر را به طور قابل ملاحظه ای افزایش می‌دهد (مارویک[۲۳] ۲۰۰۱ : ۳۴).

 

هالیوود و هانام[۲۴] (۲۰۰۱) ادعا می‌کنند که خرید کالا در مکانی که تولید می‌شوند ، فرایند اصیل بودن را به اثبات می رساند ، به ویژه در مواردی که کل مراحل ساخت و فروش کالا توسط سازنده مشاهده می‌گردد و هیچ مارکی هم لازم نیست زیرا ارزش خرید کالا به صورت بصری تأیید شده است .

 

۶-۲-۲-۱-۳-۲ کاربرد و سودمندی

 

لیترل و دیگران مثالی را درمورد رنگهای بومی ارائه می‌کنند که در تولید یک کالای خاص مورد استفاده قرار می گیرند . کاربرد موقتی رنگ برای یک کالای خاص بخشی از این موضوع است . به علاوه ‌به این دلیل که این رنگ‌ها هنوز بومی است و مورد استفاده مردم منطقه قرار می گیرند ، بیشتر مورد استفاده مردم قرار می‌گیرد .

 

۷-۲-۲-۱-۳-۲ تضمین اصالت

 

تضمین اصالت کالا ازطریق سند یا گواهی نامه ، برای بسیاری از مصرف کنندگان ، از اهمیت خاصی برخوردار است . ارائه سند برای قانونی بودن اثر ممکن است به صورت برگه ای رسمی ‌در مورد اثر باشد که شامل پروانه ساخت ، عکس ، امضای استادکار و تاریخ می‌باشد . لیترل و دیگران معتقدند که گردشگرانی که به دنبال وجهه و مقام اجتماعی هستند با نشانه های بیرونی اصالت کالاها را قضاوت می‌کنند . بر اساس یک مطالعه در نیوزیلند ، تقریبا برای نیمی از بازدیدکنندگان درهنگام تصمیم گیری برای خرید لباس اصالت کالا اهمیت دارد . وقتی از انان سوال شد که اگر اصالت طرح در مارک تجاری کالا باشد ایا باز هم مایل به خرید از نیوزیلند هستید یا نه ، ۴۶ درصد از آن ها جواب مثبت دادند . تحقیق مشابهی ‌به این نتیجه رسید که برای بازدیدکنندگان داخلی نیوزیلند مانند بازدیدکنندگان استرالیایی و اسیایی اصالت در مارک‌های تجاری در تصمیم گیری برای خرید بسیار اهمیت دارد ، در حالی که برای بازدیدکنندگان اروپا و امریکای شمالی از اهمیت کمتری برخوردار است .

 

۳-۲-۱-۳-۲ در جستجوی تازگی[۲۵]

 

وجود تازگی در چیزهای جدید باید خارج از گستره فعالیت‌های عادی باشد (اسنپنگر ۱۹۸۷)[۲۶]. به طور کلی ، در خرید گردشگری همانند خریدهای تفریحی نیاز به تازگی وجود دارد . با استانداردشدن و جهانی شدن کالاهای مصرفی ، خرید گردشگری نقش جدی تری را در جستجوی گردشگران برای ایفتن فرصت‌های خرید تازه وبدیع برعهده دارد (پیج ۱۹۹۵: ۹۴) [۲۷].

 

جستجوی تازگی در هنگام خرید با روش های گوناگونی اشکار می‌گردد . برای مثال برای بسیاری از گردشگران ، بازدید از یک فروشگاه یا مرکز خرید بزرگ به طور روزانه و هفتگی جذابیت دارد زیرا به انان اجازه می‌دهد که تا کالاهایی متفاوت از دیگر مناطق یا کشورها را در انجا ببینند . در تحقیق مک کورمیک (۲۰۰۱) ۷۳ درصد از مسافران تمایل داشتند تا از مغازه های متفاوت بازدید کنند . تفاوت کالاها یا منحصر به فرد بودن ، محرک اصلی مردم برای خرید در خارج از مناطق مسکونی است . اسنپنجر(۱۹۸۷) معتقد است مردمی که به تازگی علاقه دارند به ندرت به مکان‌های قبلی باز می‌گردند . بعد زیبا شناختی بخش مهمی در تشخیص تازگی است . لیترل پی برد که بسیاری از از مردم ، به ویژه زنان صنایع دستی را طی سفر خود به دلایل زیبا شناختی خریداری می‌کنند که لیترل ان را ستایش احساسی می نامد و نشان دهنده ویژگی‌های احساسی موجود در سوغاتی هاست . رنگ ، طرح ، زیبایی ، سبک ساخت و ظرافت ، ویژگیهایی هستند که ارزیابی حسی را توصیف می‌کنند . ‌بنابرین‏ مانند رفتار خریداران لباس در مملکت خودشان ، هنگامی که لباس می خرند ، خرید سوغاتی پارچه ای با همان ویژگی‌های محل سکونت خودشان انجام می‌گردد .

 

۴-۱-۳-۲ گونه شناسی خریداران

 

از زمان جنگ جهانی دوم خرید و مصرف به گونه ای تغییر ‌کرده‌است که تاثیر قابل توجهی بر برنامه ریزی خرده فروشی و عمده فروشی داشته است (لسر و هوگس ۱۹۸۶)[۲۸] . این تغییر عاملی کلیدی در گسترش انواع مختلف گونه شناسی خرید و خریداران بوده که حاصل تلاش محققانی است که در پی فهم تقاضای متغیر کالاها و تجربه بوده اند . از نیمه دهه ۱۹۰۰ تنی چند از محققین گونه شناسیهایی را بر اساس انگیزه های خرید ، کالاهای خریداری شده ، فعالیت‌های صورت گرفته و مکان خرده فروشی صورت داده‌اند .

 

۱-۴-۱-۳-۲ گونه شناسی استون

 

استون (۱۹۵۴) از اولین محققانی بود که گونه شناسیهایی را بر اساس انگیزه ها و فعالیت‌های خریداران انجام داد . گونه شناسی او مبتنی بود بر خانه داران دهه ۱۹۵۰ که از چهار گونه مصرف کننده به شرح زیر تشکیل می شد :

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:56:00 ق.ظ ]




۲- قرارداد ارفاقی پیشگیرانه:

 

این قرارداد به شرط وجود نص صریح قانونی، میان اکثریت بستانکاران، یعنی اکثریت عددی و مبلغی مطابق ترتیبات قرارداد ارفاقی اکثریت و تاجر بدهکار منعقد شده و سپس مورد تصدیق محکمه قرار می‌گیرد. این قرارداد نسبت به قرارداد پس از صدور حکم ورشکستگی ارجح به نظر می‌رسد. ‌به این دلیل که در صورت تحقق، مانع صدور حکم ورشکستگی خواهد بود و نتیجتاً از تاجر سلب اعتبار و حیثیت بازرگانی به عمل نمی آید. کشور بلژیک که مقررات ورشکستگی خود را از کشور فرانسه گرفته بود و از بعد از آن جدا شد قرارداد پیشگیرانه را نیز پیش‌بینی کرده بود که بعد جای خود را به قرارداد ارفاقی قضایی داد (قانون ۲۵ سپتامبر ۱۹۴۶).[۲۸] در قوانین انگلستان هم در قانون تصفیه ۱۹۱۴ قرارداد ارفاقی پیشگیرانه پیش‌بینی شده بود که بعداً تغییر پیدا کرد.[۲۹] این نوع قرارداد در کشور فرانسه نیز تجربه شد اما موفقیتی به دنبال نداشت و موقتی اجرا شد.[۳۰]

 

دوم: قرارداد ارفاقی پس از حکم ورشکستگی

 

قرارداد ارفاقی اکثریت یا قرارداد ارفاقی قضائی، میان مدیون و بستانکاران او پس از صدور حکم توقف منعقد و سپس به تصدیق دادگاه می‌رسد. از اقسام قرارداد ارفاقی ارائه شد. تنها یک قسم از آن یعنی قرارداد ارفاقی پس از حکم ورشکستگی، امکان انعقاد قرارداد آن در حقوق ایران وجود دارد و این امر به دلیل وجود مواد گوناگون است که در این خصوص در ایران وضع شد. عدالت و انصاف حکم می‌کند که قبل صدور حکم ورشکستگی تاجری که به جهت مشکلات اقتصادی غیر مترقبه از پرداخت دیون خود متوقف گردیده است امکان انعقاد قرارداد ارفاقی با وی وجود داشته باشد تا موجب تزلزل اعتبار تجاری فراهم شود.

 

مبحث چهارم: ماهیت حقوقی قرارداد ارفاقی

 

گفتار اول: ماهیت حقوقی قرارداد ارفاقی در حقوق خارجی

 

‌در مورد بررسی ماهیت حقوقی قرارداد ارفاقی دو نظریه عمده وجود دارد. گروهی این روند را یک عمل قضائی می دانند که با حکم دادگاه به اجرا در می‌آید و گروهی دیگر ماهیتی قراردادی برای این نهاد پیشنهاد می‌کنند. برخی وصف قضائی آن را نادیده می گیرند و آن را قرارداد معمولی می پندارند و برخی دیگر آن را قراردادی قضائی می دانند.

 

الف) قرارداد ارفاقی- تصمیم قضائی

 

طبق این نظریه عملیات ارفاقی ناشی از یک تصمیم قضائی است و دادگاه است که با تصدیق آثاری را ایجاد می‌کند. این نظریه در آلمان طرفدارانی دارد.[۳۱] به نظر برخی حقوق ‌دانان در استدلال این نظریه معتقدند به موجب مقررات دادگاه فقط حق تصدیق یا رد طرح را دارد و نمی تواند در تعهدات یا مفاد طرح تغییراتی ایجاد نمی نماید در صورتی که معتقد باشیم ماهیت طرح ارفاق تصمیم قضائی است باید دست قاضی در صدور حکم باز باشد. در میزان و شرایط امهال دخالت کند در صورتی که حدود اختیارات دادگاه محدود به تصدیق یا عدم تصدیق طرح تنظیم شده به وسیله اصحاب می‌باشد.

 

به اعتقاد دیگران اگر قرارداد ارفاقی را از اعمال قرارداد ارفاقی بدانیم در نتیجه مشمول قاعده اعتبار امر قضاوت شده قرار می‌گیرد در حالی که قرارداد ارفاقی قابل ابطال و فسخ است ‌بنابرین‏ دادگاه می‌تواند بعد از تصدیق تصمیم قبلی خود را نقض کند.

 

ب) قرارداد ارفاقی- عقد

 

طبق این نظریه عملیات ارفاقی که بر اساس توافق مدیون و طلبکاران ایجاد می شود. یک قرارداد است که دارای طبیعت خاص خود می‌باشد. حقوق ‌دانان فرانسه طرفدار این نظریه می‌باشند. به اعتقاد طرفداران این نظریه، قرارداد ارفاقی قراردادی است میان مدیون و هیئت طلبکاران برای همین نظر اکثریت به اقلیت تحمیل می‌گردد.[۳۲] ماهیت حقوقی نهاد بازسازی که در ایالات متحده امروزه رواج دارد عقدی است بین بدهکار و طلبکاران منعقد می شود.[۳۳] طرح بازسازی قراردادی است که نسبت به بدهکار، طلبکاران، دارندگان منافع لازم الاجرا است.

 

در طرح بازسازی تصدیق شده، بدهکار و تمامی اشخاص ذینفع در آن خواه به طرح بازسازی رأی‌ داده باشند و خواه نداده باشند ملزم به اجرای آن هستند. ‌بنابرین‏ با توجه به اینکه نهاد بازسازی، یک رابطه حقوقی دو طرفه حداقل میان بدهکار و طلبکاران او است، طبق قواعد حقوقی ایران، ماهیت حقوقی بازسازی رابطه طرفینی و عقد تلقی می شود.

 

گفتار دوم: ماهیت حقوقی قرارداد ارفاقی در حقوق داخلی

 

برای شناختن ماهیت قرارداد ارفاقی باید آن را با نهادهای مشابه داخلی مقایسه نمود:

 

الف) قرارداد ارفاقی و مضابه

 

آیا قرارداد ارفاقی را می توان مضاربه نامید؟ بدین معنی که طلبکاران، دارایی را که از اموال تاجر به آن ها می‌رسد با قرارداد ارفاقی برای تجارت دوباره به تاجر بدهند که تجارت کند و سودی به دست آورد؟

 

قانون مدنی در ماده ۵۴۶ در تعریف عقد مضاربه آورده است: «مضاربه که به موجب آن احد متعاملین سرمایه می‌دهد یا قید اینکه طرف دیگر با آن تجارت کرده و در سود شریک باشند صاحب سرمایه را مالک و عامل مضارب نامیده می شود.» در مضاربه سرمایه باید وجه نقد باشد. (ماده ۵۴۷ ق.م) ‌بنابرین‏ کالا نمی‌تواند در عقد مضاربه سرمایه قرار گیرد. علاوه بر آن در عقد مضاربه حصه ی هر یک از مالک و مضارب در منافع باید جزء مشاع از کل از قبیل ربع یا ثلث و غیره باشد. (ماده ۵۴۸ ق.م) لذا در عقد مضاربه نمی توان سود را اختصاص به مالک یا مضارب داد. مضاربه عقدی است جایز و تعیین مدت موجب لزوم عقد مضاربه نمی شود. (ماده ۵۵۰ و ۵۵۲ ق.م)

 

وجه اشتراک مضاربه و قرارداد ارفاقی در عقد بودن هر دوی آن ها و دخالت داشتن سرمایه در هر دو عقد می‌باشد، به رغم شباهت هایی که بین این دو وجود دارد، تفاوت های آن ها بسیار بارز و چشمگیر است که این دو را از هم متمایز می‌سازد.

 

اول اینکه مضاربه عقدی است جایز با خواست هریک از طرفین بهم می‌خورد و حتی شرط مدت نیز نمی تواند به آن شرط لزوم ببخشد. (ماده ۵۵۰ و ۵۵۲ ق.م) در حالی که قرارداد ارفاقی عقدی است لازم(مستنبط از مواد ۴۹۴، ۴۹۰، ۴۸۹، ۴۸۲ ق.ت) دوم، در مضاربه در سود حاصل شده نوعی شرکت به وجود می‌آید در حالی که در قرارداد ارفاقی این چنین نیست، با فعالیت های تجاری که انجام می‌دهد و سودی را که به دست می آورد بدهی طلبکاران را پرداخت می‌کند. سوم، در صورتی که عقد مضاربه به جهتی از جهات باطل باشد مضارب مستحق اجرت المثل عمل خود خواهد بود اگرچه در معاملات تجاری که نموده سودی حاصل نشده باشد، زیرا عمل انسان قابل احترام برای همه می‌باشد، درحالی که اگر قرارداد ارفاقی باطل گردد تاجر مستحق اجرتی نمی باشد چرا که برای دیگران کار نمی کند.

 

ب) قرارداد ارفاقی و ابراء

 

در موردی که طلبکاران از قسمتی از طلب خود صرف نظر می‌کنند، آیا این عمل با توجه به لفظ «صرف نظر» همان ابراء در قانون مدنی است یا خیر؟

 

قانون مدنی در ماده ۲۸۹ ابراء را تعریف می‌کند: «ابراء عبارت از آن است که دائن از حق خود به اختیار صرف نظر کند.» وجه اشتراک ابراء و قرارداد ارفاقی در صرف نظر کردن دائن از طلب خود است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:01:00 ق.ظ ]




در نتیجه با بهره گرفتن از نظرات فقها و مواد قانونی می توان گفت که: اختیار قانونی بایع در فسخ عقد بیع حال(عین خارجی یا در حکم آن) در صورت عدم تسلیم تمبیع و ثمن با انقضای سه روز از تاریخ عقد خیار تأخیر ثمن نام دارد. برابر این تعریف خیار تأخیر مخصوص بایع است و هرگاه ثمن عین معین و مبیع عین کلی باشد برای خریدار خیار تأخیر مبیع ایجاد نمی شود وهمچنین این خیار ویژه عقد بیع است و در عقود دیگر راه ندارد(امامی، همان).

 

۲-۱-۲- خصوصیات خیار تأخیر ثمن

 

خیار تأخیر ثمن دارای خصوصیات و ویژگی‌های ذیل می‌باشد :

 

۲-۱-۲-۱- غیر قرار دادی بودن خیار تأخیر ثمن

 

یعنی منشاء آن توافق طرفین نمی باشد بلکه ناشی از حکم قانون است و ماده ۴۰۲ قانون مدنی خیار تأخیر را شناسایی نموده است. همچنین خیار مذبور از جمله خیارات معلق است، یعنی ابتدای مدت آن متصل به زمان وقوع عقد نمی باشد بلکه پس از سه روز از زمان وقوع عقد، ایجاد می‌گردد. از نظر فقها نیز هر چند که بر اساس اصل اولی وقتی عقد منعقد شد و ملکیت برای طرفین حاصل شد این ملکیت با تأخیر در قبض و اقباض از بین نمی‌رود ولی در اینجا شارع بنابر مصالحی به بایع حق داده است که در صورت وجود شرایط، معامله را فسخ نماید. این حق فسخ می‌تواند ناظر به مصلحت قبض باشد چرا که هدف از بیع مبیع، از طرف بایع دریافت ثمن است و وقتی تا سه روز این کار انجام نپذیرد بایع می‌تواند بیع را فسخ کند. در حقیقت تأخیر مشتری در پرداخت ثمن که مطلوب بایع است این حق را برای او ایجاد می‌کند که بیع را فسخ نماید(قاسم زاده، ۱۳۸۶، ص۵۶).

 

‌بنابرین‏ باید گفت که منشاء خیار تأخیر ثمن ناشی از توافق طرفین نمی باشد.

 

۲-۱-۲-۲- اختصاص خیار تأخیر ثمن به عقد بیع و بایع

 

خیارات به دو دسته تقسیم می‌شوند : خیارات مشترک و خیارات مختص. خیارات مختص خیاراتی است که فقط در عقد بیع یافت می شود و در عقود لازم دیگر موجود نخواهند شد ولی خیارات مشترک در سایر عقود لازم دیگر ایجاد می‌گردند. خیار تأخیر ثمن بنابر ماده ۴۵۶ ق.م از خیارات مختص می‌باشد. مختص بودن خیار مذبور از دو جهت مورد مطالعه قرار می‌گیرد:

 

۲-۱-۲-۲-۱- اختصاص خیار تأخیر به عقد بیع

 

خیار تأخیر ثمن مختص به عقد بیع می‌باشد و در سایر عقود لازم دیگر جاری نمی گردد، هر چند نتیجه آن ها با نتیجه عقد بیع از لحاظ قانونی یکسان باشد ؛ مانند صلح اعیان. ‌بنابرین‏ خیار تأخیر ثمن وقتی به وجود می‌آید که عقد و معامله بیع باشد و اگر عقد بیع نباشد و مثلاً معاوضه باشد در آن خیار تأخیر جاری نمی گردد. علت این امر آن است که روایات وارده که دلیل و مدرک خاص خیار تأخیر ثمن می‌باشند، خیار مذبور را صرفاً به عقد بیع اختصاص داده از جمله: عَنْ اسحاق ابْنِ عَمَّارٍ عَنْ عَبْدٍ صَالِحٍ ( ع ) قَالَ : مِنْ اشتری بیعاً فِضَّهٍ ثلاثه ایام وَ لَمْ یجب به ثمن، فَلَا بیع لَهُ(حرعاملی، ج۷ ص۳۵۶).روایت اسحاق بن عمار از امام موسی کاظم (ع) امام فرمود: هر کس مبیعی را بخرد و سه روز بگذرد و ثمن را نیاورد بیعی برای او نخواهد بود . همچنین آیت الله حبیب اله رشتی در این مورد ادعای اجماع کرده‌اند(خلخالی، ۱۴۰۷، ج۲، ص۵۴۲).

 

شیخ انصاری نیز معتقد است که خیار تأخیر به بیع و فروشنده اختصاص دارد.«مَنْ بَاعَ شیئا وَ لَمْ یسلمه الی المشتری وَ لَا قَبَّضَ الثَّمَنَ وَ لَا شَرَطَ تاخیره وَ لَوْ سَاعَتِهِ لَزِمَ بیع ثلاثه ایام ، فَانٍ جَاءَ المشتری بِالثَّمَنِ فی هَذِهِ الثلاثه فَهُوَ أَحَقُّ بالعین . . . . . . . . . . . . . .

 

هرگاه چیزی فروخته شود ولی به مشتری تسلیم نشده باشد،وثمن نیز به قبض داده نشده باشد و شرط تأخیر در تسلیم نیز نشده باشد تا سه روز بیع لازم است،اگر مشتری در ضمن سه روز ثمن را به قبض دهد مستحق در گرفتن مبیع است و………(انصاری.۱۳۷۵، ص۲۱۶).

 

قانون مدنی نیز در ماده ۴۵۶ مقرر داشته: خیارات مختص به بیع عبارتند از: «خیار مجلس»، «خیار حیوان»، «خیار تأخیر ثمن». ‌بنابرین‏ با توجه به نظر فقها و همچنین ماده ۴۵۶ ق.م باید گفت که خیار مذکور مختص به بیع بوده درسایر معاملات محقق نمی شوند .

 

۲-۱-۲-۲-۱-۱- بررسی ایجاد خیار تأخیر ثمن در انواع عقد بیع به اعتبار اعلام رأس المال

 

عقد به اعتبار اعلام رأس المال یا عدم اعلام آن به چهار قسم ذیل تقسیم می‌گردد :

 

۱- بیع مرابحه : در این نوع بیع، توافق دو طرف بر این مبنا است که سودی عادلانه به فروشنده از بهای خرید برسد. پس فروشنده بهای خرید مبیع را که به «رأس المال» شهرت دارد اعلام می‌کند و سود را بر آن می افزاید و مجموع رأس المال و ربح، ثمن قرار می گیرند(حلی، ۱۴۰۹، ج۲، ص۴۲۵).

 

۲- بیع تولیه : .محقق در کتاب شرایع میفرماید:

 

« َمَّا التولیه فهی انَّ یعطیه الْمَتَاعُ بِرَأْسِ مَالِهِ مِنْ غیر زیاده فیقول‌ وَ لیتک أَوْ یعتک أَوْ ماشا کله مِنْ أَلْفَاظِ الدَّالَّهِ علی النَّقْلِ» (همان).

 

«تولیه بیعی است که بایع مبیع را بقیمت خرید و بدون افزایش مبلغی بمشتری‌ منتقل سازد»

 

۳- بیع مواضعه : مواضعه بیعی است که بایع مبیع را با کسر مبلغی از خرید بفروش برساند.مانند آنکه بگوید این خانه که بمبلغ بیست هزار ریال خریده‌ام با کسر تومانی یک ریال میفروشم‌. محقق میفرماید:

 

«وَ أَمَّا المواضعه فانها مفاعله مِنَ الْوَضْعِ»(همان).

 

۴- بیع مساومه : محقق در کتاب شرایع از بیع مساومه ذکری ننموده، لیکن آنچه از لمعه و شرح‌ لمعه و سایر کتب فقها مستفاده می شود این است که مساومه بیعی است که بایع هنگام معامله ذکری‌ از خرید ننماید اعم از اینکه آن قیمت متضمن نفعی باشد و یا ضرر و درهرحال چنین بیعی‌ مرجح و بر سایر بیعها برتری دارد(شهید اول، ۱۴۱۱، ص۴۵۵٫شهید ثانی، ۱۴۱۰، ج۳، ص۳۷۸).

 

در تمام این اقسام چهارگانه فوق خیار تأخیر ثمن می‌تواند ایجاد گردد البته در صورتی که بیع به صورت نقد باشد و سایر شرایط پیدایش خیار تأخیر را داشته باشند.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:50:00 ق.ظ ]




منظور از باهم بودن، نهادهای اجتماعی‌ای است که کارکرد دیدار، شناخت و درنهایت اعتماد را میسر می‌کند.

 

البته حتماً لازم نیست که ارتباط پیش‌گفته تنها در داخل نهادهای جامعه مدنی باشد بلکه بیشتر روش‌ها و فرم‌های اجتماعی را نیز که ارتباط مداوم و سازمان‌دهی شده دارند، دربر ‌می‌گیرد. اما نباید از یاد برد که اعتماد و حس همکاری با شیوه‌ای آسان‌تر در داخل نهادی‌های جامعه مدنی درست می‌شوند؛ ‌به این دلیل که اعضای آن نهاد به‌دلخواه و بدون هیچ ‌چشم‌داشتی به عضویت آن نهادها درمی‌آیند. به‌این‌ترتیب سرمایه اجتماعی عبارت است از مجموع آن دسته از ارتباطات و شبکه های ارتباط اجتماعی که در جامعه موجودند و نیز میزان اعتماد و همکاری میان روابط وجود در اینجا می‌توان گفت اگر در مجموعه‌ای میزان سرمایه اجتماعی پایین باشد خطر افتادن آن جامعه به وضعیت تله اجتماعی بسیار بالا است. تله اجتماعی یعنی سرمایه اجتماعی پایین، نبود اعتماد و اطمینان با یکدیگر بین مردم، رواج فساد اداری، اقتصادی، ترس و… پس می‌توان تله اجتماعی را که بعضی‌اوقات از آن به عنوان مشکل منافع جمعی یاد می‌شود به صورت زیر شرح داد. می‌دانیم که منافعمان ایجاب می‌کند که همه باهم همکاری کنیم. اما اگر ‌به این باور نرسیم که تمام افراد دیگر اجتماع هم همکاری کنند، دیگر معنایی نخواهد داشت که تو به‌تنهایی همکاری کنی، نتیجه این اعتقاد این است که همکاری و تلاش برای منافع جمعی تنها زمانی میسر می‌شود، که انسان بر این باور برسد که همه افراد دیگر نیز همکاری خواهند کرد.

 

در زمینه سرمایه اجتماعی مطالعات وسیعی توسط صاحب‌نظران و دانشمندان این علوم صورت گرفته و نظریه‌پردازانی همچون جین جاکوب (۱۹۶۱) لوری (۱۹۷۰) بن پرات (۱۹۸۰)، ویلیامسن (۱۹۸۱)، بیکر (۱۹۸۳)، جیمز کلمن (۱۹۹۰) رابرت پانتام (۱۹۷۰)، پیر بوردیو (۱۹۸۰) و فرانسیس فوکویا ما (۱۹۹۰) تعاریف متعددی از سرمایه اجتماعی کرده‌اند.

 

جیمز جاکوب در کتاب مرگ و زندگی شهرهای بزرگ آمریکایی سرمایه اجتماعی را شبکه های اجتماعی فشرده‌ای می‌داند که در محدوده‌های قدیمی شهری در ارتباط با حفظ نظافت، عدم وجود جرم و جنایات خیابانی و دیگر تصمیمات ‌در مورد بهبود کیفیت زندگی در مقایسه با عوامل نهادهای رسمی مانند نیروی حفاظتی پلیس و نیروی انتظامی، مسئولیت بیشتری از خود نشان می‌دهد. یک مثال عینی این تعریف را در دنیای امروزه می‌توان در تشکل‌های غیردولتی حمایت از محیط‌زیست یافت. این شبکه اجتماعی بعضی نیروهای قدرتمندی را به صورت NGO ها به وجود می‌آورد که حتی در حمایت از محیط‌زیست موجب توقف پروژه های عمرانی دولت نیز می‌شوند.

گلن لوری، سرمایه اجتماعی را مجموع منابعی می‌داند که در ذات روابط خانوادگی و در سازمان اجتماعی جامعه وجود دارد و برای رشد شناختی یا اجتماعی کودک یا جوان سودمند است. بن پرات، در تعریف سرمایه اجتماعی، روابط بین افراد یک خانواده، گروهی از دوستان یا شرکای یک شرکت را به صورت رابطه F تعریف می‌کند و به بررسی اثرات این رابطه بر مبادلات اقتصادی می‌پردازد.

 

ویلیامسن و بیکر، که به دنبال مطالعات بن پرات در پی بررسی شیوه اثرگذاری یک سازمان اجتماعی بر عملکرد نهادهای اقتصادی بوده‌اند. مجموعه‌ای از مطالعات را پایه‌گذاری کرده‌اند که اقتصاد نهادی نام‌گرفته است. بیکر شان داده است که چگونه روابط میان سوداگران در بازار فوق‌العاده عقلانی شده بورس تجاری شیکاگو توسعه می‌یابد، حفظ می‌شود و بر فعالیت دادوستد تأثیر می‌گذارد. ازنظر پیربور دیو، سرمایه اجتماعی حاصل جمع منابع بالقوه و بالفعلی است که نتیجه مالکیت شبکه بادوامی از روابط کمابیش نهادینه‌شده آشنایی و شناخت متقابل بین افراد – یا به‌بیان‌دیگر عضویت در گروه است. شبکه‌ای که هر یک از اعضای خود را از پشتیبانی سرمایه اجتماعی برخوردار می‌کند و آنان را مستحق اعتبار می‌سازد. البته سرمایه اجتماعی مستلزم شرایطی به‌مراتب بیش از وجود صرف شبکه پیوندها است. در واقع پیوندهای شبکه‌ای می‌بایست از نوع خاص باشند، یعنی مثبت و مبتنی بر اعتماد.

 

برخلاف بوردیو، کلمن از واژگان مختلفی برای سرمایه اجتماعی کمک گرفت. وی مفهوم سرمایه اجتماعی را از ابعاد مختلف بررسی کرد. کلمن برای تعریف سرمایه اجتماعی از کارکرد آن کمک گرفت و تعریفی کارکردی از سرمایه اجتماعی ارائه داد و نه تعریفی ماهوی بر این اساس سرمایه اجتماعی شی واحد نیست بلکه انواع چیزهای گوناگونی است که دو ویژگی مشترک دارند: همه آن‌ ها شامل جنبه‌ای از یک ساخت اجتماعی هستند و کنش‌های معین افرادی را که در درون ساختار هستند تسهیل می‌کنند. سرمایه اجتماعی مانند شکل‌های دیگر سرمایه مولد است و دستیابی به هدف‌های معینی را که در نبود آن دست‌یافتنی نخواهد بود، امکان‌پذیر می‌سازد. سرمایه اجتماعی مانند سرمایه فیزیکی و سرمایه انسانی کاملاً تعویض‌پذیر نیست اما نسبت به فعالیت‌های به‌ خصوص تعویض‌پذیر است شغل معینی از سرمایه اجتماعی که در تسهیل کنش‌های معینی ارزشمند است ممکن است برای کنش‌های دیگر بی‌فایده یا حتی زیانمند باشد. سرمایه اجتماعی نه در افراد و نه در ابزار فیزیکی تولید قرار دارد. ‌بنابرین‏ ازنظر کلمن سرمایه اجتماعی شامل یک چارچوب اجتماعی است که موجب تسهیل روابط افراد درون این چارچوب می‌شود، به گونه‌ای که فتوای آن ممکن است در دستیابی به هدف معین هزینه بیشتری به افراد آن جامعه تحمیل کند.

 

ازنظر پانتام، سرمایه اجتماعی این دسته از ویژگی‌های زندگی اجتماعی، شبکه ها، هنجارها و اعتماد است که مشارکت‌کنندگان را قادر می‌سازد تا به شیوه‌ای مؤثرتر اهداف مشترک خود را تعقیب کنند. به بیان دقیق‌تر سرمایه اجتماعی از طریق افزایش هزینه‌ای بالقوه جدا شدن، تقویت هنجارهای مستحکم بده – بستان، تسهیل جریان اطلاعات ازجمله اطلاعات مربوط به شهرت کنشگران و تجسم موفقیت‌های گذشته سعی دارد به تحقق کنش جمعی کمک کند.

 

پانتام بین دو شکل سرمایه اجتماعی تمایز قائل می‌شود که عبارت است از: سرمایه اجتماعی ارتباط دهند (یا جامع) و سرمایه اجتماعی درون‌گروهی (یا انحصاری). سرمایه اجتماعی ارتباط‌دهنده، افراد متعلق به تقسیمات اجتماعی متنوع را گرد هم می‌آورد و سرمایه اجتماعی درون‌گروهی، هویت‌های انحصاری را تقویت کرده و باعث حفظ همگنی می‌شود. فوکو یاما سرمایه اجتماعی را مجموعه‌ای از هنجارهای موجود در سیستم‌های اجتماعی می‌داند که موجب ارتقای سطح همکاری اعضای آن جامعه شده و سبب پایین آمدن هزینه های تبادلات و ارتباطات می‌شود.

 

فوکویاما سرمایه اجتماعی را به عنوان یک پدیده جامعه‌شناختی موردتوجه قرار می‌دهد. به نظر او سرمایه اجتماعی با شعاع اعتماد رابطه تنگاتنگی دارد و هرچقدر شعاع اعتماد در یک گروه اجتماعی گسترده‌تر باشد، سرمایه اجتماعی نیز زیاد خواهد بود و به تبعیت از آن میزان همکاری و اعتماد متقابل اعضای گروه نیز افزایش خواهد یافت.

 

بانک جهانی سرمایه اجتماعی را با تعابیری همچون حلقه مفقوده توسعه، چسب اجتماعی، مطلوبیت اقتصادی، سرمایه جذاب، مهارت اساسی امروزی، روح ملی، ویژگی اصلی جوامع و ملت‌ها، ارتقادهنده انگیزه های فردی به عرف‌های هنجاری و نهادی و گروهی عنوان نموده است (فاین، بن، ۱۳۸۵)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:56:00 ق.ظ ]




” چنین بیان شده است که دو تیرانداز مسئول حادثه غم انگیز کلومبین در سال ۱۹۹۹ مثال خوبی از حساسیت افراد جوان در مقابل تصاویر خشن رسانه های الکترونیک است . “

 

تصور می رود که دو پسر مذکور ، کاراکترهایی را تقلید می‌کردند که در کامپیوتر خانگی از بازی Doom لذت می برده اند ، که توسط ارتش ایالات متحده برای ، آموزش سربازان جهت کشتن مؤثر تهیه شده بود .

 

هنگامی که مرکز ( simon wiesnthal center ) که ‌گروه‌های متنفر از اینترنت پیروی می‌کند جستجویی کرد و یک نسخه از وب سایت هریس را با ورژن Doom یافت . در ورژن وی دوتیرانداز دارد که هر یک مهارت‌های فوق العاده و مهمات نامحدود می جنگند ، و دیگری کاراکترهای بازی نمی توانند مقابله بکنند .

 

دو مورد از مطالعات جدید از روزنامه شخصیت و روانشناسی اجتماعی اضافه کردند و بعضی از علوم دیگر ادعا دارند که بازی‌های خشن و خشونت بار کامپیوتری و ویدئویی ، پرخاشگری را افزایش می‌دهد .

 

این دو مطالعات بعلاوه تحقیقات دیگری که روی بازی‌های کامپیوتری و ویدئویی صورت گرفته همگی درهمان جهت سیر می‌کند، محققی بنام ( craiga) اندرسون دارای مدرک ( P.h.D ) از دانشگاه لووای آمریکا درباره ی یک شبکه ی اختصاصی بنام ( MD ) می‌گوید : آن یک جهتی است که هیچ پیش‌بینی برای آن نشده است. به خاطر اینکه نتیجه ی بازی‌های خشونت بار کامپیوتری و ویدئویی شبیهه فیلم های خشونت بار تلویزیون است.

 

اساسا ً بچه هایی که بازی‌های خشونت بار و خشن کامپیوتری و ویدئویی بازی می‌کنند در معرض این می‌باشند. که مردمان( وحشی ‌و خطرناک باشند . )

 

( روی دو مطالعه ی و تحقیق اخیراًً آقای اندرسون ، با آقای کارن E دیل دارای مدرک P.h.D از دانشگاه لینیوز – رین در شهر هکوری کار کردند ، او آن زمان با دانشگاه میزوری کلمبیا همکاری داشته است . )

 

اولین تحقیق روی بیش از ۲۰۰ دانشجوی دانشگاه ، درباره ی رفتارهای پرخاشگرانه شان انجام شده است ، و هر رفتار مختلفی که درگذشته ی نزدیک انجام شده بررسی شده است . در ارتباط با انواع بازی‌های کامپیوتری و ویدئویی خشن ، که بازی کرده‌اند ، و اغلب چگونه بازی کرده‌اند.

 

محققین همچنین یافته اند که بیشترین وقتی که یک دانش آموز در گذشته صرف دیدن بازی‌های کامپیوتری و ویدئویی ‌کرده‌است ، نمرات دانشگاهی او تنزل ‌کرده‌است .

 

دومین تحقیق مطرح شده بود که نشان داده که ترمهای کوتاه با پرخاشگری و خشونت های ویدئویی ارتباط دارد . بیش از۲۰۰ دانشجوی دانشکده بازی ویدئویی و کامپیوتری خشونت بار و یا بدون خشونت بازی کرده‌اند این بازی‌ها دارای سطوح مشکل مشابهی هستند .

 

‌بنابرین‏ ناامیدی از انجام بازی‌ها می‌تواند عامل مهم پرخاشگری باشد .

 

دانش آموزان این بازی‌ها را در سه مرحله بازی می کرده‌اند . در دو بخش جدا از هم که حدود یک هفته بین شان فاصله بود . بعد از اینکه دانش آموزان بازی‌ها را در سه مرحله بازی می‌کردند در مرحله سوم آن ها مجبور بودند بازی را با سر و صدای زیادی دنبال کنند و اگر بازی را گم می‌کردند حریفشان متوجه می شد . آنهایی که بازی‌ها را با سر و صدای وحشتناک تر از دیگران بازی می‌کردند ، در تحقیق نشان داده شده که بیشتر پرخاشگرتر بودند .

 

و همچنین تحقیقات نشان داد که زنان به مراتب در خصومت و خشونت درسطوح پایین تری بودند.

 

” ما اکنون می‌دانیم که بازی کردن با بازی‌های کامپیوتری و ویدئویی خشن و خشونت بار حتی برای یک دوره کوتاه رفتارهای پرخاشگرانه در کودکان و نوجوانان را افزایش می‌دهد .”

 

اندرسون می‌گوید ” ( کسانی که قبل از مجلس سنای آمریکا زیر فشار قرار گرفتن بچه ها واثرات خشونت بار را در انجام بازی‌ها تصدیق ‌کرده‌است . )

 

آقای اندرسون ادامه داد که مردم به دنبال راهی برای مقابله با مشکلات روزمره شان هستند من فکر می کنم پیامی که دوست داشتم به والدین بدهم این است که هنگامی که بچه ها بازی‌ها را بخوبی بازی می‌کنند ، آن یعنی بازی‌ها ، آن ها را در نهایت مجبور می‌کند که به طور آنی درباره جهان خشونت بار فکر کنند .

 

” اندرسون در شبکه MD این نکته را اظهار داشت . “

 

همکار اندرسون ” دیل ” می‌گوید : بازی‌های خشونت بار ویدئویی می‌تواند روی رفتار تاثیر گذار باشد ، بخاطر اینکه آن ها نیاز به مشارکت دارند .

 

دیل در ضمن می‌گوید این بازی‌های ویدئویی بچه ها را به طرف اعمال وحشیانه و خشونت بار سوق می‌دهد . ” ‌بنابرین‏ بازیگر یاد می‌گیرد که خشونت جوابی متقابل برای موقعیتهای دشوار است . “

 

تا این تاریخ اندرسون و دیل بهترین مطالعات و تحقیقات را بر روی بازی‌های خشونت بار ویدئویی و کامپیوتری انجام داده‌اند .

 

دیوید A والش استاد دانشگاه و رئیس مؤسسه‌ ملی روی وسایل صوتی و تصویری در خانواده ، در همان وقت می‌گوید :

 

” مطالعات بیشتری باید انجام شود قبل از اینکه ما ادعا کنیم که یک عاملی هست که بین خشونت بازی‌های ویدئویی و خشونت های زندگی واقعی ارتباط برقرار کند .”

 

جون شری دارای مدرک p . h . D استاد یار ارتباطات در دانشگاه پرودو در شهر ایلنوز موافق است که تحقیق را روی بازی‌های وحشیانه ویدئویی مجزا کرد در حالی که او دانشجوی دکترا می‌باشد . اما تحقیقاتش به بیش از ۲۰ مورد می‌رسد . او می‌گوید : که در یافته است اثر مشابهی در چیزی که ما از تلویزیون می گیریم . اما او می‌گوید کم بودن طول تحقیقات و شکست در تحقیقات برای عدم اعتماد به نفس شخص به معنی این است که هنوز یک سوال بدون حل است و جوابی برای آن نیست .

 

شری که عقاید کلبود و هریزه را درباره بازی‌های ویدئویی خشونت بار تصدیق می‌کند . آن ها همچنین چندین نوع از اعمال خشونت بار را در نظر گرفتند صرف نظر از اینکه تا به حال این بازی‌ها را انجام نداده اند.

 

تصور اینکه چه چیزی آن ها بازی می‌کنند ، برای بیشتر مردم آن قابل درک است .

 

‌بنابرین‏ من فکر می کنم که بعضی از مردم می‌توانند بازی‌های ویدئویی را بازی کنند و آن را به عنوان یک تفنن و سرگرمی استفاده کنند ولی بعضی از مردم مایلند بیشتر پرخاشگر باشند . ‌بنابرین‏ ما واقعا ً نیازمند آن هستیم که دریابیم که چه نوع از مردم بازی می‌کنند و چه واکنشی دارند .

 

” تود هولنشی CEO از شرکت نرم افزار id ، شرکتی که ۳D wolfenstein نامیده شده عقیده دارد : که بازی‌های ویدئویی طرناک هستند . “

 

یک عقیده مشهور و عامیانه است . او خاطر نشان کرد که یک گزارش دولتی استرالیا اعلام کرد ، که یک سری تحقیقات را بر روی بازی‌های خشونت بار ویدئویی را فاش کرد تا سال ۱۹۹۹ و همچنین شواهد نشان داده که یک سری شواهد قوی دال بر ارتباط بین بازی و رفتار یا بازی و اعتماد به نفس وجود دارد .

 

تا کنون تحقیق کمی بر روی بازی‌های کامپیوتری و ویدئویی خشن و تاثیر آن ها برکودکان و نوجوانان صورت گرفته است ، اما اگر به طبیعت کنش و واکنش‌های داخلی در این بازی‌ها توجه شود می توان یک ارتباط در آن ها یافت .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:02:00 ق.ظ ]




با توجه به توضیحاتی که ارائه شد می توان گفت، سوء نیت عام درجرم اختلاس همان قصد برداشت و تصاحب اموال و اشیاء به نفع خود یا دیگری است که مرتکب باید در انجام این اعمال، اراده داشته باشد.‌بنابرین‏ برداشت و تصاحب اموال در حال خواب، بی هوشی، مستی و… به دلیل عدم وجود سوء نیت عام، اختلاس محسوب نمی شود.

 

ب) سوء نیت خاص

 

سوء نیت خاص، بر خلاف سوء نیت عام، لزوماً در همه جرایم وجود ندارد.به عبارت بهتر باید چنین گفت که سوء نیت خاص ، صرفا شامل جرایم مقید به نتیجه می‌باشد و جرایم مطلق فاقد سوء نیت خاص می‌باشند. از این عبارت به خوبی مشخص می‌گردد که سوء نیت خاص به کسب نتیجه از رفتار مربوط می شود.به بیان دیگر ، سوء نیت خاص را می توان قصد حصول نتیجه از رفتار مجرمانه تعبیر و تعریف نمود.از آنجا که جرم اختلاس نیز جرمی است مقید به نتیجه ، لذا باید چنین گفت که سوء نیت خاص در جرم اختلاس همان طور که آرای و نظریات مشورتی به خصوص نظریه ۱۴۵۹/۷ ـ ۱۳/۶/۷۰ که پیشتر نقل گردید بر می‌آید، عبارت است از عمد در اضرار به دولت یا افراد دیگر.

 

از نقطه نظر تطبیقی نیز می توان چنین گفت که با توجه سیاق ماده ۳۱۵ قانون عقوبات عراق، تردیدی باقی نمی ماند که موارد ذکر شده در حقوق ایران، بر مبنای اصول کلی حاکم بر حقوق عمومی بوده است و از این نظر هیچ تفاوتی میان حقوق ایران و عراق وجود ندارد.

 

فصل دوم: واکنش کیفری در قبال اختلاس

 

واکنش کیفری در قبال جرم اختلاس، لزوماً معنای مجازات نیست.بلکه واکنش کیفری ابعاد دیگری نیز دارد که ممکن است به اندازه مجازات در مبارزه با جرم اختلاس، مؤثر باشد.به عنوان مثال می توان به اقدامات ارفاقی اشاره نمود که می‌تواند تاثیر مثبت بر شخصی کردن مجازات ها و البته در همکاری مرتکب در بازگرداندن اموال تصاحب شده به بیت المال داشته باشد.لذا در این فصل که در چهار مبحث ارائه می شود، نخست به بررسی انواع مجازات ها در خصوص جرم اختلاس می پردازیم و سپس به مجازات شرکا و معاونین، عوامل ‌تشدید کننده مجازات و در نهایت به اقدامات ارفاقی در خصوص اختلاس خواهیم پرداخت.

 

مبحث نخست: انواع مجازات ها

 

تا پیش از تصویب قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲،مستند به ماده ۱۳ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۵، پنج نوع مجازات در نظام کیفری ایران وجود داشت که شامل: حدود و قصاص و دیات و تعزیرات و مجازات های بازدارنده بودند. با تصویب قانون مجازات اسلامی در سال ۱۳۹۲ به موجب ماده ۱۴ این قانون ، مجازات های بازدارنده حذف و حدود و قصاص و دیات و تعزیرات مجازات های اصلی نظام کیفری ایران گردیدند. در کنار این تغییر، مجازات های تکمیلی و تبعی همانند قانون پیشین، البته با در نظر گرفتن تغییراتی، در قانون جدید نیز وجود دارد و قابل اعمال می‌باشد.فصل دوم از بخش اول این قانون ، از ماده ۲۳ تا ۲۵ به مجازات های تکمیلی و تبعی اختصاص دارد.

 

در قانون عقوبات عراق، رویکرد دیگری اتخاذ شده است.بر خلاف آنچه که در نظام حقوقی ایران رایج است و جرایم بر مبنای مجازات ها، طبقه بندی می‌شوند، در حقوق عراق و مطابق با ماده ۲۳ قانون عقوبات این کشور، جرایم به جنایات و جنحه و خلاف (الجنایاتوالجنحوالمخالفات) تقسیم می‌شوند.نکته جالبی که در قانون عقوبات عراق به چشم می‌خورد، طبقه بندی دیگری از جرایم است که بر مبنای طبیعت جرایم صورت می‌گیرد و بر این اساس جرایم به جرایم عادی و جرایم سیاسی طبقه بندی می‌شوند.ماده ۲۰ قانون عقوبات عراق ‌به این طبقه بندی اختصاص دارد.اما در قانون عقوبات عراق نیز همچون قانون مجازات اسلامی ایران، مجازات ها به دو نوع اصلی و تکمیلی تقسیم می شود.

 

مبجث نخست از فصل دوم پایان نامه حاضر به بررسی مجازات های قابل اعمال در جرم اختلاس در حقوق ایران و عراق اختصاص دارد.

 

گفتار نخست : مجازات های اصلی

 

همان طور که پیشتر بیان شد، مراد از مجازات های اصلی، حدود ، قصاص و دیات و تعزیرات است که در ماده ۱۴ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ به آن اشاره شده است. در حقوق عراق مجازات های اصلی ، بر خلاف حقوق ایران عرفی است و جنبه شرعی ندارد. مجازات اصلی در حقوق عراق عبارتند از :

 

اعدام، حبس ابد(السجن المؤبد ( ، حبس غیر موبد(السجن المؤقت)،حبس شدید (الحبس الشدید) ، حبس بسیط (الحبس البسیط) ، جزای نقدی (الغرامه المالیه) ، نگهداری در تیمارستان ها ( الحجز فی مدرسه الفتیان الجانحین) و نگهداری در کانون های اصلاح و تربیت (الحجز فی المدارس الأصلاحیه) می‌باشد.در ادامه توضیح خواهیم داد که مراد از این مجازات ها چیست.

 

در نظام حقوقی ایران، مجازات اختلاس، در ماده ۵ قانون تشدید مجازات مرتکبین اختلاس و ارتشاء و کلاهبرداری تعیین شده است.این ماده اشعار می‌دارد :

 

«در صورتی که میزان اختلاس تا پنجاه هزار ریال باشد مرتکب به شش ماه تا سه سال حبس و شش ماه تا سه سال انفصال موقت و هرگاه بیش از این مبلغ باشد ، به دوتا ده سال حبس و انفصال دائم ازخدمات دولتی و درهرموردعلاوه بر رد وجه یا مال مورد اختلاس به جزای نقدی معادل دو برابر آن ، محکوم می‌شود.»

 

چنان که ملاحظه می‌شود مجازات جرم اختلاس بستگی به ارزش و نصاب مال اختلاس شده دارد . ‌در مورد تعیین نصاب اموال اختلاس شده تبصره چهار ماده ۵ اشعار می‌دارد:

 

«حداقل نصاب مبالغ مذکور در جرم اختلاس ازحیث تعیین مجازات یاصلاحیت محاکم اعم از این است که جرم دفعتا واحده یا به دفعات واقع شده و جمع مبلغ مورد اختلاس بالغ بر نصاب مذبور باشد.»

 

چنانچه عمل اختلاس توام با جعل سند و نظایر آن باشد در صورتی که میزان اختلاس تا پنجاه هزار ریال باشد مرتکب به دو تا پنج سال حبس ویک تا پنج سال انفصال موقت و هرگاه بیش از این مبلغ باشد به هفت تا ده سال حبس و انفصال دائم ازخدمات دولتی و در هر مورد علاوه بر رد وجه یا مال مورد اختلاس به جزای نقدی معادل دو برابر آن محکوم می‌شود. در صورت اتلاف عمدی ، مرتکب علاوه بر ضمان به مجازات اختلاس محکوم می‌شود . (تبصره یک ماده پنج)

 

برابر ماده ۱۵۲ قانون مجازات عمومی سابق مصوب ۱۳۵۵ وماده دوم قانون مجازات مختلسین اموال دولتی مصوب ۱۳۰۶ که از مقررات قانونی فرانسه در این زمینه اقتباس شده بود جرم اختلاس برحسب میزان وارزش مال مورد اختلاس چندنوع مجازات داشت . هرگاه میزان اختلاس بیش از ۵۰۰۰ ریال بود ، مجازات مختلس حبس مجرد از دو سال تا ده سال و انفصال ازخدمت دولت و همچنین رد مال مورد اختلاس و تادیه غرامت معادل دو برابر مال مورد اختلاس بودو اگر میزان اختلاس کمتر از ۵۰۰۰ ریال بود مجازات مختلس از شش ماه تا دو سال حبس تادیبی وهمراه با سایر مجازات های مذکور دربالا بود و اگر میزان اختلاس دفعتا یا به دفعات واقع شد مجموعا ۵۰۰ ریال یاکمتر باشد مرتکب در دادگاه اداری محاکمه و به انفصال ازخدمات دولتی و پرداخت پنج برابر آنچه اختلاس کرده محکوم می شد .

 

تعیین مجازات های متفاوت نسبت به میزان وجوه و اموال مورد اختلاس اقدام شایسته و واقع بینانه بوده است که قانون‌گذار سابق به آن توجه ‌کرده‌است زیرا وقتی کارمندی عادی مبلغی جزئی راتصاحب کند آن اهمیت وتاثیر یک اختلاس چند میلیونی مسئولین بلند پایه با حقوق و درآمد کافی را ندارد .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[شنبه 1401-09-19] [ 09:59:00 ب.ظ ]




– نظریه شماره ۴۵۱۲/۲۱/۱۳۷۸ مورخ ۲۵/۱/۱۳۷۸ شورای نگهبان : « ارجاع تصویب آئین نامه به کمیسیون یا کمیسیون‌های مجلس خلاف اصل صد و سی و هشت قانون اساسی است . نظریه شماره ۲۵۲۴/۳۰/۱۳۸۱ مورخ ۲۹/۱۱/۱۳۸۱ در رابطه با طرح تشکیل سازمان نظام روان شناسی و مشاوره جمهوری اسلامی ایران در بند ۷ ماده ۳ واگذاری تصویب آئین نامه به سازمان مغایر اصل صد و سی و هشت قانون اساسی شناخته شد. ↑

 

      1. – البته شورای نگهبان در نظریات مختلف خود درمقام تفسیر قانون اساسی و یا اظهارنظر در رابطه با مصوبات مجلس برخلاف حسب مورد نظر قانون‌گذار اساسی، صلاحیت مقررات گذاری را علاوه بر مقامات مذکور در اصل یکصد و سی و هشتم قانون اساسی برای نهاد شورای نگهبان ، رئیس رئیس جمهور، رئیس قوه قضائیه، رئیس مجلس شورای اسلامی و شوراهایی چون شورای عالی اداری به رسمیت شناخته است که قابل انتقاد است .(نظریه تفسیری شماره ۴۳۹۱۲/۳/۱۶ مورخ ۱۹/۴/۱۳۸۶ در رابطه با مرجع تصویب مقررات ضوابط و مقررات اداری استخدامی ، مالی و تشکیلاتی شورای نگهبان جزء ن بند ۳ قانون بودجه سال ۱۳۸۹ ، ماده ۵۴ قانون جرائم رایانه ای ، تبصره ۷ قانون نحوه اجرای اصل هشتاد و پنج و صدو سی و هشت ق . ا.ج.ا.ا در رابطه مسئولیت‌های رئیس مجلس شورای اسلامی ، ماده ۱ قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران. ↑

 

    1. – الهام، غلامحسین، “قلمرو صلاحیت قانونگذاری مجلس شورای اسلامی” ، مطالعه روابط قوه مقننه با قوه مجریه مرکز تحقیقات شورای نگهبان ، مورخ ۹/۳/۱۳۸۹ ، صص ۸-۹ ↑

 

    1. – ابوالحمد ، عبدالحمید، “مسئله سلسله مراتب قوانین در نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران” ، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، ش ۲۲ ، تیرماه ۱۳۶۶، ص ۲۱ ↑

 

    1. – محمد نژاد، پرویز، “بررسی حقوقی صلاحیت رئیس مجلس در اعمال نظارت بر مصوبات دولت”، نشریه مجلس و پژوهش، تابستان ۸۸، شماره ۳۴، ص۲ ↑

 

    1. – سواد کوهی، سام، “بررسی تطبیقی دو مرجع قانونی صالح برای نقض مصوبات دولت”، نشریه حقوق دادرسی، خرداد و تیر ۱۳۸۰، شماره ۲۶، ص ۲ ↑

 

    1. گزارش دفتر مطالعاتی مرکز پژوهش‌های مجل شورای اسلامی ، شماره مسلسل ۱۰۹۰۴، مرداد ۱۳۹۰، ص ۶ ↑

 

    1. – برای نمونه قانون اساسی قبلی ایران نیز دارای دو متن بوده، متن اصلی مشتمل بر ۱۵۱ اصل و متن الحاقی و متمم آن مشتمل بر ۱۰۷ اصل که در واقع بیش از دو برابر اصل بوده است: صفار، محمد جواد ، پیشین، صص ۱۷-۱۶ ↑

 

    1. – موسی زاده ، ابراهیم و همکاران ، “دادرسی اساسی در جمهوری اسلامی ایران” ، تهران ، معاونت تدوین ، تنقیح و انتشار قوانین و مقررات ریاست جمهوری ، چاپ اول ، ۱۳۸۹، ص ۸۱۴ ↑

 

    1. -عمید زنجانی، کلیات حقوق اساسی ایران، تهران، انتشارات مجد، ۱۳۸۸، صص ۳۴۸ -۳۴۷ ↑

 

    1. – عمید زنجانی ، عباسعلی، پیشین ، ص ۳۵۴ ↑

 

    1. – معاونت آموزشی ، آشنایی با شورای عالی انقلاب فرهنگی، انتشارات شورای عالی انقلاب فرهنگی، ۱۳۹۰، ص ۳ ↑

 

    1. – امامی محمد، استوارسنگری کورش، حقوق اداری ۱ و ۲ ، نشرمیزان، چاپ سیزدهم، پاییز ۱۳۸۹، ص ۱۰۵ ↑

 

    1. – اصل هفتاد و یکم قانون اساسی ↑

 

    1. – اصل هفتاد و دوم قانون اساسی ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:20:00 ب.ظ ]




نفقه زن پس از انحلال عقد نکاح دائم :

 

طلاق و نفقه زن

 

مراد از انحلال نکاح امر با دلیلی که باعث از بین رفتن زوجیت می شود مثل طلاق و وفات … که در ماده ۱۱۲۰ ق . م ‌به این امر اشاره شده است عقد نکاح به فسخ یا به طلاق یا به بذل مدت در عقد انقطاع منحل می شود و آنچه در این جل مورد بحث قرار می‌گیرد نفقه زوجه بعد از طلاق ووفات زوج است .

 

طلاق خود بر۲ نوع است :

 

۱-طلاق رجعی : طلاقی که مرد در عده ی زن می‌تواند به او بدون عقد جدید رجوع کند .

 

۲-طلاق بائن : طلاقی که مرد پس از آن حق رجوع به همسرش را ندارد مگر دوباره او را عقد نماید .

 

انواع طلاق بائن :

 

۱-طلاق خلع : طلاق زنی که به شوهرش مایل نیست و مهریه یا مال دیگرش را در قبال این کراهت به او می بخشد .

 

۲-طلاق مبارات : طلاقی که در نتیجه تنفر زن و مرد از یکدیگر و دادن مقداری مال از طرف زن به شوهر واقع می شود .

 

۳-طلاق زن یائسه : مراد زنی که دیگر حیض نمی بیند .

 

۴-طلاق دختری که به سن نه سالگی نرسیده هر چند آمیزش شده باشد .

 

۵-طلاق قبل از آمیزش

 

۶-طلاق سوم .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوع طلاق حکم نفقه استثناء ۱-طلاق بائن نفقه تعلق نمی‌گیرد حامله باشد ۲-طلاق رجعی نفقه تعلق می‌گیرد در زمان عده

 

 

 

 

 

 

احکام طلاق بائن احکام طلاق رجعی ۱-شوهر بعد ازطلاق حق بازگشت ندارد . خواه زنان در عده باشد یا نباشد .

 

۲-آثار زوجیت و همسری بروی مطلقا مرتب نیست .

 

۳-عده ندارد و نفقه تعلق نمی گیرد

۱-تا زمانی که در عده است حق نفقه دارد در صورتی که ناشزه نباشد .

 

۲-ارث از یکدیگر می‌برند .

 

۳-نمیتوان در این دوران خواهر وی را به زنی گرفت .

 

۴-مرد حق رجوع دارد خواه رجوع نماید یا نه

نفقه زوجه مطلقه رجعی :

 

زنی که در دوران عده طلاق رجعی باشد از نظر فقهی حکم زوجه را دارد و بسیاری از احکام از جمله همین وجوب نفقه براو مترتب است د راین دوران فرقی بین زن باردار و غیر باردار نیست مستند این حکم روایات بسیاری از جمله :

 

ان المطلقه تلاتا لیس لها نفقه علی زوجها . ائما ذلک للتی لزوجها علیها رجعه .

 

راه از امام باقر (ع) نقل می‌کند که همانا زن سه مطالقه نفقه او برعهده زوج نیست نفقه زنی که به طلاق رجعی مطلقه شده برعهده زوج است[۱۳۵] .

 

مراد از عده در ماده ۱۱۵۰ ق . م به آن اشاره شده است .

 

عده را عبارت از مدتی دانسته اند که تا انقضای آن زنی که عقد نکاح او منحل شده است نمیتواند شوهر دیگری اختیار کند[۱۳۶] .

 

برحسب ماده ۱۱۵۱ ق و م زمان عده طلاق و فسخ نکاح سه طهر پاکی است سه پاکی و طاهر شده زنی از عادت ماهانه مگر این که زن به اقتضای سن عادت زنانگی نبیند که در این صورت عده او سه ماه است[۱۳۷] .

 

فلسفه عده را ممانعت از فرو پاشی زندگی زناشویی و یا جلوگیری از اختلاط نسل می‌باشد وایجاب می کند که در این مدت زن از امکاات و لوازم زندگی برخوردار باشد بخصوص اگر زن حامله باشد لذا مدت عده تا وضع حمل می‌باشد (ماده ۱۱۵۳ ق . م ‌به این امر اشاره شده است ) عده طلاق ‌در مورد زن حامله تا وضع حمل می‌باشد [۱۳۸].

 

نکته حائز اهمیت این است که برزوجه حرام است که (در ایام عده رجعی ) از منزلی که در آن طلاق داده شده بیرون رود و برشوهر هم حرام است که او را از آنجا بیرون کند مگر آنکه زن مرتکب گناهی شود که موجب حد گردد یا اهل خانه را مورد آزار قرار دهد[۱۳۹] که در آیه ذیل ‌به این امر اشاره شده است :

 

یا ایها النبی اطلقتم النساء فطلقوهن لعد تهن واحصوا العده و اتقوالله ربکم لاتخرجوهن من بیوتهن و لایخرجن الا ان یاتین بفحشه مبینته .

 

ای پیامبر چون زنان را طلاق گویید در (زمان ) عده آنان را طلاقشان گویید و حساب آن عده را نگه دارید و از خدا پروردگار تان بترسید آنان را از خانه هایشان بیرون مکنید بیرون نروند مگر آنکه مرتکب کار زشت آشکاری شده باشند[۱۴۰] .

 

در این آیه چند نکته به چشم می‌خورد :

 

۱-باید اوقات عده را بشمارید زیرا در ایام عده نفقه و سکنی برعهده مرد است و بعد از عده زن حق ازدواج با دیگران را دارد .

 

۲-در ایام عده نباید زوجه را از منزل بیرون کرد و برخودش نیز خارج شده حرام است

 

۳-از جمله احصوا العده نکاتی چون : ۱-طلاق در طهرغیر مواقعه ۲- شمردن روزهای عده استنباط می شود[۱۴۱] .

 

۲-نشوز در ایام عده :

 

زنی که د رهنگام طلاق ناشزه باشد یا بخاطر نشوز طلاق داده شده باشد و یا حتی پس از طلاق ناشزه شود ناشزه محسوب می شود و همانند زوجه ناشزه مستحق نفقه نخواهد بود چرا که مطلقه رجعیه در حکم زوجه غیر مطلقه می‌باشد و در این امر ناشزه بودن نیز یکسان است[۱۴۲] .(که ماده ۱۱۰۹ ق . م ‌به این امر اشاره ‌کرده‌است )

 

نفقه مطلقه رجعیه در زمان عده برعهده شوهر است مگر این که طلاق در حال نشور واقع شده باشد لیکن اگر عده از جهت فسخ نکاح یا طلاق بائن باشد زن حق نفقه ندارد .

 

مگردر صورت حمل از شوهر خود که در این صورت تا زمان وضع حمل نفقه خواهد داشت [۱۴۳].

 

قانون مدنی تنها معترض طلاق در حالت نشوز است و معلوم نیست چرا حکم زنی که به علت خروج از وظایف مقرر در زمان عده ناشزه گردیده است معترض نشده است .

 

نفقه مطلقه بائن :

 

زنی که به طلاق بائن مطلقه شده است یعنی رابطه زوجیت میان زوجه و زوج کاملا قطع شده است و ایام عده را می‌گذارند چنانچه حملی از شوعر نداشته باشد نفقه و سکنای او (زوجه ) در ایام عده ساقط می‌گردد . مگر در یک صورت آن زمانی که حامله باشد و مادامی که وضع حمل نکرده مستحق نفقه و سکنا است و این نفقه را که به زوجه تعلق می‌گیرد در این ایام بخاطر بچه دانسته اند[۱۴۴] .

 

نفقه ای که به مطلقه باینه در ایام حمل تعلق می‌گیرد ‌در مورد تعلق نفقه آن که به خاطر مادر است یا بچه دو قول وجود دارد که در ذیل به آن اشاره شده است .

 

۱-شیخ طوسی و گروهی به پیروی از او معتقدند که نفقه از آن حمل است .

 

۲-مشهور فقهاء عقیده دارند که نفقه از آن مادر است [۱۴۵].

 

و هر دو گروه برنظارت خودشان فروعی مترتب می‌گردد که به آن اشاره می نمائیم

 

با توجه ‌به این که نفقه زوجه دینی است که برذمه زوج قرار می‌گیرد و. چنانچه زوج نپردازد باید آن را قضاء کند بنابرین چنانچه زوج نفقه زوجه مطلقه حامله را مدتی نپردازد بنا برقول اول قضاء آن واجب نیست و حال آنکه به موجب نظریه دوم قضای آن واجب است .

 

نفقه زوجه در عده وفات

 

زمانی که زوجه در عده وفات زوج بسر می‌برد نفقه او به چه صورتی می‌باشد ؟

 

زنی که شوهرش با او نزدیکی نکرده است عده ندارد مگر در یک صورت که شوهرش فوت کرده باشد که در این صورت زن چهار ماه و ده روز عده نگه می‌دارد خواه با او نزدیکی کرده باشد یا نه خواه صغیره باشد یا کبیره[۱۴۶] .

 

درباره نفقه ی زنی که آبستن می‌باشد و زوج او فوت شده و در عده وفات است دو قول وجود دارد :

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:05:00 ب.ظ ]




مهارت‌های زندگی، مهارت‌های شخصی و اجتماعی هستند که کودکان و نوجوانان باید آن‌ ها را یاد بگیرند تا بتوانند ‌در مورد خود، انسان‌های دیگر و کل اجتماع به طور مؤثر و شایسته عمل کنند (نیک پرور، ۱۳۸۳).

 

طبق نظر داردن[۷۰] و همکاران مهارت‌های زندگی برای زندگی اثربخش ضرورت دارند و برای سراسر دوره های زندگی (کودکی، نوجوانی، بزرگسالی) مورد نظر هستند. مهارت‌های زندگی، اساساً یک مبنای رشدی از زندگی ارائه می‌دهد که این اساس و مبنای رشدی، همان گونه که فروید مطرح ‌کرده‌است، همه ما را قادر می‌سازد که دوست داشته باشیم و کار سازنده­ای را انجام دهیم، عبور موفقیت‌آمیز از این مسیر زندگی در چهار زمینه مهم خانوادگی، تحصیلی، اجتماعی و شغلی نیازمند به مهارت و کارایی در مهارت‌های زندگی است (داردن و همکاران، ۱۹۹۶).

 

اجزاء مهارت‌های زندگی شامل مهارت‌های خودمدیریتی و مهارت‌های اجتماعی است. مهارت‌های خودمدیریتی فردی شامل توانایی تصمیم‌گیری و حل مسئله، آگاهی از تأثیرات اجتماعی و مقاومت در برابر آنان، مقابله با اضطراب و افسردگی، خشم و ناکامی، تعیین هدف، خود رهبری و خودتقویت‌دهی می‌باشد. مهارت‌های اجتماعی نیز بخش دیگری از مهارت‌های زندگی است که شامل برقراری ارتباط اجتماعی، مهارت جرئت‌مندی کلامی و غیر کلامی، احترام گذاشتن و افزایش شایستگی اجتماعی می‌باشد (بوتوین[۷۱] و همکاران، ۲۰۰۷).

 

اصطلاح مهارت در معانی مختلفی به کار رفته است. وقتی می‌گوییم کسی مهارت انجام کاری را دارد، ‌به این معنی است که او توانایی‌های لازم برای انجام صحیح آن کار را دارد. بر این مبنا و با توجه به معناهای مختلف مهارت، از مهارت‌های زندگی تعاریف مختلفی ارائه شده است (نیک پرور، ۱۳۸۷).

 

پیت‌من مهارت‌های زندگی را به عنوان توانایی‌ها، دانش‌ها، نگرش‌ها و رفتارهایی تعریف ‌کرده‌است که جهت شادمانی و موفقیت در زندگی آموخته می‌شوند. این مهارت‌ها انسان را قادر می‌سازند تا با موقعیت‌های زندگی، سازگاری یابند و به آن‌ ها تسلط داشته باشند. از طریق رشد این مهارت‌ها افراد یاد می‌گیرند که به راحتی با دیگران زندگی کنند. احساس خود را با امنیت خاطر، بیان کنند و زندگی را دوست داشته باشند (پیت من[۷۲]، ۲۰۰۲؛ نقل از نیک پرور ۱۳۸۷).

 

علاوه بر تعریف مهارت‌های زندگی در قالب توانایی‌های روانی – اجتماعی اصطلاح مهارت در معانی مختلف دیگری از جمله موارد زیر به کار رفته است.

 

۱- مهارت‌های مربوط به امرار معاش مانند اینکه چگونه فرد مشغول کار می‌شود.

 

۲- مهارت‌های مراقبت از خود مانند مصرف غذای سالم، درست مسواک زدن و … .

 

۳- مهارت‌هایی که برای پرداختن به موقعیت‌های پرخطر زندگی استفاده می‌شوند مانند توانایی نه گفتن در مقابل فشار جمع جهت استفاده از مواد مخدر (سازمان جهانی بهداشت،۲۰۰۰).

 

به عبارت دیگر مهارت‌های زندگی مهارت‌هایی هستند که برای افزایش توانایی‌های روانی – اجتماعی افراد آموزش داده می‌شوند و فرد را قادر می‌سازند که به طور مؤثر با مقتضیات و کشمکش‌های زندگی روبرو شود. هدف از آموزش مهارت‌های زندگی، افزایش توانایی‌های روانی اجتماعی و در نهایت پیشگیری از ایجاد رفتارهای آسیب‌زننده به بهداشت و سلامت و ارتقاء سطح سلامت روان افراد است. موریس ایی الیاس از دانشگاه راجرز در آمریکا، مفهومی عام از ماهیت مهارت‌های زندگی به دست می‌دهد:

 

 

مهارت‌های زندگی یعنی ایجاد روابط بین فردی مناسب و مؤثر، انجام مسئولیت‌های اجتماعی، تصمیم‌گیری‌های صحیح، حل تعارض‌ها و کشمکش‌ها بدون توسل به اعمالی که به خود یا دیگران صدمه می‌زنند (سازمان جهانی بهداشت، ۲۰۰۰).

 

مؤسسه بریتانیایی تاکاد، تعریف دیگری از مهارت‌های زندگی به دست می‌دهد «مهارت‌های شخصی و اجتماعی است که کودکان و نوجوانان باید آن‌ ها را یاد بگیرند تا بتوانند ‌در مورد خود، انسان‌های دیگر و کل اجتماع به طور مؤثر، شایسته و مطمئن عمل نمایند» (تاکادا[۷۳]، ۲۰۰۵).

 

سلبی[۷۴](۲۰۰۰)، می‌گوید: هدف در آموزش مهارت‌های زندگی، افزایش توانایی‌های روحی- اجتماعی است. آن مهارت‌هایی که فرد را در اداره مؤثر نیاز‌ها، سختی‌ها، خطرها و فشارهای زندگی روزانه توانا می‌سازد. مهارت‌های زندگی چند‌گونه تعریف ‌شده‌اند: مانند مهارت‌های فردی و اجتماعی که افراد جوان را قادر می‌سازد تا با خود، دیگران و با کل جامعه با مؤفقیت و سازگارانه کنار بیایند و مهارت‌ها و رفتارهایی که جوانان و بزرگسالان را آماده قبول مسئولیت‌های سنگین‌تر در زندگی می‌کند. همچون انتخاب‌های درست و سالم، به دست آوردن مقاومت در مقابل فشارهای منفی و به حداقل رساندن رفتارهای زیان آور، استفاده از منابع جامعه با کمک توانایی‌هایی مانند استفاده از کامپیوتر، توانایی پیدا کردن کار، شغل یابی، خانه گرفتن و … (ادیب، ۱۳۸۲).

 

مهارت­ های زندگی، توانایی‌های اجتماعی برای رفتار انطباقی مؤثر هستند که افراد را قادر می‌سازد تا با مقتضیات چالش های زندگی مقابله کنند. منظور از مهارت­ های زندگی این است که هر کودک در کنار آموزش خواندن و نوشتن، به مهارت هایی دست یابد که بتواند ابتدا به شناخت درستی از خود دست پیدا کند و سپس به خوبی با افراد و محیط اطراف ارتباط برقرار سازد و به حل مشکلات خود و جامعه و محیط زیست یاری دهد (ولی زاده، ۱۳۸۱).

 

به طور کلی مهارت‌های زندگی عبارتند از توانایی‌هایی که منجر به ارتقای بهداشت روانی افراد جامعه، غنای روابط انسانی، افزایش سلامت و رفتارهای سلامتی در سطح جامعه می‌گردند. مهارت‌های زندگی، هم به صورت یک راهکار ارتقای سلامت روانی و هم به صورت ابزاری در پیشگیری از ‌آسیب‌های روانی– اجتماعی مبتلا به جامعه نظیر اعتیاد، خشونت‌های خانگی و اجتماعی، آزار کودکان، خودکشی، ایدز و موارد مشابه قابل استفاده است. به طور کلی مهارت‌های زندگی ابزاری قوی در دست متولیان بهداشت روانی جامعه در جهت توانمندسازی جوانان در ابعاد روانی- اجتماعی است. این مهارت‌ها به افراد کمک می‌کنند تا مثبت عمل کرده و هم خودشان و هم جامعه را از ‌آسیب‌های روانی– اجتماعی حفظ کرده و سطح بهداشت روانی خویش و جامعه را ارتقا بخشند (سازمان جهانی بهداشت، ۱۳۷۹).

 

در نهایت بنظر می­رسد تعریف مناسب و کاملی از سوی کمالوند (۱۳۸۵) مطرح گردیده است که طبق این تعریف مهارت­ های زندگی یعنی ایجاد روابط فردی مناسب و مؤثر انجام مسئولیت­های اجتماعی، انجام تصمیم ­گیری­های صحیح، حل تعارض‌ها و کشمکش­ها بدون توسل به اعمالی که به خود یا دیگران صدمه می­زنند. کودکان و نوجوانان باید این مهارت­ های شخصی و اجتماعی را یاد بگیرند تا بتوانند ‌در مورد خود، انسان‌های دیگر و کل اجتماع به طور مؤثر شایسته و قابل اطمینان عمل نمایند (کمالوند، ۱۳۸۵).

 

مبانی نظری مهارت های زندگی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[جمعه 1401-09-18] [ 10:01:00 ب.ظ ]




“اگر چنانچه بحث­های مهم تخصصی در زمینه سیاسی، در زمینه‌های اجتماعی، در زمینه‌های گوناگون حتّی فکری و مذهبی، در محیط‌های سالمی بین صاحبان توان و قدرتِ بحث مطرح بشود، مطمئناً ضایعاتی که از کشاندن این بحث­ها به محیط­های عمومی و اجتماعی ممکن است پیش بیاید دیگر پیش نخواهد آمد. وقتی که افراد با عامه مردم، مواجه می‌شوند، همه نمی‌‌توانند خودشان را حفظ کنند. مواجهه با عامه مردم، انسان­ها را دچار انحراف‌ و انحطاط‌ و لغزش‌های زیادی می‌کند که متأسفانه ما شاهد بودیم. خیلی از افرادی که شما می‌‏بینید در مواجهه با عامه مردم حرفی می‌زنند و چیزی می‌‌گویند، چه بسا در اعماق دلشان خیلی اعتقادی هم ندارند. به تعبیر بعضی‏ها جوگیر می‌‌شوند؛ این خیلی چیز بدی است”(خامنه ای، ۱۳۸۸).

 

۴٫ ایجاد محیط معنوی در دانشگاه

 

به اعتقاد ایشان یکی دیگر از وظایف استادان ایجاد محیط معنوی در دانشگاه‌هاست: “باید محیط دانشگاه، محیط معنویت باشد. این امنیت و احساس امنیتی هم که بعضی از دوستان به درستی بیان کردند، یقیناً با معنویت به دست خواهد آمد. جوان­ها را هر چه می‌توانیم با خدا، با یاد خدا، با توجه به عالم غیب، با تعبد به مبانی و احکام دین و شریعت و تسلیم در مقابل احکام الهی، ظرفیت معنویشان را بیشتر کنیم. جوان ما هرچه بیشتر متعبد، متدین و به یاد خدا باشد و بیشتر به خدا احساس نیاز کند و بیشتر دست نیاز به سوی خدا دراز کند، عمل، رفتار و فکر او، از آسیب کمتری برخوردار خواهد بود و جامعه از او بهره بیشتری خواهد برد” (خامنه ای ، ۱۳۸۸).

 

امروزه از استادان و اعضای هیات علمی انتظار می رود که مراکز آموزشی و پژوهشی را به صورت فعال درآورند و در راستای اهداف دانشگاه حرکت کنند. رسالت اصلی همه دانشمندان و همه اعضای هیات علمی در جامعه امروز همان اهداف دانشگاه است، یعنی تولید دانش، تربیت نیروی انسانی ماهر و متخصص، و تزریق این نیروها و دانش برای اثر بخشی مثبت در جامعه و برطرف کردن نیازهای جامعه است.

 

 

 

۲-۱-۲-۲- ارتباطا ت علمی

 

ارتباطات علمی رسمی به اواسط قرن هفدهم میلادی باز می‌گردد، یعنی زمانی که گروهی از دانشمندان و پژوهشگران با کمک انجمن سلطنتی انگلستان جلسه های منظمی را برگزار می‌کردند. در این جلسات آزمایشات، مقاله ها و یافته های جدید محققان اعلام می گردید. افراد علاقمند به پژوهش که مجاز به شرکت در این جلسات نبودند از طریق نامه های شخصی که شرح فعالیت های علمی در آن ها منعکس می شد از یافته های علمی جدید مطلع می شدند. نامه های مورد اشاره تا مدتی به عنوان ابزاری ارتباطی مطرح بودند. همزمان با افزایش نامه های مبادله شده و نیاز به مبادله سریع اطلاعات علمی، مجله به عنوان ابزاری مؤثر در جهت مبادله اطلاعات علمی ظاهر گردید. مجله های des scavans journal و philosophical trasactions of the royal sociely of london نخستین مجلاتی بودند که در قرن هفدهم به چاپ رسیدند ( قانع،۱۳۸۳).

 

ارتباطات علمی واژه‌ای است که مترادف درک عامه از علم به کار می‌رود. ولی کاتاپانو[۱۴] می‌نویسد که واژه درک عامه از علم، به‌لحاظ سیاسی نادرست است و دست‌اندرکاران، واژه های ارتباطات علمی[۱۵] یا علم و جامعه را ترجیح می‌دهند. این وضعیت، به‌ویژه در انگلستان و دانمارک شایع بوده است. سیاست‌گذاری ارتباطات علمی و روش عملی آن در جوامع مختلف متفاوت است و تابع تعریف و حدودی‌ است که برای آن مشخص می‌شود. می‌توان گفت ارتباطات علمی، حوزه‌ای است که دو دسته مخاطب متفاوت را در برمی‌گیرد. در یک نگاه، ارتباطات علمی به ارتباطات درون حوزه علمی و روابط میان اصحاب علم اشاره دارد. در نگاه دوم، ارتباطات علمی، علاوه بر ارتباطات اصحاب علم با یکدیگر، به ارتباط علم با عموم و به عبارت دیگر ارتباط حوزه علمی و حوزه عمومی اشاره دارد. آموزش علوم، گفتگو و انتشار نتایج پژوهش‌ها همگی در مقوله ارتباطات علمی جای دارند. در انگلستان ارتباطات علمی عبارت است از تلاش برای یافتن روش‌های افزایش کمک‌های عمومی از اجتماع علمی[۱۶] با ساخت پل‌هایی میان علم و کسانی که از آن منتفع می‌شوند. ارتباطات علمی درباره علم و موضوعات مسئولیت اجتماعی و شهروندی بحث می‌کند (کاتاپانو، ۲۰۰۱). به ‌عبارت دیگر، ارتباطات علمی می‌تواند محدوده‌ای از ارتباطات اعضای حوزه علمی با یکدیگر تا ارتباطات همه اعضای جامعه را در بربگیرد. اما آن چه مسلم است، در ارتباطات علمی، پیام، علم است. در یک نگاه تاریخی، می‌توان تعاریف ارتباطات ‌علمی را در دو نوع رهیافت خلاصه کرد که تطور مفهومی آن را نیز نشان می‌دهند: رهیافت اول که افرادی مانند ون سگرن[۱۷] به آن می‌پردازند، حوزه ارتباطات‌ علمی را به مجراها یا وسایل ارتباطی محدود می‌کند. در واقع این نگرش به ارتباطات‌ علمی نشان می‌دهد که انتقال علم، موضوع اساسی ارتباطات‌ علمی است. از این‌ رو در این رهیافت تولید و مصرف علم، در محدوده مطالعاتی ارتباطات‌ علمی قرار نمی‌گیرند. البته این ملاحظه نسبت به ارتباطات‌ علمی ‌در مورد ارتباط میان اصحاب علم، اهمیت زیادی دارد. این رهیافت به ارتباطات ‌علمی را می‌توان مدل اولیه ارتباطات ‌علمی نامید. گویا در این مدل اولیه، افزایش میزان اطلاعات علمی و فن آوری، معادل افزایش درک عمومی از علم و فن آوری دانسته می‌شود. از این‌رو، اولین توجه به ارتباطات‌ علمی، مجرا‌های ارتباطی از قبیل اماکن علمی و رسانه های جمعی را در بر می‌گیرد (اجاق، ۱۳۹۰).

 

رهیافت دوم به ارتباطات‌ علمی، مبتنی است بر همگانی کردن علم. در این رهیافت نسبت به ارتباطات‌ علمی، به مقوله‌های تولید و مصرف علم توجه می‌شود. در این رهیافت در بخش تولید علم، هم تولیدکنندگان و هم محصول تولید شده ـ که همان علم همگانی شده است ـ موضوعات مطالعه هستند. در بخش مصرف نیز مخاطبان و دریافت آن ها مطالعه می‌شوند. از جمله افرادی که چنین رهیافتی به ارتباطات ‌علمی دارند می‌توان بوئر[۱۸] و راگنارس دوتیر[۱۹](۱۹۹۶) را نام برد. این دو نفر، سه جزء اصلی ارتباطات ‌علمی را در سه بخش زیر طبقه‌بندی می‌کنند:

 

    1. تولید علم همگانی شده که شامل تحلیل نهادی دانشمندان، اهالی رسانه ها و سایر فعالان این حوزه و رسالت، وظیفه و انگیزه های آن ها‌ است.

 

    1. محصولاتی که این فعالان، تولید کرده‌اند مانند مواد رسانه های خبری، کتاب‌های علمی، نمایشگاه‌ها و غیره.

 

  1. مخاطبان بخش‌های مختلف رسانه ها و دریافت پیام

به هر حال از نیمه دوم قرن بیستم ارتباطات علمی به عنوان یک از سازوکاری­های اصلی مؤثر بر نهاد علم در کانون مطالعات جامعه شناختی قرار گرفته و در این میان اهمیت آن در تولید دانش مورد بحث و گفت و گو بوده است. در دهه های اخیر با گسترش جامعه اطلاعاتی، توسعه ارتباطات الکترونیک و از بین رفتن محدودیت های فضایی و مکانی در روابط مجازی، مقوله ارتباطات علمی با کاربرد مفاهیم تازه، یک بار دیگر توجه پژوهشگران را به خود جلب ‌کرده‌است. در این شرایط نیز برخی از صاحب نظران، پیشرفت علم را بازتابی از نظام ارتباطی دانسته و بر این امر تأکید دارند که رشد شتابان علم در جهان کنونی نیازمند شیوه هایی از مبادله دانش است که تحول از سلسله اطلاعات خطی به شبکه ارتباطی تعاملی را ممکن سازند (محمدی،۱۳۸۶).

 

۲-۱-۳- موانع تولید علم

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:52:00 ب.ظ ]




مبتلایان به هراس اجتماعی بیشتر از دیگر بیماران اضطرابی یا آزمودنی‌های غیربیمار تمایل داشتند تعبیرهای فاجعه بار از رخدادهای اجتماعی نقش خفیف را بر گزینند (مثلاً “من آدم خسته‌کننده‌ای هستم”) که این یافته با الگوی شناختی همخوان است. موگ[۱۴۱]، متیوس و واینمن[۱۴۲] (۱۹۸۹) گزارش از یک آزمایش ارائه دادند که در آن مبتلایان به هراس اجتماعی، دیگر بیماران اضطرابی و آزمودنی‌های غیر بیمار خواسته شد تا گفتگوی کوتاه با خانمی جذاب (که عملاً نقش بازی می‌کرد) داشته باشند. به خانم گفته شده بود تا به صورت مرموز، اما دوستانه رفتار کند. بعد از گفتگو، آزمودنی‌ها افکارش را طبقه‌بندی و دسته‌ای از رفتارهای مثبت و منفی خود را درجه‌بندی می‌کردند. این رفتارها همچنین توسط ارزیابی‌های مستقل درجه‌بندی کمی‌شد. تجزیه و تحلیل یافته های مربوط به افکار آشکار ساخت که مبتلایان به هراس اجتماعی در افکار خود ارزشیاب منفی‌تری (در مقایسه با دو گروه دیگر) گزارش کردند.

 

فرض الگوی شناختی بر این است که ارزیابی‌های منفی مبتلایان به هراس اجتماعی از عملکردشان حداقل تا حدودی تحریف شده است. برای بررسی این فرض، استوپا و کلارک (۱۹۹۷) ارزیابی‌های کمّی (درجه‌بندی‌های کمّی) آزمودنی‌ها و ارزیاب‌های مستقل را در پی موقعیت گفتگو با خانم بازیگر مقایسه کردند. در مقایسه با ارزیابی، ارزیابی‌های مستقل، مبتلایان به هراس اجتماعی، عملکرد خودشان را پایین‌تر برآورد کرده بودند، در حالی که بیماران مبتلا به سایر اختلال‌های اضطرابی و آزمودنی‌های غیر بیمار نسبتاً دقیق ارزیابی کرده بودند (به نقل از کاویانی، ۱۳۸۵). دیگر محققان نیز دریافته‌اند که افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی بالا، عملکرد خود را کم برآورد می‌کنند، اما برآورد بیشتری از میزان اضطراب خود در نظر دیگران دارند (به نقل از بک و همکاران، ۱۹۸۸).

 

رفتارهای ایمنی موقعیتی

 

ولز و همکاران (۱۹۹۵) به آزمون این فرضیه پرداختند که رفتارهای ایمنی در جهت تداوم بخشیدن به هراس اجتماعی، مؤثرند. آن‌ ها به مقایسه جلسه رویارویی، موقعیت ترس‌آور و یک جلسه رویارویی مشابه که با کنار گذاشتن اختیاری رفتارهای ایمنی، همراه بود، پرداختند. اگر چه این دو شیوه به لحاظ درجه‌بندی “قابل قبول بودن” توسط بیماران متفاوت نبودند، لیکن یک آزمون رفتاری که قبل و بعد از ملاحظه درمانی انجام شد، نشان داد که رویارویی و کنار گذاردن رفتارهای ایمنی به طور معناداری کاهش بیشتری در اضطراب و درجه‌بندی کمّی باور، برای نتایج ترس‌آور به وجود می‌آورد. توجه معطوف به خود[۱۴۳] و کاربرد اطلاعات درونی برای ترسیم خود به مثابه یک موضوع اجتماعی در مبتلایان به هراس اجتماعی دیده می‌شود. بخش کلیدی الگوی کلارک و ولز (۱۹۹۵) این انگاره است که مبتلایان به هراس اجتماعی از اطلاعات درونی برای ترسیم خود (که نشان می‌دهد دیگران هم آن‌ ها را به همین گونه می‌نگرند) استفاده می‌کنند. و این اطلاعات نسبتاً مهم‌تر از ملاحظه رفتار واقعی دیگران است.

 

شماری از تحقیقات، یافته هایی را گزارش کرده‌اند که با جنبه‌های مختلف این فرضیه مطابقت دارد دسته نخست تحقیقات مطرح ساخته‌اند که باور مبتلایان به هراس اجتماعی مبنی بر این‌که ارزیابی دیگران نسبت به آن‌ ها منفی است بر اطلاعات دقیقی درباره واکنش‌های دیگران در مقابل آن‌ ها استوار نیست. استوپا و کلارک (۱۹۹۷) دریافتند که مبتلایان به هراس اجتماعی افکار خود ارزیاب منفی‌تری (مثلاً من خسته کننده‌ام) را در مقایسه با گروه گواه، در خلال گفتگو با یک بازیگر گزارش کردند، اما افکار منفی‌تری که حاکی از ارزیابی بازیگر باشد (مثلاً، او فکر می‌کند من خسته کننده‌ام) گزارش نکردند (به نقل از کاویانی، ۱۳۸۵).

 

وینستون[۱۴۴] و دیگران‌ با نشان دادن مجموعه‌ای از اسلایدها درباره بیان‌های هیجانی گوناگون به آزمودنی‌ها، به تحقیق در باب دقت در شناسایی هیجان منفی پرداختند. اسلایدهایی که نمایشگر بیان‌های چهره‌ای بود، برای۶۰ هزارم ثانیه نشان داده شد، هر اسلاید با یک طرح پوششی ادامه می‌یافت. دانشجویانی که در”مقیاس ترس از ارزیابی منفی (FNE)” (واتسون و فرند، ۱۹۶۹) نمره بالایی آورده بودند، در مقایسه با گروهی که نمره کمی کسب کرده بودند، به درستی بیان‌های چهره‌ای منفی زیادتری را شناسایی کردند، اما تحلیل چگونگی کاوش علامت[۱۴۵] آشکار ساخت که یک سوگیری پاسخ منفی در این گرایش دخیل بوده است. این بدان معنی است که دانشجویان دارای FNE بالا بیشتر گرایش دارند در غیاب اطلاعات عاطفی به دست آمده از چهره (که در مدت کوتاه بر صفحه ظاهر شده است) آن را منفی ارزیابی کنند. دسته دوم تحقیقات نشان دادند که مبتلایان به هراس اجتماعی میزان آگاهی از جزئیات یک تعامل اجتماعی را کاهش داده‌اند. کلارک و دیگران از یک الگوی تکمیل نقطه چین برای مقایسه توجه به محرک‌های اجتماعی (چهره‌ها) با توجه به محرک‌های غیراجتماعی (وسایل منزل و دیگر اشیاء روزمره) استفاده کردند.

 

در هر کوشش آزمایشگاهی به آزمودنی‌ها دو تصویر همزمان از چهره و یک شیء نشان داده می‌شد، مدت زمان ارائه هر جفت تصویر ۵۰۰ هزارم ثانیه (نیم ثانیه) بود که در ادامه یک حرف در مکان تصویر چهره یا تصویر شیء بر صفحه ظاهر می‌شد. زمان تکمیل طبقه‌بندی حروف برای ارزیابی سوگیری توجهی مورد استفاده قرار گرفت. دانشجویان دارای FNE بالا در مقایسه با دانشجویانی که FNE پایین داشتند از خود یک سوگیری توجهی برای گریز از چهره‌ها نشان دادند. این یافته با تحقیقات براتل[۱۴۶] و دیگران (۲۰۰۸) و هویر[۱۴۷] و دیگران (۲۰۰۸) هماهنگ است. آن‌ ها دریافتند که آزمودنی‌هایی که اضطراب اجتماعی زیادی دارند (در مقایسه با آزمودنی‌هایی که اضطراب اجتماعی کمی‌دارند) حافظه ضعیفی درباره جزئیات تعامل اجتماعی اخیر دارند. با این وجود، کلارک و ولز (۱۹۹۵) با بهره گرفتن از یک روش نسبتاً مشابه نتوانستند ‌به این نتیجه دست یابند (آلبانو، ۱۹۹۵).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:40:00 ب.ظ ]




 

۲-۳- آشنایی با شرکت های هلدینگ

 

۲-۳-۱-شرکت هلدینگ:

 

طبق تعریف جانسون و شولز[۸۴] (۲۰۰۲) شرکت هلدینگ به شرکت سرمایه گذاری اطلاق می شود که در کسب و کارهای متعددی سرمایه گذاری ‌کرده‌است. از دیدگاه لینچ (۲۰۰۶) شرکت هلدینگ شرکتی است که مالک کسب و کارهای مختلف است و به عنوان یک شرکت سرمایه گذاری، سهام کسب و کارهای مختلف را به صورت اکثریت (حداقل۵۰٪) در اختیار دارد. البته در برخی کسب و کارها ممکن است سهام اقلیت نیز داشته باشد. ساختار شرکت های هلدینگ از سال ۱۹۷۰ به بعد همچنان که دیلیامسون مورد بررسی قرار داده است رایج تر شده اند (لینچ[۸۵]، ۲۰۰۶، ۵۹۲).

 

به اعتقاد گلد و همکارانش (۱۹۹۴) شرکت هلدینگ باید به دو سؤال اصلی پاسخ دهد نخست اینکه منابع شرکت در چه کسب و کارهایی و از چه طریق سرمایه گذاری شود و دیگر آنکه چگونه شرکت هلدینگ باید بر کسب و کارهای تحت کنترل خود اثر گذاشته و با آن ها در ارتباط باشد. نکته مهم این است که این دو سؤال با هم در تعامل هستند و ‌به این معنی که شرکت هلدینگ ممکن است بتواند در ده ها حوزه جذاب سرمایه گذاری کند اما با توجه به قابلیت‌ها و توانمندی هایش، فرصت های متعددی برای سرمایه گذاری داشته باشد (گلد و همکاران[۸۶]، ۱۹۹۴: ۸-۷).

 

۲-۳-۲-مفهوم استراتژی سطح هلدینگ:

 

استراتژی در سه سطح طبقه بندی می‌شوند: استراتژی سطح هلدینگ (شرکت مادر/ استراتژی شرکتی). استراتژی سطح کسب و کار و استراتژی سطح وظیفه ای. استراتژی سطح هلدینگ در خصوص شرکت های چند کسب و کاره و به طور کلی در سطح شرکت های هلدینگ قابل طرح است. استراتژی سطح کسب و کار در شرکت های تک کسب و کار، موضوعیت دارد و به نحوه رقابت کردن کسب و کار برای دستیابی به مزیت رقابتی می پردازد. استراتژی سطح وظیفه ای به نحوه عملیات حوزه های وظیفه ای سازمان در چارچوب استراتژی سطوح بالاتر برای اجرایی کردن استراتژی مربوط است (سجف[۸۷]، ۲۰۰۰: ۵-۳).

 

در صورت عدم وجود شفافیت نسبت به چگونگی ارزش آفرینی شرکت مادر، این خطر وجود دارد که شرکت مادر برای کسب و کارها صرفاً هزینه زا باشد و عامل در جهت کاهش یا تخریب ارزش نهایی کسب و کارها تلقی شود (جانسون و شولز[۸۸]، ۲۰۰۲: ۲۷۰).

 

جانسون و شولز (۲۰۰۲) با بسط مفاهیم ارائه شده توسط گولد و همکاران (۱۹۹۲) معتقدند که چهار سؤال کلیدی در استراتژی سطح شرکت مادر مطرح می شود که پاسخ صحیح ‌به این سؤالات موجب شکل گیری استراتژی اثربخش در این سطح می‌گردد. شکل ۲-۱ چارچوب استراتژی سطح شرکت مادر را از نظر جانسون و شولز نشان می‌دهد.

 

نقش استراتژیک مرکز با شرکت مادر چیست؟

 

ماهیت و درجه تنوع چقدر باید باشد؟

 

منطق پرتفولیو چیست؟

 

آیا شیوه کنترلی مرکز (شیوه مادری) مناسب است؟

 

شکل ۲-۶ چارچوب استراتژی سطح شرکت مادر (جانسون و شولز، ۲۰۰۲، ۲۶۹)

 

۲-۳-۲-۱-منظور از منطق پورتفولیو: مدیر پورتفولیو[۸۹]

 

در این نقش شرکت مادر خود را نماینده سهام‌داران و بازارهای مالی می‌داند و معتقد است که بیشتر و کاراتر از سهام‌داران و بازارهای مالی می‌تواند ایجاد ارزش کند. نقش شرکت مادر در حالت شناسایی دارایی‌ها زیرا ارزش و تملیک آن ها با هدف بهبود از طریق کنترل های شدید مالی است. در این نقش به دلیل کوچک بودن ستاد مرکز، هزینه های آن پایین و خدمات مرکزی ارائه شده به شرکت های تابعه ناچیز است (جانسون و شولز، ۲۰۰۲: ۲۷۵).

 

درجه تنوع کسب و کار: درجه تنوع بر اساس دو عامل تعیین می‌گردد. نخست درجه تفاوت در یک بعد مانند محصولات تولید شده و دوم تعداد ابعاد در حال تغییر مانند محصولات تولید شده، نوع مشتری، فناوری به کار گرفته شده، ‌سازوکار تحویل و مانند آن (مارکیدس[۹۰]، ۲۰۰۹: ۱۷).

 

شیوه مادری: شیوه مادری نحوه اعمال مادری و چگونگی ارتباط شرکت مادر با شرکت های تابعه را نشان می‌دهد که به طور کلی سه نوع است:

 

    1. شیوه برنامه ریزی استراتژیک[۹۱]: در این شیوه اثر برنامه ریزی میزان مداخله شرکت مادر در تدوین استراتژی ها و برنامه های کسب و کارهای تابعه بیشتر و در خصوص تحقیق معیارهای مالی (بودجه مالی) در آن ها منعطف است.

 

    1. شیوه کنترل مالی[۹۲]: در این شیوه اثر برنامه ریزی (میزان مداخله) شرکت مادر در تدوین استراتژی و برنامه های کسب و کارهای تابعه کمتر و در خصوص تحقق معیارهای مالی (بودجه مالی) غیر منعطف و سخت گیر

 

  1. شیوه کنترل استراتژیک[۹۳]: در این شیوه اثر برنامه ریزی (میزان ) شرکت مادر در تدوین استراتژی و برنامه های کسب و کارهای تابعه متوسط (نیمه متمرکز) و در خصوص تحق معیارهای مالی (بودجه) از انعطاف متوسطی برخوردار است (معیارهای استراتژیک و مالی به صورت متوازن مورد تأکید مادر است). اگرچه ویژگی های اصلی شیوه ها بسیار متفاوت اند ولی مرزهای میان آن ها مشخص نیست شکل ۲-۲ نشان دهنده تفاوت های اساسی میان شیوه ها از نظر نفوذ برنامه ریزی و نفوذ کنترلی است. نفوذ برنامه ریزی رویکردی است که شرکت مادر برای طرح ریزی برنامه ها، استراتژی ها و بودجه بندی های کسب و کار اتخاذ می‌کند. نفوذ کنترلی به رویکرد شرکت مادر نسبت به فرایند کنترل اشاره دارد.

شرکت توکا فولاد بر اساس پرتفوی شرکت و تنوع فعالیت ها از درجه تنوع «متنوع غیرمرتبط » و شیوه مادری کنترل مالی است.

 

۲-۳-۳-ارزیابی عملکرد هلدینگ

 

همان طور که پیشتر اشاره شد به اعتقاد گولد و همکاران (۱۹۹۴) تنها پاسخ قانع کننده برای لزوم ایجاد شرکت مادر این است که کسب و کارهای گرد هم آمده تحت مالکیت سازمان مادر، نسبت به حالت موجودیت مستقل خود، بهتر عمل می‌کند و سازمان مادر آن قدر ارزش ایجاد می‌کند که بتواند هزینه های خود را جبران کند.

 

بر این اساس می توان ارزش افزوده مادری[۹۴] را به شرح زیر تعریف کرد:

 

PVA = (vd + cs)- vi

 

که در آن vd، vi، cs عبارتند از:

 

vd: ارزش افزوده کسب و کارها در حالت وجود مادر

 

vi: ارزش کسب و کارها در حالت استقلال (نبود مادر)

 

cs: هزینه های ستاد مادر

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:41:00 ق.ظ ]




 

اهداف عملکردی-گرایشی

 

به موجب این اهداف، یادگیرنده برای نشان دادن استعدادش تلاش می‌کند و در جستجوی قضاوت‌های مطلوب سایرین ‌در مورد خود می‌باشد (الیوت و چرچ، ۱۹۹۷). جهت گیری هدف عملکردی- گرایشی، بر تأیید عملکرد و کسب قضاوت مطلوب دیگران درباره عملکردهای شخصی تأکید دارد. محوریت این جهت‌گیری بر کسب قضاوت مثبت دیگران و توجه به مقایسه های اجتماعی (بهتر از دیگران بودن)، قرار دارد (کاپلان و میدلتون،۲۰۰۲؛ به نقل از زارع و سامانی، ۱۳۸۷). الیوت (۱۹۹۹)، عنوان ‌کرده‌است که در جهت‌گیری عملکردی- گرایشی، دانش‌آموز تمایل دارد اهدافی را که در جامعه به عنوان هنجار شایستگی تلقی می‌شود پیگیری و دنبال کند، یعنی تأکید بر مقایسه خود با دیگران جهت ابراز و اثبات توانایی و شایستگی خود (سعدی خانی، ۱۳۸۵). افراد با جهت‌گیری عملکردی- گرایشی به صورت مثبت برای نشان دادن توانایی خود و اظهار شایستگی برانگیخته می‌شوند ( هاراکوئیز، بارون و الیوت، ۱۹۹۸). دانش‌آموزانی که دارای جهت‌گیری هدف عملکردی- گرایشی هستند می‌خواهند که نسبت به همکلاسی‌هایشان بهتر عمل کنند، ‌بنابرین‏ به عنوان افرادی رقابت‌جو با دیگر همسالان، معلمان و والدین شناخته خواهند شد (الیوت، ۱۹۹۹؛ به نقل از سعدی خانی، ۱۳۸۵).

 

اهداف عملکردی- اجتنابی

 

در این جهت‌گیری، شایستگی به معنای اجتناب از شکست است و هسته‌ی اصلی، توجه به مقایسه اجتماعی است. لیکن تأکید بر گریز از حقارت و نگریسته شدن به عنوان فردی کندآموز، محوریت این جهت‌گیری هدف است (کاپلان، مارتین و ماهر[۳۸] ۲۰۰۷؛ به نقل از زارع و سامانی، ۱۳۸۷). طبق اظهارات الیوت (۱۹۹۹)، از لحاظ ارزشی که افراد برای اهداف قائلند جهت گیری هدف عملکردی، دربرگیرنده‌ی دو بعد گرایشی و اجتنابی می‌باشد و در این میان افرادی که نسبت به اهداف، ارزش‌گذاری منفی دارند (برای مثال اجتناب و خودداری دانش‌آموز از شرکت در مسابقات به خاطر آنکه ناتوانی‌اش نسبت به بقیه دانش‌آموزان آشکار نگردد) به سمت جهت‌گیری هدف عملکردی- اجتنابی گرایش پیدا می‌کنند. در جهت‌گیری عملکردی- اجتنابی، دانش‌آموز تنها برای پرهیز از شکست تلاش می‌کند (تأکید بر مقایسه خود با دیگران و پرهیز از ظهور بی‌کفایتی). در این جهت‌گیری، دانش‌آموزان برای آشکار نشدن بی‌مهارتی و عدم کفایتشان که منجر به قضاوت‌های منفی دیگران ‌در مورد آن‌ ها می‌شود، از درگیر شدن و رویارویی در تکالیف پرهیز می‌کنند. دانش‌آموزانی که دارای جهت‌گیری هدف عملکردی- اجتنابی هستند تکالیف تحصیلی‌شان را در درجه اول انجام می‌دهند چون از این‌که بی کفایت به نظر برسند بیم دارند (الیوت، ۱۹۹۹؛ به نقل از سعدی خانی، ۱۳۸۵).

 

راهبردهای مقابله‌ای

 

در پنج دهه گذشته، استفاده از واژه‌ استرس به طور فزاینده‌ای در علوم رفتاری رواج یافته است. استرس برای اولین بار در فیزیک، به منظور تجزیه و تحلیل سازه‌هایی که در برابر فشار نیروی خارجی تغییر شکل نمی‌دهند، استفاده شد. در این تجزیه و تحلیل گرچه فشار از سوی نیروی خارجی بود اما باعث تغییر شکل داخلی در جسم می‌شد (لازاروس، ۱۹۹۳).

 

در انتقال از فیزیک به علوم رفتاری، کاربرد واژه‌ استرس تغییر کرد (لازاروس، ۱۹۹۳). واکنش استرس در بدن یک نوع سازگاری زیستی طبیعی است که به انسان‌ها کمک می‌کند تا در صورت رویارویی با شرایط خطرناک با نشان دادن واکنش فوری، جان خود را حفظ کنند. اما اتفاق مهم در ایجاد استرس، نحوه برداشت ما از آن‌هاست. وقتی اتفاقی می‌افتد ابتدا فکر می‌کنیم که آیا این اتفاق برایمان تهدید کننده است یا خیر؟ پس از آن ‌در مورد نحوه برخورد با آن فکر می‌کنیم (قهاری، ۱۳۸۶).

 

طبق تعریف لازاروس و فلکمن (۱۹۸۴)، مقابله، مجموعه‌ای از فعالیت‌ها و فرایندهای رفتاری و شناختی برای ممانعت، مدیریت یا کاهش استرس است. محققان، مقابله را معادل تلاش هوشیار برای رویارویی با مطالبات استرس‌ زا می‌دانند. در این مقابله، پاسخ‌های رفتاری آموخته شده، از طریق محدود سازی، اهمیت موقعیت خطرناک یا ناخوشایند (مطالبات استرس زا) را کاهش می‌دهند (بشارت و همکاران، ۱۳۸۹). لازاروس معتقد است ارزیابی شناختی، نقش بسیار مهمی در مقابله دارد. لازاروس و فولکمن، مقابله را فرایندی پویا می‌دانند که در آن فرد ممکن است کوشش‌های گوناگونی برای این کار انجام دهد و بازخورد موفقیت در یک کوشش خاص، معمولا فرد را بر‌می‌انگیزد که دوباره آن را امتحان کند. از سوی دیگر، شکست موجب روی آوردن به روشی دیگر می‌شود. فرد، دائما محیط و کوشش‌هایش را برای مقابله ارزیابی کرده و در ارزیابی خود تجدید نظر می‌کند (دیماتئو؛ ترجمه‌ی موسوی اصل، سالاری فر، آذربایجانی و عباسی، ۱۳۸۲).

 

“مقابله” به صورت تنگاتنگی با مفهوم برداشت و ارزیابی شناختی ارتباط دارد و از این رو به تعامل فرد- محیط در باب استرس مربوط است. در تحقیقات فلکمن و لازاروس (۱۹۸۰)، مقابله به عنوان تلاش‌های شناختی و رفتاری برای تحمل، تخفیف و تسلط بر خواسته‌های متضاد بیرونی و درونی تعریف شده است (کرون[۳۹]، ۲۰۰۲). این تعریف شامل مفاهیم چندی است:

 

۱- اقدامات مقابله‌ای نه با توجه به تاثیراتشان (مانند تحریف واقعیت)، بلکه بر طبق ویژگی‌های مشخص فرایند مقابله طبقه‌‌بندی شده‌اند.

 

۲- این فرایند شامل هر دو واکنش‌ رفتاری و شناختی در فرد است.

 

۳- در اکثر موارد، مقابله، شامل اقدامات متفاوت جداگانه است که به ترتیب سازماندهی شده و بخشی از مقابله را شکل می‌دهند. در این معنا، مقابله با وقوع همزمان اقدامات متوالی مختلف و اتصال آن‌ ها به هم شناخته می‌شود.

 

۴- اقدامات مقابله‌ای می‌توانند با تمرکزشان بر عناصر مختلف عامل استرس‌زا (برای مثال مقابله هیجان مدار و مقابله مسئله مدار) متمایز شوند (کرون، ۲۰۰۲).

 

هالاهان و موس[۴۰] (۱۹۸۷)، به بیان دو الگوی مهم مقابله می‌پردازند: اول، افراد در مواجهه با یک نوع استرس از یک روش استفاده می‌کنند، به عبارت دیگر افراد زمانی که با مشکل مشابهی مواجه می‌شوند، از روش مشابه با موقعیت‌های قبلی استفاده می‌کنند؛ دوم، افراد به ندرت تنها از یک روش برای مقابله با استرس استفاده می‌کنند. تلاش‌های آن‌ ها معمولا شامل ترکیبی از روش‌هاست (نیکخواه، جدیدی و شمسایی، ۱۳۸۵).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[پنجشنبه 1401-09-17] [ 10:24:00 ب.ظ ]




 

یکی از بهترین و کامل‌ترین سنجش هایی که از رفتار مادرانه تا کنون ایجا شده است، مقیاس سنجش رفتار مادرانه توسط ماهونی[۱۴۵] و همکاران ساخته شد و در سال ۲۰۰۷ مورد بازنگری قرار گرفته شده است. این مقیاس داری ۴ بعد اصلی است که هر بعد دارای زیر مقیاس هایی است که در مجموع دارای ۱۲ زیر مقیاس می شود. این آزمون از نظر آماری و کاربردی ابزار مناسبی برای سنجش رفتار مادرانه است (نقل از تبعه امامی و همکاران، ۱۳۹۰).

 

۱۰-۲ رابطه ی دلبستگی، رفتار مادرانه در اجتماعی شدن کودک

 

داشتن ارتباطات سالم اجتماعی از مهمترین مؤلفه های شخصیت سالم است. تمام نظریه ها و مکاتب روان شناسی درباره ی اهمیت ارتباطات اجتماعی بحث کرده‌اند، به طوری که در بعضی از نظریه ها همانند نظریه ی روابط بین فردی سالیوان، شالوده ی دیدگاه را روابط بین فردی تشکیل می‌دهد.

 

مهارت های اجتماعی مجموعه ای از توانایی ها هستند که روابط اجتماعی مثبت و مفید را آغاز و حفظ نماید، دوستی و صمیمیت با همسالان را گسترش دهد، سازگاری رضایت بخشی را در مدرسه ایجاد کند، به افراد اجازه دهد که خود را با شرایط وفق دهند و تقاضاهای محیط اجتماعی را بپذیرند.اکتساب مهارت های اجتماعی، محور اصلی رشد، شکل گیری روابط اجتماعی، کیفیت تعامل های اجتماعی، سازگاری اجتماعی و حتی سلامت روانی فرد به شمار می‌آید.

 

در بحث روابط بین فردی، نگرش فرد نسبت به خود و ارزیابی ای که از خود دارد، نقش کلیدی را ایفا می‌کند. مثلا در روابط بین فردی، فردی که خود را بسیار نالایق، زشت و کسل کننده می بیند، ممکن است از ارتباط با دیگران اجتناب کند و فردی درون گرا شود. اما فردی که خود را جذاب، دوست داشتنی و ارزشمند می‌داند از ارتباط با دیگران استقبال می‌کند و با آن ها ارتباطی صمیمی برقرار می‌کند. تفاوت این دو رفتار یعنی اجتناب یا استقبال از ارتباطات اجتماعی با مفهوم مهارت اجتماعی به خوبی توضیح داده می شود ( میلر، روتبلوم، براند و فیلیسیو[۱۴۶]، ۱۹۹۵؛ به نقل از مؤید فر، آقا محمدیان، طباطبایی، ۱۳۸۶).

 

دلبستگی فرآیندی است که تمام ظرفیت انسانی از آن سرچشمه می‌گیرد. در کل دلبستگی دارای دو کنش است. الف) کنش حمایتی : ایمنی تأمین شده توسط بزرگسالی که می‌تواند از کودک در مقابل تهاجم دفاع کند به اندازه ی رفتار تغذیه ای و رفتار جنسی مهم است؛ ب) کنش اجتماعی شدن : دلبستگی در جریان چرخه های زندگی از مادر به نزدیکان و سپس به بیگانگان و بالاخره به ‌گروه‌های بیش از پیش وسیع تری تسریع می‌یابد و به صورت عاملی به همان اندازه مهم برای ساخت دهی شخصیت کودک در می‌آید . برای این که این اجتماعی شدن مثبت باشد، اولاً کودک باید اطمینان به از سر گرفتن تماس با مادر را داشته باشد. ثانیاًً برای کاوشگری محیط خود (محیط بیگانه و اشخاص ناشناخته) توانمند شود. (گرینبرگ[۱۴۷] و همکاران ۱۹۹۰، به نقل از امامی ،۱۳۸۵)

 

نظریه ی دلبستگی، نظریه ی رابطه مداری است که درباره تحول شخصیت و فرآیندهای روانشناختی در طول زندگی بحث می‌کند. بیش از دو دهه است که این نظریه بر تفکر روان شناسان در حیطه ی روابط صمیمانه، به خصوص رابطه ی والد- کودک تاثیر گذاشته و درک ما را از جنبه‌های مختلف کنش وری اجتماعی- هیجانی سازش یافته و نایافته کودک افزایش داده است. کیفیت و چگونگی روابط نزدیک کودک و مراقب او، مفهومی محوری در ارتباط با عوامل مؤثر در تحول کودک است و مانند کلید، دنیای فردی و اجتماعی کودک را به هم پیوند می‌دهد. روثنبام[۱۴۸] و همکاران سه فرض اساسی دلبستگی را این سه مورد می دانند. ۱: حساسیت مراقب، منجر به دلبستگی ایمن می شود؛ ۲: دلبستگی ایمن منجر به شایستگی اجتماعی می شود؛ و ۳: کودکان دلبسته ی ایمن، از مراقب اولیه به عنوان پایه ی ایمنی بخشی برای کشف محیط بیرون استفاده می‌کنند. پدیدایی ایمنی و ناایمنی، نقش پاسخ دهی مادرانه و رابطه ی بین ایمنی و ویژگی های خوشایند در کودک، در بسیاری از مطالعات مطرح گشته اند (سید موسوی و همکاران، ۱۳۸۵).

 

تاثیر طبقه ی دلبستگی در دوران کودکی بر وضعیت رفتاری، هیجانی و اجتماعی فرد در سال های بعدی و اینکه چگونه سبک دلبستگی در طول زمان باقی مانده و بر تحول بعدی تاثیر می‌گذارد، همواره مورد بحث صاحب نظران بوده است ( خانجانی،۱۳۸۴).

 

همان‌ طور که قبلا نیز مطرح شد، نوجوانی دوره ی انتقالی است که در آن دلبستگی از چهره های دلبستگی پیشین به سمت چهره های دلبستگی های جدید مثل همکلاسی و همسالان گرایش دارد. همین موضوع باعث تغییر رفتار نوجوانان با والدین و دگرگونی در روابط با همسالان می‌گردد. دلبستگی ایمن که در دوران نوجوانی و از طریق انسجام و به هم پیوستگی در صحبت های فرد درباره ی تجارب مرتبط با دلبستگی و اثرات آن مشخص می شود، زمینه ی تجارب و عواطف مشابه در روابط با همسالان را به طور صحیح تر و منسجم تر فراهم می آورد. برعکس ممانعت دفاعی از پردازش اطلاعات درباره ی دلبستگی که مشخصه ی اصلی دلبستگی های ناایمن است، به ارتباطات تحریف شده و انتظارات منفی درباره ی دیگران و هم چنین به مشکلاتی در کنش وری اجتماعی در پهنه ی زندگی فرد منجر می شود ( کاسیدی و همکاران، ۱۹۹۶). از سویی دیگر تجارب و عواطف ناراحت کننده ی مرتبط با دلبستگی به نوجوانی منجر می شود که با راهبردهای دلبستگی فاصله جویانه، همسالان و به خصوص افرادی را که می‌توانند دوستان صمیمی و نزدیک برای او باشند، از خود می راند. پژوهش کوبک ( ۱۹۸۸) نشان داده است که فقدان مهارت های اجتماعی و وجود رفتارهای خصومت آمیز با سبک های دلبستگی ناایمن مرتبط است. تبیین احتمالی چنینیافته‌هایی آن است که والدین نوجوانان ناایمن و سبک والد گری آن ها، برقراری هر نوع رابطه ی موفقیت آمیزجدید را با همسالان برای نوجوان مشکل می‌سازند. مطالعات متعددی نشان داده‌اند که بین ایمنی دلبستگی با ارتباط با همسالان در نوجوانی همبستگی وجود دارد. در واقع ایمنی دلبستگی پیش‌بینی کننده ی معنی داری از میزان پذیرش فرد توسط همسالان محسوب می شود.

 

۱۱-۲ آسیب شناسی دلبستگی، رفتارهای مادرانه و مهارت های اجتماعی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:22:00 ب.ظ ]




 

گام نخست: شناسایی بازار هدف

 

طبیعتا نخستین گام در بازاریابی صادرات تعیین بازار هدف و مشخص نمودن نیازهای آن بازار است که برای محصولات یا خدمات شرکت ایجاد تقاضا می‌کند. انتخاب درست کشورهای هدف از میان حدود ۲۰۰ کشور در جهان، برای ارائه محصولات یا خدمات بسیار مهم است. چنانچه بازار هدف و نیازهای آن بازار با دقت تعیین شود، اخذ سفارش برای صادرات محصولات یا خدمات به کشورهای هدف، چندان دشوار نخواهد بود.انجام پژوهش های بازار بین‌المللی برای شناسایی فرصت‌های موجود در بازارهای فرا مرزی، بهترین ابزار برای تعیین بازارهای هدف صادرات است.

 

گام دوم: تدوین استراتژی‌های بازاریابی صادرات

 

پس از تعیین بازار هدف، گام بعدی، تدوین بسته استراتژی‌های صحیح بازاریابی صادرات شامل استراتژی ورود به بازار، استراتژی جایگاه یابی در بازار، استراتژی محصول یا خدمت، استراتژی قیمت گذاری، استراتژی برندینگ، استراتژی تامین و استراتژی‌های مرتبط با حوزه ترویج می‌باشد. بدیهی است که تدوین این بسته استراتژی‌ها با لحاظ کردن نیازهای بازار هدف انجام خواهد شد. نتایج حاصل از انجام پژوهش های بازار بین‌المللی، بنگاه‌ها و شرکت‌ها را در تدوین بسته استراتژی‌های متناسب با نیازها و خواسته‌های بازار هدف، کمک می‌کند.استراتژی‌های بازاریابی در صورتی کارآ و مؤثر شناخته می‌شوند که شرکت یا بنگاه اقتصادی را در نیل به اهداف تجاری زیر توانمند سازند:

 

۱- انتخاب صحیح بازار هدف به نحوی که تقاضای بالقوه و کشش مطلوب برای خرید محصولات یا خدمات در بازار مذکور موجود باشد.

 

۲- جایگاه شرکت و محصولات یا خدمات آن نسبت به رقبا، برتر و بالاتر باشد.

 

۳- محصولات یا خدمات، پاسخگوی خواسته‌ها و نیازهای خریداران در بازار تعیین شده باشد.

 

۴- قیمت‌گذاری به گونه‌ای صورت گیرد که همزمان برای شرکت و مشتریان، سودآور باشد. به عبارت دیگر، قیمت گذاری در فرایند ارزش آفرینی توامان برای شرکت و مشتریان، ایفای نقش نماید.

 

۵- ‌در مورد نحوه برندینگ محصول یا خدمت، تصمیم‌‌گیری صحیح انجام شود. (ورود به بازار با برند مشخص یا استفاده از برچسب و عنوان ناشناس).

 

۶- ‌در مورد تامین نیاز مشتریان ‌بر اساس موجودی انبار یا طراحی و تولید محصول یا خدمت کاملا منطبق بر خواسته مشتری تصمیم درست اخذ شود.

 

۷- پیش‌بینی مشوق‌های صحیح و انگیزاننده و بهره‌گیری مناسب از تکنیک‌های ترویج، به نحوی که در میان خریداران و واردکنندگان کشور هدف، نسبت به شرکت، شناخت مناسب و مطلوب ایجاد شود.

 

هر شرکت یا بنگاه اقتصادی در صورت تدوین صحیح بسته استراتژی‌های بازاریابی، می‌تواند با خیالی آسوده وارد بازارهای بین‌المللی شده، نسبت به کسب سهم بازار مناسب و همچنین برخورداری از رشد مطلوب فروش و سود حاصل از صادرات، اطمینان داشته باشد.

 

گام سوم: آماده‌سازی ابزارهای ارتباطات بازاریابی

 

پس از تدوین استراتژی‌های بازاریابی با در نظر گرفتن نیازهای بازار هدف، گام سوم عبارت از آماده سازی ابزارهای ارتباطی بازاریابی همچون شناسنامه شرکت، نامه فروش( این نوع نامه، به منزله تلاش برای فروش یک نوع محصول خاص یا خط محصول است و بیشتر برای کالاها و خدمات دارای قیمتی بالاتر از حد متوسط، کاربرد دارد.)، کاتالوگ محصول، بروشور، وب سایت و نظایر آن می‌باشد.ابزارهای ارتباطی مورد استفاده باید علاوه بر برخورداری از جذابیت لازم، از عنصر آگاهی بخشی و اطلاع‌رسانی نیز بهره بگیرند تا در جایگاه یابی شرکت در بازار هدف و ایجاد انگیزه در مشتریان بالقوه برای برقراری ارتباط با شرکت تاثیرگذار باشند. به عبارت دیگر، کلیه ابزارهای ارتباطی بازاریابی باید ضمن بهره‌مندی از طراحی مناسب، آگاهی بخش، جذاب و حرفه‌ای باشند تا در عین ارائه همه اطلاعات مورد نیاز در رابطه با شرکت و محصولات یا خدمات آن به مخاطب (مشتری بالقوه یا واردکننده در کشور مقصد)، انگیزه لازم را برای آغاز ارتباط با شرکت در مشتریان بالقوه ایجاد کنند.

 

می‌توان گفت که ابزار ارتباط بازاریابی، می‌تواند در نحوه تصمیم‌گیری مشتریان یا خریداران به منظور تامین نیاز خود به محصول یا خدمات از یک شرکت خاص، تاثیر بسزایی داشته باشد.

 

گام چهارم: ترویج

 

ترویج یکی از بخش‌های چهارگانه (والبته به اعتقاد بعضی از صاحب‌نظران بازاریابی، ‌پنج‌گانه) هر آمیزه بازاریابی است که پس از مرحله آماده سازی ابزارهای ارتباطات بازاریابی صورت پذیرفته، نقشی اساسی در بازاریابی صادرات ایفا می‌کند.

 

مهم‌ترین هدف ترویج، آگاه‌سازی مشتریان یا خریداران از ماهیت یک شرکت و محصولات یا خدمات پیشنهادی آن است. به طور کلی هر آمیزه ترویجی از پنج جزء، شامل فروش چهره به چهره، تبلیغات، تکنیک‌های مشوق خرید (مانند کوپن‌های تخفیف و…)، بازاریابی مستقیم و ابزارهای روابط عمومی تشکیل می‌شود که توضیح مشروح هر یک از این اجزا خارج از حوصله این مقال است.ترکیب مورد استفاده در هر آمیزه ترویجی باید از لحاظ هزینه، مقرون به صرفه بوده و قادر به تسلیم پیام درست در موقعیت زمانی درست و در مکان درست باشد. آمیزه ترویجی باید مشتری یا وارد کننده در کشور مقصد را به گونه‌ای هدایت نماید که ضمن جلب توجه او به سمت محصولات یا خدمات شرکت، در او انگیزه و علاقه‌مندی لازم برای آغاز ارتباط کاری با شرکت را ایجاد کند. بدون اغراق می‌توان اینترنت را، مقرون به صرفه‌ترین و سریع‌ترین ابزار ترویجی در میان سایر ابزارها و روش‌های موجود در بحث بازاریابی صادراتی نامید. بررسی‌های گوناگون نشان‌دهنده این واقعیت است که بیشتر مشتریان یا خریداران برای یافتن تامین‌کنندگان مناسب و برقراری ارتباط با آن ها از موتورهای جست‌وجوگر، پورتال‌های تجاری B2B و بانک‌های اطلاعاتی موجود در فضای مجازی استفاده می‌کنند.از این رو، معرفی محصولات یا خدمات شرکت‌ها در موتورهای جست‌وجوگر مطرحی چون گوگل و یاهو یا پورتال‌های تجاری نظیر Alibaba و حتی شبکه های اجتماعی مجازی مانند فیس بوک، به آن ها امکان جلوه گری در یک ویترین عمومی در ابعاد جهانی و بین‌المللی داده، در آگاهی بخشی مؤثر مشتریان یا خریداران بسیار تاثیرگذار می‌باشد.مشارکت مستقیم در نمایشگاه‌های تخصصی و تجاری یا توزیع کاتالوگ محصولات یا خدمات شرکت در چنین رویدادهایی از دیگر ابزارهای مناسبی است که می‌تواند منجر به برقراری ارتباط رودررو با مشتریان یا خریداران شود.

گام پنجم: ایجاد درخواست

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:47:00 ق.ظ ]